[
    {
        "title": "دعای  37 - دعاي آنحضرت در شکر",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "و كان مِن دعائِه عليه‏السلام اِذَا اعْتَرَفَ بِالتّقصيرِ عَنْ تَاْدِيَةِ الشُّكْرِ                                                      «دعادر اعتراف به تقصیر از اداى شکر»                                                                   اَللَّهُمَّ اِنَّ اَحَداً لايَبْلُغُ مِنْ شُكْرِكَ غايَةً اِلاَّ حَصَلَ عَلَيْهِ مِنْ                                                      خداوندا کسى در مسئله شکر به حدّى نمى‏رسد مگر آنکه احسان دیگر تو او را                                                                   اِحْسانِكَ ما يُلْزِمُهُ شُكْراً، وَ لايَبْلُغُ مَبْلَغاً مِنْ طاعَتِكَ وَ اِنِ                                                      به شکرى دیگر ملزم مى‏کند، و از طاعتت به اندازه‏اى دست نمى‏یابد - گرچه                                                                   اجْتَهَدَ اِلاّ كانَ مُقَصِّراً دُونَ اسْتِحْقاقِكَ بِفَضْلِكَ، فَاَشْكَرُ                                                      بکوشد- جز اینکه در برابر آنچه شایسته فضل توست مقصّر است، بنابر این شاکرترین                                                                   عِبادِكَ عاجِزٌ عَنْ شُكْرِكَ، وَ اَعْبَدُهُمْ مُقَصِّرٌ عَنْ طاعَتِكَ،                                                      بندگانت از شکر تو ناتوان، و عابدترین بندگانت از طاعتت مقصّر است،                                                                   لايَجِبُ لِأَحَدٍ اَنْ تَغْفِرَ لَهُ بِاسْتِحْقاقِهِ، وَ لا اَنْ تَرْضى‏ عَنْهُ                                                      کسى مستوجب آن نیست که از باب استحقاق او را مورد مغفرت قرار دهى، یا بر اساس سزاوارى از او                                                                   بِاسْتيجابِهِ، فَمَنْ غَفَرْتَ لَهُ فَبِطَوْلِكَ، وَ مَنْ رَضيتَ عَنْهُ                                                      خشنود باشى، پس هر که را بیامرزى از احسان توست، و از هر که خشنود شوى در اثر                                                                   فَبِفَضْلِكَ، تَشْكُرُ يَسيرَ ما شَكَرْتَهُ، وَ تُثيبُ عَلى‏ قَليلِ ما                                                      تفضل توست، عمل اندک را که بپذیرى از باب فضل پذیرفته‏اى، و طاعت مختصر را                                                                   تُطاعُ فيهِ، حَتّى‏ كَاَنَّ شُكْرَ عِبادِكَ‏الَّذى اَوْجَبْتَ‏عَلَيْهِ‏ثَوابَهُمْ                                                      مزد مى‏دهى، تا آنجا که گویى شکر بندگانت که بدان سبب پاداششان را واجب ساخته‏اى                                                                   وَ اَعْظَمْتَ عَنْهُ جَزآئَهُمْ اَمْرٌ مَلَكُوا اسْتِطاعَةَ الْاِمْتِناعِ مِنْهُ                                                      و اجرشان را از آن رو بزرگ ساخته‏اى مسئله‏اى است که در برابر تو قدرت روى برتافتن از آن را                                                                   دُونَكَ فَكافَيْتَهُمْ، اَوْ لَمْ‏يَكُنْ سَبَبُهُ بِيَدِكَ فَجازَيْتَهُمْ، بَلْ                                                      داشته‏اند و از این جهت پاداششان دادى، یا گویى سبب آن شکر به دست تو نبوده و بدین‏خاطر به ایشان اجر بخشیدى، بلکه                                                                   مَلَكْتَ -يا اِلهى- اَمْرَهُمْ قَبْلَ اَنْ يَمْلِكُوا عِبادَتَكَ، وَ اَعْدَدْتَ                                                      اى خداى من مالک امر ایشان بوده‏اى پیش از آنکه ایشان مالک عبادت تو شوند، و مزدشان                                                                   ثَوابَهُمْ قَبْلَ اَنْ‏يُفيضُوا فى طاعَتِكَ، وَ ذلِكَ اَنَّ سُنَّتَكَ                                                      را پیش از اینکه به طاعتت اقدام کنند آماده کرده‏اى، زیرا که آئینت                                                                   الْاِفْضالُ، وَعادَتَكَ الْاِحْسانُ، وَ سَبيلَكَ الْعَفْوُ. فَكُلُ‏الْبَرِيَّةِ                                                      انعام، و عادتت احسان، و راهت عفو و بخشش است. از این رو همه آفریدگان                                                                   مُعْتَرِفَةٌبِاَنَّكَ غَيْرُظالِمٍ لِمَنْ‏عاقَبْتَ، وَشاهِدَةٌ بِاَنَّكَ مُتَفَضِّلٌ                                                      معترفند که تو درباره هر که عقوبتش کنى ستم نکرده‏اى، و شاهدند که هر که را ببخشى                                                                   عَلى‏ مَنْ عافَيْتَ، وَ كُلٌّ مُقِرٌّ عَلى‏ نَفْسِهِ بِالتَّقْصيرِ عَمَّا                                                      در حقّش تفضل فرموده‏اى، و همگان درباره خویش به تقصیر نسبت به آنچه سزاوار آنى                                                                   اسْتَوْجَبْتَ. فَلَوْلا اَنَّ الشَّيْطانَ يَخْتَدِعُهُمْ عَنْ طاعَتِكَ ما                                                      معترفند. بنابراین اگر شیطان ایشان را از طاعتت نفریبد هیچ عصیان‏گرى تو را                                                                   عَصاكَ عاصٍ، وَ لَوْلا اَنَّهُ صَوَّرَ لَهُمُ الْباطِلَ فى مِثالِ الْحَقِّ                                                      معصیت نکند، و اگر شیطان باطل را در نظرشان به صورت حق جلوه ندهد                                                                   ما ضَلَّ عَنْ طَريقِكَ ضآلٌّ، فَسُبْحانَكَ ما اَبْيَنَ كَرَمَكَ فى                                                      هیچ گمراهى از راه تو منحرف نشود، پس منزّهى تو، چه آشکار است بزرگواریت در                                                                   مُعامَلَةِ مَنْ اَطاعَكَ اَوْ عَصاكَ: تَشْكُرُ لِلْمُطيعِ ما اَنْتَ                                                      معامله باکسى‏که تو را اطاعت کرده یا عصیان نموده: مطیع را در مقابل آنچه خود برایش فراهم آورده‏اى                                                                   تَوَلَّيْتَهُ لَهُ، وَ تُمْلى لِلْعاصى فيما تَمْلِكُ مُعاجَلَتَهُ فيهِ،                                                      پاداش مى‏دهى، و معصیت‏کار را در آنچه تعجیل در کیفرش به دست توست مهلت مى‏دهى،                                                                   اَعْطَيْتَ كُلاًّ مِنْهُما مالَمْ يَجِبْ لَهُ، وَ تَفَضَّلْتَ عَلى‏ كُلٍّ مِنْهُما                                                      به هر یک از آن دو نفر عطایى نموده‏اى که مستحق آن نبوده، و به هر یک تفضّلى فرموده‏اى                                                                   بِما يَقْصُرُ عَمَلُهُ عَنْهُ، وَلَوْ كافَأْتَ‏الْمُطيعَ عَلى‏ ما اَنْتَ تَوَلَّيْتَهُ                                                      که عملش از آن قاصر است، و اگر مطیع را بر آنچه حضرتت او را بر آن گماشته‏اى (نه بر عمل خودش) جزا مى‏دادى                                                                   لَأوْشَكَ اَنْ يَفْقِدَ ثَوابَكَ، وَ اَنْ تَزُولَ عَنْهُ نِعْمَتُكَ، وَلكِنَّكَ                                                      بیم آن بود که ثوابت را از دست بدهد، و نعمتت از او زایل شود، ولى تو                                                                   بِكَرَمِكَ جازَيْتَهُ عَلَى الْمُدَّةِ الْقَصيرَةِ الْفانِيَةِ بِالْمُدَّةِ الطَّويلَةِ                                                      به بزرگوارى خود در برابر مدت کوتاه از دست‏رفتنى به مدّتى طولانى                                                                   الْخالِدَةِ، وَ عَلَى‏الْغايَةِ الْقَريبَةِ الزّآئِلَةِ بِالْغايَةِ الْمَديدَةِ الْباقِيَةِ،                                                      و همیشگى، و در مقابل مدت نزدیک گذرا با مدت دامنه‏دار جاوید او را پاداش                                                                   ثُمَّ لَمْ تَسُمْهُ الْقِصاصَ فيما اَكَلَ مِنْ رِزْقِكَ الَّذى يَقْوى‏ بِهِ                                                      دادى، سپس در برابر رزقى که از سفره نعمت تو خورده تا به سبب                                                                   عَلى‏ طاعَتِكَ، وَ لَمْ‏تَحْمِلْهُ عَلَى الْمُناقَشاتِ فِى‏الْالاتِ الَّتى                                                      آن بر طاعتت نیرو گیرد با او معامله پایاپاى نکردى، و از او بازپرسى دقیق درباره ابزارى که آنها را                                                                   تَسَبَّبَ بِاسْتِعْمالِها اِلى‏ مَغْفِرَتِكَ، وَلَوْفَعَلْتَ ذلِكَ بِهِ‏لَذَهَبَ                                                      سبب رسیدن به مغفرتت قرار داده ننمودى، و اگر با مطیع چنین رفتار                                                                   بِجَميعِ ما كَدَحَ لَهُ وَ جُمْلَةِ ما سَعى‏ فيهِ، جَزآءً لِلصُّغْرى‏ مِنْ                                                      مى‏نمودى تمام حاصل دسترنج و سعى و زحمت او در مقابل کوچک‏ترین نعمتها و                                                                   اَياديكَ وَ مِنَنِكَ، وَ لَبَقِىَ رَهيناً بَيْنَ يَدَيْكَ بِسآئِرِ نِعَمِكَ،                                                      عطاهایت از دست مى‏رفت، و در پیشگاه مقدّست به خاطر سایر نعمتهایت در گرو مى‏ماند،                                                                   فَمَتى‏ كانَ يَسْتَحِقُّ شَيْئاً مِنْ ثَوابِكَ؟ لا! مَتى‏؟! هذا يا اِلهى                                                      پس چه زمانى شایستگى چیزى از ثواب تو را مى‏داشت، نه، هیچ‏گاه!! این است -خداى من-                                                                   حالُ مَنْ اَطاعَكَ، وَ سَبيلُ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ، فَاَمَّا الْعاصى                                                      حال آن که تو را فرمان برده، و سرنوشت کسى که به عبادت تو اقدام نموده، و اما آن که از تو نافرمانى کرده                                                                   اَمْرَكَ وَ الْمُواقِعُ نَهْيَكَ فَلَمْ تُعاجِلْهُ بِنَقِمَتِكَ لِكَىْ يَسْتَبْدِلَ                                                      و نهى تو را مرتکب شده پس عجله - در انتقام از او نکردى، تا مگر به جاى                                                                   بِحالِهِ فى مَعْصِيَتِكَ حالَ الْاِنابَةِ اِلى‏ طاعَتِكَ، وَ لَقَدْ كانَ                                                      حال معصیت تو حال برگشت به طاعت تو گزیند، در صورتى که او                                                                   يَسْتَحِقُّ فى اَوَّلِ ما هَمَّ بِعِصْيانِكَ كُلَّ ما اَعْدَدْتَ لِجَميعِ                                                      در اولین بارى که بر عصیان تو همّت نموده مستحق تمام عقوبتهایى که براى جمیع                                                                   خَلْقِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ، فَجَميعُ ما اَخَّرْتَ عَنْهُ مِنَ الْعَذابِ،                                                      بندگانت مهیّا نموده‏اى گشته، پس هر عذابى که از او به تأخیر انداخته‏اى،                                                                   وَ اَبْطَاْتَ بِهِ عَلَيْهِ مِنْ سَطَواتِ النَّقِمَةِ وَ الْعِقابِ تَرْكٌ مِنْ                                                      و هر سطوت انتقام و عقابى که از او بازپس داشته‏اى حق قطعى توست که                                                                   حَقِّكَ، وَ رِضىً بِدُونِ واجِبِكَ. فَمَنْ اَكْرَمُ -يا اِلهى- مِنْكَ،                                                      وامى‏گذارى، و به کمتر از آنچه استحقاق توست رضا داده‏اى. پس -اى خداى من- کریم‏تر از تو کیست؟                                                                   وَ مَنْ اَشْقى‏ مِمَّنْ هَلَكَ عَلَيْكَ؟ لا! مَنْ؟ فَتَبارَكْتَ اَنْ                                                      و بدبخت‏تر از کسى‏که به سبب مخالفت با تو هلاک شده، چه‏کسى است؟ نه، هیچ‏کس! پس تو والاتر از آنى                                                                   تُوصَفَ اِلاّ بِالْاِحسانِ، وَ كَرُمْتَ اَنْ يُخافَ مِنْكَ اِلاَّ                                                      که جز به احسان وصف شوى، و منزّه از آنى که جز از جهت عدل از تو                                                                   الْعَدْلُ، لا يُخْشى‏ جَوْرُكَ عَلى‏ مَنْ عَصاكَ، وَ لا يُخافُ                                                      بترسند، بیم جور و جفا به معصیت‏کار از تو نمى‏رود، و ترس واگذاشتن                                                                   اٍغفالکَ ثَوابَ مَن اَرضاکَ, فَصَل عَلي محمد و الٍهٍ وَهَب                                                      پاداش کسی که تورا به عبادت خشنودساخته درکار نیست، پس بر محمد و آلش درود فرست، و آرزوى                                                                   لى اَمَلى، وَ زِدْنى مِنْ هُداكَ مااَصِلُ بِهِ اِلَى التَّوْفيقِ فى عَمَلى،                                                      مرا برآور، و هدایتت را آن‏گونه بر من افزایش ده که به سبب آن توفیق در کار                                                                   اِنَّكَ مَنَّانٌ كَريمٌ.                                                      خویش یابم، زیرا که تو بخشنده کریمى.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 37 تا 54"
    },
    {
        "title": "دعای  38 - دعاي آنحضرت در عذر خواهي از حق",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "و كان مِن دعائِه عليه‏السلام فِى الاعْتِذارِ مِنْ تَبِعاتِ الْعِبادِ وَ مِنَ التَّقْصيرِ - فى حُقوقِهِم وَ فى‏ فَكاكِ رَقَبَتِهِ مِنَ النّارِ                                                      «دعادر پوزش از مظلمه مردمان»                                                                   اَللَّهُمَّ اِنّى اَعْتَذِرُ اِلَيْكَ مِنْ مَظْلُومٍ ظُلِمَ بِحَضْرَتى                                                      بار خدایا به پیشگاهت عذر خواهم در حق ستمدیده‏اى که در حضور من بر او ستم رفته                                                                   فَلَمْ اَنْصُرْهُ، وَ مِنْ مَعْرُوفٍ اُسْدِىَ اِلَىَّ فَلَمْ اَشْكُرْهُ، وَ مِنْ مُسى‏ءٍ                                                      و من یاریش ننمودم، و از احسانى که در حقّم شده و شکرش را بجا نیاورده‏ام، و از بد کننده‏اى که از من                                                                   اعْتَذَرَ اِلَىَّ فَلَمْ اَعْذِرْهُ، وَ مَنْ ذى‏فاقَةٍ سَئَلَنى فَلَمْ اُوثِرْهُ،                                                      پوزش خواسته و عذرش را نپذیرفته‏ام، و از فقیرى که از من حاجت خواسته و من خواست او را بر خواست خود ترجیح نداده‏ام،                                                                   وَ مِنْ حَقِّ ذى حَقٍّ لَزِمَنى لِمُؤْمِنٍ فَلَمْ اُوَفِّرْهُ، وَ مِنْ عَيْبِ                                                      و از حقّ مؤمن حق دارى که بر عهده‏ام مانده و آن را ادا ننموده‏ام، و از عیب                                                                   مُؤْمِنٍ ظَهَرَ لى فَلَمْ اَسْتُرْهُ، وَ مِنْ كُلِّ اِثْمٍ عَرَضَ لى                                                      مؤمنى که بر من آشکار گشته و آن را نپوشانده‏ام، و از هر معصیتى که برایم پیش آمده و از آن                                                                   فَلَمْ اَهْجُرْهُ. اَعْتَذِرُ اِلَيْكَ -يا اِلهى - مِنْهُنَّ وَ مِنْ نَظآئِرِهِنَ‏اِعْتِذارَ                                                      دورى نجستم. بار الها از همه آنها و از آنچه مانند آنهاست از حضرتت با دل آکنده از پشیمانى                                                                   نَدامَةٍ يَكُونُ واعِظاً لِما بَيْنَ يَدَىَّ مِنْ اَشْباهِهِنَّ، فَصَلِّ عَلى‏                                                      عذر مى‏خواهم عذرى که مرا در آینده از نظایر آنچه بر من گذشت بازدارد، پس بر                                                                   مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاجْعَلْ نَدامَتى عَلى‏ ما وَقَعْتُ فيهِ مِنَ الزَّلاَّتِ،                                                      محمد و آلش درود فرست، و پشیمانیم را بر لغزشهایى که گرفتارشان شده‏ام،                                                                   وَ عَزْمى عَلى‏ تَرْكِ مايَعْرِضُ لى مِنَ‏السَّيِّئاتِ تَوْبَةً تُوجِبُ                                                      و تصمیم را بر ترک گناهانى که برایم پیش آیند توبه‏اى قرار ده که                                                                   لى مَحَبَّتَكَ، يا مُحِبَّ التَّوَّابينَ.                                                      برایم موجب عشق تو گردد، اى دوستدار توبه کنندگان.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 37 تا 54"
    },
    {
        "title": "دعای  39 - دعاي آنحضرت در طلب عفو",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "و كان مِن دعائِه عليه‏السلام فى طَلَبِ العَفْوِ وَ الرَّحْمةِ                                                      «دعادر طلب عفو و رحمت»                                                                   اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاكْسِرْ شَهْوَتى عَنْ كُلِّ مَحْرَمٍ،                                                      بار الها بر محمد و آلش درود فرست، و شهوتم را از هر حرامى درهم شکن،                                                                   وَ ازْوِ حِرْصى عَنْ كُلِّ مَاْثَمٍ، وَ امْنَعْنى عَنْ اَذى‏ كُلِّ مُؤْمِنٍ                                                      و میل شدید مرا از هر معصیتى بگردان، و مرا از آزار کردن هر مؤمن                                                                   وَ مُؤْمِنَةٍ وَ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ. اَللَّهُمَّ وَ اَيُّما عَبْدٍ نالَ مِنّى ما                                                      و مؤمنه و مسلم و مسلمه‏اى بازدار. الهى، هر بنده‏اى که درباره من مرتکب کارى شده که                                                                   حَظَرْتَ عَلَيْهِ، وَ انْتَهَكَ مِنّى ما حَجَزْتَ عَلَيْهِ، فَمَضى                                                      بر او حرام کرده‏اى، یا آبروى مرا که به حفظ آن فرمانش دادى ریخته باشد، پس زیر بار                                                                   بِظُلامَتى مَيِّتاً، اَوْحَصَلَتْ لى قِبَلَهُ حَيّاً، فَاغْفِرْ لَهُ مااَلَمَّ بِهِ مِنّى،                                                      ستم بر من مرده، یا در حال حیات بر عهده‏اش مانده، پس او را در ستمى که بر من روا داشته مورد مغفرت قرار ده،                                                                   وَ اعْفُ لَهُ عَمّا اَدْبَرَ بِهِ عَنّى، وَ لا تَقِفْهُ عَلى‏ مَا ارْتَكَبَ فِىَّ،                                                      و در حقّى که از من ربوده او را عفو کن، و درباره آنچه با من کرده وى را سرزنش منما،                                                                   وَ لاتَكْشِفْهُ عَمَّا اكْتَسَبَ بى، وَ اجْعَلْ ما سَمَحْتُ بِهِ مِنَ                                                      و به خاطر اینکه مرا آزرده رسوایش مکن، و این گذشت سمیحانه                                                                   الْعَفْوِ عَنْهُمْ، وَ تَبَرَّعْتُ بِهِ مِنَ الصَّدَقَةِ عَلَيْهِمْ اَزْكى‏                                                      مرا از آنان، و صدقه رایگان مرا بر آنان از پاکیزه‏ترین                                                                   صَدَقاتِ الْمُتَصَدِّقينَ، وَاَعْلى‏ صِلاتِ‏الْمُتَقَرِّبينَ، وَ عَوِّضْنى                                                      صدقات صدقه دهندگان و بالاترین صله‏هاى کسانى که به پیشگاهت تقرب مى‏جویند قرار ده، و جزاى مرا در                                                                   مِنْ عَفْوى عَنْهُمْ عَفْوَكَ، وَ مِنْ دُعآئى لَهُمْ رَحْمَتَكَ، حَتّى‏                                                      برابر عفو من از ایشان، عفوت، و در برابر دعایم در حق آنان رحمتت قرار ده، تا                                                                   يَسْعَدَ كُلُّ واحِدٍ مِنّا بِفَضْلِكَ، وَ يَنْجُوَ كُلٌّ مِنّا بِمَنِّكَ. اَللَّهُمَّ                                                      هر کدام از ما به سبب فضل تو سعادتمند شده، و هر یک از ما به احسان تو رستگار گردیم. الهى،                                                                   وَاَيُّما عَبْدٍ مِنْ عَبيدِكَ اَدْرَكَهُ مِنّى دَرَكٌ، اَوْ مَسَّهُ مِنْ ناحِيَتى                                                      و هر یک از بندگانت که از جانب من به او صدمه‏اى رسیده، یا از سوى من                                                                   اَذًى، اَوْ لَحِقَهُ بى اَوْ بِسَبَبى ظُلْمٌ، فَفُتُّهُ بِحَقِّهِ، اَوْ سَبَقْتُهُ                                                      آزارى متوجه او شده، یا ازمن و یا به‏سبب من ستمى براو رفته، پس حق‏او را پایمال کرده، یا به مظلمه‏اش                                                                   بِمَظْلِمَتِهِ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اَرْضِهِ عَنّى مِنْ                                                      بر او سبقت جستم، پس بر محمّد و آلش درود فرست، و او را به توانگرى خود از من                                                                   وُجْدِكَ، وَ اَوْفِهِ حَقَّهُ مِنْ عِنْدِكَ، ثُمَّ قِنى ما يُوجِبُ لَهُ                                                      خشنود فرما، و حقّش را از نزد خود پرداخت کن، آنگاه مرا از عقوبتى که به حکم تو مستحق آن شده‏ام                                                                   حُكْمُكَ، وَ خَلِّصْنى مِمّا يَحْكُمُ بِهِ عَدْلُكَ، فَاِنَّ قُوَّتى                                                      حفظ فرما، و از کیفرى که مقتضاى عدل توست خلاص کن، زیرا توان و قدرت مرا                                                                   لاتَسْتَقِلُّ بِنَقِمَتِكَ، وَ اِنَّ طاقَتى لاتَنْهَضُ‏بِسُخْطِكَ، فَاِنَّكَ                                                      طاقت عذاب تو نیست، و تاب و طاقت من تکافوى خشم تو را نمى‏کند، زیرا که                                                                   اِنْ تُكافِنى بِالْحَقِّ - تُهْلِكْنى، وَ اِلاّتَغَمَّدْنى بِرَحْمَتِكَ                                                      اگر مرا بر پایه حق مکافات کنى هلاکم مى‏نمایى، و اگر رحمتت را شامل حالم نکنى                                                                   تُوبِقْنى. اَللَّهُمَّ اِنّى اَسْتَوْهِبُكَ -يااِلهى- ما لايُنْقِصُكَ بَذْلُهُ،                                                      نابودم مى‏سازى. الهى، از تو چیزى را مى‏خواهم -اى خدا من- که بخشش آن چیزى از تو کم نمى‏کند،                                                                   وَ اَسْتَحْمِلُكَ ما لايَبْهَظُكَ حَمْلُهُ. اَسْتَوْهِبُكَ - يا اِلهى -                                                      و برداشتن بارى را طلب مى‏کنم که برداشتن آن بر تو گران نیست. الهى، از تو مى‏خواهم                                                                   نَفْسِىَ الَّتى لَمْ‏تَخْلُقْها لِتَمْتَنِعَ بِها مِنْ سُوءٍ، اَوْ لِتَطَرَّقَ بِهااِلى‏                                                      که نفسم را به من ببخشى که آن را براى این خلق نکردى که به وسیله آن از شرى دورى جویى، یا بدان وسیله خیرى                                                                    نَفْعٍ، وَلكِنْ اَنْشَاْتَها اِثْباتاً لِقُدْرَتِكَ عَلى‏ مِثْلِها، وَاحْتِجاجاً                                                      بدست آورى، ولى این نفس را آفریدى تا قدرتت را بر ایجاد نظیر آن نمودار سازى، و دلیل و حجت                                                                   بِها عَلى‏ شَكْلِها. وَ اَسْتَحْمِلُكَ مِنْ ذُنُوبى ما قَدْ بَهَظَنى                                                      بر همانندش باشد. و من از تو مى‏خواهم که گناهانم را که زیر سنگینى بارشان مانده‏ام از دوش                                                                   حَمْلُهُ، وَ اَسْتَعينُ بِكَ عَلى‏ ما قَدْ فَدَحَنى ثِقْلُهُ، فَصَلِّ عَلى‏                                                      من بردارى، و از تو نسبت به آنچه سنگینى آن مرا به زانو درآورده یارى مى‏طلبم، پس بر                                                                   مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَهَبْ لِنَفْسى عَلى‏ ظُلْمِها نَفْسى، وَ وَكِّلْ                                                      محمد و آلش درود فرست، و نفس مرا به جهت ستم بر خویش مورد بخشایش قرار ده، و                                                                   رَحْمَتَكَ بِاحْتِمالِ اِصْرى، فَكَمْ قَدْ لَحِقَتْ رَحْمَتُكَ بِالْمُسيئينَ،                                                      رحمتت را به تحمل بار گران من بگمار، چه آنکه رحمتت فراوان به فریاد بدکرداران رسیده،                                                                   وَكَمْ قَدْ شَمِلَ عَفْوُكَ الظّالِمينَ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ،                                                      و چه‏بسا که عفوت شامل ستمکاران شده، پس بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَ اجْعَلْنى اُسْوَةَ مَنْ قَدْ اَنْهَضْتَهُ بِتَجاوُزِكَ عَنْ مَصارِعِ                                                      و مرا سرمشق کسانى قرارده که آنان را به بخشایش خود از افتادنگاههاى خطاکاران                                                                   الْخاطِئينَ، وَ خَلَّصْتَهُ بِتَوْفيقِكَ مِنْ وَرَطاتِ الْمُجْرِمينَ،                                                      بلند داشته‏اى، و به توفیقت از ورطه‏هاى تبهکاران رهایى بخشیده‏اى،                                                                   فَاَصْبَحَ طَليقَ عَفْوِكَ مِنْ اِسارِ سُخْطِكَ، وَ عَتيقَ صُنْعِكَ                                                      تا در سایه بخششت از اسارت خشم و غضبت آزاد شده، و به دست احسانت                                                                   مِنْ وَثاقِ عَدْلِكَ. اِنَّكَ اِنْ تَفْعَلْ ذلِكَ-يااِلهى- تَفْعَلْهُ بِمَنْ                                                      از بند عدلت رهایى یافته‏اند. خداوندا اگر تو چنین معامله کنى، این لطف را در حق کسى روا داشته‏اى                                                                   لايَجْحَدُ اسْتِحْقاقَ عُقُوبَتِكَ، وَ لايُبَرِّئُ نَفْسَهُ مِنِ                                                      که استحقاق عقوبتت را منکر نیست، و خود را از سزاوارى                                                                   اسْتيجابِ نَقِمَتِكَ. تَفْعَلُ ذلِكَ -يا اِلهى- بِمَنْ خَوْفُهُ مِنْكَ                                                      نکوهشت تبرئه نمى‏کند. خداوندا این رفتار را با کسى مى‏کنى که خوفش از تو از                                                                   اَكْثَرُ مِنَ طَمَعِهِ فيكَ، وَ بِمَنْ يَاْسُهُ مِنَ النَّجاةِ اَوْكَدُ                                                      طمعش به تو بیشتر است، و نومیدیش از نجات از امید                                                                   مِنْ رَجآئِهِ لِلْخَلاصِ، لااَنْ‏يَكُونَ يَاْسُهُ قُنُوطاً، اَوْ اَنْ يَكُونَ                                                      رهایى پابرجاتر است، نه اینکه نومیدیش از باب یأس از رحمت تو، یا طمعش از جهت                                                                   طَمَعُهُ اغْتِراراً، بَلْ لِقِلَّةِ حَسَناتِهِ بَيْنَ سَيِّئاتِهِ، وَ ضَعْفِ                                                      مغرور بودن به کرم تو باشد، بلکه به علّت قلّت حسناتش در میان گناهانش، و سست بودن                                                                   حُجَجِهِ فى جَميعِ تَبِعاتِهِ. فَاَمّا اَنْتَ -يا اِلهى- فَاَهْلٌ اَنْ لايَغْتَرَّ                                                      دلائلش در مورد وظائفى که بر عهده او بوده و از انجامش سرباز زده مى‏باشد. اما تو -اى پروردگار من- سزاوارى که                                                                   بِكَ الصِّدّيقُونَ، وَ لا يَيْاَسَ مِنْكَ الْمُجْرِمُونَ، لاَِنَّكَ الرَّبُّ                                                      صدّیقان به تو مغرور نشوند، و گنهکاران از تو مأیوس نگردند، زیرا تو پروردگار                                                                   الْعَظيمُ الَّذى لايَمْنَعُ اَحَداً فَضْلَهُ، وَ لايَسْتَقْصى مِنْ اَحَدٍ                                                      بزرگى هستى که فضلت را از احدى دریغ نمى‏کنى، و حق خود را به‏طور کامل از کسى دریافت                                                                   حَقَّهُ، تَعالى‏ ذِكْرُكَ عَنِ الْمَذْكُورينَ، وَ تَقَدَّسَتْ اَسْمآؤُكَ                                                      نمى‏دارى، یاد تو از (یاد همه) یادشدگان برتر است، و نامهایت منزه از آن است که                                                                   عَنِ الْمَنْسُوبينَ، وَ فَشَتْ نِعْمَتُكَ فى جَميعِ الْمَخْلُوقينَ،                                                      منسوبان بدانها نامیده شوند، و نعمتت در میان تمام آفریدگان پخش و پراکنده است،                                                                   فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى‏ ذلِكَ يا رَبَّ الْعالَمينَ.                                                      پس سپاس تو راست بر تمام آنچه بیان شد اى پروردگار جهانیان.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 37 تا 54"
    },
    {
        "title": "دعای  40 - دعاي آنحضرت به وقت ياد مرگ",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "و كان مِن دعائِه عليه‏السلام اِذا - نُعِىَ اِلَيْه مَيِّتٌ اَوْ ذَكَرَ الْمَوْتَ:                                                      «دعا به‏وقتى که خبر مرگ کسى به او مى‏رسید »                                                                   اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدِ وَ الِهِ، وَاكْفِنا طُولَ الْاَمَلِ، وَ قَصِّرْهُ                                                      بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از آرزوى دراز نگاهدار، و آرزوها را                                                                   عَنَّا بِصِدْقِ الْعَمَلِ، حَتّى‏ لا نُؤَمِّلَ اسْتِتْمامَ ساعَةٍ بَعْدَساعَةٍ،                                                      با عمل راستین بر ما کوتاه کن، تا به پایان بردن ساعتى را از پى ساعتى،                                                                   وَ لاَ اسْتيفآءَ يَوْمٍ بَعْدَ يَوْمٍ، وَ لاَ اتِّصالَ نَفَسِ بِنَفَسٍ، و                                                     و دریافتن روزى را به دنبال روزى، و پیوستن نفسى را به نفسى، و                                                                   لا لُحُوقَ قَدَمٍ بِقَدَمٍ، وَ سَلِّمْنا مِنْ غُروُرِهِ، وَ امِنّا مِنْ شُرُورِهِ،                                                      رسیدن گامى را به گامى آرزو نکنیم، و ما را از فریب آرزوها در سلامت دار، و از بدیهایش در امان دار، و                                                                   وَ انْصِبِ الْمَوْتَ بَيْنَ اَيْدينا نَصْباً، وَ لا تَجْعَلْ ذِكْرَنا لَهُ غِبًّا،                                                      مرگ را دربرابر دیدگان ما مجسم‏کن، و یادش راگهگاه در خاطر ما میار (بلکه همیشه به یاد آن باشیم).                                                                   وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ صالِحِ الَأَعْمالِ عَمَلاً نَسْتَبْطِئُ مَعَهُ الْمَصيرَ                                                      و از اعمال شایسته عملى برایمان قرار ده که با آن بازگشت به حضرتت را (با همه سرعتش) کُند                                                                   اِلَيْكَ، وَ نَحْرِصُ لَهُ عَلى‏ وَشْكِ اللَّحاقِ بِكَ، حَتّى‏ يَكُونَ                                                      شماریم، و براى به سرعت رسیدن به کویت بدان حرص ورزیم، به‏طورى که مرگ براى ما                                                                   الْمَوْتُ مَاْنَسَنَا الَّذى نَاْنَسُ بِهِ، وَ مَاْلَفَنَا الَّذى نَشْتاقُ اِلَيْهِ،                                                      محل اُنسى باشد که به آن انس گیریم، و مرکز الفتى باشد که بدان شوق ورزیم، و                                                                   وَ حآمَّتَنَا الَّتى نُحِبُّ الدُّنُوَّ مِنْها، فَاِذا اَوْرَدْتَهُ عَلَيْنا وَ                                                      خویشاوند نزدیکى باشد که قرب به او را دوست بداریم، پس هر زمان که آن را بر ما وارد کنى و                                                                   اَنْزَلْتَهُ بِنا فَاَسْعِدْنا بِهِ زآئِراً، وَ انِسْنا بِهِ قادِماً، وَ                                                      فرود آرى ما را از دیدارش خوشبخت فرما، و چون بر ما وارد شود آن را مایه انس ما قرار ده، و                                                                   لاتُشْقِنا بِضِيافَتِهِ، وَ لا تُخْزِنا بِزِيارَتِهِ، وَاجْعَلْهُ باباً مِنْ اَبْوابِ                                                      ما را در مهمانى او به رنج و زحمت مینداز، و با زیارت او سرافکنده مساز، و آن را درى از                                                                   مَغْفِرَتِكَ، وَ مِفْتاحاً مِنْ مَفاتيحِ رَحْمَتِكَ. اَمِتْنا مُهْتَدينَ                                                      درهاى مغفرت، و کلیدى از کلیدهاى رحمت خود قرار ده. ما را در جمع هدایت شدگانى بمیران که                                                                   غَيْرَ ضآلّينَ، طآئِعينَ غَيْرَ مُسْتَكْرِهينَ، تآئِبينَ غَيْرَ عاصينَ                                                      گمراه نگردند، و فرمانبردارانى که اکراه به خود راه ندهند، و تائبینى که گناه نکنند و بر گناه                                                                   وَ لا مُصِرّينَ، يا ضامِنَ جَزآءِ الْمُحْسِنينَ، وَ مُسْتَصْلِحَ                                                      اصرار نورزند، اى که مزد نیکوکاران را ضامنى، و از تبهکاران                                                                   عَمَلِ الْمُفْسِدينَ.                                                      اصلاح عملشان را خواستارى.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 37 تا 54"
