[
    {
        "title": "دعای  19 - دعاي آنحضرت به وقت درخواست باران",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كانَ مِن دُعائِهِ عليه‏السلام عِنْدَ الْاِسْتِسْقآءِ بَعْدَ الْجَدْبِ‏                                                      «دعاى آن حضرت به وقت طلب باران پس از خشکسالى»                                                                   اَللَّهُمَّ اسْقِنَا الْغَيْثَ، وَانْشُرْ عَلَيْنا رَحْمَتَكَ بِغَيْثِكَ الْمُغْدِقِ                                                      بارخدایا، ما را به باران سیراب ساز، و رحمتت را بر ما بگستران به باران بسیار                                                                   مِنَ السَّحابِ الْمُنْساقِ لِنَباتِ اَرْضِكَ الْمُونِقِ فى جَميعِ                                                      از ابرى که براى رویانیدن گیاه شگفت‏انگیز در همه                                                                   الْافاقِ، وَامْنُنْ عَلى‏ عِبادِكَ بِايناعِ الثَّمَرَةِ، وَ اَحْىِ بِلادَكَ‏بِبُلُوغِ                                                      آفاق روان گشته، و بر بندگان خود با به‏بار آمدن میوه منّت گذار، و سرزمین‏هاى مرده را                                                                   الزَّهَرَةِ، وَاَشْهِدْ مَلآئِكَتَكَ الْكِرامَ السَّفَرَةَ بِسَقْىٍ مِنْكَ                                                      با شکفتن شکوفه‏ها زنده کن، و فرشتگان بزرگوار خود را به بارانى سودمند                                                                    نافِعٍ، دآئِمٍ غُزْرُهُ، واسِعٍ دِرَرُهُ، وابِلٍ سَريعٍ عاجِلٍ،                                                      گواه گیر، بارانى بسیار و انبوه، و پیوسته با برکات گسترده، بارانى تند و سریع و شتابان،                                                                   تُحْيى بِهِ ما قَدْ ماتَ، وَ تَرُدُّ بِهِ ما قَدْ فاتَ، وَتُخْرِجُ بِهِ ما                                                      تا هر چه مرده است به آن زنده نمایى، و آنچه از میان رفته به ما بازگردانى، و آنچه آمدنى است                                                                   هُوَ اتٍ، وَ تُوَسِّعُ بِهِ فِى‏الْاَقْواتِ، سَحاباً مُتَراكِماً هَنيئاً مَريئاً                                                      بیرون آورى، و به سبب آن روزى‏ها را وسعت بخشى، ابرى درهم فشرده، کام‏بخش و گوارا                                                                   طَبَقاً مُجَلْجَلاً، غَيْرَ مُلِثٍّ وَدْقُهُ، وَلا خُلَّبٍ بَرْقُهُ. اَللَّهُمَّ                                                      و فراگیرنده و خروشان که بارانش دائمِ ویران کننده، و برقش فریبنده (بدون باران) نباشد. بارخدایا                                                                   اسْقِنا غَيْثاً مُغيثاً مَريعاً مُمْرِعاً عَريضاً واسِعاً غَزيراً، تَرُدُّ بِهِ                                                      ما را به بارانى فریادرس و برطرف کننده قحطى سیراب کن، بارانى رویاننده گیاه، سبز کننده - دشت و دَمَن، وسیع و پرمایه، که به سبب آن                                                                   النَّهيضَ، وَ تَجْبُرُ بِهِ الْمَهيضَ. اَللَّهُمَّ اسْقِنا سَقْياً تُسيلُ                                                      گیاه روئیده پژمرده را خرم کنى، و آن را براى گیاه شکسته مومیایى قرار دهى. بارخدایا بر ما بارانى فرست که                                                                   مِنْهُ الظِّرابَ، وَ تَمْلَأُ مِنْهُ الْجِبابَ، وَ تُفَجِّرُ بِهِ الْاَنْهارَ،                                                      به آن از تپه‏ها آب سرازیر گردانى، و چاهها را لبریز کنى، و نهرها را روان سازى،                                                                   وَتُنْبِتُ بِهِ الْاَشْجارَ، وَتُرْخِصُ بِهِ الْاَسْعارَ فى جَميعِ                                                      و درختان را برویانى، و قیمت‏ها را در همه شهرها                                                                   الَأمْصارِ، وَ تَنْعَشُ بِهِ الْبَهآئِمَ وَالْخَلْقَ، وَ تُكْمِلُ لَنا بِهِ                                                      ارزان کنى، و چهارپایان را قوّت دهى و خلایق را زنده‏دل و نکوحال فرمایى، و روزیهاى پاکیزه را براى ما                                                                   طَيِّباتِ الرِّزْقِ، وَ تُنْبِتُ لَنا بِهِ الزَّرْعَ، وَتُدِرُّ بِهِ الضَّرْعَ، وَ                                                      کامل گردانى، و کشت و زرع ما را برویانى، و پستانها را پرشیر سازى، و                                                                   تَزيدُنا بِهِ قُوَّةً اِلى‏ قُوَّتِنا. اَللَّهُمَّ لاتَجْعَلْ ظِلَّهُ عَلَيْنا سَمُوماً،                                                      نیرویى بر نیروى ما بیفزایى. بارخدایا، سایه آن ابر را بر ما باد گرم و زهرآگین مساز،                                                                   وَلاتَجْعَلْ بَرْدَهُ عَلَيْنا حُسُوماً، وَلاتَجْعَلْ صَوْبَهُ عَلَيْنا                                                      و سردى آن را بر ما شوم و ناخجسته منما، و باریدنش را بر ما باران عذاب                                                                   رُجُوماً، ولاتَجْعَلْ مآئَهُ عَلَيْنا اُجاجاً. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏                                                      قرار مده، و آبش را در کام ما تلخ و ناگوار مگردان. بارالها بر محمد و آلش                                                                   مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَارْزُقْنا مِنْ بَرَكاتِ السَّمواتِ وَالْاَرْضِ،                                                      درود فرست، و از برکات آسمانها و زمین روزى ما ساز،                                                                    اِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَديرٌ.                                                      که تو بر هر چیز توانایى.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 19 تا 36"
    },
    {
        "title": "دعای  20 - دعاي آنحضرت در مکارم اخلاق",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كانَ مِن دعائِه عليه‏السلام فى مَكارِمِ الأخلاقِ‏ وَ مَرْضِىِّ الأفعالِ‏                                                      « در مکارم اخلاق و اعمال پسندیده»                                                                   اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَبَلِّغْ بِايمانى اَكْمَلَ الْايمانِ،                                                      بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست، و ایمانم را به درجه کامل‏ترین ایمان رسان،                                                                   وَاجْعَلْ يَقينى اَفْضَلَ الْيَقينِ، وَانْتَهِ بِنِيَّتى اِلى‏ اَحْسَنِ                                                      و یقینم را برترین یقین گردان، و نیتم را به بهترین نیت‏ها                                                                   النِّيَّاتِ، وَ بِعَمَلى اِلى‏ اَحْسَنِ الْاَعْمالِ. اَللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ                                                      منتهى ساز، و کردارم را به بهترین کردارها تبدیل کن. بارخدایا، نیّتم را به لطف خود                                                                   نِيَّتى، وَصَحِّحْ بِما عِنْدَكَ يَقينى، وَاسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِكَ ما                                                      کامل و خالص گردان، و یقینم را بدان گونه که دانى به راه صحت بر، و تباهى کارم را به قدرتت                                                                   فَسَدَ مِنّى. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاكْفِنى ما يَشْغَلُنِى                                                      اصلاح کن. بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست، و گره هر کارى که فکرش مرا                                                                   الاِْهْتِمامُ بِهِ، وَاسْتَعْمِلْنى بِما تَسْئَلُنى غَداً عَنْهُ، وَاسْتَفْرِغْ                                                      به خود مشغول داشته بگشاى، و مرا درکارى قرار ده که فردا مرا از آن بازپرسى مى‏کنى، و روزگارم                                                                   اَيّامى فيما خَلَقْتَنى لَهُ، وَاَغْنِنى وَ اَوْسِعْ عَلَىَّ فى رِزْقِكَ،                                                      را در آنچه از پى آنم آفریده‏اى مصروف دار، و بى‏نیازم گردان و روزیت را بر من وسعت ده،                                                                   وَلاتَفْتِنّى بِالنَّظَرِ، وَاَعِزَّنى وَلاتَبْتَلِيَنّى بِالْكِبْرِ، وَعَبِّدْنى                                                      و به چشمداشت مبتلایم مکن، و ارجمندم ساز و گرفتار کبرم مفرما، و بر بندگیت                                                                   لَكَ، وَلاتُفْسِدْ عِبادَتى بِالْعُجْبِ، وَاَجْرِ لِلنّاسِ عَلى‏ يَدِىَ                                                      رامم ساز، و بندگیم را به آلودگى خودپسندى تباه مکن، و خیر و نیکى را براى تمام مردم به دست من                                                                   الْخَيْرَ، وَلاتَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ، وَ هَبْ لى مَعالِىَ الْاَخْلاقِ،                                                      جارى ساز، و آن را از کدورت منّت‏گذارى دور دار، و خوى عالى را به من عنایت فرما،                                                                   وَاعْصِمْنى مِنَ الْفَخْرِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ،                                                      و از فخرفروشى محافظتم کن. بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَلاتَرْفَعْنى فِى‏النّاسِ دَرَجَةً اِلاّ حَطَطْتَنى عِنْدَ نَفْسى‏مِثْلَها،                                                      و درجه و مرتبه مرا نزد مردم بلند مگردان مگر آنکه مرا به همان اندازه نزد خودم پست گردانى،                                                                   وَلاتُحْدِثْ لى عِزّاً ظاهِراً اِلاّ اَحْدَثْتَ لى ذِلَّةً باطِنَةً عِنْدَ                                                      و عزتى آشکار برایم ایجاد مکن مگر که به همان اندازه در باطنم                                                                   نَفْسى بِقَدَرِها. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ، وَ                                                      خاکسار سازى. بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست، و                                                                   مَتِّعْنى بِهُدًى صالحٍ لا اَسْتَبْدِلُ بِهِ، وَ طَريقَةِ حَقٍّ لا اَزيغُ                                                      مرا از روشى پسندیده بهره دِه که آن را با برنامه‏اى دیگر عوض نکنم، و مرا به طریق حق رهنمون شو آن‏گونه که از آن                                                                   عَنْها، وَنِيَّةِ رُشْدٍ لااَشُكُّ فيها، وَ عَمِّرْنى ما كانَ عُمْرى                                                      روى نتابم، و نیّتى درست و استوار به من مرحمت کن آنسان که در آن به تردید نیفتم، و مرا تا وقتى زنده بدار که عمرم                                                                   بِذْلَةً فى طاعَتِكَ، فَاِذا كانَ عُمْرى مَرْتَعاً لِلشَّيْطانِ فَاقْبِضْنى                                                      در طاعت تو به کار رود، و چون بخواهد عمرم چراگاه شیطان شود جانم را بستان                                                                   اِلَيْكَ قَبْلَ اَنْ يَسْبِقَ مَقْتُكَ اِلَىَّ، اَوْيَسْتَحْكِمَ غَضَبُكَ عَلَىَّ.                                                      قبل از - آنکه دشمنیت به من رو کند، یا خشمت بر من مستحکم گردد.                                                                   اَللَّهُمَّ لاتَدَعْ خَصْلَةً تُعابُ مِنّى اِلاّ اَصْلَحْتَها، وَلاعآئِبَةً                                                      الهى در وجود من هیچ خصلت عیبناک مگذار مگر آنکه آن را به دایره اصلاح آورى، و مرا با هیچ عیبى که                                                                   اُوَنَّبُ بِها اِلاّ حَسَّنْتَها، وَلا اُكْرُومَةً فِىَّ ناقِصَةً اِلاّ                                                      به خاطر آن سرزنشم کنند رها مکن مگر آنکه آن را نیکو گردانى، و هیچ کرامتى را در من ناقص مگذار مگر آنکه                                                                   اَتْمَمْتَها. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ، وَ اَبْدِلْنى                                                      به کمالش رسانى. بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست، و شدّت                                                                   مِنْ بِغْضَةِ اَهْلِ الشَّنَانِ الْمَحَبَّةَ، وَمِنْ حَسَدِ اَهْلِ الْبَغْىِ                                                      کینه کینه توزان را به محبت، و حسد اهل تجاوز را به                                                                   الْمَوَدَّةَ، وَمِنْ ظِنَّةِ اَهْلِ الصَّلاحِ الثِّقَةَ، وَمِنْ عَداوَةِ                                                      مودّت، و بدگمانى اهل صلاح را به اطمینان، و دشمنى                                                                   الْاَدْنَيْنَ الْوَلايَةَ، وَمِنْ عُقُوقِ ذَوِى الْاَرْحامِ الْمَبَرَّةَ، وَمِنْ                                                      نزدیکان را به دوستى، و گسستن خویشاوندان را به خوشرفتارى، و                                                                   خِذْلانِ الْاَقْرَبينَ النُّصْرَةَ، وَمِنْ حُبِّ الْمُدارينَ تَصْحيحَ                                                      رو بر تافتن نزدیکان را از یارى نمودن به یارى، و دوستى ظاهرسازان را به دوستى                                                                   الْمِقَةِ، وَمِنْ رَدِّ الْمُلابِسينَ كَرَمَ الْعِشْرَةِ، وَمِنْ مَرارَةِ خَوْفِ                                                      حقیقى، و خوارانگاشتن مصاحبان را به حُسن رفتار، و تلخى ترس از                                                                   الظّالِمينَ حَلاوَةَ الْاَمَنَةِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ،                                                      ظالمان را به شیرینى ایمنى مبدّل ساز. بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَاجْعَلْنى يَداً عَلى‏ مَنْ ظَلَمَنى، وَلِساناً عَلى‏ مَنْ خاصَمَنى،                                                      و مرا بر کسى که به من ستم کند چیرگى ده، و با آن که با من به مجادله برخیزد زبان گویا ساز،                                                                   وَظَفَراً بِمَنْ عانَدَنى، وَ هَبْ لى مَكْراً عَلى‏ مَنْ كايَدَنى،                                                      و بر آن که نسبت به من دشمنى ورزد پیروزى عنایت کن، و بر آن که مرا مى‏فریبد چاره‏سازى مرحمت فرما،                                                                   وَ قُدْرَةً عَلى‏ مَنِ اضْطَهَدَنى، وَ تَكْذيباً لِمَنْ قَصَبَنى، وَ سَلامَةً                                                      و بر آن که مرا زبون خواهد قدرت ده، و بر آن که مرا عیب مى‏گوید توانى ده که دروغش را آشکار سازم، و از چنگ                                                                   مِمَّنْ تَوَعَّدَنى، وَ وَفِّقْنى لِطاعَةِ مَنْ سَدَّدَنى، وَمُتابَعَةِ مَنْ                                                      آن که مرا بیم دهد رهایم کن، و از آن که مرا به راه راست رهنمون شود و استقامت آموزد توفیق فرمانبرى ده، و به پیروى از کسى که                                                                   اَرْشَدَنى. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَسَدِّدْنى لِأَنْ                                                      ارشادم نماید موفّق دار. خداوندا بر محمد و آلش درود فرست، و مرا بر خیرخواهى                                                                   اُعارِضَ مَنْ غَشَّنى بِالنُّصْحِ، وَاَجْزِىَ مَنْ هَجَرَنى بِالْبِّرِ،                                                      کسى که با من نیرنگ کند توفیق ده، و آن را که از من دورى کرده به خوبى پاداش دهم،                                                                   وَاُثيبَ مَنْ حَرَمَنى بِالْبَذْلِ، وَاُكافِىَ مَنْ قَطَعَنى بِالصِّلَةِ،                                                      و به آن کس که محرومم ساخته بخشش کنم، و به آن که از من بریده بپیوندم،                                                                   وَاُخالِفَ مَنِ اغْتابَنى اِلى‏ حُسْنِ الذِّكْرِ، وَاَنْ اَشْكُرَ الْحَسَنَةَ،                                                      و برخلاف آن که از من غیبت کرده از وى نیکو یاد کنم، و خوبى را سپاس‏گزارم،                                                                   وَاُغْضِىَ عَنِ السَّيِّئَةِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَحَلِّنى                                                      و از بدى چشم بپوشم. بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست، و مرا به زیور                                                                   بِحِلْيَةِ الصّالِحينَ، وَاَلْبِسْنى زينَةَ الْمُتَّقينَ: فى بَسْطِ الْعَدْلِ،                                                      شایستگان بیاراى، و زینت اهل تقوا را در این امور بر من بپوشان: در گستردن سفره عدل،                                                                   وَكَظْمِ الْغَيْظِ، وَاِطْفآءِ النّآئِرَةِ، وَضَمِّ اَهْلِ الْفُرْقَةِ،                                                      و فرو خوردن خشم، و خاموش کردن آتش فتنه، و جمع کردن پراکندگان،                                                                   وَاِصْلاحِ ذاتِ الْبَيْنِ، وَ اِفْشآءِ الْعارِفَةِ، وَسَتْرِ الْعآئِبَةِ،                                                      و اصلاح بین مردم، و آشکار نمودن کارهاى خوب، و پوشاندن عیوب،                                                                   وَ لينِ الْعَريكَةِ، وَ خَفْضِ‏الْجَناحِ، وَ حُسْنِ‏السّيرَةِ، وَسُكُونِ                                                      و نرمخویى، و فروتنى، و خوشرفتارى، و                                                                   الرّيحِ، وَطيبِ الْمُخالَقَةِ، وَالسَّبْقِ اِلَى الْفَضيلَةِ، وَايثارِ                                                      وقار، و حسن معاشرت، و سبقت‏جویى به فضیلت، و اختیار                                                                   التَّفَضُّلِ، وَتَرْكِ التَّعْييرِ، وَالاِْفْضالِ عَلى‏ غَيْرِ الْمُسْتَحِقِّ،                                                      کردن تفضّل بر دیگران، و چشم‏پوشى از سرزنش دیگران، و بخشش رایگان به غیر مستحق،                                                                   وَالْقَوْلِ بِالْحَقِّ وَاِنْ عَزَّ، وَاسْتِقْلالِ الْخَيْرِ وَانْ كَثُرَ مِنْ قَوْلى                                                      و گفتن سخن حق هر چند سنگین و گران باشد، و ناچیز دانستن نیکى را در گفتار و رفتارم هر چند                                                                   وَ فِعْلى، وَاسْتِكْثارِ الشَّرِّ وَاِنْ قَلَّ مِنْ قَوْلى وَ فِعْلى. وَاَكْمِلْ                                                      زیاد باشد، و بسیار شمردن شرّ را در گفتار و رفتارم هرچند اندک باشد. و همه این                                                                   ذلِكَ لى بِدَوامِ الطّاعَةِ، وَلُزُومِ الْجَماعَةِ، وَرَفْضِ اَهْلِ الْبِدَعِ                                                      خصلت‏ها را به وسیله تداوم اطاعت، و همراهى با جماعت مسلمین، و فرو گذاشتن اهل بدعت                                                                   وَمُسْتَعْمِلِ الرَّأْىِ الْمُخْتَرَعِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ،                                                      و عمل کننده به رأى ساختگى در دین، کامل ساز. بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَاجْعَلْ اَوْسَعَ رِزْقِكَ عَلَىَّ اِذا كَبِرْتُ، وَاَقْوى‏ قُوَّتِكَ                                                      و فراخ‏ترین روزى را به وقت پیرى نصیبم کن، و نیرومندترین قوّت خود را                                                                   فِىَّ اِذا نَصِبْتُ، وَلاتَبْتَلِيَنّى بِالْكَسَلِ عَنْ عِبادَتِكَ، وَ                                                      به هنگام درماندگى بهره من فرما، و مرا در راه عبادت دچار سستى منما، و                                                                   لَاالْعَمى‏ عَنْ سَبيلِكَ، وَلابِالتَّعَرُّضِ لِخِلافِ مَحَبَّتِكَ، وَلا                                                      از تشخیص راهت نابینایم مساز، و به ارتکاب خلاف محبتت دچار مکن، و                                                                   مُجامَعَةِ مَنْ تَفَرَّقَ عَنْكَ، وَلامُفارَقَةِ مَنِ اجْتَمَعَ اِلَيْكَ.                                                      مپسند که به کسى که از تو دور است نزدیک شوم، و از آن که با تو همراه است جدا گردم.                                                                   اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى اَصُولُ بِكَ عِنْدَ الضَّرُورَةِ، وَاَسْئَلُكَ عِنْدَ                                                      الهى چنان کن که با نیرو و قدرت تو به شداید حمله کنم، و به وقت نیاز به گدایى از تو                                                                   الْحاجَةِ، وَاَتَضَرَّعُ اِلَيْكَ عِنْدَ الْمَسْكَنَةِ، وَلاتَفْتِنّى بِالاِْسْتِعانَةِ                                                      برخیزم، و در بیچارگى به پیشگاه تو بنالم، و مرا به کمک خواستن از                                                                   بِغَيْرِكَ اِذَا اضْطُرِرْتُ، وَ لا بِالْخُضُوعِ لِسُؤالِ غَيْرِكَ اِذَا                                                      غیر خود چون مضطر شوم، و به فروتنى براى مسئلت از غیر خود چون                                                                   افْتَقَرْتُ، وَ لا بِالتَّضَرُّعِ اِلى‏ مَنْ دُونَكَ‏اِذا رَهِبْتُ، فَاَسْتَحِقَّ                                                      ندار شوم، و به زارى کردن به درگاه غیر خود چون بترسم گرفتار مکن، که به آن خاطر                                                                   بِذلِكَ خِذْلانَكَ وَ مَنْعَكَ وَ اِعْراضَكَ، يا اَرْحَمَ‏الرّاحِمينَ.                                                      سزاوار خوارى و منع از رحمت و بى‏اعتنایى از جانب تو شوم، اى مهربانترین مهربانان.                                                                   اَللَّهُمَّ اجْعَلْ ما يُلْقِى الشَّيْطانُ فى رُوعى مِنَ التَّمَنّى                                                      الهى عنایت کن که به جاى آنچه شیطان در دلم مى‏افکند از آرزوى باطل                                                                   وَالتَّظَنّى وَالْحَسَدِ ذِكْراً لِعَظَمَتِكَ، وَ تَفَكُّراً فى قُدْرَتِكَ، وَ                                                      و بدگمانى و حسد، یاد عظمت تو کنم، و در قدرت تو اندیشه نمایم، و                                                                   تَدْبيراً عَلى‏ عَدُوِّكَ، وَ ما اَجْرى‏ عَلى‏ لِسانى مِنْ لَفْظَةِ فُحْشٍ                                                      در دفع دشمنان تو چاره‏سازى نمایم، و به جاى آنچه شیطان بر زبانم جارى مى‏سازد از فحش                                                                   اَوْهُجْرٍ اَوْ شَتْمِ عِرْضٍ اَوْ شَهادَةِ باطِلٍ اَوِاغْتِيابِ مُؤْمِنٍ                                                      و بدگویى و ناسزا یا شهادت ناحق، یا غیبت از مؤمن                                                                   غآئِبٍ اَوْ سَبِّ حاضِرٍ وَ ما اَشْبَهَ ذلِكَ نُطْقاً بِالْحَمْدِ لَكَ، وَ                                                      غایب یا دشنام به شخص حاضر و مانند اینها، سخن در سپاس تو گویم، و                                                                   اِغْراقاً فِى الثَّنآءِ عَلَيْكَ، وَ ذَهاباً فى تَمْجيدِكَ، وَ شُكْراً                                                      و مبالغه در ثناى تو ورزم، و با تمام هستى خود ستایش بزرگى تو کنم، و شکر نعمت                                                                   لِنِعْمَتِكَ، وَاعْتِرافاً بِاِحْسانِكَ، وَاِحْصآءً لِمِنَنِكَ. اللَّهُمَّ                                                      تو بجاى آورم، و اعتراف به احسان تو نمایم، و به شمردن نعمت‏هاى تو مشغول گردم. بارخدایا                                                                   صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ لااُظْلَمَنَّ وَ اَنْتَ مُطيقٌ لِلدَّفْعِ                                                      بر محمد و آلش درود فرست، و مگذار که من ستم‏زده شوم درحالى‏که تو به دفع آن از من                                                                   عَنّى، وَ لااَظْلِمَنَّ وَ اَنْتَ الْقادِرُ عَلَى الْقَبْضِ مِنّى، وَ                                                      توانایى، و اجازه مده که بر دیگرى ستم کنم درحالى که تو در جلوگیرى از من نیرومندى، و                                                                   لااَضِلَّنَّ وَ قَدْ اَمْكَنَتْكَ هِدايَتى، وَ لااَفْتَقِرَنَّ وَ مِنْ عِنْدِكَ                                                      مپسند که گمراه شوم در حالى که به حقیقت بر هدایت من توانایى، و نخواه که تهیدست گردم در حالى که فراخى روزى من                                                                   وُسْعى، وَ لااَطْغَيَنَّ وَ مِنْ عِنْدِكَ وُجْدى. اَللَّهُمَّ اِلى‏                                                      نزد توست، و مرا به سرکشى میازماى که توان و دارایى من از توست. الهى به جانب                                                                   مَغْفِرَتِكَ وَفَدْتُ، وَ اِلى‏ عَفْوِكَ قَصَدْتُ، وَ اِلى‏ تَجاوُزِكَ                                                      آمرزشت آمده‏ام، و به سوى بخشایشت روى آورده‏ام، و به گذشت تو                                                                   اشْتَقْتُ، وَ بِفَضْلِكَ وَثِقْتُ، وَ لَيْسَ عِنْدى ما يُوجِبُ لى                                                      مشتاقم، و به فضلت اعتماد و تکیه دارم، و چیزى نزد من نیست که مرا