    },
    {
        "title": "دعای  41 - دعاي آنحضرت در درخواست پرده پوشي",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "و كانَ مِنْ دُعائِه عليه‏السلام فى طَلَبِ السَّترِ وَ الْوِقايَةِ                                                      «دعادر طلب پرده‏پوشى بر گناه»                                                                   اَللَّهُمَّ صَلِّ - عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اَفْرِشْنى مِهادَ كَرامَتِكَ، وَ                                                      بار الها بر محمد و آلش درود فرست، و بستر کرامت خود را برایم بگستران، و                                                                   اَوْرِدْنى مَشارِع - رَحْمَتِكَ، وَ اَحْلِلْنى بُحْبُوحَةَ جَنَّتِكَ،                                                      به آبشخورهاى رحمتت در آور، و در قلب جنّت خود جایم ده،                                                                   وَ لا تَسمني بٍالرد عَنکَ, وَ لا تَحرٍمني بٍالخَيبةٍ مٍنکَ وَ                                                      و مرا به راندن از خویش خوار مکن، و به نومیدى از خود محروم منما، و                                                                   لاتُقآصَّنى بِمَااجْتَرَحْتُ، وَ لاتُناقِشْنى بِمَااكْتَسَبْتُ، وَ لاتُبْرِزْ                                                      به گناهانم تقاص مکن، و به رفتارم خرده مگیر، و رازم را                                                                   مَكْتُومى، وَ لا تَكْشِفْ مَسْتُورى، وَ لاتَحْمِلْ عَلى‏ ميزانِ                                                      آشکار مکن، و سرّم را فاش مساز، و عملم را به ترازوى                                                                   الْاِنْصافِ عَمَلى، وَ لاتُعْلِنْ عَلى‏ عُيُونِ الْمَلاَءِ خَبَرى،                                                      عدالت مسنج، و اخبار پنهانم را در برابر دیده همگان آشکار مفرما،                                                                   اَخْفِ عَنْهُمْ ما يَكُونُ نَشْرُهُ عَلَىَّ عاراً، وَ اطْوِ عَنْهُمْ ما                                                      آنچه را که آشکار شدنش مایه ننگ من است از ایشان مخفى‏دار، و آنچه مرا در حضورت بدنام                                                                   يُلْحِقُنى عِنْدَكَ شَناراً، شَرِّفْ دَرَجَتى بِرِضْوانِكَ، وَ اَكْمِلْ                                                      و رسوا کند از آنان بپوشان، مرتبه‏ام را در سایه خشنودیت شرافت بخش، و بزرگداشتم                                                                   كَرامَتى بِغُفْرانِكَ، وَ اَنْظِمْنى فى اَصْحابِ الْيَمينِ، وَ وَجِّهْنى                                                      را به وسیله آمرزشت کامل ساز، و مرا در زمره اصحاب یمین درآور، و در راههاى                                                                   فى مَسالِكِ الْامِنينَ، وَاجْعَلْنى فى فَوْجِ الْفآئِزينَ، وَاعْمُرْ بى                                                      ایمنان ببر، و در گروه رستگاران قرار ده، و انجمن شایستگان را به                                                                   مَجالِسَ الصّالِحينَ، امينَ رَبَّ الْعالَمينَ.                                                      سبب من آباد کن، دعایم را مستجاب فرما اى پروردگار جهانیان.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 37 تا 54"
    },
    {
        "title": "دعای  42 - دعاي آنحضرت به وقت ختم قران",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "و كانَ مِن دُعائِهِ عليه‏السلام عِنْدَ خَتْمِ الْقُرآنِ‏                                                      «دعا به وقت ختم قرآن»                                                                   اَللَّهُمَّ اِنَّكَ اَعَنْتَنى عَلى‏ خَتْمِ كِتابِكَ الَّذى اَنْزَلْتَهُ نُوراً، و                                                      بار خدایا تو مرا بر به پایان رساندن تلاوت کتابت که روشنگر راه حیاتش نازل کردى یارى دادى، و                                                                   جَعَلْتَهُ مُهَيْمِناً عَلى‏ كُلِّ كِتابٍ اَنْزَلْتَهُ، وَ فَضَّلْتَهُ عَلى‏ كُلِّ                                                      آن را بر هر کتاب نازل شده از جانب خود گواه و شاهد قرار دادى، و بر هر سخنى که                                                                   حَديثٍ قَصَصْتَهُ، وَفُرْقاناً فَرَقْتَ بِهِ بَيْنَ حَلالِكَ وَ حَرامِكَ،                                                      برخوانده‏اى برترى دادى، و فرقانش کردى که به وسیله آن بین حلال و حرامت جدایى انداختى،                                                                   وَ قُرْاناً اَعْرَبْتَ بِهِ عَنْ شَرآئِعِ اَحْكامِكَ، وَ كِتاباً فَصَّلْتَهُ                                                      و قرآنى که بیانگر شرایع احکام خود نمودى، و کتابى که آن را براى بندگان خود                                                                   لِعِبادِكَ تَفْصيلاً، وَ وَحْياً اَنْزَلْتَهُ عَلى‏ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ - صَلَواتُكَ                                                      تفصیل و تشریح فرمودى، - و وحیى که بر پیامبرت محمد - که درود تو بر او و                                                                   عَلَيْهِ وَ الِهِ - تَنْزيلاً، وَ جَعَلْتَهُ نُوراً نَهْتَدى مِنْ ظُلَمِ الضَّلالَةِ                                                      آلش باد - فرو فرستادى، و آن را نورى ساختى که در پرتو پیروى از آن از ظلمات گمراهى و                                                                   وَ الْجَهالَةِ بِاتِّباعِهِ، وَ شِفآءً لِمَنْ اَنْصَتَ بِفَهَمِ التَّصْديقِ اِلَى                                                      جهالت به عرصه هدایت راه یابیم، و شفایى قرار دادى براى کسى که از سر تصدیق بدان                                                                   اسْتِماعِهِ، وَ ميزانَ قِسْطِ لايَحيفُ عَنِ الْحَقِّ لِسانُهُ، وَ نُورَ                                                      گوش فرا دارد، و ترازوى قسطى که زبانه‏اش از حق نگردد، و نور                                                                   هُدىً لايَطْفَأُ عَنِ الشّاهِدينَ بُرْهانُهُ، وَ عَلَمَ نَجاةٍ لايَضِلُّ                                                      هدایتى که روشنایى برهانش از برابر ناظرین خاموش نگردد، و پرچم نجاتى که هر کس آهنگ                                                                   مَنْ اَمَّ قَصْدَ سُنَّتِهِ، وَ لاتَنالُ اَيْدِى الْهَلَكاتِ مَنْ تَعَلَّقَ                                                      آیین استوار آن کند گمراه نشود، و پنجه‏هاى مهالک به کسى که به دستگیره عصمتش                                                                   بِعُرْوَةِ عِصْمَتِهِ. اَللَّهُمَّ فَاِذْ اَفَدْتَنَا الْمَعُونَةَ عَلى‏ تِلاوَتِهِ،                                                      در آویزد نرسد. الهى، اکنون که ما را به تلاوت قرآن یارى دادى،                                                                   وَ سَهَّلْتَ جَواسِىَ اَلْسِنَتِنا بِحُسْنِ عِبارَتِهِ، فَاجْعَلْنا مِمَّنْ                                                      و عقده‏هاى زبانمان را به زیبایى عبارات آن گشودى، پس ما را از جمله کسانى قرار ده که حق                                                                   يَرْعاهُ حَقَّ رِعايَتِهِ، وَ يَدينُ لَكَ بِاعْتِقادِ التَّسْليمِ لِمُحْكَمِ اياتِهِ،                                                      این کتاب را چنان که سزاوار است رعایت کنند، و تو را با اعتقاد تسلیم در برابر آیات محکمش بندگى نمایند،                                                                   وَ يَفْزَعُ اِلَى الْاِقْرارِ بِمُتَشابِهِهِ وَ مُوضَحاتِ بَيِّناتِهِ. اَللَّهُمَّ                                                      و به اقرار به متشبهات آن و دلایل روشنش پناه برند. بارالها،                                                                   اِنَّكَ اَنْزَلْتَهُ عَلى‏ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ مُجْمَلاً،                                                      تو قرآن را بر پیامبرت محمد - که درود تو بر او و خاندانش باد - مجمل و سربسته نازل کردى،                                                                   وَ اَلْهَمْتَهُ عِلْمَ عَجائِبِهِ مُكَمَّلاً، وَ وَرَّثْتَنا عِلْمَهُ مُفَسَّراً، وَ                                                      و دانش عجایبش را به طور کامل به او الهام فرمودى، و علم آن را با تفسیرش به ما به ارث دادى، و                                                                   فَضَّلْتَنا عَلى‏ مَنْ جَهِلَ عِلْمَهُ، وَ قَوَّيْتَنا عَلَيْهِ لِتَرْفَعَنا فَوْقَ مَنْ                                                      ما را بر آنان که از آن بى‏خبرند ترجیح دادى، و قدرت آگاهى بر آن را به ما مرحمت فرمودى تا ما را بر کسانى که توانایى                                                                   لَمْ يُطِقْ حَمْلَهُ. اَللَّهُمَّ فَكَما جَعَلْتَ قُلُوبَنا لَهُ حَمَلَةً، وَ عَرَّفْتَنا                                                      فهم مفاهیم آن را ندارند برترى دهى. خداوندا همچنان که دلهاى ما را حامل واقعیات آن ساختى، و شرف و                                                                   بِرَحْمَتِكَ شَرَفَهُ وَ فَضْلَهُ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ الْخَطيبِ                                                      برتریش را به رحمتت به ما فهماندى، بر محمد که خطیب به قرآن                                                                   بِهِ، وَ عَلى‏ الِهِ الْخُزّانِ لَهُ، وَ اجْعَلْنا مِمَّنْ يَعْتَرِفُ بِاَنَّهُ مِنْ                                                      بود، و خاندانش که نگهبانان کتاب تواند درود فرست، و ما را از کسانى قرار ده که معترفند که این کتاب                                                                   عِنْدِكَ، حَتّى‏ لا يُعارِضَنَا الشَّكُّ فى تَصْديقِهِ، وَ لايَخْتَلِجَنَا                                                      از جانب توست، تا در تصدیقش شک و تردید به جنگ ما نیاید، و انحراف                                                                   الزَّيْغُ عَنْ قَصْدِ طَريقِهِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ،                                                      از راه راستش گریبانگیر ما نگردد. بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَاجْعَلْنا مِمَّنْ يَعْتَصِمُ بِحَبْلِهِ، وَ يَاْوى مِنَ الْمُتَشابِهاتِ اِلى‏                                                      و ما را از آن کسانى قرار ده که به ریسمان محکم قرآن چنگ مى‏زنند، و در امور شبهه‏انگیز به                                                                   حِرْزِ مَعْقِلِهِ، وَ يَسْكُنُ فى ظِلِّ جَناحِهِ، وَ يَهْتَدى بِضَوْءِ                                                      پناهگاه آیات این کتاب پناهنده مى‏گردند، و در سایه بال رحمت آن سکنى مى‏گزینند، و از نور صبحش                                                                   صَباحِهِ، وَ يَقْتَدى بِتَبَلُّجِ اِسْفارِهِ، وَ يَسْتَصْبِحُ بِمِصْباحِهِ،                                                      راه مى‏یابند، و از رخشندگى سپیده‏اش پیروى مى‏نمایند، و از چراغش چراغ مى‏افروزند،                                                                   وَ لا يَلْتَمِسُ الْهُدى‏ فى غَيْرِهِ. اَللَّهُمَّ وَ كَما نَصَبْتَ بِهِ مُحَمَّداً                                                      و از غیر آن هدایت نمى‏جویند. بارالها، همچنان که به سبب آن محمد را                                                                   عَلَماً لِلدَّلالَةِ عَلَيْكَ، وَ اَنْهَجْتَ بِالِهِ سُبُلَ الرِّضا اِلَيْكَ،                                                      نشانه‏اى جهت هدایت به خود ساختى، و به آل آن جناب مسیر خشنودى خود را روشن نمودى،                                                                   فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اجْعَلِ الْقُرْانَ وَسيلَةً لَنا اِلى‏                                                      پس بر محمد و آلش درود فرست، و قرآن را براى ما وسیله رسیدن به                                                                   اَشْرَفِ مَنازِلِ الْكَرامَةِ، وَ سُلَّماً نَعْرُجُ فيهِ اِلى‏ مَحَلِّ                                                      والاترین منازل کرامت، و نردبان اوج گرفتن ما به محل                                                                   السَّلامَةِ، وَ سَبَباً نُجْزى‏ بِهِ النَّجاةَ فى عَرْصَةِ الْقِيمَةِ،                                                      سلامت، و سبب نجات یافتن ما در عرصه قیامت،                                                                   وَ ذَريعَةً نَقْدَمُ بِها عَلى‏ نَعيمِ دارِ الْمُقامَةِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏                                                      و وسیله ورود ما بر نعمتهاى سراى اقامت بدى قرار ده. بار الها بر                                                                   مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ احْطُطْ بِالْقُرْانِ عَنَّا ثِقْلَ الْاَوْزارِ، وَ هَبْ لَنا                                                      محمد و آلش درود فرست، و به سبب قرآن سنگینى گناهان را از دوش ما بیفکن، و خوىِ خوشِ                                                                   حُسْنَ شَمآئِلِ الْاَبْرارِ، وَ اقْفُ بِنا اثارَالَّذينَ قامُوا لَكَ بِهِ انآءَ                                                      نیکان را به ما عنایت فرما، و ما را پیرو آثار کسانى قرار ده که در دل شب و اطراف روز                                                                   اللَّيْلِ وَ اَطْرافَ النَّهارِ، حَتّى‏ تُطَهِّرَنا مِنْ كُلِّ دَنَسٍ بِتَطْهيرِهِ،                                                      به تلاوت و عمل به قرآن بپا خاسته‏اند، تا به وسیله پاک‏کنندگى آن ما را از هر آلودگى پاک سازى،                                                                   وَ تَقْفُوَبِنا اثارَالَّذينَ اسْتَضآؤُا بِنُورِهِ، وَ لَمْ يُلْهِهِمُ الْاَمَلُ                                                      و به دنبال کسانى راه بیندازى که به نور قرآن روشنى جسته‏اند، و آرزوهاى دور و دراز آنان را از                                                                   عَنِ الْعَمَلِ فَيَقْطَعَهُمْ بِخُدَعِ غُرُورِهِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ                                                      عبادت باز نداشته که به فریب نیرنگهایش آنان را از میان بردارد. بار الها بر محمد و آلش درود                                                                   وَ الِهِ، وَ اجْعَلِ الْقُرْانَ لَنا فى ظُلَمِ اللَّيالى مُونِساً، وَ مِنْ                                                      فرست، و قرآن را در ظلمات شبهاى وحشت‏زا مونس ما، و از                                                                   نَزَغاتِ الشَّيْطانِ وَ خَطَراتِ الْوَساوِسِ حارِساً، وَ                                                      نیرنگهاى شیطان و خطورات وسوسه‏ها نگهبان، و                                                                   لِأَقْدامِنا عَنْ نَقْلِها اِلَى الْمَعاصى حابِساً، وَ لِأَلْسِنَتِنا عَنِ                                                      براى قدمهاى ما از حرکت به سوى گناهانْ بازدارنده، و براى زبانهایمان از                                                                   الْخَوْضِ فِى‏الْباطِلِ مِنْ غَيْرِ ماافَةٍ مُخْرِساً، وَلِجَوارِحِنا عَنِ                                                      فرو رفتن در گفتار باطل - نه به خاطر مرضى - لال‏کننده، و براى همه اعضایمان از                                                                   اقْتِرافِ الْاثامِ زاجِراً، وَ لِما طَوَتِ الْغَفْلَةُ عَنَّا مِنْ تَصَفُّحِ                                                      آلودگى به گناه مانع شونده، و براى طومار فکر و عبرت که پنجه غفلت آن را درهم‏پیچیده                                                                   الْاِعْتِبارِ ناشِراً، حَتّى‏ تُوصِلَ اِلى‏ قُلُوبِنا فَهْمَ عَجآئِبِهِ، وَ                                                      گستراننده قرار بده، تا دریافت عجایب آن و                                                                   زَواجِرَ اَمْثالِهِ الَّتى ضَعُفَتِ الْجِبالُ الرَّواسى عَلى‏ صَلابَتِها                                                      پندها و امثال بازدارنده‏اش را که کوههاى استوار با وجود صلابتشان از تحمل آن ناتوانند                                                                   عَنِ احْتِمالِهِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اَدِمْ بِالْقُرْانِ                                                      به قلوب ما برسانى. بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست، و از برکت قرآن آراستگى ظاهر                                                                   صَلاحَ ظاهِرِنا، وَاحْجُبْ بِهِ‏خَطَراتِ الْوَساوِسِ عَنْ‏صِحَّةِ                                                      ما را تداوم بخش، و خطورات وسوسه‏ها را از پنجه انداختن به سلامت                                                                   ضَمآئِرِنا، وَ اغْسِلْ بِهِ دَرَنَ قُلُوبِنا وَ عَلائِقَ اَوْزارِنا،                                                      عمق وجودمان بازدار، و چرک قلوب و آلودگى گناهانمان را با آن بشوى،                                                                   وَ اجْمَعْ بِهِ مُنْتَشَرَ اُمُورِنا، وَ اَرْوِ بِهِ فى مَوْقِفِ الْعَرْضِ                                                      و امور از هم پاشیده ما را با آن سر و سامان بخش، و در صف قیامت آتش تشنگى ما را که زاییده گرماى آنجاست                                                                   عَلَيْكَ ظَمَاَ هَواجِرِنا، وَ اكْسُنا بِهِ حُلَلَ الْاَمانِ يَوْمَ الْفَزَعِ                                                      به وسیله آن خاموش کن، و در روز وحشت بزرگ به هنگام محشور شدنمان به وسیله آن                                                                   الأَكْبَرِ فى نُشُورِنا. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدِ وَ الِهِ، وَ اجْبُرْ                                                      بر ما جامه امن و امان بپوشان. بارالها بر محمد و آلش درود فرست، و از برکت                                                                   بِالْقُرْانِ خَلَّتَنا مِنْ عَدَمِ الْاِمْلاقِ، وَ سُقْ اِلَيْنا بِهِ رَغَدَ الْعَيْشِ                                                      قرآن ندارى و تهیدستى ما را جبران کن، و روزى فراخ و فراوانى و گستردگى                                                                   وَ خِصْبَ سَعَةِ الْاَرْزاقِ، وَ جَنِّبْنا بِهِ الضَّرآئِبَ الْمَذْمُومَةَ وَ                                                      روزى را به سوى ما سوق ده، و ما را از خویهاى ناپسند و اخلاق                                                                   مَدانِىَ الْاَخْلاقِ، وَ اعْصِمْنا بِهِ مِنْ هُوَّةِ الْكُفْرِ وَ دَواعِى                                                      پست دور کن، و از منجلاب کفر و انگیزه‏هاى نفاق                                                                   النِّفاقِ، حَتّى‏ يَكُونَ لَنا فِى الْقِيمَةِ اِلى‏ رِضْوانِكَ وَ جِنانِكَ                                                      حفظ فرما، تا در عرصه‏گاه محشر قرآن مجید راهبر ما به سوى رضوان و بهشتهاى تو                                                                   قآئِداً، وَ لَنا فِى‏الدُّنْيا عَنْ سُخْطِكَ وَ تَعَدّى حُدُودِكَ ذآئِداً،                                                      باشد، و در این جهان از خشم تو و قدم فراترگذاشتن از حدود دین تو بازمان دارد،                                                                   وَ لِما عِنْدَكَ بِتَحْليلِ حَلالِهِ وَ تَحْريمِ حَرامِهِ شاهِداً.                                                      و براى ما در پیشگاه حضرتت در حلال دانستن حلالش و حرام دانستن حرامش گواه و شاهد باشد.                                                                   اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ هَوِّنْ بِالْقُرْانِ عِنْدَ                                                      بارالها بر محمد و آلش درود فرست، و از برکت قرآن به وقت                                                                   الْمَوْتِ عَلى‏ اَنْفُسِنا كَرْبَ السِّياقِ، وَ جَهْدَ الْاَنينِ،                                                      مردن سختى جان کندن، و دشوارى ناله کردن را بر ما سهل و آسان فرما،                                                                   وَ تَرادُفَ الْحَشارِجِ اِذا بَلَغَتِ النُّفُوسُ التَّراقِىَ، وَ قيلَ مَنْ                                                      و نیز به شماره افتادن نفس‏ها را در وقتى که جانها به خرخره رسند، و گفته شود چه کسى                                                                   راقٍ؟ وَ تَجَلّى‏ مَلَكُ الْمَوْتِ لِقَبْضِها مِنْ حُجُبِ الْغُيُوبِ،                                                      معالجه‏گر است؟ و فرشته مرگ براى قبض روح از پرده‏هاى نهان آشکار گردد،                                                                   وَ رَماها عَنْ‏قَوْسِ الْمَنايا بِاَسْهُمِ وَحْشَةِ الْفِراقِ، وَدافَ لَها                                                      و تیرهاى وحشتناک فراق را از کمان اجل به سوى جانها پرتاب نماید، و تلخى                                                                   مِنْ ذُعافِ الْمَوْتِ كَاْساً مَسْمُومَةَ الْمَذاقِ، وَ دَنا مِنّا اِلَى                                                      شربت مرگ را چون جامى زهرآلوده به کام جانها ریزد، و کوچ کردن و حرکت ما                                                                   الْاخِرَةِ رَحيلٌ وَ انْطِلاقٌ، وَ صارَتِ الْاَعْمالُ قَلائِدَ فِى                                                      به جهان دیگر نزدیک شود، و اعمال هر کس همچون طوقى بر گردنش                                                                   الْاَعْناقِ، وَ كانَتِ الْقُبُورُ هِىَ‏الْمَاْوى‏ اِلى‏ مِيقاتِ يَوْمِ التَّلاقِ.                                                      حلقه زند، و قبرها آرامگاهمان تا به وقت قیامت شوند.                                                                   اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ بارِكْ لَنا فى حُلُولِ دارِ                                                      بار الها بر محمد و آلش درود فرست، و ورود ما را به خانه                                                                   الْبِلى‏، وَ طُولِ الْمُقامَةِ بَيْنَ اَطْباقِ الثَّرى‏، وَاجْعَلِ الْقُبُورَ                                                      پوسیدگى، و طول اقامت ما را در طبقات خاک بر ما مبارک گردان، و گورها را                                                                   بَعْدَ فِراقِ الدُّنْيا خَيْرَ مَنازِلِنا، وَ افْسَحْ لَنا بِرَحْمَتِكَ فى                                                      پس از جدایى از دنیا بهترین منازلمان قرار ده، و به رحمتت                                                                   ضيقِ مَلاحِدِنا، وَ لاتَفْضَحْنا فى حاضِرِى الْقِيامَةِ بِمُوبِقاتِ                                                      تنگى لحدها را براى ما گشاده فرما، و در برابر حاضران عرصه قیامت به گناهان هلاک کننده‏مان                                                                   اثامِنا، وَارْحَمْ بِالْقُرْانِ فى‏مَوْقِفِ الْعَرْضِ عَلَيْكَ ذُلَّ مَقامِنا،                                                      رسوایمان مکن، و از برکت قرآن به وقت صف بستن در محضرت بر ذلّت ما رحم آور،                                                                   وَثَبِّتْ بِهِ عِنْدَ اضْطِرابِ جِسْرِ جَهَنَّمَ يَوْمَ‏الْمَجازِ عَلَيْها زَلَلَ                                                      و به هنگام لرزش صراط در روز عبور از آن قدمهاى ما را از لغزش                                                                   اَقْدامِنا، وَ نَوِّرْ - بِهِ قَبْلَ الْبَعْثِ سُدَفَ قُبُورِنا، وَ نَجِّنا بِهِ مِنْ‏كُلِّ                                                      استوار ساز، و پیش از برپا شدن قیامت تاریکى قبرهاى ما را به آن نور بخش، و از هر گونه                                                                   كَرْبٍ يَوْمَ الْقِيمَةِ وَ شَدآئِدِ اَهْوالِ يَوْمِ الطّآمَّةِ، وَ بَيِّضْ                                                      اندوه روز قیامت و دشوارى ترسهاى آن روز سخت نجاتمان ده، و در آن روز که صورت ستم پیشگان                                                                   وُجُوهَنا يَوْمَ تَسْوَدُّ وُجُوهُ الظَّلَمَةِ فى يَوْمِ الْحَسْرَةِ وَ النَّدامَةِ،                                                      سیاه شود که روز اندوه و ندامت است چهره‏هاى ما را سپید گردان،                                                                   وَ اجْعَلْ لَنا فى صُدُورِ الْمُؤْمِنينَ وُدّاً، وَ لاتَجْعَلِ الْحَيوةَ                                                      و از ما در قلوب مؤمنان دوستى قرار بده، و زندگى را                                                                   عَلَيْنا نَكَداً. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ                                                      بر ما سخت مکن. بار الها بر محمد بنده و پیامبرت درود فرست                                                                   كَما بَلَّغَ رِسالَتَكَ، وَ صَدَعَ بِاَمْرِكَ، وَ نَصَحَ لِعِبادِكَ.                                                      همچنان که پیام تو را رساند، و دستور و فرمانت را آشکار ساخت، و خیرخواه بندگانت بود.                                                                   اَللَّهُمَّ اجْعَلْ نَبِيَّنا - صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى‏ الِهِ - يَوْمَ الْقِيمَةِ                                                      بارالها پیامبر ما را - که صلواتت بر او و آلش باد - در عرصه قیامت                                                                   اَقْرَبَ النَّبِيّينَ مِنْكَ مَجْلِساً، وَ اَمْكَنَهُمْ مِنْكَ شَفاعَةً، وَ                                                      مقرّب‏ترین پیامبران در محضرت قرار ده، و قدرتش را از نزد خودت بر شفاعت از همه بیشتر کن، و                                                                   اَجَلَّهُمْ عِنْدَكَ قَدْراً، وَ اَوْجَهَهُمْ عِنْدَكَ جاهاً. اَللَّهُمَّ صَلِّ                                                      مقام و منزلتش را نزدت والاترین، و مکانتش را آبرومندترین قرارده. بارالها بر                                                                   عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَ شَرِّفْ - بُنْيانَهُ، وَ عَظِّمْ - بُرْهانَهُ،                                                      محمد و آلش درود فرست، و بنیادش را والایى ده، و برهانش را بلند و قوى ساز،                                                                   وَ ثَقِّلْ - ميزانَهُ، وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ، وَ قَرِّبْ وَسيلَتَهُ، وَ بَيِّضْ                                                      و میزانش را سنگین کن، و شفاعتش را بپذیر، و وسیله‏اش را نزدیک کن، و رویش را                                                                   وَجْهَهُ، وَ اَتِمَّ نُورَهُ، وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ، وَ اَحْيِنا عَلى‏ سُنَّتِهِ،                                                      سپید، و نورش را کامل، و درجه‏اش را بلند ساز، و ما را بر سنّت او زنده بدار،                                                                   وَ تَوَفَّنا عَلى‏ مِلَّتِهِ، وَ خُذْ بِنا مِنْهاجَهُ، وَ اسْلُكْ بِنا سَبيلَهُ،                                                      و بر آیین او بمیران، و رهسپار راه او گردان، و پیماینده طریق واضح او ساز،                                                                   وَ اجْعَلْنا مِنْ اَهْلِ طاعَتِهِ، وَ احْشُرْنا فى زُمْرَتِهِ، وَ اَوْرِدْنا                                                      و از مطیعان او قرار ده، و در زمره او محشور فرما، و به حوض او                                                                   حَوْضَهُ، وَ اسْقِنا بِكَاْسِهِ. وَ صَلِّ اللَّهُمَّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ،                                                      وارد کن، و از جامش سیرابمان گردان. و الها بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   صَلوةً تُبَلِّغُهُ بِها اَفْضَلَ ما يَاْمُلُ مِنْ خَيْرِكَ وَ فَضْلِكَ وَ كَرامَتِكَ،                                                      چنان درودى که به سبب آن او را به بهترین خیر و فضل و کرامت خود که از تو توقع دارد برسانى،                                                                   اِنَّكَ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَةٍ، وَ فَضْلٍ كَريمٍ. اَللَّهُمَّ اجْزِهِ بِما                                                      همانا - که تو صاحب رحمت واسعه و فضل کریم هستى. الها به مزد                                                                   بَلَّغَ - مِنْ رِسالاتِكَ، وَ - اَدّى‏ - مِنْ اياتِكَ، وَ نَصَحَ - لِعِبادِكَ،                                                      رساندن پیامهایت، و آگاه کردن مردم به آیاتت، و صلاح‏اندیشى بندگانت،                                                                   وَ جاهَدَ فى سَبيلِكَ، اَفْضَلَ ما - جَزَيْتَ اَحَداً مِنْ مَلائِكَتِكَ                                                      و جهاد در راهت، بهترین پاداشى را که به هر یک از فرشتگان                                                                   الْمُقَرَّبينَ، وَ اَنْبِيآئِكَ الْمُرْسَلينَ الْمُصْطَفَيْنَ، وَ السَّلامُ عَلَيْهِ                                                      مقرّب خود، و فرستادگان برگزیده‏ات داده‏اى به او عنایت کن، و درود                                                                   وَ عَلى‏ الِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرِيِنَ، وَ رَحْمَةُ اللَّه وَ بَرَكاتُهُ.                                                      و رحمت و برکات حق بر او و بر خاندان پاک و پاکیزه‏اش باد.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 37 تا 54"
    },
    {
        "title": "دعای  43 - دعاي آنحضرت به وقت ديدن ماه نو",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "و كان مِن دعائِه عليه‏السلام اِذا نَظر اِلَى الهِلال‏                                                      «دعاى آن حضرت هنگامى که به ماه نو نگاه مى‏کرد»                                                                   اَيُّهَا الْخَلْقُ الْمُطيعُ، الدّآئِبُ السَّريعُ، الْمُتَرَدِّدُ فى مَنازِلِ                                                      اى آفریده مطیع، اى - رونده کوشا و شتابان، اى رفت - و آمد کننده در منازل                                                                   التَّقْديرِ، الْمُتَصَرِّفُ فى فَلَكِ التَّدْبيرِ، امَنْتُ بِمَنْ نَوَّرَ بِكَ                                                      معین شده، اى متصرف در چرخ گردان تدبیر، ایمان آوردم به آن کس که به سبب تو تاریکیها را                                                                   الظُّلَمَ، وَ اَوْضَحَ بِكَ الْبُهَمَ، وَ جَعَلَكَ ايَةً مِنْ اياتِ مُلْكِهِ،                                                      روشن کرد، و آنچه را که به سختى مى‏توان یافت آشکار فرمود، و تو را علامتى از علائم چیرگى و استیلاى خود،                                                                   وَ عَلامَةً مِنْ عَلاماتِ سُلْطانِهِ، وَامْتَهَنَكَ بِالزِّيادَةِ وَالنُّقْصانِ،                                                      و نشانى از نشانه‏هاى قدرت خویش قرار داد، و تو را گاهى به نقص و گاهى به کمال،                                                                   وَ الطُّلُوعِ وَ الْاُفُولِ، وَ الْاِنارَةِ وَ الْكُسُوفِ، فى كُلِّ ذلِكَ                                                      و وقتى به طلوع و زمانى به غروب، و حالتى پر نور و حالتى گرفته مسخر خویش نمود، در تمام این                                                                   اَنْتَ لَهُ مُطيعٌ، وَ اِلى‏ اِرادَتِهِ سَريعٌ، سُبْحانَهُ ما اَعْجَبَ                                                      حالات فرمانبردار اویى، و به سوى اراده‏اش شتابانى، منزه است او، چه عجیب است                                                                   ما دَبَّرَ فى اَمْرِكَ، وَ اَلْطَفَ ماصَنَعَ فى شَاْنِكَ، جَعَلَكَ‏مِفْتاحَ                                                      تدبیرى که در حق تو به کار برده، و چه دقیق است آنچه درباره تو انجام داده، تو را کلید                                                                   شَهْرٍ حادِثٍ لِأَمْرٍ حادِثٍ، فَاَسْئَلُ اللَّهَ رَبّى وَ رَبَّكَ، وَ                                                      ماهى نو براى برنامه‏اى نو ساخته، پس از پروردگار که ربّ من و توست، و                                                                   خالِقى وَ خالِقَكَ، وَ مُقَدِّرى - وَ مُقَدِّرَكَ، وَ مُصَوِّرى وَ                                                      آفریننده من و توست، و مهار مقدّرات من و تو در کف قدرت اوست، و صورتگر من و                                                                   مُصَوِّرَكَ، اَنْ يُصَلِّىَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اَنْ يَجْعَلَكَ هِلالَ                                                      صورتگر توست مى‏خواهم که بر محمد و آلش درود فرستد، و تو را ماه برکتى قرار دهد                                                                   بَرَكَةٍ لاتَمْحَقُها الْاَيّامُ، وَ طَهارَةٍ لا تُدَنِّسُهَا الْاثامُ، هِلالَ                                                      که گذشت روزگاران آن را از بین نبرد، و ماه پاکیى که گناهان آن را آلوده ننماید، هلال                                                                   اَمْنٍ مِنَ الْافاتِ، وَ سَلامَةٍ مِنَ السَّيِّئاتِ، هِلالَ سَعْدٍ                                                      ایمنى از آفات، سلامتى از زشتى‏ها، هلال خوش طالعى برکنار                                                                   لانَحْسَ فيهِ، وَ يُمْنٍ لا نَكَدَ مَعَهُ، وَ يُسْرٍ لا يُمازِجُهُ عُسْرٌ،                                                      از نحسى، و میمنت بدون گرفتارى، و آسایش بدون دشوارى،                                                                   وَ خَيْرٍ لا يَشُوبُهُ شَرٌّ، هِلالَ اَمْنٍ وَ ايمانٍ، وَ نِعْمَةٍ وَ اِحْسانٍ،                                                      و خیر بدون شرّ، هلال ایمنى و ایمان، و نعمت و احسان،                                                                   وَ سَلامَةٍ وَ اِسْلامٍ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ - الِهِ، وَ اجْعَلْنا                                                      و سلامت و اسلام باشد. بارالها بر محمد و آلش درود فرست، و ما را                                                                   مِنْ اَرْضى‏ مَنْ طَلَعَ عَلَيْهِ، وَ اَزْكى‏ مَنْ نَظَرَ اِلَيْهِ، وَ اَسْعَدَ                                                      از خشنودترین (یاپسندیده‏ترین) کسانى قرار ده‏که این ماه برآنان طلوع کرده، وپاکیزه‏ترین کسانى‏که به‏آن نظر نموده، و سعادتمندترین                                                                   مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ فيهِ، وَ وَفِّقْنا فيهِ لِلتَّوْبَةِ، وَ اعْصِمْنا فيهِ                                                      کسانى که در آن به بندگى تو کوشیده، و ما را در این ماه توفیق توبه عنایت کن، و از گناه                                                                   مِنَ الْحَوْبَةِ، وَ احْفَظْنا فيهِ مِنْ مُباشَرَةِ مَعْصِيَتِكَ،                                                      حفظ فرما، و از دست زدن به نافرمانیت بازدار،                                                                   وَ اَوْزِعْنا فيهِ شُكْرَ نِعْمَتِكَ، وَ اَلْبِسْنا فيهِ جُنَنَ الْعافِيَةِ،                                                      و اداى شکر نعمتت را به ما ارزانى‏دار، و لباسهاى عافیت و سلامت بر ما بپوشان،                                                                   وَ اَتْمِمْ عَلَيْنا بِاسْتِكْمالِ طاعَتِكَ فيهِ الْمِنَّةَ، اِنَّكَ الْمَنَّانُ                                                      و به سبب انجام طاعت کامل نعمتت - را در این ماه بر ما کامل گردان، زیرا که تو بس بخشنده                                                                   الْحَميدُ، وَ صَلَّى اللَّهُ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ.                                                      و ستوده‏اى، و درود خدا بر محمد و آل پاک و پاکیزه‏اش باد.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 37 تا 54"
    },
    {
        "title": "دعای  44 - دعاي آنحضرت به وقت فرارسيدن ماه رمضان",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "و كان مِن دعائِه عليه‏السلام اِذا دَخَلَ شَهْرُ رَمَضان‏                                                      «دعا به وقت فرا رسیدن ماه رمضان»                                                                   اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى هَدانا لِحَمْدِهِ، وَ جَعَلَنا مِنْ اَهْلِهِ، لِنَكُونَ                                                      سپاس خدا را که ما را راهنما به سپاس خود شد، و شایسته آن نمود، تا از                                                                   لِاِحْسانِهِ مِنَ الشّاكِرينَ، وَ لِيَجْزِيَنا عَلى‏ ذلِكَ جَزآءَ                                                      شکرگزاران احسان او گردیم، و به ما بر این کار پاداش                                                                   الْمُحْسِنينَ. وَالْحَمْدُ لِلَّهِ‏الَّذى حَبانا بِدينِهِ،وَاخْتَصَّنابِمِلَّتِهِ،                                                      نیکوکاران بخشد. و سپاس خداى را که دینش را به ما عنایت فرمود، و ما را به آئین خود اختصاص داد،                                                                   وَ سَبَّلَنا فى سُبُلِ اِحْسانِهِ، لِنَسْلُكَها بِمَنِّهِ اِلى‏ رِضْوانِهِ، حَمْداً                                                      و در راههاى احسان خود روان ساخت، تا در آنها به فضل و لطفش به سوى رضوان او حرکت کنیم، چنان حمدى                                                                   يَتَقَبَّلُهُ‏مِنّا، وَيَرْضى‏ بِهِ عَنّا. وَالْحَمْدُ لِلَّهِ‏الَّذى جَعَلَ مِنْ تِلْكَ                                                      که از ما بپذیرد، و به سبب آن از ما خشنود شود. و سپاس خداى را که از جمله آن                                                                   السُّبُلِ شَهْرَهُ شَهْرَ رَمَضانَ، شَهْرَ الصِّيامِ، وَ شَهْرَ الِاْسْلامِ،                                                      راهها، ماه خود ماه رمضان را قرار داد، ماه روزه، ماه اسلام،                                                                   وَ شَهْرَ الطَّهُورِ، وَ شَهْرَ التَّمْحيصِ، وَ شَهْرَ الْقِيامِ، الَّذى                                                      ماه طهارت، ماه آزمایش، ماه قیام، ماهى که                                                                   اَنْزَلَ فيهِ الْقُرْانَ، هُدىً لِلنّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏                                                      قرآن را در آن نازل کرد، براى هدایت مردم، و بودن نشانه‏هایى روشن از هدایت و مشخص شدن حق از                                                                   وَ الْفُرْقانِ، فَاَبانَ فَضيلَتَهُ عَلى‏ سآئِرِ الشُّهُورِ بِما جَعَلَ لَهُ                                                      باطل، و بدین جهت برترى آن ماه را بر سایر ماهها بر                                                                   مِنَ الْحُرُماتِ الْمَوْفُورَةِ، وَ الْفَضآئِلِ الْمَشْهُورَةِ، فَحَرَّمَ                                                      پایه احترامات فراوان، و فضیلت‏هاى آشکار روشن نمود، پس آنچه را                                                                   فيهِ مااَحَلَّ فى غَيْرِهِ اِعْظاماً، وَ حَجَرَ فيهِ الْمَطاعِمَ وَالْمَشارِبَ                                                      در زمانهاى دیگر حلال بود حرام کرد، و براى اکرام آن خوراکیها و آشامیدنیها را                                                                   اِكْراماً، وَ جَعَلَ لَهُ وَقْتاً بَيِّناً لايُجيزُ - جَلَّ وَ عَزَّ - اَنْ                                                      منع نمود، و براى آن زمان معیّنى قرار داد که حضرتش - جلّ‏وعز - اجازه نمى‏دهد                                                                   يُقَدَّمَ قَبْلَهُ، وَ لايَقْبَلُ اَنْ يُؤَخَّرَ عَنْهُ، ثُمَّ فَضَّلَ                                                      از آن پیش افتد، و نمى‏پذیرد که از آن پس افتد، سپس یکى از                                                                   لَيْلَةً واحِدَةً مِنْ لَياليهِ عَلى‏ لَيالى اَلْفِ شَهْرٍ، وَ سَمّاها لَيْلَةَ                                                      شبهایش را بر شبهاى هزار ماه فضیلت و برترى داد، و آن را شب                                                                   الْقَدْرِ، تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فيها بِاِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ                                                      قدر نامید، که در آن شب فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان براى هر امرى نازل                                                                   اَمْرٍ، سَلامٌ، دآئِمُ الْبَرَكَةِ اِلى‏ طُلُوعِ الْفَجْرِ عَلى‏ مَنْ يَشآءُ                                                      مى‏گردند، و آن شب سلامتى و برکت پیوسته است تا سپیده دم بر هر کس                                                                   مِنْ عِبادِهِ بِما اَحْكَمَ مِنْ قَضآئِهِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ                                                      از بندگانش که بخواهد به جهت قضایش که لازم‏الاجراء دانسته است. بار الها بر محمد و آلش                                                                   وَ الِهِ، وَ اَلْهِمْنا مَعْرِفَةَ فَضْلِهِ وَ اِجْلالَ حُرْمَتِهِ، وَ التَّحَفُّظَ                                                      درود فرست، و معرفت برترى این ماه و بزرگداشت احترامش، و خوددارى از محرمات                                                                   مِمّا حَظَرْتَ فيهِ، وَ اَعِنّا عَلى‏ صِيامِهِ بِكَفِّ الْجَوارِحِ عَنْ                                                      در آن را به ما الهام کن، و ما را به روزه داشتن آن با حفظ جوارح از                                                                   مَعاصيكَ، وَ اسْتِعْمالِها فيهِ بِما يُرْضيكَ، حَتّى‏ لا نُصْغِىَ                                                      گناهان، و به کار بردن آنها در آنچه که تو را خشنود مى‏نماید یارى ده، تا با گوشمان                                                                   بِاَسْماعِنا اِلى‏ لَغْوٍ، وَ لا نُسْرِعَ بِاَبْصارِنا اِلى‏ لَهْوٍ، وَ حَتّى‏                                                      به گفتار لغو گوش نکنیم، و با چشمانمان به تماشاى لهو نشتابیم، و                                                                   لانَبْسُطَ اَيْدِيَنا اِلى‏ مَحْظُورٍ، وَ لانَخْطُوَ بِاَقْدامِنا اِلى‏                                                      دستهایمان را به حرامى دراز نکنیم، و - به سوى ممنوع                                                                   مَحْجُورٍ، وَ حَتّى‏ لا تَعِىَ بُطُونُنا اِلاّ ما اَحْلَلْتَ، وَ لاتَنْطِقَ                                                      تو گام برنداریم، و شکمهایمان جز به حلال پر نشود، و زبانمان                                                                   اَلْسِنَتُنا اِلاّ بِما مَثَّلْتَ، وَ لانَتَكَلَّفَ اِلاّ ما يُدْنى مِنْ ثَوابِكَ،                                                      به غیر آنچه تو گفته‏اى گویا نگردد، و جز در کارى که به ثواب تو نزدیک مى‏کند به کوشش برنخیزیم،                                                                   وَ لانَتَعاطى‏ اِلاَّ الَّذى يَقى مِنْ عِقابِكَ، ثُمَّ خَلِّصْ ذلِكَ كُلَّهُ                                                      و جز آنچه از عقوبتت نگاه دارد فرا نگیریم، آنگاه این همه را                                                                   مِنْ رِئآءِ الْمُرآئِينَ، وَ سُمْعَةِ الْمُسْمِعينَ، لا نَشْرَكُ فيهِ اَحَداً                                                      از خودنمایى ریاکاران، و شهرت‏خواهى شهرت‏طلبان خالص و پاک گردان، به گونه‏اى که کسى را با تو در این امور                                                                   دُونَكَ، وَلانَبْتَغى فيهِ مُراداً سِواكَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ                                                      شریک نکنیم، و مقصد و مقصودى غیر تو نداشته باشیم. بارالها بر محمد و آلش                                                                   وَ الِهِ، وَ قِفْنا فيهِ عَلى‏ مَواقيتِ الصَّلَواتِ الْخَمْسِ بِحُدُودِهَا                                                      فرست، و ما را در این ماه بر اوقات نمازهاى پنجگانه به نحوى که حدودش را                                                                   الَّتى حَدَّدْتَ، وَ فُرُوضِهَا الَّتى فَرَضْتَ، وَ وَظآئِفِهَا الَّتى                                                      معین نمودى، و واجباتش را مقرر فرمودى، و شروطش را                                                                   وَظَّفْتَ، وَ اَوْقاتِهَا الَّتى وَقَّتَّ، وَ اَنْزِلْنا فيها مَنْزِلَةَ                                                      بیان کردى، و اوقاتش را تعیین نمودى آگاه و بینا ساز، و ما را در مرتبه آنانى قرار ده که                                                                   الْمُصيبينَ لِمَنازِلِها، الْحافِظينَ لِاَرْكانِها، الْمُؤَدّينَ - لَها فى                                                      به مراتب آن رسیده‏اند، و ارکانش را نگهبانند، و آن را در اوقات خود                                                                   اَوْقاتِها عَلى‏ ما سَنَّهُ عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ - صَلَواتُكَ عَلَيْهِ                                                      بپا مى‏دارند، آن طور که پیامبرت - که صلوات تو بر او و                                                                   وَ الِهِ - فى رُكُوعِها وَ سُجُودِها وَ جَميعِ فَواضِلِها عَلى‏ اَتَمِّ                                                      آلش باد - تشریع فرموده، در رکوع و سجود و همه آداب و درجات عالى فضیلتش، با کامل‏ترین                                                                   الطَّهُورِ وَ اَسْبَغِهِ، وَ اَبْيَنِ الْخُشُوعِ وَ اَبْلَغِهِ، وَ وَفِّقْنا فيهِ لِاَنْ                                                      طهارت و تمامترینش، و روشن‏ترین مراتب خشوع و رساترینش، و ما را در این ماه توفیق ده تا                                                                   نَصِلَ اَرْحامَنا بِالْبِرِّ وَالصِّلَةِ، وَاَنْ نَتَعاهَدَ جيرانَنا بِالْاِفْضالِ                                                      به خویشاوندان خود نیکى و پیوند کنیم، و به همسایگان از راه احسان و بخشش                                                                   وَ الْعَطِيَّةِ، وَ اَنْ نُخَلِّصَ - اَمْوالَنا مِنَ التَّبِعاتِ، وَ اَنْ نُطَهِّرَها                                                      رسیدگى کنیم، و اموال خود را از مظالم پاک نمائیم، و با بیرون کردن                                                                   بِاِخْراجِ الزَّكَواتِ، وَ اَنْ نُراجِعَ مَنْ هاجَرَنا، وَ اَنْ نُنْصِفَ                                                      زکات آن را پاکیزه کنیم، و با آن کس که با ما قهر کرده آشتى کرده، و با کسى که به ما ستم نموده به                                                                   مَنْ ظَلَمَنا، وَ اَنْ نُسالِمَ مَنْ عادانا، حاشى‏ مَنْ عُودِىَ فيكَ                                                      انصاف برخاسته، و با دشمن مدارا کنیم، مگر آن که دشمنى با او به خاطر تو و در راه تو                                                                   وَ لَكَ، فَاِنَّهُ الْعَدُوُّ الَّذى لانُواليهِ، وَ الْحِزْبُ الَّذى                                                      بوده، زیرا او دشمنى است که هرگز با وى دوستى ننمائیم، و حزبى است که دل با او                                                                   لانُصافيهِ، وَ اَنْ نَتَقَرَّبَ اِلَيْكَ فيهِ مِنَ الْاَعْمالِ الزّاكِيَةِ بِما                                                      صاف نکنیم، و ما را توفیق ده که در آن به تو تقرب جوئیم در سایه اعمال شایسته‏اى که                                                                   تُطَهِّرُنا بِهِ مِنَ الذُّنُوبِ، وَ تَعْصِمُنا فيهِ مِمّا نَسْتَاْنِفُ مِنَ                                                      ما را به آن از آلودگى معاصى پاک نمایى، و در آن از عیوب                                                                   الْعُيُوبِ، حَتّى‏ لايُورِدَ عَلَيْكَ اَحَدٌ مِنْ مَلائِكَتِكَ اِلاَّ دُونَ ما                                                      تازه بازدارى، تا هیچ یک از فرشتگانت جز مرتبه‏اى پائین‏تر از آنچه ما بجا                                                                   نُورِدُ - مِنْ اَبْوابِ الطَّاعَةِ لَكَ، وَ اَنْواعِ الْقُرْبَةِ اِلَيْكَ. اَللَّهُمَّ                                                      آورده‏ایم از ابواب طاعت و انواع تقرب به سویت به محضرت عرضه نکنند. بارالها،                                                                   اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ هذَا الشَّهْرِ، وَ بِحَقِّ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ فيهِ                                                      تو را به حق این ماه رمضان و به حق هر کس که از آغاز تا                                                                   مِنِ ابْتِدآئِهِ اِلى‏ وَقْتِ فَنآئِهِ: مِنْ مَلَكٍ قَرَّبْتَهُ، اَوْ نَبِىٍّ اَرْسَلْتَهُ،                                                      پایان آن بندگى تو کرده، از فرشته‏اى که او را به مقام قرب خود رسانده باشى، یا پیامبرى که براى هدایت فرستاده باشى،                                                                   اَوَ عَبْدٍ صالِحٍ اخْتَصَصْتَهُ، اَنْ تُصَلِّىَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ،                                                      یا عبد صالحى که او را برگزیده باشى، سوگند مى‏دهم که بر محمد و آلش درود فرستى، و                                                                   وَ اَهِّلْنا فيهِ لِما وَعَدْتَ اَوْلِيآئَكَ مِنْ كَرامَتِكَ، وَ اَوْجِبْ لَنا                                                      ما را در این ماه به کرامتى که به اولیاء خود وعده دادى سزاوار کن، و آنچه را که براى                                                                   فيهِ ما اَوْجَبْتَ لِأَهْلِ الْمُبالَغَةِ فى طاعَتِكَ، وَاجْعَلْنا فى                                                      اهل سعى و کوشش در طاعت و عبادت قرار داده‏اى براى ما قرار ده، و ما را در                                                                   نَظْمِ مَنِ اسْتَحَقَّ الرَّفيعَ الْاَعْلى‏ بِرَحْمَتِكَ. اَللَّهُمَّ                                                      سایه رحمتت در ردیف کسانى قرار ده که استحقاق برترین مرتبه را نزد تو پیدا کرده‏اند. بارالها                                                                   صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ جَنِّبْنَا الْاِلْحادَ فى تَوْحيدِكَ،                                                      بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از انحراف در توحیدت،                                                                   وَ التَّقْصيرَ فى تَمْجيدِكَ، وَ الشَّكَّ فى دينِكَ، وَ الْعَمى‏ عَنْ                                                      و کوتاهى در ستایش حضرتت، و شک در دینت، و کورى از                                                                   سَبيلِكَ، وَ الْاِغْفالَ لِحُرْمَتِكَ، وَ الْاِنْخِداعَ لِعَدُوِّكَ                                                      راهت، و بى‏توجهى به حرمتت، و گول خوردن از دشمنت:                                                                   الشَّيْطانِ الرَّجيمِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اِذا كانَ                                                      شیطان رانده شده دور ساز. بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست، و چنانچه                                                                   لَكَ فى كُلِّ لَيْلَةٍ مِنْ لَيالى شَهْرِنا هذا رِقابٌ يُعْتِقُها عَفْوُكَ،                                                      در هر شب از شبهاى این ماه مبارک برایت بندگانى است که بخششت آنان را آزاد مى‏کند،                                                                   اَوْيَهَبُها صَفْحُكَ، فَاجْعَلْ رِقابَنا مِنْ تِلْكَ‏الرِّقابِ، وَاجْعَلْنا                                                      یا گذشتت ایشان را مى‏بخشد، پس ما را از آن بندگان قرار ده، و ما را براى                                                                   لِشَهْرِنا مِنْ خَيْرِ اَهْلٍ وَ اَصْحابٍ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ                                                      ماه رمضانمان از بهترین اهل و یاران محسوب کن. بارالها بر محمد و آلش درود                                                                   وَ الِهِ، وَ امْحَقْ ذُنُوبَنا مَعَ امِّحاقِ هِلالِهِ، - وَ اسْلَخْ عَنّا                                                      فرست، و همراه با به سر آمدن ماه رمضان گناهان ما را به سر بر، و با سپرى شدن                                                                   تَبِعاتِنا مَعَ انْسِلاخِ اَيّامِهِ، حَتّى‏ يَنْقَضِىَ عَنّا وَ قَدْ صَفَّيْتَنا                                                      روزهاى پایانیش پى‏آمدهاى گناهانمان را از ما برگیر، تا در حالى از ما بگذرد که ما را از خطاها                                                                   فيهِ مِنَ الْخَطيئآتِ، وَ اَخْلَصْتَنا فيهِ مِنَ السَّيِّئاتِ. اَللَّهُمَّ                                                      و لغزش‏ها خالص نموده، و از گناهان پاک فرموده باشى. بار خدایا                                                                   صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اِنْ مِلْنا فيهِ فَعَدِّلْنا، وَ اِنْ زُغْنا فيهِ                                                      بر محمد و آلش درود فرست، و چنانچه ما در این ماه منحرف شویم تو تعدیلمان کن، و اگر از راه درستى بگردیم تو                                                                   فَقَوِّمْنا، وَ اِنِ اشْتَمَلَ عَلَيْنا عَدُوُّكَ الشَّيْطانُ فَاسْتَنْقِذْنا مِنْهُ.                                                      استوارمان ساز، و اگر دشمنت شیطان بر ما مسلط گردد تو ما را از او رهایى ده.                                                                   اَللَّهُمَّ اشْحَنْهُ بِعِبادَتِنا اِيّاكَ، وَ زَيِّنْ اَوْقاتَهُ بِطاعَتِنا لَكَ،                                                      بارالها این ماه را از عبادتمان سرشار ساز، و اوقاتش را به طاعتمان از تو زینت ده،                                                                   وَ اَعِنّا فى نَهارِهِ عَلى‏ صِيامِهِ، وَ فى لَيْلِهِ عَلَى الصَّلوةِ وَالتَّضَرُّعِ                                                      و در روزش ما را به روزه داشتن، و در شبش ما را به نماز و زارى                                                                   اِلَيْكَ وَ الْخُشُوعِ لَكَ، وَ الذِّلَّةِ بَيْنَ يَدَيْكَ، حَتّى‏ لا يَشْهَدَ                                                      و خشوع در برابر خود، و خوارى به محضرت یارى فرما. تا روزش شاهد                                                                   نَهارُهُ عَلَيْنا بِغَفْلَةٍ، وَ لا لَيْلُهُ بِتَفْريطٍ. اَللَّهُمَّ وَ اجْعَلْنا فى سآئِرِ                                                      غفلت ما، و شبش گواه تقصیر ما نباشد. بار الها ما را در همه                                                                   الشُّهُورِ وَ الْاَيّامِ كَذلِكَ ما عَمَّرْتَنا، وَاجْعَلْنا مِنْ عِبادِكَ                                                      ماهها و روزها تا زمانى که زنده‏مان مى‏دارى اینچنین قرار ده، و ما را از عباد                                                                   الصّالِحينَ الَّذينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فيها خالِدُونَ،                                                      شایسته خود گردان که بهشت را به میراث برند و در آن جاودان باشند،                                                                   وَ الَّذينَ يُؤْتُونَ ما اتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ اَنَّهُمْ اِلى‏ رَبِّهِمْ                                                      آن عبادى که هر چه دارند در راه حق مى‏بخشند در حالى که قلوبشان از اندیشه بازگشت به حضرت ربّ                                                                   راجِعُونَ، وَ مِنَ الَّذينَ يُسارِعُونَ فِى الْخَيْراتِ وَ هُمْ                                                      ترسان است، و از کسانى که به جانب خیرات مى‏شتابند و بدان                                                                   لَها سابِقُونَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، فى كُلِّ وَقْتٍ                                                      سبقت مى‏گیرند. بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست، در هر وقت                                                                   وَ كُلِّ اَوانٍ، وَ عَلى‏ كُلِّ حالٍ عَدَدَ ما صَلَّيْتَ عَلى‏ مَنْ                                                      و هر زمان، و در هر حالى، به اندازه درودى که به هر کس                                                                   صَلَّيْتَ عَلَيْهِ، وَ اَضْعافَ ذلِكَ كُلِّهِ بِالْاَضْعافِ الَّتى                                                      دیگر فرستاده‏اى، و چند برابر آن درودها که احدى را قدرت بر شمردن                                                                   لا يُحْصيها غَيْرُكَ، اِنَّكَ فَعّالٌ لِما تُريدُ.                                                      آن نباشد، همانا آنچه را تو بخواهى انجام مى‏دهى.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 37 تا 54"
    },
    {
        "title": "دعای  45 - دعاي آنحضرت به هنگام وداع ماه رمضان",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "و كان مِن دعائِه عليه‏السلام فى وَداعِ شهرِ رَمضان‏                                                      «دعادر وداع ماه مبارک رمضان»                                                                   اَللَّهُمَّ يا مَنْ لايَرْغَبُ فِى‏الْجَزآءِ، وَ يا مَنْ لايَنْدَمُ عَلَى الْعَطآءِ،                                                      اى خدایى که در برابر احسان به بندگان پاداش نخواهى، و از عطا و بخشش پشیمان نمى‏گردى،                                                                   وَ يا مَنْ لايُكافِئُ عَبْدَهُ عَلَى‏السَّوآءِ، مِنَّتُكَ ابْتِدآءٌ، وَعَفْوُكَ                                                      اى کسى که مزد بنده خود را بیش از عمل او مى‏دهى، نعمتت بى استحقاق به بندگان رسد، و عفوت                                                                    تَفَضُّلٌ، وَ عُقُوبَتُكَ عَدْلٌ، وَ قَضآؤُكَ خِيَرَةٌ. اِنْ اَعْطَيْتَ                                                      تفضل، و مجازاتت عدالت، و قضایت عین خیر است. اگر بخشش کنى عطایت را                                                                   لَمْ تَشُبْ عَطآئَكَ بِمَنٍّ، وَ اِنْ مَنَعْتَ لَمْ يَكُنْ مَنْعُكَ تَعَدِّياً،                                                      به منّت آلوده نکنى، و اگر عنایت نکنى از باب ستم نیست،                                                                   تَشْكُرُ مَنْ شَكَرَكَ وَ اَنْتَ اَلْهَمْتَهُ شُكْرَكَ، وَ تُكافِئُ مَنْ حَمِدَكَ                                                      آن‏که تو را شکر کند شکرش کنى، در صورتى که خودت آن شکر را به او الهام فرمودى، و هر که تو را بستاید پاداشش مى‏دهى                                                                   وَ اَنْتَ عَلَّمْتَهُ حَمْدَكَ، تَسْتُرُ عَلى‏ مَنْ لَوْ شِئْتَ فَضَحْتَهُ،                                                      در حالى که آن ستایش را خودت به او تعلیم‏کردى، پرده مى‏پوشى بر آن که اگر مى‏خواستى رسوایش مى‏کردى،                                                                   وَ تَجُودُ عَلى‏ مَنْ لَوْ شِئْتَ مَنَعْتَهُ، وَ كِلاهُما اَهْلٌ مِنْكَ                                                      و جود و کرم کنى بر آن که اگر مى‏خواستى از وى دریغ مى‏کردى، در صورتى که هر دو                                                                   لِلْفَضيحَةِ وَ الْمَنْعِ، غَيْرَ اَنَّكَ بَنَيْتَ اَفْعالَكَ عَلَى التَّفَضُّلِ،                                                      مستحق رسوایى و دریغ تو اند، امّا تو تمام امورت را براساس تفضل بنا نهاده‏اى،                                                                   وَ اَجْرَيْتَ قُدْرَتَكَ عَلَى التَّجاوُزِ، وَ تَلَقَّيْتَ مَنْ عَصاكَ                                                      و قدرتت را بر آئین گذشت مقرّر کرده‏اى، و با آن که با تو به مخالفت برخاسته با بردبارى                                                                    بِالْحِلْمِ، وَ اَمْهَلْتَ مَنْ قَصَدَ لِنَفْسِهِ بِالظُّلْمِ، تَسْتَنْظِرُهُمْ                                                      روبرو مى‏شوى، و به آن که در حق خویش ستم کرده مهلت مى‏دهى، با صبر و بردبارى خود مهلتشان مى‏دهى                                                                   بِاَناتِكَ اِلَى الْاِنابَةِ، وَ تَتْرُكُ مُعاجَلَتَهُمْ اِلَى التَّوْبَةِ،                                                      تا به حضرتت بازگردند، و در مؤاخذه عاصیان شتاب نمى‏کنى تا به توبه موفق شوند،                                                                   لِكَيْلا يَهْلِكَ عَلَيْكَ هالِكُهُمْ، وَ لايَشْقى‏ بِنِعْمَتِكَ شَقِيُّهُمْ اِلاّ                                                      تا هلاک شونده آنان بدون رضاى تو هلاک نشود، و تیره‏بختشان به نعمتت بدبخت نگردد مگر                                                                   عَنْ طُولِ الْاِعْذارِ اِلَيْهِ، وَ بَعْدَ تَرادُفِ الْحُجَّةِ عَلَيْهِ، كَرَماً                                                      پس از قطع بهانه و بعد از اتمام حجت همه جانبه بر او، و این همه بزرگوارى و آقایى                                                                   مِنْ عَفْوِكَ يا كَريمُ، وَ عآئِدَةً مِنْ عَطْفِكَ يا حَليمُ. اَنْتَ                                                      از عفو و گذشت توست اى بزرگوار، و بهره‏اى است از محبتت اى بردبار. تویى که                                                                   الَّذى فَتَحْتَ لِعِبادِكَ باباً اِلى‏ عَفْوِكَ، وَ سَمَّيْتَهُ التَّوْبَةَ، وَ                                                      بر بندگانت درى به سوى بخشش خود باز کرده‏اى، و آن را باب توبه نامیده‏اى، و                                                                   جَعَلْتَ عَلى‏ ذلِكَ الْبابِ دَليلاً مِنْ وَحْيِكَ، لِئَلاَّيَضِلُّواعَنْهُ،                                                      بر آن درِ گشوده راهنمایى از وحى خود قرار داده‏اى، تا آن را گم نکنند،                                                                   فَقُلْتَ -تَبارَكَ اسْمُكَ -: «تُوبُوا اِلَى‏اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى‏                                                      پس خود - که نامت والا و مبارک است - فرمودى: «به سوى خدا توبه خالص و بى‏پیرایه آورید، باشد                                                                   رَبُّكُمْ اَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يَدْخِلَكُمْ جَنّاتٍ                                                      که پروردگارتان گناهان شما را محو کند، و شما را داخل بهشت‏هایى                                                                   تَجْرى مِنْ تَحْتِهَاالْاَنْهارُ، يَوْمَ لا يُخْزِى اللَّهُ النَّبِىَّ وَ الَّذينَ                                                      نماید که نهرها از زیر آن روان است، در آن روزى که خداوند پیامبر خود و آنان را که به او ایمان                                                                   امَنُوا مَعَهُ، نُورُهُمْ يَسْعى‏ بَيْنَ اَيْديهِمْ وَ بِاَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ:                                                      آوردند خوار وذلیل نمى‏کند، درحالى‏که نورشان پیش‏رویشان و از جانب راستشان روان است مى‏گویند:                                                                   رَبَّنا اَتْمِمْ لَنا نُورَنا، وَ اغْفِرْ لَنا، اِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَديرٌ».                                                      خداوندا نورمان را کامل کن، و ما را مورد مغفرت قرار ده، که تو بر هر چیز توانایى».                                                                   فَما عُذْرُ مَنْ اَغْفَلَ دُخُولَ ذلِكَ الْمَنْزِلِ بَعْدَ فَتْحِ الْبابِ وَ                                                      پس عذر کسى که از ورود به آن خانه غفلت کند پس از گشوده شدن در و                                                                   اِقامَةِ الدَّليلِ؟ وَ اَنْتَ الَّذى زِدْتَ فِى السَّوْمِ عَلى‏ نَفْسِكَ                                                      به‏پا داشتن راهنما چه خواهد بود؟ و تویى که در معامله با بندگانت بر عطاى خود                                                                   لِعِبادِكَ، تُريدُ رِبْحَهُمْ فى مُتاجَرَتِهِمْ لَكَ، وَ فَوْزَهُمْ بِالْوِفادَةِ                                                      افزوده‏اى، تا در این تجارتشان از عنایت تو سود برند، و در حرکت کردن به جانب تو                                                                   عَلَيْكَ، وَ الزِّيادَةِ مِنْكَ، فَقُلْتَ تَبارَكَ اسْمُكَ وَ تَعالَيْتَ:                                                      کامیاب گردند، و از حضرتت بهره‏اى افزون دریافت نمایند، به همین خاطر، تو خود - که نامت مبارک است و بس والایى - فرمودى:                                                                   «مَنْ جآءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ اَمْثالِها، وَ مَنْ جآءَ بِالسَّيِّئَةِ                                                      «هر کس که یک کار نیک کند ده برابر آن پاداش دارد، و هر کس یک کار بد کند جز به مانند                                                                   فَلا يُجْزى‏ اِلاَّ مِثْلَها»، وَ قُلْتَ: «مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ اَمْوالَهُمْ                                                      کارش عقوبت نبیند»، و نیز فرمودى: «مثل آنان که اموالشان را                                                                   فى سَبيلِ‏اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ اَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فى كُلِّ سُنْبُلَةٍ                                                      در راه خدا انفاق مى‏کنند مانند دانه‏اى است که هفت خوشه رویانده، در هر خوشه                                                                   مِائَةُ حَبَّةٍ، وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشآءُ»، وَ قُلْتَ: «مَنْ ذَاالَّذى                                                      صد دانه باشد، و خداوند براى هر که بخواهد آن را چند برابر کند»، و فرمودى: «کیست آن که                                                                   يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ اَضْعافاً كَثيرَةً»، وَ ما                                                      به خداوند قرض الحسنه دهد تا خدا آن را چندین برابر سازد؟» و امثال                                                                   اَنْزَلَتْ مِنْ نَظآئِرِهِنَّ فِى الْقُرْانِ مِنْ تَضاعيفِ الْحَسَناتِ.                                                      و نظائر این وعده‏ها که در قرآن درباره چند برابر کردن کارهاى نیک فرو فرستاده‏اى.                                                                   وَ اَنْتَ الَّذى دَلَلْتَهُمْ بِقَوْلِكَ مِنْ غَيْبِكَ، وَ تَرْغيبِكَ الَّذى‏فيهِ                                                      و تویى آن خداوندى که با گفتار از غیب خود و به سبب ترغیبت که در برگیرنده                                                                   حَظُّهُمْ عَلى‏ ما لَوْ سَتَرْتَهُ عَنْهُمْ لَمْ تُدْرِكْهُ اَبْصارُهُمْ، وَ لَمْ تَعِهِ                                                      سود ایشان است آنان را به چیزى راهنمایى فرمودى که اگر از آنان مى‏پوشاندى دیدگانشان درک نمى‏کرد، و                                                                   اَسْماعُهُمْ، وَ لَمْ‏تَلْحَقْهُ اَوْهامُهُمْ، فَقُلْتَ: «اذْكُرُونى                                                      گوشهاشان فرانمى‏گرفت، و فکرشان به آن نمى‏رسید، چرا که فرمودى: «مرا یاد کنید                                                                   اَذْكُرْكُمْ، وَاشْكُرُوا لى وَ لاتَكْفُرُونِ»، وَ قُلْتَ: «لَئِنْ شَكَرْتُمْ                                                      تا شما را یاد کنم، و مرا سپاس آورید و کفران نورزید»، و فرمودى: «هرآینه اگر شکر آرید شما را                                                                   لَأزيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ‏كَفَرْتُمْ اِنَّ عَذابى لَشَديدٌ»، وَ قُلْتَ:                                                      افزونى دهم، و اگر ناسپاسى کنید همانا عذاب من شدید است»، و فرمودى:                                                                   «اُدْعُونى اَسْتَجِبْ لَكُمْ، اِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتى                                                      «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنان که از عبادت من (دعا کردن) تکبّر ورزند                                                                   سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ». فَسَمَّيْتَ دُعآئَكَ عِبادَةً، وَ تَرْكَهُ                                                      به زودى خوار و ذلیل وارد جهنم مى‏شوند». پس نیایش و دعا را عبادت، و ترکش را                                                                   اسْتِكْباراً، وَ تَوَعَّدْتَ عَلى‏ تَرْكِهِ دُخُولَ جَهَنَّمَ داخِرينَ.                                                      کبر و خودخواهى نامیدى، و بر ترک دعا به دخول دوزخ با ذلت و خوارى تهدید فرمودى.                                                                   فَذَكَرُوكَ بِمَنِّكَ، وَ شَكَرُوكَ بِفَضْلِكَ، وَ دَعَوْكَ بِاَمْرِكَ،                                                      بدین سبب بندگان واقعى به نعمتت تو را یاد کردند، و به بخششت شکر آوردند، و به فرمانت به دعا برخاستند،                                                                   وَ تَصَدَّقُوا لَكَ طَلَباً لِمَزيدِكَ، وَ فيها كانَتْ نَجاتُهُمْ مِنْ                                                      و به خاطر گرفتن عطاى افزونت صدقه دادند، و تنها راه آزادى آنان از                                                                   غَضَبِكَ، وَ فَوْزُهُمْ بِرِضاكَ. وَ لَوْ دَلَّ مَخْلُوقٌ مَخْلُوقاً مِنْ                                                      خشم تو، و دستیابى به رضاى حضرتت در آن بود. و اگر مخلوقى مخلوق                                                                   نَفْسِهِ‏عَلى‏ مِثْلِ‏الَّذى دَلَلْتَ‏عَلَيْهِ عِبادَكَ مِنْكَ كانَ مَوْصُوفاً                                                      دیگر را از سوى خود به مثل آنکه حضرت تو بندگانت را از سوى خود راهنمایى نمودى هدایت مى‏کرد موصوف                                                                   بِالْاِحْسانِ، وَ مَنْعُوتاً بِالْاِمْتِنانِ، وَ مَحْمُوداً بِكُلِّ لِسانٍ،                                                      به احسان، و موصوف به امتنان و بخشش بود، و به هر زبانى مورد ستایش قرار مى‏گرفت،                                                                   فَلَكَ الْحَمْدُ ما وُجِدَ فى حَمْدِكَ مَذْهَبٌ، وَ ما بَقِىَ                                                      پس سپاس توراست تا آنجا که در سپاس تو راهى وجود داشته باشد، و تا آنجا که                                                                   لِلْحَمْدِ لَفْظٌ تُحْمَدُ بِهِ، وَ مَعْنىً يَنْصَرِفُ اِلَيْهِ. يا مَنْ تَحَمَّدَ                                                      براى سپاس کلمه‏اى که تو به آن ستوده شوى، و معنایى که به سپاس منصرف گردد باقى باشد. اى کسى که با احسان و فضلت                                                                   اِلى‏ عِبادِهِ بِالْاِحْسانِ وَ الْفَضْلِ، وَ غَمَرَهُمْ بِالْمَنِّ وَ الطَّوْلِ،                                                      بندگان را به سپاس فراخوانده‏اى، و آنان را غرق عطا و بخشش خود نموده‏اى،                                                                   ما اَفْشى‏ فينا نِعْمَتَكَ! وَ اَسْبَغَ عَلَيْنا مِنَّتَكَ! وَ اَخَصَّنا بِبِرِّكَ!                                                      چه آشکار و پخش است نعمت تو در ما! و چه فراوان است عطایت برما! و چه مخصوص است نیکى تو به ما!                                                                   هَدَيْتَنا لِدينِكَ الَّذِى اصْطَفَيْتَ، وَ مِلَّتِكَ الَّتِى ارْتَضَيْتَ،                                                      ما را به دین برگزیده‏ات راه نمودى، و به آئین پسندیده‏ات رهنمون شدى،                                                                   وَ سَبيلِكَ‏الَّذى سَهَّلْتَ، وَبَصَّرْتَنَاالزُّلْفَةَلَدَيْكَ، وَالْوُصُولَ                                                      و سالک راهى فرمودى که آن را هموار کردى، و ما را به راه تقرب به پیشگاهت، و وصول                                                                   اِلى‏ كَرامَتِكَ. اَللَّهُمَّ وَ اَنْتَ جَعَلْتَ مِنْ صَفايا تِلْكَ                                                      به کرامتت بینایى دادى. خداوندا تو از خالص‏ترین آن                                                                   الْوَظآئِفِ، وَ خَصآئِصِ تِلْكَ الْفُرُوضِ شَهْرَ رَمَضانَ الَّذِى                                                      وظایف، و برگزیده‏ترین آن فرائض، ماه رمضان را                                                                   اخْتَصَصْتَهُ مِنْ سآئِرِ الشُّهُورِ، وَ تَخَيَّرْتَهُ مِنْ جَميعِ الْاَزْمِنَةِ                                                      قرار دادى که آن را از میان سایر ماهها برگزیدى، و از میان همه زمانها و عصرها                                                                   وَ الدُّهُورِ، وَ اثَرْتَهُ عَلى‏ كُلِّ اَوْقاتِ السَّنَةِ بِما اَنْزَلْتَ                                                      اختیار کردى، و بر تمام اوقات سال ترجیح دادى، به خاطر آنکه                                                                   فيهِ مِنَ الْقُرْانِ وَ النُّورِ، وَ ضاعَفْتَ فيهِ مِنَ الْايمانِ، وَ                                                      در آن قرآن و نور نازل نمودى، و ایمان را در این ماه چند برابر ساختى، و                                                                   فَرَضْتَ فيهِ مِنَ الصِّيامِ، وَ رَغَّبْتَ فيهِ مِنَ الْقِيامِ، وَ اَجْلَلْتَ                                                      روزه گرفتن را در آن واجب فرمودى، و به شب زنده‏دارى در آن ترغیب کردى، و شب قدر را                                                                   فيهِ مِنْ لَيْلَةِ القَدْرِ الَّتى هِىَ خَيْرٌ مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ، ثُمَّ اثَرْتَنا                                                      در آن که از هزار شب با ارزش‏تر است بزرگ داشتى، پس ما را محض                                                                   بِهِ عَلى‏ سآئِرِ الْاُمَمِ، وَ اصْطَفَيْتَنا بِفَضْلِهِ دُونَ اَهْلِ الْمِلَلِ،                                                      این ماه بر سایر امم برترى دادى، و در پرتو فضل آن ما را از میان همه ملتها برگزیدى،                                                                   فَصُمْنا بِاَمْرِكَ نَهارَهُ، وَ قُمْنا بِعَوْنِكَ لَيْلَهُ، مُتَعَرِّضينَ                                                      پس به فرمانت روزش را روزه گرفتیم، و در شبش به کمک تو به عبادت برخاستیم، و به وسیله                                                                   بِصِيامِهِ وَ قِيامِهِ لِما عَرَّضْتَنا لَهُ مِنْ رَحْمَتِكَ، وَ تَسَبَّبْنا اِلَيْهِ                                                      روزه و نمازش طالب رحمتى که براى ما مهیّا فرمودى شدیم، و آن را وسیله رسیدن                                                                   مِنْ مَثُوبَتِكَ، وَ اَنْتَ الْمَلى‏ءُ بِما رُغِبَ فيهِ اِلَيْكَ، الْجَوادُبِما                                                      به ثواب تو قرار دادیم، و تو بر آنچه بندگانت بدان رغبت دارند قادرى، و آنچه را که از احسانت                                                                    سُئِلْتَ مِنْ فَضْلِكَ، الْقَريبُ اِلى‏ مَنْ حاوَلَ قُرْبَكَ. وَ قَدْ                                                      خواسته شود بخشنده‏اى، و به آن که جهت رسیدن به قرب تو بکوشد نزدیکى. و همانا                                                                   اَقامَ فينا هذَا الشَّهْرُ مُقامَ حَمْدٍ، وَ صَحِبَنا صُحْبَةَ                                                      این ماه در نزد ما ستوده زیست، و با ما همنشینى                                                                   مَبْرُورٍ، وَ اَرْبَحَنا اَفْضَلَ اَرْباحِ الْعالَمينَ، ثُمَّ قَدْ فارَقَنا عِنْدَ                                                      پسندیده بود، و برترین منفعت جهانیان را براى ما به ارمغان آورد، پس به هنگام پایان                                                                   تَمامِ وَقْتِهِ، وَانْقِطاعِ مُدَّتِهِ، وَ وَفآءِ عَدَدِهِ، فَنَحْنُ مُوَدِّعُوهُ                                                      گرفتن وقت، و سرآمدن مدت، و کامل شدن روزهایش از ما جدا شد، اینک آن را وداع مى‏گوئیم                                                                   وِداعَ مَنْ عَزَّ فِراقُهُ عَلَيْنا، وَ غَمَّنا وَ اَوْحَشَنَا انْصِرافُهُ عَنّا،                                                      وداع کسى که هجرانش بر ما غم‏انگیز است، و روى گرداندنش ما را به اندوه و وحشت دچار کرده،                                                                   وَ لَزِمَنا لَهُ الذِّمامُ - الْمَحْفُوظُ، وَ الْحُرْمَةُ الْمَرْعِيَّةُ، وَ الْحَقُّ                                                      و بر عهده ما پیمان ناگسستنى، و حرمت در خور توجه، و حق                                                                   الْمَقْضِىُّ، فَنَحْنُ قآئِلُونَ: اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا شَهْرَ اللَّهِ الْاَكْبَرَ،                                                      لازم دارد، به این خاطر مى‏گوئیم: سلام بر تو اى بزرگ‏ترین ماه خدا،                                                                   وَ يا عيدَ اَوْلِيآئِهِ. اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَكْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ                                                      و اى عید عاشقان حق. سلام بر تو اى کریم‏ترین همنشین از میان                                                                   الْاَوْقاتِ، وَ يا خَيْرَ شَهْرٍ فِى الْاَيّامِ وَ السّاعاتِ. اَلسَّلامُ                                                      اوقات، و اى بهترین ماه در روزها و ساعات. سلام                                                                   عَلَيْكَ مِنْ شَهرٍ قَرُبَتْ فيهِ الْامالُ، وَ نُشِرَتْ فيهِ الْاَعْمالُ.                                                      بر تو اى ماهى که در طىّ تو برآورده شدن آمال نزدیک گشته، و اعمال در آن پخش و فراوان است.                                                                   اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ قَرينٍ جَلَّ قَدْرُهُ مَوْجُوداً، وَ اَفْجَعَ                                                      سلام بر تو اى همنفسى که قدر و منزلتت بزرگ، و فقدانت                                                                   فَقْدُهُ مَفْقُوداً، وَ مَرْجُوٍّ الَمَ فِراقُهُ. اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ اَليفٍ                                                      بسیار دردناک است، و اى مایه امیدى که دوریت رنج‏آور است. سلام بر تو اى همدمى که چون رو کنى                                                                   انَسَ مُقْبِلاً فَسَرَّ، وَ اَوْحَشَ مُنْقَضِياً فَمَضَّ. اَلسَّلامُ عَلَيْكَ                                                      ما را مونس شاد کننده‏اى، و چون سپرى شوى وحشت‏آور و دردناکى. سلام بر تو                                                                   مِنْ مُجاوِرٍ رَقَّتْ فيهِ الْقُلُوبُ، وَ قَلَّتْ فيهِ الذُّنُوبُ. اَلسَّلامُ                                                      اى همسایه‏اى که دلها نزد تو نرم شد، و گناهان در تو نقصان گرفت. سلام                                                                   عَلَيْكَ مِنْ ناصِرٍ اَعانَ عَلَى الشَّيْطانِ، وَ صاحِبٍ سَهَّلَ                                                      بر تو اى یاورى که ما را در مبارزه با شیطان یارى دادى، و اى مصاحبى که راههاى                                                                   سُبُلَ الْاِحْسانِ. اَلسَّلامُ عَلَيْكَ ما اَكْثَرَ عُتَقآءَ اللَّهِ فيكَ،                                                      احسان را هموار و آسان ساختى. سلام بر تو که چه بسیارند آزاد شدگان حضرت حق در تو،                                                                   وَ ما اَسْعَدَ مَنْ رَعى‏ حُرْمَتَكَ بِكَ! اَلسَّلامُ عَلَيْكَ ما كانَ                                                      و چه سعادتمند است کسى که حرمتت را به واسطه خودت رعایت نمود! سلام بر تو که چه                                                                   اَمْحاكَ لِلذُّنُوبِ، وَ اَسْتَرَكَ لِأَنْواعِ الْعُيُوبِ! اَلسَّلامُ عَلَيْكَ                                                      بسیار گناهان را از پرونده ما زدودى، و چه عیب‏ها که بر ما پوشاندى! سلام بر تو                                                                   ما كانَ اَطْوَلَكَ عَلَى الْمُجْرِمينَ، وَ اَهْيَبَكَ فى صُدُورِ                                                      که زمانت بر گنهکاران چه طولانى بود، و در دل مؤمنان چه                                                                   الْمُؤْمِنينَ! اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهْرٍ لاتُنافِسُهُ الْاَيّامُ.                                                      هیبتى داشتى! سلام بر تو اى ماهى که هیچ زمانى با تو پهلو نزند.                                                                   اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهْرٍ هُوَ مِنْ كُلِّ اَمْرٍ سَلامٌ. اَلسَّلامُ                                                      سلام بر تو اى ماهى که از هر نظر مایه سلامتى. سلام                                                                   عَلَيْكَ غَيْرَ كَريهِ الْمُصاحَبَةِ وَ لا ذَميمِ الْمُلابَسَةِ. اَلسَّلامُ                                                      بر تو که مصاحبتت ناپسند و معاشرتت نکوهیده نیست. سلام                                                                   عَلَيْكَ كَما وَفَدْتَ عَلَيْنا بِالْبَرَكاتِ، وَ غَسَلْتَ عَنّا دَنَسَ                                                      بر تو همچنان که با برکات بر ما وارد شدى، و ناپاکى معاصى را از پرونده                                                                   الْخَطيئاتِ. اَلسَّلامُ عَلَيْكَ غَيْرَ مُوَدَّعٍ بَرَماً، وَ لا مَتْرُوكٍ                                                      ما شستى. سلام بر تو که وداع با تو نه از باب خستگى، و فراغت از روزه‏ات نه                                                                   صِيامُهُ سَاَماً. اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ مَطْلُوبٍ قَبْلَ وَقْتِهِ، وَ                                                      به خاطر ملالت است. سلام بر تو که قبل از آمدنت در آرزویت بسر مى‏بردیم، و                                                                   مَحْزُونٍ عَلَيْهِ قَبْلَ فَوْتِهِ. اَلسَّلامُ عَلَيْكَ كَمْ مِنْ سُوءٍ                                                      پیش از رفتنت بر هجرانت محزونیم. سلام بر تو که چه بدى‏ها که به سبب                                                                   صُرِفَ بِكَ عَنّا، وَ كَمْ مِنْ خَيْرٍ اُفيضَ بِكَ عَلَيْنا. اَلسَّلامُ                                                      تو از جانب ما گشته، و چه خوبیها که از برکت تو به سوى ما سرازیر شده! سلام                                                                   عَلَيْكَ وَ عَلى‏ لَيْلَةِ الْقَدْرِ الَّتى هِىَ خَيْرٌ مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ.                                                      بر تو و بر شب قدرى که از هزار ماه بهتر است.                                                                   اَلسَّلامُ عَلَيْكَ ما كانَ اَحْرَصَنا بِالْاَمْسِ عَلَيْكَ، وَ اَشَدَّ                                                      سلام بر تو که دیروز چه سخت بر تو دل بسته بودیم، و فردا چه بسیار                                                                   شَوْقَنا غَداً اِلَيْكَ! اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلى‏ فَضْلِكَ الَّذى                                                      شائق تو مى‏شویم! سلام بر تو و بر فضیلت تو که از آن                                                                   حُرِمْناهُ، وَ عَلَى‏ ماضٍ مِنْ بَرَكاتِكَ سُلِبْناهُ. اَللَّهُمَّ اِنَّا اَهْلُ                                                      محروم گشتیم، و بر برکات گذشته‏ات که از دست ما گرفته شد. بارالها ما اهل                                                                   هذَا الشَّهْرِ الَّذى شَرَّفْتَنا بِهِ، وَ وَفَّقْتَنا بِمَنِّكَ لَهُ حينَ جَهِلَ                                                      این ماهیم که ما را به آن شرافت بخشیدى، و توفیق ادراکش را به ما عنایت فرمودى آنگاه که                                                                   الْاَشْقِيآءُ وَقْتَهُ، وَ حُرِمُوا لِشِقآئِهِمْ فَضْلَهُ. اَنْتَ وَلِىُّ ما اثَرْتَنا                                                      تیره‏بختان وقتش را نشناختند، و از بخت بدشان از فضلش محروم شدند. تویى سرپرست آنچه از معرفتش                                                                   بِهِ مِنْ مَعْرِفَتِهِ، وَ هَدَيْتَنا لَهُ مِنْ سُنَّتِهِ، وَ قَدْ تَوَلَّيْنا بِتَوْفيقِكَ                                                      که ما را بدان برترى دادى، و آنچه از سنّتش که ما را بدان رهنمون شدى، و ما به توفیق تو                                                                   صِيامَهُ وَقِيامَهُ عَلى‏ تَقْصيرٍ، وَاَدَّيْنا فيهِ قَليلاً مِنْ كَثيرٍ. اَللَّهُمَّ                                                      به روزه و نماز آن برخاستیم همراه با تقصیر، و در آن اندکى از بسیار را بجا آوردیم. خداوندا                                                                   فَلَكَ الْحَمْدُ اِقْراراً بِالْاِسآئَةِ، وَ اعْتِرافاً بِالْاِضاعَةِ، وَ لَكَ                                                      پس تو را سپاس همراه با اقرار به بدیهامان، و اعتراف به سهل‏انگاریمان، در حالى که                                                                   مِنْ قُلُوبِنا عَقْدُ النَّدَمِ، وَ مِنْ اَلْسِنَتِنا صِدْقُ الْاِعْتِذارِ، فَاْجُرْنا                                                      در قلوبمان ندامت قطعى، و بر زبانمان عذر صادقانه داریم، پس ما را با توجه                                                                   عَلى‏ ما اَصابَنا فيهِ مِنَ التَّفْريطِ اَجْراً نَسْتَدْرِكُ                                                      به اعتراف به تقصیرى که در این ماه داشتیم مزدى عنایت کن که تدارک کننده                                                                   بِهِ الْفَضْلَ الْمَرْغُوبَ فيهِ، وَ نَعْتاضُ بِهِ مِنْ اَنْواعِ الذُّخْرِ                                                      فضیلت‏هاى دلخواهمان، و جایگزین ذخیره‏هایى که                                                                   الْمَحْرُوصِ عَلَيْهِ، وَ اَوْجِبْ لَنا عُذْرَكَ عَلى‏ ما قَصَّرْنا فيهِ                                                      مورد علاقه ماست باشد، و عذر ما را در کوتاهى از اداى                                                                   مِنْ حَقِّكَ، وَ ابْلُغْ بِاَعْمارِنا ما بَيْنَ اَيْدينا مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ                                                      حقّت قبول کن، و آینده عمرمان را به ماه رمضان آینده که در پیش داریم                                                                   الْمُقْبِلِ، فَاِذا بَلَّغْتَناهُ فَاَعِنّا عَلى‏ تَناوُلِ ما اَنْتَ اَهْلُهُ‏مِنَ الْعِبادَةِ،                                                      برسان، و چون ما را به آن رساندى ما را بر انجام عبادتى که سزاوار توست یارى ده،                                                                   وَ اَدِّنا اِلَى الْقِيامِ بِما يَسْتَحِقَّهُ مِنَ الطّاعَةِ، وَ اَجْرِ لَنا مِنْ صالحِ                                                      و به انجام طاعتى که شایسته آن ماه است موفق دار، و عمل صالحى را که                                                                   الْعَمَلِ مايَكُونُ دَرَكاًلِحَقِّكَ فِى‏الشَّهْرَيْنِ مِنْ‏شُهُورِ الدَّهْرِ.                                                      موجب تدارک حق تو در آن دو ماه از ماه‏هاى زمان خواهد بود به دست ما جارى فرما.                                                                   اَللَّهُمَّ وَ ما اَلْمَمْنا بِهِ‏فى شَهْرِنا هذامِنْ لَمَمٍ اَوْ اِثْمٍ، اَوْ واقَعْنا                                                      خداوندا هر گناه کوچکى یا بزرگى که در این ماه به آن دست زدیم، یا معصیتى که                                                                   فيهِ مِنْ ذَنْبٍ، وَ اكْتَسَبْنا فيهِ مِنْ خَطيئَةٍ، عَلى‏ تَعَمُّدٍ مِنَّا اَوْ                                                      به آن آلوده گشتیم، یا خطایى که مرتکب شدیم، از روى عمد یا                                                                   عَلى‏ نِسْيانٍ، ظَلَمْنا فيهِ اَنْفُسَنا، اَوِانْتَهَكْنا بِهِ حُرْمَةً مِنْ                                                      فراموشى، که در آن به خود ظلم کرده، یا حرمت دیگرى را بدان                                                                   غَيْرِنا، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَاسْتُرْنا بِسِتْرِكَ، وَ اعْفُ                                                      دریده باشیم، پس بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از همه آنها در پرده ستّارى حضرتت بپوشان، و به عفوت                                                                   عَنّا بِعَفْوِكَ، وَ لاتَنْصِبْنا فيهِ لِاَعْيُنِ الشّامِتينَ، وَ لاتَبْسُطْ عَلَيْنا                                                      از ما بگذر، و ما را در آن ماه شهره به پیش دیده شماتت کنندگان قرار مده، و زبان                                                                   فيهِ اَلْسُنَ الطّاعِنينَ، وَ اسْتَعْمِلْنا بِما يَكُونُ حِطَّةً وَ كَفّارَةً                                                      طعنه‏زنندگان را بر ما باز مکن، و ما را به کارى بدار که سبب فرونهادن گناهان و پوشاندن آن                                                                   لِما اَنْكَرْتَ مِنّا فيهِ، بِرَاْفَتِكَ الَّتى لاتَنْفَدُ، وَ فَضْلِكَ الَّذى                                                      چیزى شود که در آن ماه بر ما نمى‏پسندى، به مهربانیت که پایان ندارد، و احسانت که کاستى                                                                   لايَنْقُصُ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اجْبُرْ مُصيبَتَنا                                                      نمى‏پذیرد. خداوندا بر محمد و آلش درود فرست، و ضایعه دردآور از دست رفتن رمضانمان را                                                                   بِشَهْرِنا، وَ بارِكْ لَنا فى يَوْمِ عيدِنا وَ فِطْرِنا، وَاجْعَلْهُ مِنْ                                                      جبران کن، و روز عیدمان و فطرمان را بر ما مبارک گردان، و آن را از بهترین روزهایى                                                                   خَيْرِ يَوْمٍ مَرَّ عَلَيْنا، اَجْلَبِهِ لِعَفْوٍ، وَ اَمْحاهُ لِذَنْبٍ، وَ اغْفِرْ لَنا                                                      قرار ده که بر ما گذشته، که بیشترین عفو را موجب، و بیشترین معاصى را محو کننده باشد، و گناهان                                                                   ما خَفِىَ مِنْ ذُنُوبِنا وَ ما عَلَنَ. اَللَّهُمَّ اسْلَخْنا بِانْسِلاخِ هذَا                                                      پنهان و آشکار ما را مورد مغفرت قرار ده. بارالها پایان یافتن این ماه را                                                                   الشَّهْرِ مِنْ خَطايانا، وَ اَخْرِجْنا بِخُرُوجِهِ مِنْ سَيِّئاتِنا،                                                      پایان یافتن خطاهایمان قرار ده، و به دنبال خارج شدنش ما را از بدیهامان خارج کن،                                                                   وَ اجْعَلْنا مِنْ اَسْعَدِ اَهْلِهِ بِهِ، وَ اَجْزَلِهِمْ قِسْماً فيهِ، وَ اَوْفَرِهِمْ                                                      و ما را از سعادتمندترین اهل این ماه به آن، و پرنصیب‏ترین آنان در آن، و بهره‏مندترین ایشان                                                                   حَظّاً مِنْهُ. اَللَّهُمَّ وَ مَنْ رَعى‏ هذَا الشَّهْرَ حَقَّ رِعايَتِهِ، وَ حَفِظَ                                                      از خودت قرار ده. بار الها هر کس که این ماه را آن طور که بایسته است رعایت کرده، و احترامش را                                                                   حُرْمَتَهُ حَقَّ حِفْظِها، وَ قامَ بِحُدُودِهِ حَقَّ قِيامِها، وَ اتَّقى‏                                                      آنچنان که باید حفظ نموده، و حدودش را به بهترین صورت بپاداشته، و از گناهانش                                     ",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 37 تا 54"
    },
    {
        "title": "دعای  46 - دعاي آنحضرت در روز عيد فطر و جمعه",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "و كان مِن دعائهِ عليه‏السلام فى يوم الفِطر اِذَا انْصَرَفَ مِنْ صَلوتِهِ قامَ قآئِماً ثُمَّ اسْتَقْبَلَ القبلةَ و فى يومِ‏الجُمُعةِ فقالَ:                                                      «دعاى آن حضرت در روز عید فطر و جمعه »                                                                   يامَنْ يَرْحَمُ مَنْ لا يَرْحَمُهُ‏الْعِبادُ، وَ يامَنْ يَقْبَلُ مَنْ لاتَقْبَلُهُ                                                      اى آن که رحم مى‏کنى بر آن که بندگان بر او رحم نمى‏کنند، و اى کسى که مى‏پذیرى کسى را که شهرها                                                                   الْبِلادُ، وَ يامَنْ لايَحْتَقِرُ اَهْلَ‏الْحاجَةِ اِلَيْهِ،وَ يامَنْ لا يُخَيِّبُ                                                      نمى‏پذیرندش، و اى کسى که اهل حاجتمندان خود را خوار نمى‏کنى، و اى کسى که اصرارکنندگان را                                                                   الْمُلِحّينَ عَلَيْهِ، وَ يامَنْ لا يَجْبَهُ بِالرَّدِّ اَهْلَ الدّالَّةِ عَلَيْهِ، وَ يا                                                      ناامید نمى‏نمایى، و اى کسى‏که دست ردّ بر سینه توقع‏داران نمى‏زنى، و اى کسى‏که                                                                   مَنْ يَجْتَبى صَغيرَ ما يُتَحْفُ بِهِ، وَيَشْكُرُ يَسيرَ ما يُعْمَلُ لَه، وَ يا                                                      پیشکش بى‏مقدار را مى‏پذیرى، و کمترین کارى را که برایت کنند سپاس مى‏نهى، - و اى                                                                   مَنْ يَشْكُرُ عَلَى‏الْقَليلِ، وَ يُجازى بِالْجَليلِ، وَ يا مَنْ يَدْنُو اِلى‏                                                      کسى که عمل اندک را قدر مى‏نهى، و مزد بزرگ بر آن مى‏پردازى، و اى که هر کس به تو نزدیک گردد به‏او                                                                   مَنْ دَنا مِنْهُ، وَ يا مَنْ يَدْعُو اِلى‏ نَفْسِهِ مَنْ اَدْبَرَ عَنْهُ، وَ يا مَنْ                                                      نزدیک مى‏شوى، و اى کسى‏که هر که را از تو روى گرداند به حضرتت فرا مى‏خوانى، و اى کسى که                                                                   لايُغَيِّرُ النِّعْمَةَ، وَ لا يُبادِرُ بِالنَّقِمَةِ، وَ يامَنْ يُثْمِرُ الْحَسَنَةَ حَتّى‏                                                      نعمت خودرا تغییر نمى‏دهى، و به انتقام شتاب نمى‏ورزى، و اى کسى که نهال خوبى را                                                                   يُنْمِيَها، وَ يَتَجاوَزُ عَن السَّيِّئَةِ حَتّى‏ يُعَفِّيَهَا، اِنْصَرَفَتِ                                                      به‏بار مى‏آورى تابیفزایى، و از بدى درمى‏گذرى تا آن را ناپدید نمایى، آرزوها                                                                   الْامالُ دُونَ مَدى‏ كَرَمِكَ بِالْحاجاتِ، وَ امْتَلَأتْ بِفَيْضِ                                                      پیش از رسیدن به نهایت کرمت با حاجات روا شده بازگشتند، و ظرفهاى طلب به فیض                                                                   جُودِكَ اَوْعِيَةُ الطَّلِباتِ، وَ تَفَسَّخَتْ دوُنَ بُلُوغِ نَعْتِكَ                                                      بخششت لبریز شدند، و اوصاف به کنه وصف تو نرسیده                                                                   الصِّفاتُ، فَلَكَ الْعُلُوُّ الْاَعْلى‏ فَوْقَ كُلِّ - عالٍ، وَ الْجَلالُ                                                      از هم گسیختند، پس بدون شک برترىِ برتر از هر برترى مخصوص توست، و جلال                                                                   الْاَمْجَدُ فَوْقَ كُلِّ جَلالٍ. كُلُّ جَليلٍ عِنْدَكَ صَغيرٌ، وَ كُلُّ                                                      امجد بر هر جلالى ویژه توست. هر بزرگى در پیشگاهت کوچک است، و هر                                                                   شَريفٍ فى جَنْبِ شَرَفِكَ حَقيرٌ، خابَ الْوافِدُونَ عَلى‏                                                      شریفى در جنب شرفت پست است، آنان که به‏غیر حضرتت روآورده‏اند                                                                   غَيْرِكَ، وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ اِلاّ لَكَ، وَ ضاعَ الْمُلِمُّونَ                                                      نومید شدند، و آنان که جز وجود تو خواسته‏اند به خسران نشستند، وآنان که به درگاه غیر تو شدند                                                                   اِلاّ بِكَ، وَ اَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ اِلاّ مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ،                                                      به تباهى رسیدند، و جز آنان که فضل تو را طالب شدند تهیدست ماندند.                                                                   بابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرّاغِبينَ، وَ جُودُكَ مُباحٌ لِلسّآئِلينَ، وَ اِغاثَتُكَ                                                      درِ رحمتت براى تمام خواهندگان باز، و عطایت براى گدایان رایگان، و فریادرسیت                                                                   قَريبَةٌ مِنَ الْمُسْتَغيثينَ، لا يَخيبُ مِنْكَ الْامِلُونَ، وَ لا يَيْاَسُ                                                      به فریادخواهان نزدیک است، آرزومندان از تو نومید نمى‏شوند، و درخواست کنندگان                                                                   مِنْ عَطآئِكَ‏الْمُتَعَرِّضُونَ، وَ لا يَشْقى‏ بِنَقِمَتِكَ‏الْمُسْتَغْفِرُونَ.                                                      