درخور                                                                   مَغْفِرَتَكَ، وَ لا فى عَمَلى ما اَسْتَحِقُّ بِهِ عَفْوَكَ، وَ ما لى بَعْدَ                                                      آمرزش تو کند، و نه کارى که مستحق بخشایش تو گردم، و با ستمهایى که                                                                   اَنْ حَكَمْتُ عَلى‏ نَفْسى اِلاّ فَضْلُكَ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ                                                      بر خود کرده‏ام جز تکیه بر فضل و احسان تو راهى ندارم، پس بر محمد                                                                   وَ الِهِ، وَ تَفَضَّلْ عَلَىَّ. اَللَّهُمَّ وَ اَنْطِقْنى بِالْهُدى‏، وَ اَلْهِمْنِى                                                      و آلش درود فرست، و بر من تفضّل فرما. الهى زبانم را به هدایت گویا ساز، و تقوا را بر قلبم                                                                   التَّقْوى‏، وَ وَفِّقْنى لِلَّتى هِىَ اَزْكى‏، وَاسْتَعْمِلْنى بِما هُوَ                                                      الهام کن، و به پاکیزه‏ترین روشم توفیق ده، و مرا به کارى وادار که بیش از هر چیز به آن                                                                   اَرْضى‏. اَللَّهُمَّ اسْلُكْ بِىَ الطَّريقَةَ الْمُثْلى‏، وَاجْعَلْنى عَلى‏                                                      خشنودى. الهى بهترین راه را پیش پایم گذار، و مرا بر آئین خود دار تا بر آن                                                                   مِلَّتِكَ اَمُوتُ وَ اَحْيى‏. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ،                                                      بمیرم و زنده شوم. الهى بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَ مَتِّعْنى بِالْاِقْتِصادِ، وَاجْعَلْنى مِنْ اَهْلِ السَّدادِ، وَ مِنْ                                                      و مرا از نعمت میانه‏روى بهره‏مند فرما، و از اهل درستى و استقامت، و                                                                   اَدِلَّةِ الرَّشادِ، وَ مِنْ صالِحِ الْعِبادِ، وَارْزُقْنى فَوْزَ الْمَعادِ،                                                      راهنمایان به خیر، و بندگان شایسته‏ات قرار ده، و نجات و رستگارى در قیامت،                                                                   وَ سَلامَةَ الْمِرْصادِ. اَللَّهُمَّ خُذْ لِنَفْسِكَ مِنْ نَفْسى ما يُخَلِّصُها،                                                      و رهیدن از کمینگاه عذاب نصیبم کن. الهى، از نفس من آنچه که موجب آزادیش باشد براى خود بگیر،                                                                   وَ اَبْقِ لِنَفْسى مِنْ نَفْسى مايُصْلِحُها، فَاِنَّ نَفْسى هالِكَةٌ اَوْ                                                      و آنچه را که موجب صلاح آن گردد برایم باقى بدار، زیرا که نفس من در معرض هلاکت است مگر اینکه                                                                   تَعْصِمَها. اَللَّهُمَّ اَنْتَ عُدَّتى اِنْ حَزِنْتُ، وَ اَنْتَ مُنْتَجَعى                                                      تو او را حفظ کنى. الهى چون اندوهناک شوم تو دلخوشى منى، و چون محروم گردم                                                                   اِنْ حُرِمْتُ، وَ بِكَ اسْتِغاثَتى اِنْ كُرِثْتُ، وَ عِنْدَكَ مِمّا فاتَ                                                      تو محل امید منى، و چون غم و غصه و مصیبت بر من هجوم آرد پناهم به توست، و آنچه از دستم رود تدارکش                                                                   خَلَفٌ، وَ لِما فَسَدَ صَلاحٌ، وَ فيما اَنْكَرْتَ تَغْييرٌ، فَامْنُنْ                                                      نزد توست، و هر چه تباه گردد اصلاحش از جانب توست، و هر چه را ناپسند دارى تغییرش به دست توست، پس قبل از                                                                   عَلَىَّ قَبْلَ الْبَلآءِ بِالْعافِيَةِ، وَ قَبْلَ الطَّلَبِ بِالْجِدَةِ، وَ قَبْلَ                                                      بلا عافیت را، و پیش از طلب توانگرى را، و پیش از                                                                   الضَّلالِ بِالرَّشادِ، وَ اكِفْنى مَؤُونَةَ مَعَرَّةِ الْعِبادِ، وَهَبْ لى                                                      گمراه شدن هدایت را بر من منّت گذار، و مرا از آزار مردمان کفایت کن، و ایمنى از                                                                   اَمْنَ يَوْمِ الْمَعادِ، وَامْنِحْنى حُسْنَ الْاِرْشادِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏                                                      روز قیامت را نصیبم فرما، و حسن ارشاد را به من مرحمت کن. بارخدایا بر                                                                   مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَادْرَأْ عَنّى بِلُطْفِكَ، وَ اغْذُنى بِنِعْمَتِكَ،                                                      محمد و آلش درود فرست، و به لطفت همه شرور را از من بگردان، و مرا به نعمتت پرورش ده،                                                                   وَ اَصْلِحْنى بِكَرَمِكَ، وَ داوِنى بِصُنْعِكَ، وَ اَظِلَّنى فى ذَراكَ،                                                      و به کرمت اصلاح کن، و به احسانت مداوا فرما، و در سایه رحمتت جاى ده،                                                                   وَ جَلِّلْنى رِضاكَ، وَ وَفِّقْنى اِذَا اشْتَكَلَتْ عَلَىَّ الْاُمُورُ                                                      و خلعت خشنودیت را به من بپوشان، و چون کارها بر من دَرهم شود مرا به هدایت‏آمیزترین                                                                   لِأَهْداها، وَ اِذا تَشابَهَتِ الْأَعْمالُ لِأَزْكاها، وَ اِذا تَناقَضَتِ                                                      آنها، و چون برنامه‏ها در نظرم مشتبه شود مرا به پاکیزه‏ترین آنها، و در اختلاف آئین‏ها                                                                   الْمِلَلُ لِأَرْضاها. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ تَوِّجْنى                                                      مرا به پسندیده‏ترین آنها رهنمون باش. بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست، و تارکم را به تاج                                                                   بِالْكِفايَةِ، وَ سُمْنى حُسْنَ الْوِلايَةِ، وَ هَبْ لى صِدْقَ الْهِدايَةِ،                                                      کفایت بیاراى، و مرا در امور به نیکى سرپرستى کن، و صدق هدایت به من عنایت فرما،                                                                   وَ لاتَفْتِنّى بِالسَّعَةِ، وَامْنِحْنى حُسْنَ الدَّعَةِ، وَ لاتَجْعَلْ                                                      و به وسعت روزى آزمایشم مکن، و از آسایش در زندگى برخوردارم نما، و معیشتم را                                                                   عَيْشى كَدّاً كَدّاً، وَ لاتَرُدَّ دُعآئى عَلَىَّ رَدّاً، فَاِنّى                                                      دشوار مکن، و دعایم را به سویم برمگردان، زیرا من                                                                   لااَجْعَلُ لَكَ ضِدّاً، وَ لااَدْعُو مَعَكَ نِدّاً. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏                                                      برایت همتا قرار نمى‏دهم، و با وجود تو به سویى دست حاجت نمى‏برم. خداوندا بر                                                                   مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَامْنَعْنى مِنَ السَّرَفِ، وَ حَصِّنْ رِزْقى مِنَ                                                      محمد و آلش درود فرست، و مرا از اسراف بازدار، و روزیم را از تلف شدن                                                                   التَّلَفِ، وَ وَفِّرْ مَلَكَتى بِالْبَرَكَةِ فيهِ، وَ اَصِبْ بى سَبيلَ                                                      نگاه دار، و دارائیم را به وسیله برکت دادن افزون کن، و مرا در انفاق از آن                                                                   الْهِدايَةِ لِلْبِرِّ فيما اُنْفِقُ مِنْهُ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ،                                                      مال در امور خیر به راه هدایت رهبرى فرما. بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَاكْفِنى مَؤُونَةَ الْاِكْتِسابِ، وَارْزُقْنى مِنْ غَيْرِ احْتِسابٍ،                                                      و مرا از سختى و رنج به دست آوردن روزى کفایت کن، و روزیم را از جایى که گمان نمى‏برم به من عنایت فرما،                                                                   فَلااَشْتَغِلَ عَنْ عِبادَتِكَ بِالطَّلَبِ، وَ لااَحْتَمِلَ اِصْرَ تَبِعاتِ                                                      تا در راه به‏دست آوردن روزى از بندگیت بازنمانم، و سنگینى وبال آن را به دوش نکشم.                                                                   الْمَكْسَبِ. اَللَّهُمَّ فَاَطْلِبْنى بِقُدْرَتِكَ مااَطْلُبُ، وَ اَجِرْنى                                                      الهى آنچه را که در راه به‏دست آوردن آنم به قدرتت برایم فراهم نما، و از آنچه بیم دارم                                                                   بِعِزَّتِكَ مِمّا اَرْهَبُ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ صُنْ                                                      به عزتت پناهم ده. بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست، و آبرویم را                                                                   وَجْهى بِالْيَسارِ، وَ لاتَبْتَذِلْ جاهى بِالْاِقْتارِ، فَاَسْتَرْزِقَ                                                      به توانگرى حفظ کن، و قدر و منزلتم را به تنگدستى پست مفرما، که از روزى‏خوارانت                                                                   اَهْلَ رِزْقِكَ، وَاَسْتَعْطِىَ شِرارَ خَلْقِكَ، فَاَفْتَتِنَ بِحَمْدِ                                                      روزى طلبم، و از اشرار خلقت عطایى خواهم، تا به تعریف آن که به من عطا کند                                                                   مَنْ اَعْطانى، وَاُبْتَلى‏ بِذَمِّ مَنْ مَنَعَنى، وَ اَنْتَ مِنْ دُونِهِمْ                                                      مایل شوم، و به سرزنش آن که از من منع نماید مبتلا گردم، درحالى که بخشش و منع عطا وقف حریم                                                                   وَلِىُّ الْاِعْطآءِ وَالْمَنْعِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ،                                                      