از عطایت محروم نمى‏شوند، و مستغفران از عذاب تو تیره‏بخت نمى‏گردند،                                                                   رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصاكَ، وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ ناواكَ،                                                      سفره روزیت براى عاصیان پهن است، و بردباریت شامل دشمنانت نیز مى‏گردد،                                                                   عادَتُكَ الْاِحْسانُ اِلى‏ الْمُسيئينَ، وَ سُنَّتُكَ الْاِبْقآءُ عَلَى                                                      عادتت احسان به بدکاران است، و سنّتت رحمت بر                                                                   الْمُعْتَدينَ، حَتّى‏لَقَدْ غَرَّتْهُمْ اَناتُكَ عَنِ الرُّجُوعِ، وَ صَدَّهُمْ                                                      تجاوزکاران، تا جائى‏که مدارایت اینان را از بازگشت به تو غافل نموده، و مهلت دادنت ایشان را                                                                   اِمْهالُكَ عَنِ النُّزُوعِ، وَ اِنَّما تَاَنَّيْتَ بِهِمْ لِيَفيئُوا اِلى‏ اَمْرِكَ،                                                      از خوددارى از گناه بازداشته، حال آنکه تنها تو با آنان بردبارى کرده‏اى تا به فرمانت بازآیند،                                                                   وَ اَمْهَلْتَهُمْ ثِقَةً بِدَوامِ مُلْكِكَ، فَمَنْ كانَ مِنْ اَهْلِ السَّعادَةِ                                                      و از آن رو به آنان مهلت داده‏اى که اطمینان به دوام سلطنتت دارى، پس آن‏که اهل سعادت بود                                                                   خَتَمْتَ لَهُ بِها، وَ مَنْ كانَ مِنْ اَهْلِ الشَّقاوَةِ خَذَلْتَهُ لَها،                                                      فرجام کارش را به سعادت بردى، و هر که تیره‏بخت بود به تیره‏بختى‏اش واگذاشتى،                                                                   كُلُّهُمْ صآئِرُونَ اِلى‏ حُكْمِكَ، وَ اُمُورُهُمْ ائِلَةٌ اِلى‏ اَمْرِكَ،                                                      همه سر به فرمان حکم حضرتت خواهند داشت، و بازگشت کارشان به‏سوى فرمان تو خواهد بود،                                                                   لَمْ يَهِنْ عَلى‏ طُولِ مُدَّتِهِمْ سُلْطانُكَ، وَ لَمْ يَدْحَضْ لِتَرْكِ                                                      پادشاهیت با مهلت طولانیى که به آنان مى‏دهى سستى نپذیرد، و از تأخیر محاکمه ایشان                                                                   مُعاجَلَتِهِمْ بُرْهانُكَ، حُجَّتُكَ قآئِمَةٌ لاتُدْحَضُ، وَ                                                      برهان و حجتت ازمیان نرود. حجتت استوار و پابرجاست و باطل نگردد، و                                                                   سُلْطانُكَ ثابِتٌ لا يَزُولُ، فَالْوَيْلُ الدّآئِمُ لِمَنْ جَنَحَ عَنْكَ،                                                      سلطنت ثابت است آن‏سان که زوال نپذیرد، پس واى بر آن که از تو روى برتابد،                                                                   وَالْخَيْبَةُالْخاذِلَةُ لِمَنْ خابَ مِنْكَ، وَالشَّقآءُ الْاَشْقى‏ لِمَنِ اغْتَرَّ                                                      و نومیدى ذلّت‏بار از آن کسى است که ازتو نومید گشته، بدترین تیره‏بختى‏ها براى کسى است که به تو                                                                   بِكَ، ما اَكْثَرَ تَصَرُّفَهُ فى عَذابِكَ! وَ ما اَطْوَلَ تَرَدُّدَهُ فى                                                      مغرور شده، چه عذاب‏هاى دردناکى که خواهد چشید! و چه اندازه سرگردانى درازى در عذابت                                                                   عِقابِكَ! وَما اَبْعَدَ غايَتَهُ مِنَ الْفَرَجِ! وَ ما اَقْنَطَهُ مِنْ سُهُولَةِ                                                      خواهد داشت، و آرزوى گشایش از این کس چه دور است! و نومیدى او براى سهولت خروج از عذابت بسیار!                                                                   الْمَخْرَجِ! عَدْلاً مِنْ قَضآئِكَ لاتَجُورُ فيهِ، وَ اِنْصافاً مِنْ                                                      تمام اینها براساس عدل در قضاى غیرجائرانه تو، و از سر انصاف در حکم                                                                   حُكْمِكَ لاتَحيفُ عَلَيْهِ، فَقَدْ ظاهَرْتَ الْحُجَجَ، وَ اَبْلَيْتَ                                                      غیرظالمانه توست. چرا که پى در پى اتمام حجت نمودى، و آنچه سزاوار اندرز و ارشاد بود                                                                   الْاَعْذارَ، وَ قَدْ تَقَدَّمْتَ بِالْوَعيدِ، وَ تَلَطَّفْتَ فِى التَّرْغيبِ،                                                      بیان داشتى، و تهدیدت را اعلام فرمودى، و با لطف و محبت ترغیب به حقایق نمودى،                                                                   وَ ضَرَبْتَ الْاَمْثالَ، وَ اَطَلْتَ الاِْمْهالَ، وَ اَخَّرْتَ وَ اَنْتَ                                                      و براى بیدارى مردم مثلهاآوردى، و به آنان مهلتِ طولانى دادى، و کیفر را به تأخیر انداختى در صورتى که                                                                   مُسْتَطيعٌ لِلْمُعاجَلَةِ، وَ تَاَنَّيْتَ وَ اَنْتَ مَلى‏ءٌ بِالْمُبادَرَةِ،                                                      بر شتاب در عذاب توانا بودى، و مدارا نمودى در حالى که قدرت بر عجله داشتى،                                                                   لَمْ‏تَكُنْ اَناتُكَ عَجْزاً، وَ لا اِمْهالُكَ وَهْناً، وَ لا اِمْساكُكَ غَفْلَةً،                                                      مدارایت از روى ناتوانى، و مهلت دادنت از باب سستى، و خودداریت از باب غفلت،                                                                   وَ لاَ انْتِظارُكَ مُداراةً، بَلْ لِتَكُونَ حُجَّتُكَ اَبْلَغَ، وَ كَرَمُكَ                                                      و به‏تأخیر انداختنت از روى‏مدارا و سازش نبوده،بلکه به این خاطر است که حجتت‏رساتر، و بزرگواریت                                                                   اَكْمَلَ، وَ اِحْسانُكَ اَوْفى‏، وَ نِعْمَتُكَ اَتَمَّ، كُلُّ ذلِكَ كانَ                                                      کاملتر، و احسانت فراگیرتر، و نعمتت تمامتر باشد، تمام اینها                                                                   وَ لَمْ تَزَلْ، وَ هُوَ كآئِنٌ وَ لاتَزالُ، حُجَّتُكَ اَجَلُّ مِنْ اَنْ تُوصَفَ                                                      بوده و هست و خواهد بود، و حجت تو برتر از آن است که به‏طور کامل وصف شود،                                                                   بِكُلِّها، وَ مَجْدُكَ اَرْفَعُ مِنْ اَنْ يُحَدَّ بِكُنْهِهِ، وَ نِعْمَتُكَ اَكْثَرُ                                                      و برزگى تو والاتر از آن است که کسى به کنهش برسد، و نعمتت بیش                                                                   مِنْ اَنْ تُحْصى‏ بِاَسْرِها، وَ اِحْسانُكَ اَكْثَرُ مِنْ اَنْ تُشْكَرَ                                                      از آن است که همه‏اش به‏شماره درآید، و احسانت بیش از آن است که کسى کمترین آن را                                                                   عَلى‏ اَقَلِّهِ، وَ قَدْ قَصَّرَ بِىَ السُّكُوتُ عَنْ تَحْميدِكَ، وَ فَهَّهَنِى                                                      شکرآرد، و اکنون نبودن زبان سخن مرا از ادامه سپاست ناتوان ساخته، و زبان تمجیدم                                                                   الاِْمْساكُ عَنْ تَمْجيدِكَ، وَ قُصاراىَ الاِْقْرارُ بِالْحُسُورِ                                                      از کار افتاده، و نهایت قدرتم آن است که به درماندگى اقرار کنم                                                                   لارَغْبَةً - ياا اِلهى - بَلْ عَجْزاً. فَها اَنَا ذا اَؤُمُّكَ بِالْوِفادَةِ، وَ                                                      نه از سر رغبت به‏کوتاهى در ستایش تو -اى پروردگار من بلکه از باب ناتوانى. اینک منم که به‏درگاهت روى آورده‏ام،                                                                   اَسْئَلُكَ حُسْنَ الرِّفادَةِ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اسْمَعْ                                                      و از حضرتت توقع پذیرایى نیک دارم، پس بر محمد و آلش درود فرست، و رازم را                                                                   نَجْواىَ، وَ اسْتَجِبْ دُعآئى، وَ لا تَخْتِمْ يَوْمى بِخَيْبَتى،                                                      بشنو، و دعایم را مستجاب کن، و روزم را به ناامیدى و تهیدستى به شب مرسان،                                                                   و لاتَجْبَهْنى بِالرَّدِّ فى مَسْئَلَتى،وَاَكْرِمْ مِنْ عِنْدِكَ مُنْصَرَفى،                                                      و در دریوزگیم دست ردّ به سینه‏ام مزن، و رفتنم را از پیشگاهت،                                                                   وَ اِلَيْكَ مُنْقَلَبى، اِنَّكَ غَيْرُ ضآئِقٍ بِما تُريدُ، وَلاعاجِزٍ عَمّا                                                      و بازگشتم را به حضرتت گرامى‏دار، زیرا در آنچه بخواهى دچار مضیقه نمى‏شوى، و در برابر خواسته‏ها                                                                   تُسْئَلُ، وَ اَنْتَ عَلى‏ كُلِّ - شَىْ‏ءٍ قَديرٌ، وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ                                                      ناتوان نمى‏باشى، و بر هر چیزى قدرت دارى، و هیچ حول و قوه‏اى                                                                   اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ.                                                      جز به دست خداى بزرگ نیست.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 37 تا 54"
    },
    {
        "title": "دعای  47 - دعاي آنحضرت در روز عرفه",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كانَ مِنْ دعائِهِ عليه‏السلام فى يوم عَرَفَة                                                      «دعاى آن حضرت در روز عرفه»                                                                   اَلْحَمْدُ للَّهِ رَبِ‏الْعالَمينَ، اَللَّهُمَّ لَكَ‏الْحَمْدُ بَديعَ السَّمواتِ                                                      سپاس خداى را که پروردگار جهانیان است، بار خدایا تو را سپاس اى پدید آورنده آسمانها                                                                   وَ الْاَرْضِ، ذَاالْجَلالِ وَ الْاِكْرامِ، رَبَّ الْاَرْبابِ، وَ اِلهَ كُلِّ                                                      و زمین، اى صاحب جلال و بزرگوارى، اى ربّ ارباب، و معبود                                                                   مَاْلُوهٍ، وَ خالِقَ كُلِّ - مَخْلُوقٍ، وَ وارِثَ كُلِّ شَىْ‏ءٍ، لَيْسَ                                                      هر معبود و آفریننده هر آفریده، و وارث هر چیز، اى که چیزى                                                                   كَمِثْلِهِ شَىْ‏ءٌ، وَلا يَعْزُبُ عَنْهُ عِلْمُ شَىْ‏ءٍ، وَ هُوَ بِكُلِّ - شَىْ‏ءٍ                                                      شبیه تو نیست، و علم چیزى از تو پنهان نمى‏باشد، بلکه بر هر چیز                                                                   مُحيطٌ، وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْ‏ءٍ رَقيبٌ، اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ،                                                      احاطه‏دارى، و نسبت‏به هر چیز نگهبانى، تویى خدایى که جز تو خدایى نیست،                                                                   الْاَحَدُ الْمُتَوَحِّدُ، الْفَرْدُ الْمُتَفَرِّدُ، وَ اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ،                                                      که یکتاى بى‏همتایى، و فرد بى‏مانندى، تویى خدایى که جز تو خدایى نیست،                                                                   الْكَريمُ الْمُتَكَرِّمُ، - الْعَظيمُ الْمُتَعَظِّمُ، - الْكَبيرُ الْمُتَكَبِّرُ، وَ اَنْتَ                                                      که بزرگوار و بخشنده، و بزرگ در نهایت بزرگى، و کبیر و متکبرى، و تویى                                                                   اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، الْعَلِىُّ الْمُتَعالِ، الشَّديدُ الْمِحالِ، وَ اَنْتَ                                                      خدایى که جز تو خدایى نیست، بلند مرتبه و بلند پایه، و شدید الانتقامى، و تویى                                                                   اللَّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ، الرَّحْمنُ الرَّحيمُ، الْعَليمُ الْحَكيمُ، وَ                                                      خدایى که جز تو خدایى نیست، که بخشنده و مهربان و دانا و حکیمى، و                                                                   اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، السَّميعُ الْبَصيرُ، الْقَديمُ الْخَبيرُ، وَ                                                      تویى خدایى که جز تو خدایى نیست، که شنوا و بینا و قدیم و خبیرى، و                                                                   اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ الاَّ اَنْتَ، الْكَريمُ الْاَكْرَمُ، الدّآئِمُ الْاَدْوَمُ                                                      تویى خدایى که‏جز تو خدایى نیست، که کریمى و از همه کریم‏ترى، و همیشگى و جاویدى،                                                                   ، وَ اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، الْاَوَّلُ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ، وَ الْاخِرُ                                                      و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست، که پیش از هر کس و هر چیزى، و بعد                                                                   بَعْدَ كُلِّ - عَدَدٍ، وَ اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، الدّانى فى عُلُوِّهِ،                                                      از هر شمار و هر چیزى، و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست، که در نهایت بلندى خود نزدیک،                                                                   وَالْعالى فى دُنُّوِه، وَ اَنْتَ‏اللَّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ، ذُوالْبَهآءِ وَالْمَجْدِ،                                                      و در نزدیکى خود بلندى، و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست، که صاحب بها و مجد،                                                                   وَالْكَبْرِيآءِ وَالْحَمْدِ، وَاَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ، الَّذى اَنْشَاْتَ                                                      و کبریا و ستایشى، و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست، خدایى که همه چیز را                                                                   الْاَشْيآءَ مِنْ غَيْرِ سِنْخٍ، وَ صَوَّرْتَ ما صَوَّرْتَ مِنْ غَيْرِ                                                      بدون اصل پدید آوردى، و صورت هر چیز را بدون                                                                   مِثالٍ، وَ ابْتَدَعْتَ الْمُبْتَدَعاتِ بِلاَ احْتِذآءٍ، اَنْتَ الَّذى                                                      نمونه صورت دادى، و آفریده‏ها را منهاى اقتباس ساختى، تویى که هر چیز را                                                                   قَدَّرْتَ كُلَّ شَىْ‏ءٍ تَقْديراً، وَ يَسَّرْتَ كُلَّ شَىْ‏ءٍ تَيْسيراً، وَ                                                      دقیقاً اندازه‏گیرى کردى، و هر چیز را براى انجام تکلیفش روبراه نمودى، و                                                                   دَبَّرْتَ ما دُونَكَ تَدْبيراً، اَنْتَ الَّذى لَمْ يُعِنْكَ عَلى‏ خَلْقِكَ                                                      ماسواى خود را سر و سامان دادى، تویى که در ایجاد موجودات                                                                   شَريكٌ، وَلَمْ يُوازِرْكَ فى‏اَمْرِكَ وَزيرٌ، وَلَمْ يَكُنْ لَكَ مُشاهِدٌ                                                      شریکى به کمکت برنخاست، و در فرمانروائیت وزیرى تو را یارى نداد، و برایت شاهد (بر آفرینش)                                                                   وَ لا نَظيرٌ، اَنْتَ الَّذى اَرَدْتَ فَكانَ حَتْماً ما اَرَدْتَ، وَ                                                      و نظیرى نبود، تویى که اراده فرمودى پس اراده‏ات حتمى شد، و                                                                   قَضَيْتَ فَكانَ عَدْلاً ما قَضَيْتَ، وَ حَكَمْتَ فَكانَ نِصْفاً ما                                                      قضاوت کردى و قضاوتت بر اساس عدل بود، و حکم فرمودى پس حکمت                                                                   حَكَمْتَ، اَنْتَ‏الَّذى لايَحْويكَ مَكانٌ، وَلَمْ يَقُمْ لِسُلْطانِكَ                                                      بر مبناى انصاف بود، تویى که مکانى تو را فرا نمى‏گیرد، و سلطه‏اى در برابر سلطه‏ات                                                                   سُلْطانٌ، وَ لَمْ يُعْيِكَ بُرْهانٌ وَ لا بَيانٌ، اَنْتَ الَّذى اَحْصَيْتَ                                                      بر پا نخاسته، و برهان و بیانى حضرتت را عاجز ننموده، تویى که هر چیز را                                                                   كُلَّ شَىْ‏ءٍ عَدَداً، وَجَعَلْتَ لِكُلِّ - شَىْ‏ءٍ اَمَداً، وَ قَدَّرْتَ كُلَّ                                                      به شمار آوردى، و براى هر چیز مدتى قرار دادى، و هر چیز را                                                                   شَىْ‏ءٍ تَقْديراً، اَنْتَ الَّذى قَصُرَتِ الْاَوْهامُ عَنْ ذاتِيَّتِكَ،                                                      اندازه گرفتى، تویى که پرنده‏هاى اوهام به کنه ذاتت نرسیدند،                                                                   وَ عَجَزَتِ الْاَفْهامُ عَنْ كَيْفِيَّتِكَ، وَلَمْ تُدْرِكِ‏الْاَبْصارُ مَوْضِعَ                                                      و فهمها از درک کیفیتت ناتوان شدند، و چشمها موضعت را                                                                   اَيْنِيَّتِكَ، اَنْتَ الَّذى لا تُحَدُّ فَتَكُونَ مَحْدُوداً، وَ لَمْ تُمَثَّلْ                                                      درنیافتند، تویى که برایت حدّى نیست تا محدود گردى، و حضرتت را مانندى                                                                   فَتَكُونَ مَوْجُوداً، وَ لَمْ تَلِدْ فَتَكُونَ مَوْلُوداً، اَنْتَ الَّذى لا                                                      نیست تا به مثل و مانند ادراک شوى، و فرزندى نیاوردى تا خود نیز زائیده شده باشى، تویى که برایت                                                                   ضِدَّ مَعَكَ فَيُعانِدَكَ، وَ لا عِدْلَ لَكَ فَيُكاثِرَكَ، وَ لا نِدَّ لَكَ                                                      همتایى نیست تا با تو به معارضه برخیزد، و همانندى ندارى تا با تو پهلو زند، و نظیرى برایت نیست                                                                   فَيُعارِضَكَ، اَنْتَ الَّذِى ابْتَدَأَ وَ اخْتَرَعَ! وَ اسْتَحْدَثَ                                                      تا با تو عرض وجود کند، تویى که آغاز کردى و اختراع نمودى، و پدید آوردى                                                                   وَ ابْتَدَعَ، وَ اَحْسَنَ صُنْعَ ما صَنَعَ، سُبْحانَكَ! ما اَجَلَّ                                                      و بدون نمونه آفریدى، و هر چه را ساختى نیکو ساختى، پاک و منزهى، چه بزرگ است                                                                   شَاْنَكَ! وَ اَسْنى‏ فِى الْاَماكِنِ مَكانَكَ،! وَ اَصْدَعَ بِالْحَقِّ                                                      شأنت! و چه بلند است در میان جایگاهها جایگاهت! و چه آشکار کننده حق است                                                                   فُرْقانَكَ! سُبْحانَكَ مِنْ لَطيفٍ ما اَلْطَفَكَ! وَ رَؤُوفٍ ما                                                      فرقانت! پاکى تو اى صاحب لطفى که چه بسیار است لطفت! و رئوفى که چه فزون است                                                                   اَرْأفَكَ! وَ حَكيمٍ ما اَعْرَفَكَ! سُبْحانَكَ مِنْ مَليكٍ ما                                                      رأفتت! و حکیمى که چه بسیار است شناسائیت! پاکى تو اى پادشاهى که چه شکوهمند است                                                                   اَمْنَعَكَ! وَجَوادٍ ما اَوْسَعَكَ! ، وَ رَفيعٍ ما اَرْفَعَكَ! ذُو الْبَهآءِ                                                      پادشاهیت! و بخشنده‏اى که چه پهناور است سفره کرمت! و والایى که چه والاست قدر و مرتبه‏ات،                                                                   وَالْمَجْدِ، وَالْكِبْرِيآءِ وَالْحَمْدِ. سُبْحانَكَ! بَسَطْتَ بِالْخَيْراتِ                                                      تو صاحب بهاء و مجد و کبریایى و حمدى. پاکى تو، دست قدرتت را به خوبیها                                                                   يَدَكَ، وَ عُرِفَتِ الْهِدايَةُ مِنْ عِنْدِكَ، فَمَنِ الْتَمَسَكَ لِدينٍ                                                      گشوده‏اى، و هدایت از جانب تو شناخته شده، پس هر کس تو را براى دین                                                                   اَوْ دُنْيا وَجَدَكَ. سُبْحانَكَ! خَضَعَ لَكَ مَنْ جَرى‏ فى                                                      یا دنیا بخواهد تو را مى‏یابد. پاک و منزهى، هر که در عرصه علم تو قرار گرفته در پیشگاهت خاضع،                                                                   عِلْمِكَ، وَخَشَعَ لِعَظَمَتِكَ مادُونَ عَرْشِكَ، وَ انْقادَ لِلتَّسْليمِ                                                      و هرچه در زیر عرش توست در مقابل بزرگیت خاشع، و همه مخلوقاتت در پیشگاه تو ریسمان تسلیم                                                                   لَكَ كُلُّ خَلْقِكَ. سُبْحانَكَ! لاتُحَسُّ وَ لا تُجَسُّ وَ لا تُمَسُّ،                                                      به گردن انداخته است. پاکى تو که با حواس برون و درون درک نشوى، و قابل لمس نمى‏باشى،                                                                   وَ لا تُكادُ وَ لا تُماطُ وَلا تُنازَعُ وَلا تُجارى‏ وَلا تُمارى‏                                                      و احدى را قدرت حیله‏گرى و کنارزدن، و کشمکش و دعوا و غلبه و جدال و                                                                   و َلا تُخادَعُ وَ لا تُماكَرُ. سُبْحانَكَ! سَبيلُكَ جَدَدٌ، وَاَمْرُكَ رَشَدٌ،                                                      فریب و مکر با تو نیست. پاکى تو که راهت هموار، و برنامه‏ات صواب،                                                                   وَ اَنْتَ حَىٌّ صَمَدٌ. سُبْحانَكَ! قَوْلُكَ حُكْمٌ، وَ قَضآؤُكَ                                                      و تو زنده و مرجع حاجتهایى. پاکى تو، گفتارت حکمت، و فرمانت                                                                   حَتْمٌ، وَ اِرادَتُكَ عَزْمٌ. سُبْحانَكَ! لا رادَّ لِمَشِيَّتِكَ                                                      حتمى، و اراده‏ات جزمى است. پاکى تو، خواسته‏ات را رد کننده‏اى نیست،                                                                   ، وَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِكَ. سُبْحانَكَ! باهِرَ الْاياتِ، فاطِرَ                                                      و کلماتت را تغییر دهنده‏اى نمى‏باشد. پاکى تو، اى دارنده آیات روشن، اى پدید آورنده                                                                   السَّمواتِ، بارِئَ النَّسَماتِ، لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً يَدُومُ                                                      آسمانها، اى آفریننده جانها، سپاس تو را سپاسى که به                                                                   بِدَوامِكَ، وَ لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً خالِداً بِنِعْمَتِكَ، وَ لَكَ                                                      دوامت دائم ماند، و تو را سپاس سپاسى که به نعمتت همیشه بپاید، و تو                                                                   الْحَمْدُ حَمْداً يُوازى صُنْعَكَ، وَ لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً يَزيدُ                                                      را سپاس سپاسى که با احسانت برابرى کند، و تو را سپاس سپاسى که بر                                                                   عَلى‏ رِضاكَ، وَ لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً مَعَ حَمْدِ كُلِّ حامِدٍ، وَ                                                      خشنودیت بیفزاید، و سپاس تو را سپاسى که با سپاس هر سپاسگزارى توأم باشد، و                                                                   شُكْراً يَقْصُرُ عَنْهُ شُكْرُ كُلِّ - شاكِرٍ، حَمْداً لايَنْبَغى اِلاَّ                                                      شکرى که شکر هر شاکرى از آن‏کوتاه آید، سپاسى که سزاوار غیر تو نباشد،                                                                   لَكَ، وَلايُتَقَرَّبُ بِهِ اِلاَّ اِلَيْكَ، حَمْداً يُسْتَدامُ بِهِ الْاَوَّلُ،                                                      و وسیله تقرب به غیر حضرتت نشود، سپاسى که موجب دوام سپاس اول،                                                                   وَ يُسْتَدْعى‏ بِهِ دَوامُ الْاخِرِ، حَمْداً يَتَضاعَفُ عَلى‏ كُرُورِ                                                      و به دنبال داشتن دوام سپاس پایانى شود، سپاسى که بر گردش زمانها چند                                                                   الْاَزْمِنَةِ، وَ يَتَزايَدُ اَضْعافاً مُتَرادِفَةً، حَمْداً يَعْجِزُ عَنْ                                                      برابر گردد، و به افزایش‏هاى پى در پى فزونى یابد، سپاسى که فرشتگان                                                                   اِحْصآئِهِ الْحَفَظَةُ، وَ يَزيدُ عَلى‏ ما اَحْصَتْهُ فى كِتابِكَ                                                      حافظ اعمال از شمردنش عاجز شوند، حمدى که از شماره اعمال بندگان که ملائکه در کتاب                                                                   الْكَتَبَةُ، حَمْداً يُوازِنُ عَرْشَكَ الْمَجيدَ، وَ يُعادِلُ كُرْسِيَّكَ                                                      تو مى‏نویسند افزون باشد، سپاسى که با عرش برینت هموزن باشد، و با کرسى بلندت                                                                   الرَّفيعَ، حَمْداً يَكْمُلُ لَدَيْكَ ثَوابُهُ، وَ يَسْتَغْرِقُ كُلَّ جَزآءٍ                                                      معادل نشان دهد، سپاسى که پاداشش از جانب تو کامل گردد، و مزدش همه مزدها را                                                                   جَزآؤُهُ، حَمْداً ظاهِرُهُ وَفْقٌ لِباطِنِهِ، وَ باطِنُهُ وَفْقٌ لِصِدْقِ                                                      فرا گیرد، سپاسى که ظاهرش با باطنش، و درونش با صدق نیّت وفق دهد،                                                                   النِّيَّةِ، حَمْداًلَمْ يَحْمَدْكَ خَلْقٌ مِثْلَهُ، وَلايَعْرِفُ اَحَدٌ سِواكَ                                                      سپاسى که هیچ آفریده به مثل آن تو را سپاس ننموده باشد، و جز تو هیچ کس                                                                   فَضْلَهُ، حَمْداً يُعانُ مَنِ اجْتَهَدَ فى تَعْديدِهِ، وَ يُؤَيَّدُ مَنْ                                                      فضل آن را نشناسد، سپاسى که هر کس در فراوان آوردنش زحمت کشد یارى گردد، و هر که در کامل                                                                   اَغْرَقَ نَزْعاً فى تَوْفِيَتِهِ، حَمْداً يَجْمَعُ ما خَلَقْتَ مِنَ الْحَمْدِ،                                                      آوردنش نهایت کوشش را به کار برد تأیید شود، سپاسى که هر چه سپاس آفریده‏اى را دارا باشد،                                                                   وَ يَنْتَظِمُ ما اَنْتَ خالِقُهُ مِنْ بَعْدُ، حَمْداً لا حَمْدَ اَقْرَبُ                                                      و هر چه را پس از این به وجود آورى در برگیرد، سپاسى که هیچ سپاس از آن                                                                   اِلى‏ قَوْلِكَ مِنْهُ، وَ لا اَحْمَدَ مِمَّنْ يَحْمَدُكَ بِهِ، حَمْداً يُوجِبُ                                                      به کلام تو نزدیکتر، و هیچ کس از آن کس که بر این گونه سپاس گوید سپاس گزارتر نباشد، سپاسى که                                                                   بِكَرَمِكَ الْمَزيدَ بِوُفُورِهِ، وَ تَصِلُهُ بِمَزيدٍ بَعْدَ مَزيدٍ طَوْلاً                                                      به کرمت باعث افزونى نعمت و وفور آن گردد، و از باب احسان پس از هر فزونى آن را                                                                   مِنْكَ، حَمْداً يَجِبُ لِكَرَمِ وَجْهِكَ، وَ يُقابِلُ عِزَّ جَلالِكَ.                                                      به فزونى دیگر برسانى، سپاسى که با بزرگوارى ذات تو واجب آمده، و با جلال و عظمت تو برابر باشد.                                                                   رَبِّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، الْمُنْتَجَبِ الْمُصْطَفَى                                                      بار خدایا بر محمد و آل محمد که انتخاب شده و برگزیده                                                                   الْمُكَرَّمِ الْمُقَرَّبِ، اَفْضَلَ صَلَواتِكَ، وَ بارِكْ عَلَيْهِ اَتَمَّ                                                      و گرامى و مقرب درگاه توست بهترین درودهاى خود را بفرست، و او را به کاملترین                                                                   بَرَكاتِكَ، وَ تَرَحَّمْ عَلَيْهِ اَمْتَعَ رَحَماتِكَ. رَبِّ صَلِّ عَلى‏                                                      برکاتت برکت عنایت کن، و پر بهره‏ترین رحمتت را نصیب او فرما. خداوندا بر محمد و آلش                                                                   مُحَمَّدِ وَالِهِ، صَلوةً زاكِيَةً لاتَكُونُ صَلوةٌ اَزْكى‏ مِنْها، وَصَلِّ                                                      درود فرست، درودى بالنده که هیچ درودى از آن بالنده‏تر نباشد، و بر او درودى                                                                   عَلَيْهِ صَلوةً نامِيَةً لا تَكُونُ صَلوةٌ اَنْمى‏ مِنْها، وَ صَلِّ                                                      فزاینده فرست که درورى از آن فزاینده‏تر نباشد، و بر او دوردى                                                                   عَلَيْهِ صَلوةً راضِيَةً لا تَكُونُ صَلوةٌ فَوْقَها، رَبِّ صَلِّ عَلى‏                                                      پسندیده فرست که دورى برتر از آن نباشد، پروردگارا بر                                                                   مُحَمَّدٍ وَالِهِ، صَلوةً تُرْضيهِ وَتَزيدُ عَلى‏ رِضاهُ، وَصَلِّ عَلَيْهِ                                                      محمد و آلش درود فرست، درودى که وى را خشنود سازد و بیش از رضایش باشد، و بر                                                                   صَلوةً تُرْضيكَ وَتَزيدُ عَلى‏ رِضاكَ لَهُ، وَ صَلِّ - عَلَيْهِ صَلوةً                                                      او درودى فرست که تو را خشنود سازد و بیش از رضایت از او باشد، و بر او درودى فرست                                                                   لاتَرْضى‏ لَهُ اِلاَّ بِها، وَ لا تَرى‏ غَيْرَهُ لَها اَهْلاً. رَبِّ صَلِّ عَلى                                                      که براى او جز به آن خشنود نشوى، و غیر او کسى را شایسته آن ندانى. پروردگارا بر محمد وآلش                                                                   ‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، صَلوةً تُجاوِزُ رِضْوانَكَ، وَ يَتَّصِلُ اتِّصالُها                                                      درود فرست، درودى که از رضاى تو فراتر رود، و دوامش به دوام تو متصل                                                                   بِبَقآئِكَ، وَلايَنْفَدُ كَما لاتَنْفَدُ كَلِماتُكَ. رَبِّ صَلِّ عَلى‏                                                      گردد، و پایان نپذیرد چنانکه کلمات تو پایان نگیرد. پروردگارا بر محمد و آلش                                                                   مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، صَلوةً تَنْتَظِمُ صَلَواتِ مَلائِكَتِكَ وَ اَنْبِيآئِكَ                                                      درود فرست، درودى برابر همه درودهاى فرشتگان و پیمبران                                                                   وَ رُسُلِكَ وَ اَهْلِ طاعَتِكَ، وَ تَشْتَمِلُ عَلى‏ صَلَواتِ عِبادِكَ                                                      و فرستادگان تو و آنان که اهل طاعت تو باشند، و شامل بر درود بندگانت                                                                   مِنْ جِنِّكَ وَ اِنْسِكَ وَ اَهْلِ اِجابَتِكَ، وَ تَجْتَمِعُ عَلى‏ صَلوةِ                                                      از جنّ و انس و پذیرندگان دعوتت گردد، و درود هر که را                                                                   كُلِّ مَنْ ذَرَاْتَ وَ بَرَاْتَ مِنْ اَصْنافِ خَلْقِكَ. رَبِّ صَلِّ عَلَيْهِ                                                      از انواع مخلوقات خود که آفریده‏اى و پدید آورده‏اى در برگیرد. خداوندا بر او و آلش                                                                   وَ الِهِ، صَلوةً تُحيطُ بِكُلِّ صَلوةٍ سالِفَةٍ وَ مُسْتَاْنَفَةٍ، وَ صَلِّ                                                      درود فرست، درودى که بر هر درود گذشته و تازه‏اى محیط باشد، و                                                                   عَلَيْهِ وَ عَلى‏ الِهِ، صَلوةً مَرْضِيَّةً لَكَ وَ لِمَنْ دُونَكَ، وَ تُنْشِئُ مَعَ                                                      بر او و آلش درود فرست, درودی که نزد تو و غیر تو پسندیده باشد، و در کنار آن                                                                   ذلِكَ صَلَواتٍ تُضاعِفُ مَعَها تِلْكَ الصَّلَواتِ عِنْدَها،                                                      درودهایى بیافرینى که آن درودهاى گذشته را چند برابر کنى،                                                                   وَ تَزيدُها عَلى‏ كُرُورِ الْاَيّامِ زِيادَةً فى تَضاعيفَ لا يَعُدُّها                                                      و با دور روزگار چندان بر آن اضافه کنى که غیر تو از شمارش آن ناتوان                                                                   غَيْرُكَ. رَبِّ صَلِّ عَلى‏ اَطآئِبِ اَهْلِ بَيْتِهِ الَّذينَ اخْتَرْتَهُمْ                                                      باشد. خداوندا درود فرست بر پاکیزه‏تران از اهل بیت او که ایشان را براى اجراى فرمان خود انتخاب                                                                   لِأمْرِكَ، وَ جَعَلْتَهُمْ خَزَنَةَ عِلْمِكَ، وَ حَفَظَةَ دينِكَ، وَ                                                      کرده‏اى، و آنان را گنجینه‏داران علم و حافظان دین و                                                                   خُلَفآءَكَ فى‏اَرْضِكَ، وَ حُجَجَكَ عَلى‏ عِبادِكَ، وَ طَهَّرْتَهُمْ                                                      خلفاى خود در زمین، و حجت‏هاى خویش بر بندگانت قرار داده‏اى، و به اراده خود ایشان را                                                                   مِنَ الرِّجْسِ وَالدَّنَسِ تَطْهيراً بِاِرادَتِكَ، وَجَعَلْتَهُمُ الْوَسيلَةَ                                                      از پلیدى به تمام معنى پاک کرده‏اى، و آنان را وسیله‏اى به سوى - خود،                                                                   اِلَيْكَ، وَالْمَسْلَكَ اِلى‏ جَنَّتِكَ. رَبِّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ،                                                      و راه بهشت خود نموده‏اى. خداوندا بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   صَلوةً تُجْزِلُ لَهُمْ بِها مِنْ نِحَلِكَ وَ كَرامَتِكَ، وَ تُكْمِلُ لَهُمُ                                                      درودى که به سبب آن بخشش و بزرگواریت را در حق ایشان بزرگ گردانى، و هر گونه                                                                   الْاَشْيآءَ مِنْ عَطاياكَ وَ نَوافِلِكَ، وَ تُوَفِّرُ عَلَيْهِمُ الْحَظَّ مِنْ                                                      عطا و احسانت را درباره ایشان کامل کنى، و بهره آنان را از                                                                   عَوآئِدِكَ وَ فَوآئِدِكَ. رَبِّ صَلِّ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ صَلوةً لا اَمَدَ                                                      تمام عوائد و فوائد خود سرشار نمایى. الها بر او و بر ایشان درودى فرست که                                                                   فى اَوَّلِها، وَ لا غايَةَ لِأمَدِها، وَ لا نِهايَةَ لِاخِرِها. رَبِّ صَلِّ                                                      آغازش را مرزى، و مدّتش را پایانى، و آخرش را نهایتى نباشد. خداوندا برایشان                                                                   عَلَيْهِمْ زِنَةَ عَرْشِكَ وَ مادُونَهُ، وَ مِلْاَسَمواتِكَ وَ ما فَوْقَهُنَّ،                                                      درودى فرست همپایه عرش و آنچه زیر عرش است، و به گنجایش آسمانها و آنچه فوق آنهاست،                                                                   وَعَدَدَ اَرَضيكَ وَ ما تَحْتَهُنَّ وَ ما بَيْنَهُنَّ، صَلوةً تُقَرِّبُهُمْ                                                      و به شمار زمینهایت و آنچه زیر آنها و میانشان قرار دارد، درودى که آنان را بدان سبب                                                                   مِنْكَ زُلْفى‏، وَتَكُونُ لَكَ وَ لَهُمْ رِضًى، وَ مُتَّصِلَةٌ بِنَظآئِرِهِنَّ                                                      به کمال قرب خود رسانى، و براى تو و ایشان رضا و خشنودى باشد، و براى همیشه                                                                   اَبَداً. اَللَّهُمَّ اِنَّكَ اَيَّدْتَ دينَكَ فى كُلِّ اَوانٍ بِاِمامٍ اَقَمْتَهُ عَلَماً                                                      به نظائر آن متصل گردد. خداوندا تو در هر زمان دینت را به سبب رهبرى بر حق تأیید کردى و او را نشانه‏اى                                                                   لِعِبادِكَ، وَ مَناراً فى بِلادِكَ، بَعْدَ اَنْ وَصَلْتَ حَبْلَهُ بِحَبْلِكَ،                                                      براى بندگانت، و مشعلى فروزان در شهرهایت بپا داشتى، پس از آنکه ریسمان او را به ریسمان خود وصل کردى،                                                                   وَ جَعَلْتَهُ الذَّريعَةَ اِلى‏ رِضْوانِكَ، وَ افْتَرَضْتَ طاعَتَهُ، وَ                                                      و او را سبب دستیابى به رضاى خود ساختى، و طاعتش را بر همه واجب نمودى، و                                                                   حَذَّرْتَ مَعْصِيَتَهُ، وَ اَمَرْتَ بِامْتِثالِ اَوامِرِهِ، وَ الْاِنْتِهآءِ عِنْدَ                                                      از نافرمانیش بیم دادى، و به اطاعت دستوراتش، و باز ایستادن از                                                                   نَهْيِهِ، وَ اَلاَّيَتَقَدَّمَهُ مُتَقَدِّمٌ، وَلايَتَاَخَّرَ عَنْهُ مُتَاَخِّرٌ، فَهُوَ                                                      نواهیش، و پیشى نجستن بر او، و واپس نماندن از حضرتش فرمان دادى، پس او                                                                   عِصْمَةُ اللاَّئِذينَ، وَ كَهْفُ الْمُؤْمِنينَ، وَ عُرْوَةُالْمُتَمَسِّكينَ،                                                      پناه پناهندگان، و ملجأ اهل ایمان، و دستاویز چنگ‏زنندگان،                                                                   وَ بَهآءُ الْعالَمينَ. اَللَّهُمَّ فَاَوْزِعْ لِوَلِيِّكَ شُكْرَ ما اَنْعَمْتَ                                                      و جمال جهانیان است. الها، ولىّ خود را به سپاس آنچه بر او انعام کردى                                                                   بِهِ عَلَيْهِ، وَ اَوْزِعْنا مِثْلَهُ فيهِ، وَاتِهِ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصيراً،                                                      الهام کن، و ما را نیز به شکر نعمت وجود رهبر برحق ملهم نما، و از نزد خویش قدرتى یارى دهنده به او ببخش،                                                                   وَ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسيراً، وَ اَعِنْهُ بِرُكْنِكَ الْاَعَزِّ، وَ اَشْدُدْ اَزْرَهُ،                                                      و درهاى کامیابى را سهل و آسان به رویش باز کن، و او را به قوى‏ترین تکیه‏گاه خود مدد ده، و او را پشت گرم ساز،                                                                   وَ قَوِّ عَضُدَهُ، وَ راعِهِ بِعَيْنِكَ، وَاحْمِهِ بِحِفْظِكَ، وَ انْصُرْهُ                                                      و بازویش را توان بخش، و به‏نظر لطف و عنایت خود مراقبت کن، و به حفظ خویش حمایت نما، و او را به                                                                   بِمَلائِكَتِكَ، وَامْدُدْهُ بِجُنْدِكَ الْاَغْلَبِ، وَ اَقِمْ بِهِ كِتابَكَ                                                      ملائکه خود یارى ده، و به نیرومندترین سپاهت مدد رسان، و کتاب                                                                   وَ حُدوُدَكَ وَ شَرآئِعَكَ وَ سُنَنَ رَسُولِكَ صَلَواتُكَ اللَّهُمَّ                                                      و حدود و شرایعت و سنت‏هاى رسولت را - که صلواتت بر او                                                                   عَلَيْهِ وَ الِهِ، وَ اَحْىِ بِهِ ما اَماتَهُ الظّالِمُونَ مِنْ مَعالِمِ دِينِكَ،                                                      و آلش باد - به وسیله او بر پادار، و آنچه از علائم آئینت را که اهل تجاوز میرانده‏اند به‏وسیله او زنده‏کن،                                                                   وَ اجْلُ بِهِ صَدآءَ الْجَوْرِ عَنْ طَريقَتِكَ، وَ اَبِنْ بِهِ الضَّرّاءَ                                                      و از برکت وجودش زنگار ستم از طریقت خود پاک فرما، و ناهموارى را از جادّه خود                                                                   مِنْ سَبيلِكَ، وَ اَزِلْ بِهِ النّاكِبينَ عَنْ صِراطِكَ، وَ امْحَقْ                                                      برطرف کن، و به وسیله او آنان را که انحراف از راهت گزیده‏اند از سر راه بردار، و آنان را که                                                                   بِهِ بُغاةَ قَصْدِكَ عِوَجاً، وَ اَلِنْ جانِبَهُ لِأوْلِيآئِكَ، وَابْسُطْ يَدَهُ                                                      قصد ایجاد کجى دارند از عرصه‏گاه حیات ریشه کن فرما، و دلش را در حق دوستانت نرم، و دستش                                                                   عَلى‏ اَعْدآئِكَ، وَهَبْ لَنا رَاْفَتَهُ وَ رَحْمَتَهُ وَ تَعَطُّفَهُ وَ تَحَنُّنَهُ،                                                      را بر دشمنات گشوده ساز، و رأفت و رحمت و عطوفت و مهربانیش را به ما ارزانى دار،                                                                   وَاجْعَلْنا لَهُ سامِعينَ مُطيعينَ، وَ فى رِضاهُ ساعينَ، وَ اِلى‏                                                      و ما را از گوش دهندگان و اطاعت کنندگان وى قرار ده، و در راه خشنودى حضرتش پوینده، و در                                                                   نُصْرَتِهِ وَ الْمُدافَعَةِ عَنْهُ مُكْنِفينَ، وَ اِلَيْكَ وَ اِلى‏ رَسُولِكَ -                                                      یارى و دفاع از او مددکار قرار ده، و بدین ترتیب به حضرت تو و رسول بزرگوارت                                                                   صَلَواتُكَ اللَّهُمَّ عَلَيْهِ وَ الِهِ - بِذلِكَ مُتَقَرِّبينَ. اَللَّهُمَّ وَ صَلِّ                                                      -که درودت بر او و آلش باد- تقرب جوئیم. الها، و بر دوستان ایشان درود فرست                                                                   عَلى‏ اَوْلِيآئِهِمُ الْمُعْتَرِفينَ بِمَقامِهِمْ، اَلْمُتَّبِعينَ مَنْهَجَهُمْ،                                                      که به مقامشان اعتراف دارند، و پیرو راهشان هستند،                                                                   اَلْمُقْتَفينَ اثارَهُمْ، اَلْمُسْتَمْسِكينَ بِعُرْوَتِهِمْ، اَلْمُتَمَسِّكينَ                                                      و دنباله‏رو آثارشان، و چنگ زننده به دستاویزشان، و متمسّک                                                                   بِوِلايَتِهِمْ، اَلْمُؤْتَمّينَ بِاِمامَتِهِمْ، اَلْمُسَلِّمينَ لاَِمْرِهِمْ،                                                      به ولایتشان، و اقتدا کننده به امامتشان، و تسلیم امرشان،                                                                   اَلْمُجْتَهِدينَ فى طاعَتِهِمْ، اَلْمُنْتَظِرينَ اَيّامَهُمْ، اَلْمآدّينَ اِلَيْهِمْ                                                      و کوشنده در فرمانبرداریشان، و منتظر حکومتشان، و چشم دوخته                                                                   اَعْيُنَهُمْ، اَلصَّلَواتِ‏الْمُبارَكاتِ‏الزّاكِياتِ‏النّامِياتِ الْغادِياتِ                                                      بر ایشانند، درودهاى پربرکت و پاکیزه و فزاینده‏اى که صبحگاهان و شامگاهان                                                                   الرَّائِحاتِ، وَ سَلِّمْ عَلَيْهِمْ وَ عَلى‏ اَرْواحِهِمْ، وَ اجْمَعْ عَلَى                                                      در رسند، و درود فرست بر ایشان و بر ارواحشان، و کارشان را بر اساس                                                                   التَّقْوى‏ اَمْرَهُمْ، وَ اَصْلِحْ لَهُمْ شُؤُونَهُمْ، وَ تُ",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 37 تا 54"
    },
    {
        "title": "دعای  48 - دعاي آنحضرت در روز عيد قربان و جمعه",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَكان مِن دعائِه عليه‏السلام‏ يَوْمَ الْأضْحى‏ وَ يومَ الجُمُعةِ                                                      «دعادر روز عید قربان و روز جمعه»                                                                   اَللَّهُمَّ هذا يَوْمٌ مُبارَكٌ مَيْمُونٌ، وَالْمُسْلِمُونَ فيهِ مُجْتَمِعُونَ                                                      خداوندا این روزى با برکت و میمون است، و مسلمانان در هر جاى زمین تو                                                                   فى اَقْطارِ اَرْضِكَ، يَشْهَدُ السَّآئِلُ مِنْهُمْ وَالطَّالِبُ وَالرَّاغِبُ                                                      در آن اجتماع دارند، سؤال‏کننده، و خواهنده، و امیدوار و ترسنده                                                                   وَالرَّاهِبُ، وَاَنْتَ النَّاظِرُ فى حَوآئِجِهِمْ،فَاَسْئَلُكَ بِجُودِكَ وَ                                                      حضور دارند، و تو ناظر در حوائجشان هستى، پس به جود و                                                                   كَرَمِكَ وَهَوانِ ماسَئَلْتُكَ عَلَيْكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلَى‏ مُحَمَّدٍ                                                      کرمت و آسانى مسئلتم نزد تو از حضرتت مى‏خواهم که بر محمد و آلش                                                                   وَالِهِ، وَاَسْئَلُكَ اللَّهُمَّ رَبَّنا بِاَنَّ لَكَ الْمُلْكَ وَ لَكَ الْحَمْدَ،                                                      درود فرستى، و خداوندا اى پروردگار ما، که پادشاهى زیبنده توست، و سپاس حضرتِ تورا سزد،                                                                   لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، الْحَليمُ الْكَريمُ الْحَنّانُ الْمنّانُ ذُوالْجَلالِ                                                      و خدایى جز تو نیست، بردبار و بزرگوار و مهربان و، داراى عطاى گسترده‏اى، و خداوند جلال                                                                   وَالْاِكْرامِ، بَديعُ السَّمواتِ وَالْاَرْضِ، مَهْما قَسَمْتَ بَيْنَ                                                      و اکرام، و پدید آورنده آسمانها و زمینى، هر چه میان بندگان مؤمنت قسمت                                                                   عِبادِكَ الْمُؤْمِنينَ، مِنْ خَيْرٍ اَوْ عافِيَةٍ اَوْ بَرَكَةٍ اَوْ هُدًى اَوْ                                                      کرده‏اى از خیر یا عافیت یا برکت یا هدایت یا توفیق                                                                   عَمَلٍ بِطاعَتِكَ، اَوْ خَيْرٍ تَمُنُّ بِهِ عَلَيْهِمْ، تَهْديهِمْ بِهِ اِلَيْكَ،                                                      طاعت، یا خیرى که بر اهل ایمان انعام مى‏کنى، و به سبب آن به سوى خود هدایتشان مى‏نمایى،                                                                   اَوْ تَرْفَعُ لَهُمْ عِنْدَكَ دَرَجَةً، اَوْ تُعْطيهِمْ بِهِ خَيْراً مِنْ خَيْرِ                                                      یا در پیشگاهت مقام آنان را به آن بلند مى‏کنى، یا بدان سبب خیر دنیا و آخرت                                                                   الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ اَنْ تُوَفِّرَ حَظّى وَنَصيبى مِنْهُ. وَاَسْئَلُكَ اللَّهُمَّ                                                      به آنان مى‏بخشى، از تو مى‏خواهم که بهره و نصیب مرا از آن فراوان کنى. و بار خدایا                                                                   بِاَنَّ لَكَ الْمُلْكَ وَالْحَمْدَ، لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، اَنْ تُصَلِّىَ عَلى‏                                                      که پادشاهى و حمد توراست و معبودى جز تو نیست، از تو مى‏خواهم که بر                                                                   مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ حَبيبِكَ وَصِفْوَتِكَ،                                                      محمد بنده و فرستاده و دوست و برگزیده                                                                   وَخِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَعَلى‏ الِ مُحَمَّدٍ الْاَبْرارِ الطّاهِرينَ                                                      و اختیار شده از خَلقت، و بر آل‏محمد نیکوکاران و پاکان                                                                   الْاَخْيارِ، صَلوةً لايَقْوى‏ عَلى‏ اِحْصآئِها اِلاَّ اَنْتَ، وَ اَنْ تُشْرِكَنا                                                      و اخیار درود فرستى، چنان درودى که جز تو احدى را قدرت شمردنش نباشد، و ما را                                                                   فى صالِحِ مَنْ دَعاكَ فى هذَاالْيَوْمِ مِنْ عِبادِكَ الْمُؤْمِنينَ، يا                                                      در دعاى شایسته هریک از بندگان باایمانت که در این روز تو را خوانده است - شریک سازى، اى                                                                   رَبَّ الْعالَمينَ، وَاَنْ تَغْفِرَ لَنا وَ لَهُمْ، اِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ                                                      پروردگار عالمیان، و ما و ایشان را مورد مغفرت قرار دهى، که تو بر هر چیز                                                                    قَديرٌ. اَللَّهُمَّ اِلَيْكَ تَعَمَّدْتُ بِحاجَتى، وَ بِكَ اَنْزَلْتُ الْيَوْمَ                                                      توانایى. الهى، نیازم را به درگاه تو آوردم، و بار فقر و فاقه و تهیدستى                                                                   فَقْرى وَ فاقَتى وَ مَسْكَنَتى، وَ اِنّى بِمَغْفِرَتِكَ وَ رَحْمَتِكَ                                                      خود رابر در خانه‏ات نهادم، و من به مغفرت و رحمتت مطمئن‏ترم                                                                   اَوْثَقُ مِنّى بِعَمَلى، وَ لمَغْفِرَتُكَ وَ رَحْمَتُكَ اَوْسَعُ مِنْ                                                      تا به عمل و کار خود، و آمرزش و رحمتت از گناهان من وسیع‏تر                                                                   ذُنُوبى، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَ تَوَلَّ قَضآءَ كُلِّ                                                      است، پس بر محمد و آلش درود فرست، و خود عهده‏دار روا کردن هر                                                                   حاجَةٍ هِىَ لى بِقُدْرَتِكَ عَلَيْها، وَتَيْسيرِ ذلِكَ عَلَيْكَ، وَ                                                      حاجتى که مرا هست باش به‏خاطر قدرتى که بر روا کردن آن دارى و آسان بودنش بر تو، و                                                                   بِفَقْرى اِلَيْكَ، وَ غِناكَ عَنّى، فَاِنّى لَمْ اُصِبْ خَيْراً قَطُّ اِلاَّ                                                      به خاطر نیازم به حضرتت، و بى‏نیازیت از من، زیرا من هرگز به خیرى نرسیده‏ام مگر از جانب                                                                   مِنْكَ، وَلَمْ يَصْرِفْ عَنّى سُوءًا قَطُّ اَحَدٌ غَيْرُكَ، وَلا اَرْجُو                                                      تو، و هرگز احدى از من شرى را برنگردانده غیر تو، و در امر                                                                   لِأمْرِ اخِرَتى وَ دُنْياىَ سِواكَ. اَللَّهُمَّ مَنْ تَهَيَّاَ وَ تَعَبَّاَ وَ اَعَدَّ                                                      آخرت و دنیایم به کسى جز تو امید ندارم. الهى هر کس                                                                   وَاسْتَعَدَّ لِوَفادَةٍ اِلى‏ مَخْلُوقٍ رَجآءَ رِفْدِهِ وَنَوافِلِهِ وَطَلَبَ                                                      براى حرکت به سوى مخلوقى به‏امید صله و بخشش و جایزه او مهیّا شد و بار بست و ساز و برگ فراهم                                                                   نَيْلِهِ وَجآئِزَتِهِ، فَاِلَيْكَ - يا مَوْلاىَ - كانَتِ الْيَوْمَ تَهْيِئَتى وَ                                                      آورد و آماده سفر شد، و مهیا شدن امروز من - و بار بستنم و ساز و برگ فراهم آوردن                                                                   تَعْبِئَتى وَ اِعْدادى وَاسْتِعدادى رَجاءَ عَفْوِكَ وَ رِفْدِكَ وَ                                                      و آماده شدنم به امید عفو و صله تو و                                                                   طَلَبَ نَيْلِكَ وَجآئِزَتِكَ، اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ                                                      درخواست جایزه و عطایت به سوى توست، بارالها پس بر محمد و آلش درود                                                                   مُحَمَّدٍ، وَلا تُخَيِّبِ الْيَوْمَ ذلِكَ مِنْ رَجآئى، يا مَنْ لايُحْفيهِ                                                      فرست، و امروز این امید را از من مگیر، اى کسى که خواهش - هیچ درخواست کننده‏اى اورا به رنج‏                                                                   سآئِلٌ، وَ لايَنْقُصُهُ نآئِلٌ، فَاِنّى لَمْ - اتِكَ ثِقَةً مِنّى بِعَمَلٍ                                                      نمى‏افکند، و هیچ بخششى از او کم نمى‏کند، زیرا من از باب اطمینان به عمل شایسته‏اى که از خود پیش                                                                   صالِحٍ قَدَّمْتُهُ، وَلا شَفاعَةِ مَخْلُوقٍ رَجَوْتُهُ اِلاَّ شَفاعَةَ                                                      فرستاده باشم، یا به شفاعت مخلوقى جز شفاعت محمد و اهل بیت او - که صلوات و سلام                                                                   مُحَمَّدٍوَاَهْلِ‏بَيْتِهِ عَلَيْهِ صَلَواتُكَ وَعَلَيْهِمْ سَلامُكَ، اَتَيْتُكَ                                                      تو بر او و بر آنان باد - که امید داشته باشم به‏جانب تو نیامدم، بلکه درحالى به سویت آمدم که                                                                   مُقِرّاً بِالْجُرْمِ وَالْاِسآئَةِ اِلى‏ نَفْسى، اَتَيْتُكَ اَرْجُو عَظيمَ                                                      به گناه و بدى در حق خود اقرار دارم، به سویت آمدم درحالى که                                                                   عَفْوِكَ الَّذى عَفَوْتَ بِهِ عَنِ الْخاطِئينَ، ثُمَّ لَمْ يَمْنَعْكَ طُولُ                                                      به عفو عظیمى که شامل حال خطاکاران کرده‏اى چشم دوخته‏ام، که ادامه دادنشان                                                                   عُكوُفِهِمْ عَلى‏ عَظيمِ الْجُرْمِ اَنْ عُدْتَ عَلَيْهِمْ بِالرَّحْمَةِ                                                      بر گناه بزرگ حضرتت را از آن باز نداشت که آنان را مشمول رحمت و مغفرت                                                                   وَالْمَغْفِرَةِ، فَيا مَنْ رَحْمَتُهُ واسِعَةٌ، وَعَفْوُهُ عَظيمٌ، ياعَظيمُ                                                      قرار دهى، پس اى کسى‏که رحمتت وسیع و عفوت عظیم است، اى عظیم                                                                   ياعَظيمُ، ياكَريمُ ياكَريمُ، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ،                                                      اى عظیم، اى کریم اى کریم، بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَ عُدْ عَلَىَّ بِرَحْمَتِكَ، وَتَعَطَّفْ عَلَىَّ بِفَضْلِكَ، وَتَوَسَّعْ                                                      و به رحمتت بر من تفضل کن، و به فضلت بر من شفقت نما، و به مغفرتت                                                                   عَلَىَّ بِمَغْفِرَتِكَ. اَللَّهُمَّ اِنَّ هذَاالْمَقامَ لِخُلَفآئِكَ وَاَصْفِيآئِكَ،                                                      بر من گشایش ده. الهى، این‏مقام نماز جمعه که مخصوص خلفاى تو و برگزیدگان توست،                                                                   وَمَواضِعَ اُمَنآئِكَ فِى الدَّرَجَةِ الرَّفيعَةِ الَّتِى اخْتَصَصْتَهُمْ                                                      و جایگاه امناى تو در درجه بلندى که ایشان را به آن اختصاص دادى، غاصبان آن را                                                                   بِها قَدِابْتَزُّوها - وَاَنْتَ الْمُقَدِّرُ لِذلِكَ، لايُغالَبُ اَمْرُكَ، وَ                                                      به غارت برده‏اند - و تقدیر آن به‏دست توست، فرمانت مغلوب نشود، و از                                                                   لايُجاوَزُالْمَحْتُومُ مِنْ تَدْبيرِكَ كَيْفَ شِئْتَ وَاَنّى‏ شِئْتَ، وَلِما                                                      تدبیر حتمى تو هر گونه که بخواهى و هر زمان که بخواهى فراتر نتوان رفت، و به خاطر                                                                   اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ، غَيْرُ مُتَّهَمٍ عَلى‏ خَلْقِكَ وَلا لاِرادَتِكَ - حَتّى‏ عادَ                                                      آنچه تو بهتر مى‏دانى و در آفریدنت و اراده‏ات متهم نیستى چنین کردى - تا آنجا                                                                   صِفْوَتُكَ وَخُلَفآءُكَ مَغْلُوبينَ مَقْهُورينَ مُبْتَزّينَ، يَرَوْنَ                                                      که برگزیدگان و خلفاى تو مغلوب و مقهور و جداى از حق خود شدند، حُکمت را                                                                   حُكْمَكَ مُبَدَّلاً، وَكِتابَكَ مَنْبُوذاً، وَفَرآئِضَكَ مُحَرَّفَةً عَنْ                                                      مبدل و کتابت را دور انداخته، و واجباتت را از مسیر شرایعت                                                                   جِهاتِ اَشْراعِكَ، وَسُنَنَ نَبِيِّكَ مَتْرُوكَةً. اَللَّهُمَّ الْعَنْ                                                      منحرف، و سنت‏هاى رسولت را متروک مى‏بینند. بارالها،                                                                   اَعْدآئَهُمْ مِنَ الْاَوَّلينَ وَالْاخِرينَ، وَمَنْ رَضِىَ بِفِعالِهِمْ                                                      دشمنان ایشان را از اولین و آخرین، و هر که به کردارشان راضى شده                                                                   وَاَشْياعَهُمْ وَاَتْباعَهُمْ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِ                                                      و دنباله‏روها و پیروانشان را لعنت کن. خداوندا بر محمد و آلش درود                                                                   مُحَمَّدٍ، اِنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ، كَصَلَواتِكَ وَبَرَكاتِكَ وَ                                                      فرست، که تو ستوده و بلندپایه‏اى، مانند درودها و برکت‏ها                                                                   تَحِيّاتِكَ عَلى‏ اَصْفِيآئِكَ اِبْراهيمَ وَ الِ اِبْراهيمَ، وَعَجِّلِ                                                      و تحیت‏هایى که بر برگزیدگانت ابراهیم و آل‏ابراهیم فرستاده‏اى، و در گشایش                                                                   الْفَرَجَ وَالرَّوْحَ وَالنُّصْرَةَ وَالتَّمْكينَ وَالتَّاْييدَ لَهُمْ. اَللَّهُمَّ                                                      و آسایش و یارى و تمکین و تأیید ایشان تعجیل کن. بارالها،                                                                   وَاجْعَلْنى مِنْ اَهْلِ التَّوْحيدِ وَالْايمانِ بِكَ، وَالتَّصْديقِ                                                      و مرا از اهل توحید و ایمان به خود، و تصدیق                                                                   بِرَسُولِكَ، وَالْاَئِمَّةِ الَّذينَ حَتَمْتَ طاعَتَهُمْ، مِمَّنْ يَجْرى                                                      به پیامبرت، و امامانى که طاعتشان را واجب کرده‏اى قرار ده، از جمله کسانى که توحید                                                                   ذلِكَ بِهِ وَ عَلى‏ يَدَيْهِ، امينَ رَبَّ الْعالَمينَ. اَللَّهُمَّ لَيْسَ يَرُدُّ                                                      و ایمان به سبب آنان و بر دست آنان اجرا مى‏شود، آمین رب العالمین. الها، غضب تورا جز                                                                   غَضَبَكَ اِلاَّ حِلْمُكَ، وَلايَرُدُّ سَخَطَكَ اِلاّ عَفْوُكَ، وَلايُجيرُ                                                      بردباریت برنمى‏گرداند، و شدّت سخط تورا جز عفوت رد نمى‏کند، و غیر از رحمتت                                                                   مِنْ عِقابِكَ اِلاَّ رَحْمَتُكَ، وَلايُنْجينى مِنْكَ اِلاَّ التَّضَرُّعُ                                                      از عذابت امان نمى‏دهد، و مرا جز زارى به سوى تو و در برابر تو                                                                   اِلَيْكَ وَبَيْنَ يَدَيْكَ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَ هَبْ                                                      نجات نمى‏بخشد، پس بر محمد و آلش درود فرست، و ما را                                                                   لَنا - يااِلهى - مِنْ لَدُنْكَ فَرَجاً بِالْقُدْرَةِ الَّتى بِها تُحْيى                                                      - اى خداى من - از سوى خود فرجى بخش با آن نیرویى که مردگان را                                                                   اَمْواتَ الْعِبادِ، وَ بِها تَنْشُرُ مَيْتَ الْبِلادِ، وَلاتُهْلِكْنى - يا                                                      زنده مى‏کنى، و سرزمین‏هاى مرده را حیات مى‏دهى، و مرا - خدایا - از غم و غصه هلاک مکن                                                                   اِلهى - غَمّاً حَتّى‏ تَسْتَجيبَ لى، وَ تُعَرِّفَنِى الْاِجابَةَ فى دُعآئى،                                                      تا دعایم را به اجابت برسانى، و اجابت آن را به من آگاهى دهى،                                                                   وَ اَذِقْنى طَعْمَ الْعافِيَةِ اِلى‏ مُنْتَهى‏ اَجَلى، وَلاتُشْمِتْ بى                                                      و تا پایان حیات مزه شیرین عافیت را به من بچشان، و دشمن شادم                                                                   عَدُوّى، وَلا تُمَكِّنْهُ مِنْ عُنُقى، وَلا تُسَلِّطْهُ عَلَىَّ. اِلهى اِنْ                                                      مکن، و او را وبال گردنم مساز، و بر من غلبه مده. اله من،                                                                   رَفَعْتَنى فَمَنْ ذَا الَّذى يَضَعُنى؟ وَ اِنْ وَضَعْتَنى فَمَنْ ذَا                                                      اگر بلندم نمایى کیست که پستم کند؟ و اگر پستم سازى کیست که                                                                   الَّذى يَرْفَعُنى؟ وَ اِنْ اَكْرَمْتَنى فَمَنْ ذَا الَّذى يُهينُنى؟ وَ اِنْ                                                      بلندم نماید؟ و اگر مرا گرامى دارى کیست که خوارم کند؟ و اگر                                                                   اَهَنْتَنى فَمَنْ ذَاالَّذى يُكْرِمُنى؟ وَ اِنْ عَذَّبْتَنى فَمَنْ ذَا الَّذى                                                      خوارم نمایى کیست که اکرامم نماید؟ و اگر عذابم دهى کیست که بر من                                                                   يَرْحَمُنى، وَ اِنْ اَهْلَكْتَنى فَمَنْ ذَا الَّذى يَعْرِضُ لَكَ فى                                                      رحمت آورد؟ و اگر هلاکم کنى کیست که درباره بنده‏ات جلودار تو                                                                   عَبْدِكَ؟ اَوْ يَسْئَلُكَ عَنْ اَمْرِهِ؟ وَقَدْ عَلِمْتُ اَنَّهُ لَيْسَ فى                                                      شود؟ یا از تو درباره‏اش بازخواست نماید؟ و من به این حقیقت رسیده‏ام که در                                                                   حُكْمِكَ ظُلْمٌ، وَ - لا - فى نَقِمَتِكَ عَجَلَةٌ، وَ اِنَّما يَعْجَلُ مَنْ                                                      حکم تو ستمى، و در عذابت عجله‏اى نیست، چون کسى شتاب مى‏کند که                                                                   يَخافُ الْفَوْتَ، وَ اِنَّما يَحْتاجُ اِلَى الظُّلْمِ الضَّعيفُ، وَقَدْ                                                      از فوت برنامه بترسد، و کسى نیاز به ستم پیدا مى‏کند که ناتوان است، و تو                                                                   تَعالَيْتَ - يااِلهى - عَنْ ذلِكَ عُلُوّاً كَبيراً. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏                                                      - اى خداى من - از آن بسیار بالاترى. بارالها، بر                                                                   مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَلا تَجْعَلْنى لِلْبَلآءِ غَرَضاً، وَلالِنَقِمَتِكَ                                                      محمد و آل محمد درود فرست، و مرا هدف بلا، و نشانه عقوبت                                                                   نَصْباً، وَمَهِّلْنى، و نَفِّسْنى، وَ اَقِلْنى عَثْرَتى، وَلاتَبْتَلِيَنّى                                                      مساز، و مرا مهلت ده، و اندوهم را پایان بخش، و از لغزشم درگذر، و به مصیبتى                                                                   بِبَلآءٍ عَلى‏ اَثَرِ بَلآءٍ، فَقَدْ تَرى‏ ضَعْفى وَ قِلَّةَ حيلَتى وَتَضَرُّعى                                                      دنبال مصیبت گرفتارم مکن، چون ناتوانى و بیچارگى و زاریم را به درگاهت                                                                   اِلَيْكَ. اَعُوذُ بِكَ اللَّهُمَّ الْيَوْمَ مِنْ غَضَبِكَ، فَصَلِّ عَلى‏                                                      مى‏بینى. خدایا در این روز از غضب تو به تو پناه مى‏برم، پس بر                                                                   مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاَعِذْنى، وَاَسْتَجيرُ بِكَ الْيَوْمَ مِنْ سَخَطِكَ،                                                      محمد و آلش درود فرست و پناهم ده، و در این روز از غضب تو امان مى‏طلبم،                                                                   فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ - اَجِرْنى، وَ - اَسْئَلُكَ اَمْناً مِنْ                                                      پس بر محمد و آلش درود فرست و مرا امان ده، و ایمنى از عذابت را                                                                   عَذابِكَ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ امِنّى، وَاَسْتَهْديكَ،                                                      مسئلت دارم، پس بر محمد و آلش درود فرست و مرا ایمن ساز، و از تو هدایت مى‏طلبم، پس بر                                                                   فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاهْدِنى، وَاَسْتَنْصِرُكَ، فَصَلِّ                                                      محمد و آلش درود فرست و هدایتم فرما، و از تو یارى و مدد مى‏خواهم، پس بر                                                                   عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَانْصُرْنى، وَاَسْتَرْحِمُكَ، فَصَلِّ عَلى‏                                                      محمد و آلش درود فرست و مرا یارى کن، و از تو رحمت مى‏خواهم، پس بر                                                                   مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَارْحَمْنى، وَاَسْتَكْفيكَ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ                                                      محمد و آلش درود فرست و بر من رحمت آر، و از تو بى‏نیازى مى‏طلبم، پس بر محمد و آلش درود                                                                   الِهِ، وَاكْفِنى، وَاَسْتَرْزِقُكَ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَارْزُقْنى،                                                      فرست و بى‏نیازیم ده، و از تو روزى مى‏خواهم، پس بر محمد و آلش درود فرست و روزیم مرحمت کن،                                                                   وَاَسْتَعينُكَ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ اَعِنّى، وَاَسْتَغْفِرُكَ                                                      و از تو کمک مى‏جویم، پس بر محمد و آلش درود فرست و کمکم کن، و بر معاصى                                                                   لِما سَلَفَ مِنْ ذُنُوبى، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاغْفِرْ لى،                                                      گذشته‏ام آمرزش مى‏خواهم، پس بر محمد و آلش درود فرست و مرا بیامرز،                                                                   وَ اَسْتَعْصِمُكَ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاعْصِمْنى،                                                      و از تو عصمت خواهم، پس بر محمد و آلش درود فرست و عصمتم ده، زیرا                                                                   فَاِنّى لَنْ‏اَعُودَ لِشَىْ‏ءٍ كَرِهْتَهُ مِنّى اِنْ شِئْتَ ذلِكَ، يارَبِّ                                                      اگر اراده‏ات تعلق گیرد هرگز به عملى که تو آن را نمى‏پسندى بازنگردم، پروردگارا                                                                   يارَبِّ، ياحَنَّانُ يامَنَّانُ، ياذَاالْجَلالِ وَالْاِكْرامِ، صَلِّ عَلى‏                                                      پروردگارا، اى مهربان، اى عطاکننده، نعمتها، اى صاحب جلال و اکرام،                                                                   مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَاسْتَجِبْ لى جَميعَ ما سَئَلْتُكَ وَطَلَبْتُ                                                      بر محمد و آلش درود فرست، و همه آنچه را که از حضرتت خواستم و طلبیدم و براى آن                                                                   اِلَيْكَ وَرَغِبْتُ فيهِ اِلَيْكَ، وَ اَرِدْهُ وَقَدِّرْهُ وَاقْضِهِ وَاَمْضِهِ،                                                      روى به جانب تو کردم برایم اجابت کن، و آن را بخواه و مقدر فرما و بر آن حکم و امضا کن،                                                                   وَخِرْ لى فيما تَقْضى مِنْهُ، وَ بارِكْ لى فى ذلِكَ، وَ تَفَضَّلْ عَلَىَّ                                                      و در آنچه بر من حکم مى‏کنى خیر مرا مقرر فرما، و مرا در آن برکت ده، و به آن بر من                                                                   بِهِ، وَاَسْعِدْنى بِما تُعْطينى مِنْهُ، وَ زِدْنى مِنْ فَضْلِكَ وَ سَعَةِ                                                      تفضل نماى، و مرا به آنچه از آن عطا مى‏کنى سعادتمند ساز، و از فضل خود و وسعت                                                                   ما عِنْدَكَ، فَاِنَّكَ واسِعٌ كَريمٌ، وَ - صِلْ ذلِكَ بِخَيْرِ الْاخِرَةِ                                                      آنچه نزد توست بر من بیفزاى، زیرا تو توانگر و کریمى، و آن را به خیر                                                                   وَنَعيمِها، يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.                                                      و نعمت آخرت پیوسته ساز، اى مهربانترین مهربانان.                                                                   ثُمَّ تَدْعُو بِما بَدا لَكَ، وَتُصَلّى عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ اَلْفَ مَرَّةٍ.                                                      آنگاه از حضرت حق هرچه به نظرت مى‏رسد بخواه، و هزار بار بر محمد و آلش صلوات                                                                    هكَذا كانَ يَفْعَلُ عَلَيْهِ السَّلامُ.                                                      فرست، که حضرت زین‏العابدین علیه السلام چنین مى‏کرد.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 37 تا 54"
    },
    {
        "title": "دعای  49 - دعاي آنحضرت در دفع مکر دشمنان",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَكان مِن دعائِه عليه‏السلام‏ فى دِفاعِ كَيْدِالأعداءِ و رَدِّ بَأْسِهِمْ‏                                                      «دعادر دفع نیرنگ دشمنان »                                                                   اِلهى هَدَيْتَنى فَلَهَوْتُ، وَ وَعَظْتَ فَقَسَوْتُ، وَ اَبْلَيْتَ                                                      بارالها، هدایتم فرمودى ولى به کارهاى پوچ پرداختم، و پندم دادى اما سنگدل شدم، و بهترین نعمت                                                                   الْجَميلَ فَعَصَيْتُ، ثُمَّ عَرَفْتُ ما اَصْدَرْتَ اِذْ عَرَّفْتَنيهِ،                                                      به من دادى و نافرمانى کردم، سپس به زشتى گناه آگاهم فرمودى و از آنم بازداشتى و من از آن آگاه شدم،                                                                    فَاسْتَغْفَرْتُ فَاَقَلْتَ، فَعُدْتُ فَسَتَرْتَ، فَلَكَ - اِلهِى -                                                      پس از تو آمرزش خواستم و از من درگذشتى، ولى به گناه بازگشتم و تو پوشاندى، پس ستایش                                                                   الْحَمْدُ. تَقَحَّمْتُ اَوْدِيَةَ الْهَلاكِ، وَحَلَلْتُ شِعابَ تَلَفٍ،                                                      توراست اى خداى من. خود را به وادیهاى هلاکت افکنده‏ام، و به درّه‏هاى تباهى وارد شده‏ام،                                                                   تَعَرَّضْتُ فيها لِسَطَواتِكَ، وَ بِحُلُولِها عُقُوباتِكَ، وَ وَسِيلَتى                                                      و با ورود در آن در معرض قهر تو قرار گرفته‏ام، وبا فرود آمدن در آن با عقوبتت روبرو شده‏ام، و وسیله‏ام                                                                   اِلَيْكَ التَّوْحيدُ، وَذَريعَتى اَنّى لَمْ اُشْرِكْ بِكَ شَيْئاً، وَ لَمْ اَتَّخِذْ                                                      به سوى تو توحید است، و دستگیره‏ام آن است که چیزى را با حضرتت شریک نساختم، و با                                                                   مَعَكَ اِلهاً، وَقَدْ فَرَرْتُ اِلَيْكَ بِنَفْسى، وَ اِلَيْكَ مَفَرُّ                                                      حضرتت خدایى نگرفتم، و اکنون با وجودم به سویت گریزانم، و گریزگاه انسان                                                                   الْمُسى‏ءِ، وَمَفْزَعُ الْمُضَيِّعِ لِحَظِّ نَفْسِهِ الْمُلْتَجِئِ. فَكَمْ مِنْ                                                      بدکار و پناهگاه آن که سود خویش را از دست داده و پناهنده شده درگاه توست، پس چه بسا                                                                   عَدُوٍّ انْتَضى‏ عَلَىَّ سَيْفَ عَداوَتِهِ، وَشَحَذَ لى ظُبَةَ مُدْيَتِهِ،                                                      دشمنى که شمشیر دشمنیش را بر من برهنه نموده، و دم تیغش را علیه من تیز کرده،                                                                   وَ اَرْهَفَ لى شَبا حَدِّهِ، وَ دافَ لى قَواتِلَ سُمُومِهِ، وَ سَدَّدَ                                                      و سر نیزه‏اش را به قصد حمله بر من تند ساخته، و زهرهاى کشنده‏اش را به آشامیدنیم آمیخته، و مرا                                                                   نَحْوى صَوآئِبَ سِهامِهِ، وَلَمْ تَنَمْ عَنّى عَيْنُ حِراسَتِهِ، وَاَضْمَرَ                                                      آماج تیرهاى خود نموده، و دیده مراقبتش از من نخفته، و تصمیم                                                                   اَنْ يَسُومَنِى الْمَكْرُوهَ، وَ يُجَرِّعَنى زُعاقَ مَرارَتِهِ، فَنَظَرْتَ                                                      گرفته که به من زیانى رساند، و از آب ناگوار و تلخش به من بچشاند، ولى تو                                                                   - يااِلهى - اِلى ضَعْفى عَنِ احْتِمالِ الْفَوادِحِ، وَعَجْزى عَنِ                                                      - اى خداى من - ناتوانى و ضعفم را از تحمل بارهاى گران، و عجزم را از                                                                   الْاِنْتِصارِ مِمَّنْ قَصَدَنى بِمُحارَبَتِهِ، وَ وَحْدَتى فى كَثيرِ                                                      انتقام گرفتن از آن که قصد کارزار - من کرده، و تنهایى مرا در برابر بسیارىِ عدّه کسانى‏که                                                                   عَدَدِ مَنْ ناوانى، وَ اَرْصَدَ لى بِالْبَلآءِ فيما لَمْ اُعْمِلْ فيهِ                                                      با من دشمنى نموده، و در حال بى‏خبرى من در کمین گرفتار کردن من نشسته‏اند                                                                   فِكْرى، فَابْتَدَاْتَنى بِنَصْرِكَ، وَشَدَدْتَ اَزْرى بِقُوَّتِكَ، ثُمَّ                                                      در نظر گرفتى، پس به نصرتم آغاز کردى، و پشتم را به قدرتت محکم نمودى، آنگاه                                                                   فَلَلْتَ لى حَدَّهُ، وَصَيَّرْتَهُ مِنْ بَعْدِ جَمْعٍ عَديدٍ وَحْدَهُ، وَ                                                      حِدّت او را شکستى، و پس از آنکه در جمع کثیرى بود وى را تنها گذاشتى، و                                                                   اَعْلَيْتَ كَعْبى عَلَيْهِ، وَ جَعَلْتَ ما سَدَّدَهُ مَرْدُوداً عَلَيْهِ،                                                      مرا بر او پیروز نمودى، و تیرى را که به‏سوى من نشانه گرفته بود به سوى خودش بازگرداندى،                                                                   فَرَدَدْتَهُ لَمْ يَشْفِ غَيْظُهُ، وَلَمْ يَسْكُنْ غَليلُهُ، قَدْ عَضَّ عَلى‏                                                      و بدون اینکه خشمش تسکین یابد، و آتش‏کینه‏اش فرو نشیند، اورا بازگرداندى، تا سر انگشتان خود را                                                                   شَواهُ، وَاَدْبَرَ مُوَلِّياً قَدْ اَخْلَفَتْ سَراياهُ. وَكَمْ مِنْ باغٍ بَغانى                                                      به دندان گزید، و رخ برتافت در حالى‏که لشگرش از هم پاشید. و چه بسا متجاوزى که با حیله‏هاى خود                                                                   بِمَكآئِدِهِ، وَنَصَبَ لى شَرَكَ مَصآئِدِهِ، وَ وَكَّلَ بى تَفَقُّدَ                                                      درباره‏ام ستم کرده، و دامهاى شکارش را برایم پهن کرده، و همّت خود را بر زیر نظر داشتن من                                                                   رِعايَتِهِ، وَاَضْبَاَ اِلَىَّ اِضْبآءَ السَّبُعِ لِطَريدَتِهِ انْتِظاراً لاِنْتِهازِ                                                      گماشته، و چون درنده‏اى که‏به انتظار به دست‏آوردن فرصت براى شکارش کمین نماید در کمین                                                                   الْفُرْصَةِ لِفَريسَتِهِ، وَهُوَ يُظْهِرُ لى بَشاشَةَ الْمَلَقِ، وَيَنْظُرُنى                                                      من نشسته، در حالى‏که خوشرویى چاپلوسى را برایم اظهار مى‏کرد، و با شدت                                                                   عَلى‏شِدَّةِ الْحَنَقِ،فَلَمّا رَاَيْتَ - يااِلهى،تَبارَكْتَ وَتَعالَيْتَ -                                                      خشم مرا مى‏پایید، و چون تو - اى خداى من که والا و برترى - فساد باطن و زشتى آنچه را در دل                                                                   دَغَلَ سَريرَتِهِ، وَقُبْحَ مَا انْطَوى‏ عَلَيْهِ، اَرْكَسْتَهُ لاُِمِّ رَاْسِهِ                                                      داشت دیدى، او را با مغز در آن گودالى که براى شکار کنده بود                                                                   فى زُبْيَتِهِ، وَ رَدَدْتَهُ فى مَهْوى‏ حُفْرَتِهِ، فَانْقَمَعَ بَعْدَ اسْتِطالَتِهِ                                                      درانداختى، و در پرتگاه ساخته‏اش افکندى، تا پس از طغیانش ذلیلانه در بند دامى که                                                                   ذَليلاً فى رِبَقِ حِبالَتِهِ الَّتى كانَ يُقَدِّرُ اَنْ يَرانى فيها، وَقَدْ                                                      خیال داشت مرا در آن ببیند درافتاد، و اگر                                                                   كادَ اَنْ يَحُلَّ بى لَوْلا رَحْمَتُكَ ما حَلَّ بِساحَتِهِ. وَكَمْ مِنْ                                                      رحمت تو نبود آنچه بر سر او آمد نزدیک بود بر سر من آید. و چه بسا                                                                   حاسِدٍ قَدْ شَرِقَ بى بِغُصَّتِهِ، وَشَجِىَ مِنّى بِغَيْظِهِ، وَسَلَقَنى                                                      حسودى که به‏سبب من اندوه گلوگیرش شد، و شدت خشم همچون استخوان در گلویش گیر کرد، و با                                                                   بِحَدِّ لِسانِهِ، وَ وَحَرَنى بِقَرْفِ عُيُوبِهِ، وَجَعَلَ عِرْضى                                                      نیش زبان مرا اذیت کرد، و مرا به عیوب خودش طعنه زد، و آبرویم را آماج                                                                   غَرَضاً لِمَراميهِ، وَقَلَّدَنى خِلالاً لَمْ تَزَلْ فيهِ، وَ وَحَرَنى                                                      تیر حسادت کرد، و مسائلى بر من بست که دائم در خودش بود، و از روى نیرنگ                                                                   بِكَيْدِهِ، وَ قَصَدَنى بِمَكيدَتِهِ، فَنادَيْتُكَ - يااِلهى - مُسْتَغيثاً                                                      بر من خرده گرفت، و با فریبش آهنگ من نمود، آنگاه - اى خداى من - فریاد خواهانه تو را صدا                                                                   بِكَ، واثِقاً بِسُرْعَةِ اِجابَتِكَ، عالِماً اَنَّهُ لايُضْطَهَدُ مَنْ اَوى                                                      زدم، در حالى‏که به سرعت مستجاب شدن دعا اطمینان داشتم، و آگاه بودم که هرکس در سایه حمایتت                                                                   اِلى‏ ظِلِّ كَنَفِكَ، وَلايَفْزَعُ مَنْ لَجَأَ اِلى‏ مَعْقِلِ انْتِصارِكَ،                                                      جا گرفت ستم نبیند، و هر که به پناهگاه انتقام تو پناه برد او را وحشتى نباشد،                                                                   فَحَصَّنْتَنى مِنْ بَاْسِهِ بِقُدْرَتِكَ. وَكَمْ مِنْ سَحآئِبِ مَكْرُوهٍ                                                      و تو مرا به قدرت خود از شر او نگاهداشتى. و چه بسا ابرهاى گرفتارى که از من                                                                   جَلَّيْتَها عَنّى، وَسَحآئِبِ نِعَمٍ اَمْطَرْتَها عَلَىَّ، وَجَداوِلِ                                                      برطرف فرمودى، و ابرهاى نعمت که بر من باراندى، و چه جویبارهاى رحمت                                                                   رَحْمَةٍ نَشَرْتَها، وَعافِيَةٍ اَلْبَسْتَها، وَاَعْيُنِ اَحْداثٍ طَمَسْتَها،                                                      که روان ساختى، وعافیت که بر من پوشاندى، و چشمه‏هاى حوادث که به خاک انباشتى،                                                                   وَغَواشى كُرُباتٍ كَشَفْتَها. وَ كَمْ مِنْ ظَنٍّ حَسَنٍ حَقَّقْتَ،                                                      و پرده‏هاى غم که برطرف کردى. و چه بسا گمان نیکو که آن را تحقق دادى،                                                                   وَ عَدَمٍ جَبَرْتَ، وَصَرْعَةٍ اَنْعَشْتَ، وَمَسْكَنَةٍ حَوَّلْتَ،                                                      و تهیدستى که جبران فرمودى، و درافتادنى که بلند کردى، و بیچارگى که از میان برداشتى،                                                                   كُلُّ ذلِكَ اِنْعاماً وَتَطَوُّلاً مِنْكَ، وَفى جَميعِهِ انْهِماكاً مِنّى                                                      تمام اینها از روى تفضل و انعام تو بوده، و در همه آنها من در گناهان                                                                   عَلى‏ مَعاصيكَ، لَمْ‏تَمْنَعْكَ اِسآئَتى عَنْ اِتْمامِ اِحْسانِكَ،                                                      دست و پا مى‏زدم، اما بدکردارى من تو را از کامل کردن احسانت بازنداشت،                                                                   وَلا حَجَرَنى ذلِكَ عَنِ ارْتِكابِ مَساخِطِكَ، لاتُسْئَلُ عَمّا                                                      و این احسانت مرا از ارتکاب علل خشم تو منع ننمود، تو در انجام برنامه خود مسئول نیستى، و همانا از                                                                   تَفْعَلُ، وَ لَقَدْ سُئِلْتَ فَاَعْطَيْتَ، وَلَمْ تُسْئَلْ فَابْتَدَاْتَ،                                                      تو درخواست شد عطا کردى، و درخواست نشد و آغاز به بخشش نمودى،                                                                   وَاسْتُميحَ فَضْلُكَ فَما اَكْدَيْتَ، اَبَيْتَ يامَوْلاىَ اِلاّ اِحْساناً                                                      و - فضلت طلبیده شد و کم نگذاشتى، تو خوددارى کردى اى مولاى من مگر از احسان و                                                                   وَامْتِناناً وَتَطَوُّلاً وَ اِنْعاماً، وَ اَبَيْتُ اِلاّ تَقَحُّماً لِحُرُماتِكَ، وَ                                                      اکرام و تفضل و انعام، و من خوددارى کردم مگر از درافتادن در محرمات، و                                                                   تَعَدِّياً لِحُدُودِكَ، وَغَفْلَةً عَنْ وَعيدِكَ. فَلَكَ الْحَمْدُ اِلهى مِنْ                                                      تجاوز از حدودت، و غفلت از تهدیدت. پس حمد مخصوص توست اى خداى من: مقتدرى که                                                                   مُقْتَدِرٍ لايُغْلَبُ، وَ ذى اَناةٍ لاتَعْجَلُ. هذا مَقامُ مَنِ اعْتَرَفَ                                                      مغلوب نمى‏گردى، و مهلت‏دهنده‏اى که - شتاب نمى‏کنى. این مقام کسى است که                                                                   بِسُبُوغِ النِّعَمِ، وَ قابَلَها بِالتَّقْصيرِ، وَشَهِدَ عَلى‏ نَفْسِهِ                                                      به فراوانى نعمتها اعتراف نموده، و آن را به‏تقصیر مقابله کرده، و درباره خود به ضایع کردن همه                                                                   بِالتَّضْييعِ. اَللَّهُمَّ فَاِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ بِالْمُحَمَّدِيَّةِ الرَّفيعَةِ،                                                      امورش گواهى داده است. بار خدایا به وسیله مقام بلند محمدى،                                                                   وَالْعَلَوِيَّةِ الْبَيْضآءِ، وَ اَتَوَجَّهُ اِلَيْكَ بِهِما اَنْ تُعيذَنى مِنْ                                                      و ولایت روشن علوى به تو تقرب مى‏جویم، و به واسطه آن دو به سویت رو مى‏کنم که مرا                                                                   شَرِّ كَذا وَكَذا، فَاِنَّ ذلِكَ لايَضيقُ عَلَيْكَ فى وُجْدِكَ، وَ                                                      از شر فلان و فلان پناه دهى، زیرا این پناه دهى در جنب توانگریت تورا دچار مضیقه نمى‏کند، و                                                                   لا يَتَكَاَّدُكَ فى قُدْرَتِكَ، وَ اَنْتَ عَلى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَديرٌ. فَهَبْ لى - يا                                                      در جنب قدرتت تورا به زحمت نمى‏اندازد، و تو بر همه چیز توانایى. پس از رحمت                                                                   اِلهى - مِنْ رَحْمَتِكَ وَدَوامِ تَوْفيقِكَ ما اَتَّخِذُهُ سُلَّماً اَعْرُجُ بِهِ                                                      و دوام توفیق خود بهره‏اى به من بخش که آن را نردبان رسیدن                                                                   اِلى‏ رِضْوانِكَ، وَامَنُ بِهِ مِنْ عِقابِكَ، يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.                                                      به خشنودى تو کنم، و به سبب آن از عقوبتت ایمن گردم، اى مهربان‏ترین مهربانان.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 37 تا 54"
    },
    {
        "title": "دعای  50 - دعاي آنحضرت در ترس از حق",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كان مِن دعائِه عليه‏السلام فِى الرَّهْبَةِ                                                      «دعاى آن حضرت در خوف از خدا»                                                                   اَللَّهُمَّ اِنَّكَ خَلَقْتَنى سَوِيّاً، وَ رَبَّيْتَنى صَغيراً، وَ رَزَقْتَنى                                                      بار خدایا تو مرا درست اندام و موزون ساختى، و در کودکى پروردى، و روزیم را                                                                    مَكْفِيّاً. اَللَّهُمَّ اِنّى وَجَدْتُ فيما اَنْزَلْتَ مِنْ كِتابِكَ، وَ                                                      متکفّل شدى. بارالها من در کتابت که نازل کرده‏اى و در آنچه بندگانت - را                                                                   بَشَّرْتَ بِهِ عِبادَكَ اَنْ قُلْتَ: «يا عِبادِىَ الَّذينَ اَسْرَفُوا عَلى‏                                                      به آن بشارت داده‏اى یافته‏ام که فرموده‏اى: «اى بندگان من که در حق خود اسراف کرده‏اید                                                                   اَنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِاللَّهِ اِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ                                                      از رحمت خدا ناامید مشوید زیرا خداوند همه گناهان را مورد مغفرت قرار                                                                   جَميعاً»، وَ قَدْ تَقَدَّمَ مِنّى ما قَدْ عَلِمْتَ وَ ما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ                                                      مى‏دهد»، و از من کارهائى صادر شده که تو مى‏دانى و از من به آن                                                                   مِنّى، فَياسَوْاَتا مِمّا اَحْصاهُ عَلَىَّ كِتابُكَ، فَلَوْلاَ الْمَواقِفُ                                                      داناترى، پس واى از این رسوایى که در پرونده من ثبت است، و اگر نبود                                                                   الَّتى اُؤَمِّلُ مِنْ عَفْوِكَ الَّذى شَمِلَ كُلَّ شَىْ‏ءٍ لَألْقَيْتُ                                                      مواقفى که به بخشش فراگیرت در آن امید بسته‏ام به کلى از رحمتت ناامید                                                                   بِيَدى، وَلَوْ اَنَّ اَحَداً اسْتَطاعَ الْهَرَبَ مِنْ رَبِّهِ لَكُنْتُ اَنَا اَحَقَّ                                                      مى‏شدم، واگر کسى را قدرت فرار از پروردگارش بود هر آینه من به فرار از تو                                                                   بِالْهَرَبِ مِنْكَ، وَاَنْتَ لاتَخْفى‏ عَلَيْكَ خافِيَةٌ فِى الْاَرْضِ                                                      سزاوارتر بودم، و تویى که نه در زمین از تو چیزى پوشیده است و نه در آسمان                                                                   وَلا فِى السَّماءِ اِلاّ اَتَيْتَ بِها، وَكَفى‏ بِكَ جازِياً، وَكَفى‏ بِكَ                                                      مگر آنکه همه را گرد مى‏آورى، و تو بسنده جزا دهنده‏اى هستى، و از هر محاسبى                                                                   حَسيباً. اَللَّهُمَّ اِنَّكَ طالِبى اِنْ اَنَا هَرَبْتُ، وَ مُدْرِكى اِنْ                                                      بى‏نیازى. خداوندا تو جوینده منى اگر فرار کنم، و دریابنده منى اگر                                                                   اَنَا فَرَرْتُ، فَها اَنَاذا بَيْنَ يَدَيْكَ خاضِعٌ ذَليلٌ راغِمٌ، اِنْ                                                      بگریزم، پس اینک منم در پیشگاهت خاضع و ذلیل و سرشکسته، اگر                                                                    تُعَذِّبْنى فَاِنّى لِذلِكَ اَهْلٌ، وَهُوَ - يا رَبِّ - مِنْكَ عَدْلٌ، وَ اِنْ                                                      عذابم کنى سزاوار آنم، و آن از ناحیه تو - پروردگارا - عین عدالت است، و اگر                                                                   تَعْفُ عَنّى فَقَديماً شَمَلَنى عَفْوُكَ، وَاَلْبَسْتَنى عافِيَتَكَ.                                                      از من عفو کنى پس از دیرباز عفوت شامل حالم بوده، و لباس عافیت را بر من پوشانده‏اى.                                                                   فَاَسْئَلُكَ - اللَّهُمَّ - بِالْمَخْزُونِ مِنْ اَسْمآئِكَ، وَ بِما وارَتْهُ                                                      پس تو را سوگند به آن نامها که در گنجینه دارى، و به آنچه                                                                   الْحُجُبُ مِنْ بَهآئِكَ، اِلاّ رَحِمْتَ هَذِهِ النَّفْسَ الْجَزُوعَةَ،                                                      از جلالت در پس پرده قرار گرفته که رحمت آرى بر این وجود بى‏تاب،                                                                   وَهذِهِ الرِّمَّةَ الْهَلُوعَةَ، الَّتى لاتَسْتَطيعُ حَرَّ شَمْسِكَ،                                                      و این مشت استخوان بى‏طاقت که تاب آفتاب تو را ندارد                                                                   فَكَيْفَ تَسْتَطيعُ حَرَّ نارِكَ؟ وَ الَّتى لاتَسْتَطيعُ صَوْتَ رَعْدِكَ،                                                      تا چه رسد به گرمى دوزخت! و قدرت شنیدن صداى رعد تو را ندارد                                                                   فَكَيْفَ تَسْتَطيعُ صَوْتَ غَضَبِكَ؟ فَارْحَمْنِى - اللَّهُمَّ - فَاِنِّى                                                      تا چه رسد به فریاد خشمت! پس خدایا بر من رحم کن زیرا که                                                                   امْرُؤٌ حَقيرٌ، وَخَطَرى يَسيرٌ، وَلَيْسَ عَذابى مِمّا يَزيدُ فى                                                      فردى کوچکم، و قدر و منزلتم ناچیز است، و عذابم چیزى نیست که به مقدار ذرّه‏اى                                                                   مُلْكِكَ مِثْقالَ ذَرَّةٍ، وَلَوْ اَنَّ عَذابى مِمّا يَزيدُ فى مُلْكِكَ                                                      در پادشاهیت بیفزاید، و اگر عذابم در پادشاهى تو مى‏افزود هرآینه صبر بر                                                                   لَسَئَلْتُكَ الصَّبْرَ عَلَيْهِ، وَ اَحْبَبْتُ اَنْ يَكُونَ ذلِكَ لَكَ،                                                      آن را از تو درخواست مى‏کردم، و دوست مى‏داشتم که آن فزونى تو را باشد،                                                                   وَلكِنْ سُلْطانُكَ - اللَّهُمَّ - اَعْظَمُ، وَمُلْكُكَ اَدْوَمُ مِنْ اَنْ تَزيدَ                                                      اما اى خدا، سلطنت تو بزرگ‏تر و پادشاهیت با دوام‏تر از آن است که                                                                   فيهِ طاعَةُ الْمُطيعينَ، اَوْ تَنْقُصَ مِنْهُ مَعْصِيَةُ الْمُذْنِبينَ،                                                      طاعت مطیعان در آن بیفزاید، یا عصیان گنهکاران از آن بکاهد،                                                                   فَارْحَمْنى يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ، وَ تَجاوَزْ عَنّى يا ذَاالْجَلالِ                                                      پس بر من رحم کن اى رحم کننده‏ترین رحم‏کنندگان، و از من بگذر اى صاحب                                                                   وَالْاِكْرامِ، وَتُبْ عَلَىَّ، اِنَّكَ اَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ.                                                      جلال و اکرام، و توبه‏ام را بپذیر که تویى توبه‏پذیر مهربان.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 37 تا 54"
    },
    {
        "title": "دعای  51 - دعاي آنحضرت در تضرع و زاري به درگاه حق",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَكان مِن دعائِه عليه‏السلام‏ فِى التَّضَرُّعِ وَالاِْسْتِكانَة                                                      «دعاى آن حضرت در تضرّع و فروتنى»                                                                   اِلهى اَحْمَدُكَ - وَاَنْتَ لِلْحَمْدِ اَهْلٌ - عَلى‏ حُسْنِ صَنيعِكَ                                                      خداوندا تو را مى‏ستایم - و تو سزاوار سپاسى - در برابر احسانت                                                                   اِلَىَّ، وَسُبُوغِ نَعْمآئِكَ عَلَىَّ، وَجَزيلِ عَطآئِكَ عِنْدى، وَعَلى‏                                                      به من، و فراوانى نعمتهایت بر من، و عطاى بزرگت به نزد من، و بر                                                                   ما فَضَّلْتَنى بِهِ مِنْ رَحْمَتِكَ، وَاَسْبَغْتَ عَلَىَّ مِنْ نِعْمَتِكَ،                                                      رحمتى که مرا به آن فضیلت دادى، و نعمتى که بر من فراوان فرمودى،                                                                   فَقَدِاصْطَنَعْتَ عِنْدى مايَعْجِزُ عَنْهُ شُكْرى،وَلَوْلا اِحْسانُكَ                                                      زیرا که آنقدر به من عنایت کردى که شکر من - از آن قاصر است، و اگر احسان و لطف تو                                                                   اِلَىَّ، وَسُبُوغُ نَعْمآئِكَ عَلَىَّ ما بَلَغْتُ اِحْرازَ حَظّى، وَلااِصْلاحَ                                                      نسبت به من، و کمال نعمتت بر من در میان نبود، هرگز در به دست آوردن بهره‏ام، و اصلاح                                                                   نَفْسى، وَلكِنَّكَ ابْتَدَاْتَنى بِالْاِحْسانِ، وَرَزَقْتَنى فى اُمُورى                                                      خویش موفق نمى‏شدم، این تو بودى که احسان را نسبت به من آغاز فرمودى، و کفایت در تمام کارهایم                                                                   كُلِّهَا الْكِفايَةَ، وَصَرَفْتَ عَنّى جَهْدَ الْبَلآءِ، وَمَنَعْتَ مِنّى                                                      را روزى من نمودى، و رنج و زحمت بلا را از من گرداندى، و قضاى دهشت‏زا                                                                   مَحْذُورَ الْقَضآءِ. اِلهى فَكَمْ مِنْ بَلآءٍ جاهِدٍ قَدْ صَرَفْتَ                                                      را از من منع کردى. خداوندا چه بسا بلاى جانکاه که از من گرداندى!                                                                   عَنّى! وَكَمْ مِنْ نِعْمَةٍ سابِغَةٍ اَقْرَرْتَ بِها عَيْنى! وَكَمْ                                                      و چه بسا نعمت فراوانى که دیده‏ام را به آن روشن ساختى! و چه بسا                                                                   مِنْ صَنيعَةٍ كَريمَةٍ لَكَ عِنْدى! اَنْتَ الَّذى اَجَبْتَ عِنْدَ                                                      خوبیهاى ارجمندى که به من ارزانى داشتى! تویى که به وقت اضطرار دعایم را                                                                   الْاِضْطِرارِ دَعْوَتى، وَ اَقَلْتَ عِنْدَ الْعِثارِ زَلَّتى، وَ اَخَذْتَ                                                      اجابت کردى، و به وقت درافتادن از لغزشم گذشتى، و حق مرا                                                                   لى مِنَ الْاَعْدآءِ بِظُلامَتى. اِلهى ما وَجَدْتُكَ بَخيلاً حينَ                                                      از دشمنان گرفتى. خداوندا وقتى به درگاهت به گدایى برخاستم تو را بخیل                                                                   سَئَلْتُكَ، وَلا مُنْقَبِضاً حينَ اَرَدْتُكَ، بَلْ وَجَدْتُكَ لِدُعآئى                                                      نیافتم، و چون قصد تو کردم تو را گرفته ندیدم، بلکه تو را شنونده                                                                   سامِعاً، وَ لِمَطالِبى مُعْطِياً، وَ وَجَدْتُ نُعْماكَ عَلَىَّ سابِغَةً فى                                                      دعایم، و عطا کننده خواسته‏هایم دیدم، و نعمتهاى تو را بر خود کامل دیدم                                                                   كُلِّ شَاْنٍ مِنْ شَاْنى، وَكُلِّ زَمانٍ مِنْ زَمانى، فَاَنْتَ عِنْدى                                                      در هر حالى از حالاتم، و هر زمانى از زمانهایم، تو نزد من                                                                    مَحْمُودٌ، وَصَنيعُكَ لَدَىَّ مَبْرُورٌ، تَحْمَدُكَ‏نَفْسى وَ لِسانى                                                      ستوده‏اى، و احسانت در نظرم پسندیده است، جان و زبان و خرد من تورا                                                                   وَعَقْلى، حَمْداً يَبْلُغُ الْوَفآءَ وَحَقيقَةَ الشُّكْرِ، حَمْداً يَكُونُ                                                      مى‏ستایند، چنان ستایشى که به کمال و کنه شکر رسد، ستایشى که در نهایت                                                                   مَبْلَغَ رِضاكَ عَنّى، فَنَجِّنى مِنْ سُخْطِكَ. ياكَهْفى حينَ                                                      خشنودى تو از من باشد، پس مرا از خشم خود رهایى ده. اى پناه من                                                                   تُعْيينِى الْمَذاهِبُ، وَيا مُقيلى عَثْرَتى، فَلَوْلا سَتْرُكَ عَوْرَتى                                                      به وقتى که راهها مرا خسته کند، و اى درگذرنده لغزشهایم، اگر عیب‏پوشى تو                                                                   لَكُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحينَ، وَيا مُؤَيِّدى بِالنَّصْرِ، فَلَوْلا نَصْرُكَ                                                      بر من نبود از رسوایان بودم، و اى دستگیر من از سر نصرت و یارى، اگر یارى تو نبود                                                                   اِيّاىَ لَكُنْتُ مِنَ الْمَغْلُوبينَ، وَيا مَنْ وَضَعَتْ لَهُ الْمُلُوكُ نِيرَ                                                      از شکست خوردگان بودم، و اى آن که سلاطین در پیشگاهت یوغ خوارى و ذلّت                                                                   الْمَذَلَّةِ عَلى‏ اَعْناقِها، فَهُمْ مِنْ سَطَواتِهِ خآئِفُونَ، وَ يا                                                      بر گردنهایشان نهاده‏اند، و از سطوت حضرتت در خوف و وحشتند، اى آن که                                                                   اَهْلَ التَّقْوى‏، وَيا مَنْ لَهُ الْاَسْمآءُ الْحُسْنى‏، اَسْئَلُكَ اَنْ                                                      سزاوارى که از تو پروا گیرند، اى آن‏که نامهاى نیکو از آن توست، از تو خواهش دارم که از من                                                                   تَعْفُوَعَنّى، وَتَغْفِرَ لى، فَلَسْتُ بَرِيئاً فَاَعْتَذِرَ، وَلا بِذى قَوَّةٍ                                                      بگذرى، و مرا مورد مغفرت قرار دهى، چون از گناه پاک نیستم تا معذور باشم، و نیرومند نیستم تا پیروز                                                                   فَاَنْتَصِرَ، وَلا مَفَرَّ لى فَاَفِرَّ، وَ اَسْتَقيلُكَ عَثَراتى، وَ اَتَنَصَّلُ                                                      شوم، و گریزگاهى ندارم که بگریزم، از تو مى‏خواهم که لغزشم را نادیده بگیرى، و از گناهانم                                                                   اِلَيْكَ مِنْ ذُنُوبِى الَّتى قَدْ اَوْبَقَتْنى، وَ اَحاطَتْ بى فَاَهْلَكَتْنى،                                                      که مرا دچار ساخته، و سراپایم را فرا گرفته و سبب هلاکتم شده پوزش مى‏طلبم،                                                                   مِنْها فَرَرْتُ اِلَيْكَ - رَبِّ - تآئِباً فَتُبْ عَلَىَّ، مُتَعَوِّذاً فَاَعِذْنى،                                                      من از گناهانم در حال توبه به‏جانب تو گریخته‏ام پس توبه‏ام را بپذیر، به‏تو پناهنده شده‏ام پس پناهم بده،                                                                   مُسْتَجيراً فَلاتَخْذُلْنى، سآئِلاً فَلاتَحْرِمْنى، مُعْتَصِماً                                                      از تو - زنهار مى‏طلبم پس دست از یاریم مکش، سائل درگاهت هستم پس محرومم مگردان، دست                                                                   فَلاتُسْلِمْنى، داعِياً فَلاتَرُدَّنى خآئِباً. دَعَوْتُكَ يا رَبِّ                                                      به دامان توام پس رهایم مکن، دعاکننده‏ام پس نومیدم مساز. خداى من، تورا در حالى که                                                                   مِسْكيناً، مُسْتَكيناً، مُشْفِقاً، خآئِفاً، وَجِلاً، فَقيراً،                                                      مسکین، مستکین، ترسنده، هراسناک، بیمناک، فقیر و بیچاره                                                                   مُضْطَرّاً اِلَيْكَ، اَشْكُو اِلَيْكَ - يا اِلهى - ضَعْفَ نَفْسى عَنِ                                                      درگاهت هستم خواندم، خداوندا، از ضعف نفسم که نمى‏توانم در                                                                   الْمُسارَعَةِ فيما وَعَدْتَهُ اَوْلِيآئَكَ، وَالْمُجانَبَةِ عَمّا حَذَّرْتَهُ                                                      آنچه دوستانت را وعده داده‏اى پیشى گیرم، و از آنچه دشمنانت را برحذر                                                                   اَعْدآئَكَ، وَكَثْرَةَ هُمُومى، وَ وَسْوَسَةَ نَفْسى. اِلهى                                                      داشته‏اى دورى کنم، و از اندوه زیاد، و وسوسه‏هاى نفس خود به حضرتت شکایت آورده‏ام. خداوندا، مرا                                                                   لَمْ‏تَفْضَحْنى بِسَريرَتى، وَلَمْ تُهْلِكْنى بِجَريرَتى، اَدْعُوكَ                                                      به نیت سوئم رسوا ننمودى، و به گناهم هلاک نساختى، تو را مى‏خوانم                                                                   فَتُجيبُنى وَاِنْ كُنْتُ بَطيئاً حينَ تَدْعُونى، وَ اَسْئَلُكَ كُلَّ ما شِئْتُ                                                      و تو مرا پاسخ مى‏گویى گرچه هنگامى‏که تو مرا مى‏خوانى در پاسخ تو کند هستم، و هر حاجتى که دارم                                                                   مِنْ حَوآئِجى، وَحَيثُ ماكُنْتُ وَضَعْتُ عِنْدَكَ سِرّى،                                                      از تو مى‏طلبم، و هر کجا که باشم رازم را پیش تو مى‏سپارم،                                                                   فَلا اَدْعُو سِواكَ، وَلا اَرْجُو غَيْرَكَ، لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ، تَسْمَعُ                                                      پس غیر تو کسى را نمى‏خوانم، و به غیر حضرتت به احدى امید ندارم، لبّیک، لبّیک، تو شکایت                                                                   مَنْ شَكا اِلَيْكَ، وَتَلْقى‏ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْكَ، وَتُخَلِّصُ                                                      شاکى به درگاهت را مى‏شنوى، و به کسى‏که به تو اعتماد کند رو مى‏آورى، و هرکه را به دامان                                                                   مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ، وَتُفَرِّجُ عَمَّنْ لاذَ - بِكَ. اِلهى فَلا تَحْرِمْنى                                                      رحمتت درآویزد رهایى مى‏دهى، و هر که به تو پناهنده شود غمش را مى‏زدایى، خداوندا پس مرا به                                                                   خَيْرَ الْاخِرَةِ وَالْاُولى لِقِلَّةِ شُكْرى، وَ اغْفِرْ لى ما تَعْلَمُ                                                      خاطر کمى شکرم از خیر دنیا و آخرت محروم مکن، و گناهانى را که از من                                                                   مِنْ ذُنُوبى، اِنْ تُعَذِّبْ فَاَنَا الظّالِمُ الْمُفَرِّطُ الْمُضَيِّعُ الْاثِمُ                                                      خبردارى ببخش، اگر مرا عذاب کنى من آنم که بر خود ستم روا داشتم و از حدّ و مرز خود پاى                                                                   المقَصر المضَجع المغفٍل حَظ نفسي, وَ اٍن تَغفٍر                                                      نهادم و فرمانت را چنانکه باید مواظبت نکردم و از نصیب خویش از جانب تو غفلت ورزیدم، و چنانچه                                                                   فَاَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ.                                                      مرا مورد آمرزش قرار دهى پس تو مهربانترین مهربانانى.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 37 تا 54"
    },
    {
        "title": "دعای  52 - دعاي آنحضرت در اصرار در طلب",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَكان مِن دعائِه عليه‏السلام فِى الاِْلْحِاح عَلَى اللَّهِ تعالى‏                                                      «دعادر پافشارى در خواهش از خدا»                                                                   يا اَللَّهُ الَّذى لايَخْفى‏ عَلَيْهِ شَىْ‏ءٌ فِى الْاَرْضِ وَلا فِى السَّمآءِ،                                                      اى خدائى‏که در آسمان و زمین چیزى بر تو پوشیده نیست،                                                                   وَكَيْفَ يَخْفى‏ عَلَيْكَ - يااِلهى - ما اَنْتَ خَلَقْتَهُ؟ وَكَيْفَ                                                      و چگونه اى خداى من بر تو پوشیده باشد آنچه تو خود به وجود آورده‏اى؟، و چگونه شمار                                                                   لاتُحْصى ما اَنْتَ صَنَعْتَهُ، اَوْ كَيْفَ يَغيبُ عَنْكَ ما اَنْتَ                                                      آنچه را خود ساخته‏اى نداشته باشى؟ یا چگونه از تو پوشیده باشد آنچه را تو تدبیرش                                                                   تُدَبِّرُهُ؟ اَوْ كَيْفَ يَسْتَطيعُ اَنْ يَهْرُبَ مِنْكَ مَنْ لاحَيوةَ لَهُ                                                      مى‏نمایى؟ یا چگونه قدرت دارد از تو فرار کند کسى‏که جز به روزیت                                                                   اِلاّ بِرِزْقِكَ؟ اَوْكَيْفَ يَنْجوُ مِنْكَ مَنْ لامَذْهَبَ لَهُ فى غَيْرِ                                                      زنده نیست؟ یا به چه صورت از تو نجات یابد آن که در غیر ملک تو راهى برایش                                                                   مُلْكِكَ؟ سُبْحانَكَ! اَخْشى‏ خَلْقِكَ لَكَ اَعْلَمُهُمْ بِكَ، وَ                                                      نیست؟ پاکى تو، ترسنده‏ترین خلق تو در درگاهت داناترین آنهاست، و                                                                   اَخْضَعُهُمْ لَكَ اَعْمَلُهُمْ بِطاعَتِكَ، وَ اَهْوَنُهُمْ عَلَيْكَ                                                      افتاده ترینشان عامل‏ترین آنان به فرمان حضرت توست، و پست‏ترین آنها در پیشگاهت آن است که تو                                                                   مَنْ اَنْتَ تَرْزُقُهُ وَ هُوَ يَعْبُدُ غَيْرَكَ. سُبْحانَكَ! لايَنْقُصُ                                                      روزیش را مى‏دهى و او غیر تو را پرستش مى‏نماید. پاکى تو، هر کس براى وجود مبارکت شریکى                                                                   سُلْطانَكَ مَنْ اَشْرَكَ بِكَ وَكَذَّبَ رُسُلَكَ، وَلَيْسَ يَسْتَطيعُ                                                      پنداشته و به تکذیب پیامبرانت برخاسته در سلطنت کاستى نیاورد، و هر که حکمت را نپسندد                                                                   مَنْ كَرِهَ قَضآءَكَ اَنْ يَرُدَّ اَمْرَكَ، وَلايَمْتَنِعُ مِنْكَ مَنْ كَذَّبَ                                                      قدرت ردّ فرمانت را ندارد، و هر که به انکار قدرتت برخیزد از دایره توان تو                                                                   بِقُدْرَتِكَ، وَلا يَفُوتُكَ مَنْ عَبَدَ غَيْرَكَ، وَلا يُعَمَّرُ فِى الدُّنْيا                                                      بیرون نیست، و هر که غیر تو را بپرستد از دست قدرتت بیرون نرود، و هر که لقاى تو را ناپسند دارد                                                                   مَنْ كَرِهَ لِقآءَكَ. سُبْحانَكَ! ما اَعْظَمَ شَاْنَكَ! وَ اَقْهَرَ                                                      در حیات دنیا جاوید نخواهد ماند. پاکى تو، چه بزرگ است مرتبه‏ات! و قاهر است                                                                   سُلْطانَكَ! وَ اَشَدَّ قُوَّتَكَ!، وَ اَنْفَذَ اَمْرَكَ! سُبْحانَكَ!                                                      سلطنتت! و شدید است نیرویت! و نافذ است فرمانت! پاکى تو، تمام آفریدگانت را                                                                   قَضَيْتَ عَلى‏ جَميعِ خَلْقِكَ الْمَوْتَ: مَنْ وَحَّدَكَ وَمَنْ كَفَرَ                                                      محکوم به مرگ کرده‏اى: چه آن‏که اهل توحید بوده و چه آن که به کفر                                                                   بِكَ، وَكُلٌّ ذآئِقٌ الْمَوْتَ، وَكُلٌّ صآئِرٌ اِلَيْكَ، فَتَبارَكْتَ وَ                                                      گرائیده، و همگى طعم مرگ را مى‏چشند، و یکسره به سویت باز مى‏گردند، پس پاک و والا و                                                                   تَعالَيْتَ، لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ، امَنْتُ بِكَ،                                                      برترى، و خدایى جز تو نیست، تنهایى و شریکى براى تو وجود ندارد، به تو گرویدم،                                                                   وَصَدَّقْتُ رُسُلَكَ، وَ قَبِلْتُ كِتابَكَ، وَكَفَرْتُ بِكُلِّ                                                      و فرستادگانت را تصدیق کردم، و کتابت (قرآن) را پذیرفتم، و به هر معبودى جز تو کافر                                                                   مَعْبُودٍ غَيْرِكَ، وَ بَرِئْتُ مِمَّنْ عَبَدَ سِواكَ. اَللَّهُمَّ اِنّى اُصْبِحُ                                                      شدم، و از هر که غیر تورا عبادت کرده بیزارم. خداوندا در حالى صبح مى‏کنم و روزم را به شب                                                                   وَ اُمْسى مُسْتَقِلاًّ لِعَمَلى، مُعْتَرِفاً بِذَنْبى، مُقِرّاً بِخَطاياىَ،                                                      مى‏رسانم که عمل خود را در پیشگاهت اندک شمرده، و به گناه خویش اعتراف دارم، و به خطاهایم اقرار                                                                   اَنَا بِاِسْرافى عَلى‏ نَفْسى ذَليلٌ، عَمَلى اَهْلَكَنى، وَ هَواىَ                                                      مى‏کنم، من به خاطراسراف درباره خویش، خوارم، عملم مرا به عرصه هلاکت برده، و هوسم مرا به                                                                   اَرْدانى، وَ شَهَواتى حَرَمَتْنى، فَاَسْئَلُكَ يا مَوْلاىَ سُؤالَ                                                      تباهى انداخته، و شهواتم مرا محروم نموده، مولاى من، پس از تو درخواست دارم درخواست کسى‏که                                                                   مَنْ نَفْسُهُ لاهِيَةٌ لِطُولِ اَمَلِهِ، وَ بَدَنُهُ غافِلٌ لِسُكُونِ                                                      به‏سبب آرزوهاى دور و دراز به‏لهو و بیهوده کارى پرداخته، و بدنش به خاطر سلامتى از عبادت                                                                   عُرُوقِهِ، وَ قَلْبُهُ مَفْتُونٌ بِكَثْرَةِ النِّعَمِ عَلَيْهِ، وَفِكْرُهُ قَليلٌ                                                      بى‏خبر مانده، و دلش به واسطه فراوانى نعمت به فتنه لذّت افتاده، و اندیشه‏اش نسبت                                                                   لِما هُوَ صآئِرٌ اِلَيْهِ، سُؤالَ مَنْ قَدْ غَلَبَ عَلَيْهِ الْاَمَلُ، وَفَتَنَهُ                                                      به فرجام کارش کم است، درخواست کسى که آرزو بر او غالب شده، و هواى نفس                                                                   الْهَوى‏، وَ اسْتَمْكَنَتْ مِنْهُ الدُّنْيا، وَ اَظَلَّهُ الْاَجَلُ، سُؤالَ                                                      گرفتارش کرده، و دنیا بر او دست یافته، و مرگ بر سرش سایه انداخته، درخواست                                                                   مَنِ اسْتَكْثَرَ ذُنُوبَهُ، وَ اعْتَرَفَ بِخَطيئَتِهِ، سُؤالَ مَنْ لا رَبَّ                                                      کسى‏که گناهانش را بسیار شمرده، و به خطاهاى خود اعتراف کرده، درخواست کسى‏که پروردگارى                                                                   لَهُ غَيْرُكَ، وَلا وَلِىَّ لَهُ دُونَكَ، وَلا مُنْقِذَ لَهُ مِنْكَ، وَلا                                                      جز تو، و سرپرستى غیر تو، و رهاننده‏اى از تو ندارد، و براى                                                                   مَلْجَاَ لَهُ مِنْكَ اِلاّ اِلَيْكَ. اِلهى اَسْئَلُكَ بِحَقِّكَ الْواجِبِ عَلى‏                                                      او پناهگاهى‏از تو جز به سوى تو نیست. خداوندا، از تو به حقى که بر                                                                   جَميعِ خَلْقِكَ، وَبِاسْمِكَ الْعَظيمِ الَّذى اَمَرْتَ رَسُولَكَ                                                      همه مخلوقاتت دارى، و به‏نام عظیمت که به پیامبرت فرمان دادى که تو را                                                                   اَنْ يُسَبِّحَكَ بِهِ، وَبِجَلالِ وَجْهِكَ الْكَريمِ، الَّذى لايَبْلى‏                                                      به آن تسبیح کند، و به بزرگى ذات کریمت که فرسایش ندارد و                                                                   وَ لايَتَغَيَّرُ، وَلا يَحُولُ وَ لايَفْنى‏، اَنْ تُصَلِّىَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ                                                      دگرگون نمى‏گردد، و تغییر حال نمى‏دهد و فناپذیر نیست مسئلت دارم که بر محمد و آلش                                                                   وَالِ مُحَمَّدٍ، وَاَنْ تُغْنِيَنى عَنْ كُلِّ شَىْ‏ءٍ بِعِبادَتِكَ، وَاَنْ                                                      درود فرستى، و مرا با عبادت خود از هر چیز بى‏نیاز کنى، و با                                                                   تُسَلِّىَ نَفْسى عَنِ الدُّنْيا بِمَخافَتِكَ، وَ اَنْ تُثْنِيَنى بِالْكَثيرِ                                                      ترس خود قلبم را از اندوه دنیا تسلیت دهى، و به رحمتت با دست پر از کرامت‏هاى                                                                   مِن كَرامَتِكَ بِرَحْمَتِكَ، فَاِلَيْكَ اَفِرُّ، وَمِنْكَ اَخافُ، وَ بِكَ                                                      فراوانت بازم گردانى، زیرا که به سوى تو مى‏گریزم، و از تو مى‏ترسم، و از حضرتت                                                                   اَسْتَغيثُ، وَاِيّاكَ اَرْجُو، وَ لَكَ اَدْعُو، وَ اِلَيْكَ اَلْجَاُ، وَ بِكَ                                                      فریادرسى مى‏نمایم، و به تو امیدوارم، و تو را مى‏خوانم، و به تو پناه مى‏آورم، و به تو                                                                   اَثِقُ، وَ اِيّاكَ اَسْتَعينُ، وَ بِكَ اُومِنُ، وَعَلَيْكَ اَتَوَكَّلُ،                                                      اطمینان دارم، و از تو یارى مى‏خواهم، و به تو ایمان دارم، و بر تو توکل مى‏کنم،                                                                   وَ عَلى‏ جُودِكَ وَ كَرَمِكَ اَتَّكِلُ.                                                      و بر جود و کرمت اعتماد مى‏نمایم.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 37 تا 54"
    },
    {
        "title": "دعای  53 - دعاي آنحضرت در اظهار فروتني",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كان مِن دعائِه عليه‏السلام‏فى التَّذَلُّلِ لِلَّهِ عزَّوَجَلّ‏                                                      «دعادر اظهارفروتنى به درگاه حضرت حق»                                                                   رَبِّ اَفْحَمَتْنى ذُنُوبى، وَانْقَطَعَتْ مَقالَتى، فَلا حُجَّةَ لى،                                                      خداوندا، گناهانم مرا از گفتار بازداشته، و رشته سخنم از هم گسیخته، پس براى زشتیم حجّتى ندارم،                                                                   فَاَنَا الْاَسيرُ - بِبَلِيَّتِى،الْمُرْتَهَنُ بِعَمَلِى، الْمُتَردِّدُ فى خَطيئَتِى،                                                      به این جهت اسیر بلیّت خود، و گروگان عمل خویش، و سرگردان در خطا،                                                                   الْمُتَحَيِّرُ عَنْ قَصْدِى، الْمُنْقَطَعُ بى، قَدْ اَوْقَفْتُ نَفْسى                                                      و سرگشته از مقصد، و با تمام وجود درمانده‏ام، خود را                                                                    مَوْقِفَ الْاَذِلّآءِ الْمُذْنِبينَ، مَوْقِفَ الْاَشْقِيآءِ الْمُتَجَرّينَ                                                      در جایگاه ذلیلان گنهکار، و موقف تیره‏بختانى که بر تو جرأت                                                                   عَلَيْكَ، الْمُسْتَخِفّينَ بِوَعْدِكَ، سُبْحانَكَ! اَىَّ جُرْاَةٍ                                                      کرده‏اند، و وعده‏ات را سبک شمرده‏اند نگاه داشته‏ام، پاکى تو، با چه جرأت به                                                                   اجْتَرَاْتُ عَلَيْكَ! وَاَىَّ تَغْريرٍ غَرَّرْتُ بِنَفْسى! مَوْلاىَ                                                      نافرمانیت برخاستم! و چگونه خود را به ورطه هلاکت افکندم! آقاى من،                                                                   ارْحَمْ كَبْوَتى لِحُرِّ وَجْهى وَ زَلَّةِ قَدَمى، وَ عُدْ بِحِلْمِكَ                                                      بر من که به رو درافتاده‏ام و بر لغزش من رحمت آور، و در برابر                                                                   عَلى‏ جَهْلى، وَبِاِحْسانِكَ عَلى‏ اِسآئَتى، فَاَنَا الْمُقِرُّ بِذَنْبِى،                                                      نادانیم با بردبارى، و در مقابل بدکرداریم با احسان رفتار کن، زیرا به گناه خود اقرار دارم،                                                                   الْمُعْتَرِفُ بِخَطيئَتى، وَهذِهِ يَدى وَ ناصِيَتى، اَسْتَكينُ                                                      و به خطایم اعتراف مى‏کنم، این دست و سر من است که براى قصاص از نفس خود آن را                                                                   بِالْقَوَدِ مِنْ نَفْسى، اِرْحَمْ شَيْبَتى، وَنَفادَ اَيّامى، وَاقْتِرابَ                                                      به زارى تسلیم کرده‏ام، به پیرى و سپرى شدن عمر، و نزدیک                                                                   اَجَلى، وَ ضَعْفى وَمَسْكَنَتى وَ قِلَّةَ حيلَتى. مَوْلاىَ وَ ارْحَمْنى                                                      شدن مرگ، و ضعف و ناتوانى و بینوایى و بیچارگیم رحمت آور. مولاى من، آنگاه که                                                                   اِذَا انْقَطَعَ مِنَ الدُّنْيا اَثَرى، وَ امَّحى‏ مِنَ الْمَخْلُوقينَ                                                      از من در این دنیا نشان و اثر قطع گردد، و از میان آفریدگان                                                                   ذِكْرى، وَ كُنْتُ مِنَ الْمَنْسِيّينَ كَمَنْ قَدْ نُسِىَ. مَولاىَ                                                      یادم محو شود، و همچون فراموش شدگان فراموش گردم بر من رحم کن. مولاى من                                                                   وَ ارْحَمْنى عِنْدَ تَغَيُّرِ صُورتى وَ حالى اِذا بَلِىَ جِسْمى،                                                      و وقتى که صورت و حالم دگرگون شود آنگاه که بدنم بپوسد،                                                                   وَتَفَرَّقَتْ اَعْضآئى، وَتَقَطَّعَتْ اَوْصالى، ياغَفْلَتى عَمّا يُرادُ                                                      و اعضایم از هم‏بپاشند، و پیوندهایم بگسلد بر من ترحم فرما، دریغا بر بى‏خبرى من از آنچه مرا در                                                                   بى! مَوْلاىَ وَ ارْحَمْنى فى حَشْرى وَ نَشْرى، وَ اجْعَلْ فى                                                      پیش است! مولاى من، به وقت بیرون آمدنم از گور و برانگیخته شدنم به من - رحم کن، و در آن                                                                   ذلِكَ الْيَوْمِ مَعَ اَوْلِيآئِكَ مَوْقِفى، وَفى اَحِبّآئِكَ مَصْدَرى،                                                      روز جایگاهم را با اولیائت، و حرکتم را با عاشقانت،                                                                   وَفى جِوارِكَ مَسْكَنى، يا رَبَّ الْعالَمينَ.                                                      و مأوایم را در جوارت قرار بده، اى پروردگار جهانیان.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 37 تا 54"
    },
    {
        "title": "دعای  54 - دعاي آنحضرت در رفع اندوه ها",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كان مِن دعائِه عليه‏السلام فِى اسْتِكشافِ الْهُمُوم‏                                                      «دعادر زدودن اندوهها»                                                                   يا فارِجَ الْهَمِّ وَكاشِفَ الْغَمِّ، يا رَحْمنَ الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ وَ                                                      اى زداینده اندوه و برطرف کننده غم، اى رحمن دنیا و آخرت و رحمت                                                                   رَحيمَهُما، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ، وَافْرُجْ هَمّى،                                                      آورنده در دو دنیا، بر محمد و آلش درود فرست، و اندوه مرا برطرف ساز،                                                                   وَاكْشِفْ غَمّى،ياواحِدُ يااَحَدُ ياصَمَدُ، يامَنْ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ                                                      و غم دلم را بزداى، اى یگانه، اى یکتا، اى بى‏نیاز، اى کسى‏که نزاده‏اى و زائیده نشده‏اى،                                                                   وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ، اِعْصِمْنى وَطَهِّرْنى،وَ اذْهَبْ بِبَلِيَّتى،                                                      و کسى همتاى حضرت تو نیست، مرا حفظ کن و به پاکى آر، و گرفتاریم را برطرف کن.                                                                   - وَاقْرَاْ ايَةَ الْكُرْسِىِّ وَالْمُعوِّذَتَيْن وَ قُلْ هُوَاللَّهُ اَحَدٌ،وَ قُلْ: -                                                      - و آیةالکرسى و معوّذتین (سوره‏هاى فلق و ناس) و قل هوالله را بخوان و بگو: -                                                                   اَللَّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ سُؤالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فاقَتُهُ، وَضَعُفَتْ                                                      خداوندا، از تو مى‏خواهم همچون خواهش کسى که نیازش سخت، و نیرویش                                                                   قُوَّتُهُ، وَكَثُرَتْ ذُنُوبُهُ، سُؤالَ مَنْ لايَجِدُ لِفاقَتِهِ مُغيثاً، وَلا                                                      سست است، و گناهانش افزایش یافته، همچون خواهش کسى که براى نیاز خود فریادرسى، و براى                                                                   لِضَعْفِهِ مُقَوِّياً، وَلا لِذَنْبِهِ غافِراً غَيْرَكَ، ياذَاالْجَلالِ                                                      ضعفش نیرودهنده‏اى، و براى معصیتش آمرزنده‏اى جز تو نمى‏یابد، اى صاحب جلال                                                                   وَالْاِكْرامِ، اَسْئَلُكَ عَمَلاً تُحِبُّ بِهِ مَنْ عَمِلَ بِهِ، وَيَقيناً تَنْفَعُ                                                      و اکرام، از تو درخواست عملى دارم که هرکه آن را بجاى آورد دوستش دارى، و یقینى که هر کس                                                                   بِهِ مَنِ اسْتَيْقَنَ بِهِ حَقَّ الْيَقينِ فى نَفاذِ اَمْرِكَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏                                                      در مسیر قضاى تو به آن آراسته به حقّ یقین گردد او را بدین خاطر نفع رسانى. خداوندا بر                                                                   مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ، وَاقْبِضْ عَلَى الصِّدْقِ نَفْسى، وَاقْطَعْ                                                      محمد و آلش درود فرست، و جان مرا در حال - ثبات و استوارى بگیر، و نیازم را                                                                   مِنَ الدُّنْيا حاجَتى، وَاجْعَلْ فيما عِنْدَكَ رَغْبَتى شَوْقاً                                                      از دنیا قطع کن، و رغبتم را به رحمتت برانگیز تا شوق لقایت در سر                                                                   اِلى‏ لِقآئِكَ، وَ هَبْ لى صِدْقَ التَّوَكُّلِ عَلَيْكَ. اَسْئَلُكَ مِنْ                                                      داشته باشم، و مرا صدق توکّل بر خودت مرحمت فرما. از تو بهترین                                                                   خَيْرِ كِتابٍ قَدْ خَلا، وَاَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ كِتابٍ قَدْ خَلا،                                                      سرنوشت گذشته رامسئلت دارم، و از بدترین سرنوشت گذشته به تو پناه مى‏برم،                                                                   اَسْئَلُكَ خَوْفَ الْعابِدينَ لَكَ، وَ عِبادَةَ الْخاشِعينَ لَكَ،                                                      پروردگارا، ترس بندگان، و عبادت خاشعان،                                                                   وَيَقينَ الْمُتَوَكِّلينَ عَلَيْكَ، وَتَوَكُّلَ الْمُؤْمِنينَ عَلَيْكَ. اَللَّهُمَّ                                                      و یقین توکل کنندگان، و توکل مؤمنان را از تو درخواست دارم. خداوندا،                                                                   اجْعَلْ رَغْبَتى فى مَسْئَلَتى مِثْلَ رَغْبَةِ اَوْلِيآئِكَ فى مَسآئِلِهِمْ،                                                      رغبت و شوق مرا در گدائیم مانند رغبت عاشقانت در گدائیشان،                                                                   وَ رَهْبَتى مِثْلَ رَهْبَةِ اَوْلِيآئِكَ، وَاسْتَعْمِلْنى فى مَرْضاتِكَ                                                      و ترسم را مانندترس اولیائت قرار ده، و مرا در رضاى خود چنان به‏کار دار که با وجود                                                                   عَمَلاً لا اَتْرُكُ مَعَهُ شَيْئاً مِنْ دينِكَ مَخافَةَ اَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ.                                                      آن چیزى از دین تو را به خاطر وحشت از آفریده‏اى ترک نکنم.                                                                   اَللَّهُمَّ هذِهِ حاجَتى فَاَعْظِمْ فيها رَغْبَتى، وَ اَظْهِرْ فيها                                                      خداوندا، این نیاز من است، پس رغبتم را در آن عظیم کن، و عذرم را در آن آشکار                                                                   عُذْرى، وَلَقِّنّى فيها حُجَّتى، وَ عافِ فيها جَسَدى. اَللَّهُمَّ                                                      فرما، و حجتم را در آن بر زبانم گذار، و جسمم را در آن سلامت بخش. خداوندا،                                                                   مَنْ اَصْبَحَ لَهُ ثِقَةٌ اَوْ رَجآءٌ غَيْرُكَ، فَقَدْ اَصْبَحْتُ وَاَنْتَ                                                     هرکس روز کند در حالى که به غیر تو اعتماد و امیدى داشته باشد، پس من روز کردم                                                                   ثِقَتى وَ رَجآئى فِى الْاُمُورِ كُلِّها، فَاقْضِ‏لى بِخَيْرِها عاقِبَةً،                                                     در حالى‏که در همه کارها اعتماد وامیدم تویى، پس - برایم برنامه‏اى مقدّر فرماى که پایان آن از همه فرخنده‏تر باشد،                                                                   وَ نَجِنّى مِنْ مُضِلاَّتِ الْفِتَنِ بِرَحْمَتِكَ يااَرْحَمَ الرَّاحِمينَ،                                                     و از فتنه‏هاى گمراه‏کننده رهائیم بخش، به حق مهربانیت اى مهربانترین مهربانان.                                                                   وَ صَلَّى اللَّهُ عَلى‏ سَيِّدنا مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ الْمُصْطَفى‏، وَ عَلى‏                                                     و درود و برکات خداوند بر سرور ما محمّد فرستاده و برگزیده حق، و بر                                                                   آلِهِ الطَّاهِرينَ.                                                     خاندان پاکش باد.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 37 تا 54"
    }
]