مقدس توست (و دیگران کاره‏اى نسیتند). بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَارْزُقْنى صِحَّةً فى عِبادَةٍ، وَ فَراغاً فى زَهادَةٍ، وَ عِلْماً فِى                                                      و مرا سلامتى‏اى که در عبادت، و فراغتى که در زهد مصرف شود، و دانشى که                                                                   اسْتِعْمالٍ، وَ وَرَعاً فى اِجْمالٍ. اَللَّهُمَّ اخْتِمْ بِعَفْوِكَ اَجَلى،                                                      به کار بندم، و خصلت پارسایى توأم با میانه‏روى روزى کن. الهى حیاتم را با عفو خود پایان ده،                                                                   وَ حَقِّقْ فى رَجآءِ رَحْمَتِكَ اَمَلى، وَ سَهِّلْ اِلى‏ بُلُوغِ رِضاكَ                                                      و آرزویم را به رحمتت صورت تحقق ده، و راههاى رسیدن به خشنودیت را بر من هموار                                                                   سُبُلى، وَ حَسِّنْ فى جَميعِ اَحْوالى عَمَلى. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏                                                      ساز، و در همه حال اعمالم را نیکو گردان. بارخدایا بر                                                                   مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ نَبِّهْنى لِذِكْرِكَ فى اَوْقاتِ الْغَفْلَةِ، وَاسْتَعْمِلْنى                                                      محمد و آلش درود فرست، و مرا در اوقات بى‏خبرى و غفلت براى یادت بیدار کن، و در روزگار مهلت                                                                   بِطاعَتِكَ فى اَيّامِ الْمُهْلَةِ، وَانْهَجْ لى اِلى‏ مَحَبَّتِكَ سَبيلاً                                                      به طاعتم وادار، و راهى هموار به سوى عشقت برایم                                                                   سَهْلَةً، اَكْمِلْ لى بِها خَيْرَ الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏                                                      باز کن، و به سبب آن خیر دنیا و آخرتم را کامل گردان. بارخدایا بر                                                                   مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، كَاَفْضَلِ ما صَلَّيْتَ عَلى‏ اَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ                                                      محمد و آلش درود فرست، مانند بهترین درودى که قبل از او بر هر یک از بندگانت نثار                                                                   قَبْلَهُ، وَ اَنْتَ مُصَلٍّ عَلى‏ اَحَدٍ بَعْدَهُ، وَ اتِنا فى الدُّنْيا حَسَنَةً،                                                      فرموده‏اى، و پس از او نثار کسى خواهى فرمود، و ما را در این جهان و آن جهان خیر                                                                   وَ فِى الْاخِرَةِ حَسَنَةً، وَ قِنى بِرَحْمَتِكَ عَذابَ النَّارِ.                                                      و خوبى نصیب فرما، و به رحمتت مرا از عذاب آتش جهنم حفظ فرما",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 19 تا 36"
    },
    {
        "title": "دعای  21 - دعاي آن حضرت به وقت رويدادهاي اندوه بار",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كان مِن دعائِه عليه‏السلام اِذا حَزَنَهُ اَمرٌ وَ اَهَمَّتْهُ الْخَطايا                                                      « چون برنامه‏اى او را اندوهگین مى‏ساخت »                                                                   اَللَّهُمَّ يا كافِىَ الْفَرْدِ الضَّعيفِ، وَ واقِىَ الْاَمْرِ الْمَخُوفِ،                                                      الهى اى کفایت کننده تنهاى ناتوان، و اى نگهبان از حادثه ترسناک،                                                                   اَفردَتني الخَطايا فَلاصاحبَ مَعي, وَ ضَعفت عَن غَضَبکٍَ                                                      خطاها مرا به تنهایى کشانده و یار و یاورى با من نیست، و از تحمل خشمت ناتوان شده‏ام و                                                                   فَلا مُؤَيِّدَ لى، وَاَشْرَفْتُ عَلى‏ خَوْفِ لِقآئِكَ فَلا مُسَكِّنَ                                                      پشتیبانى ندارم، و در معرض ترس لقاى توام و براى ترسم آرام‏بخشى                                                                   لِرَوْعَتى، وَ مَنْ يُؤْمِنُنى مِنْكَ وَ اَنْتَ اَخَفْتَنى؟ وَ مَنْ يُساعِدُنى                                                      نیست، اگر بیمم دهى چه کسى مرا ایمنى دهد؟ و اگر تنهایم گذارى کیست                                                                   وَ اَنْتَ اَفْرَدْتَنى؟ وَ مَنْ يُقَوّينى وَ اَنْتَ اَضْعَفْتَنى؟ لايُجيرُ،                                                      که مرا یارى دهد؟ و اگر ناتوانم سازى چه کسى توانم دهد؟                                                                   يااِلهى، اِلاّ رَبٌّ عَلى‏ مَرْبُوبٍ، وَ لايُؤْمِنُ اِلاّ غالِبٌ عَلى‏                                                      الهى، پرورده را جز پروردگار پناه ندهد، و مغلوب را جز غالب                                                                   مَغْلُوبٍ، وَ لايُعينُ اِلاّ طالبٌ عَلى‏ مَطْلُوبٍ، وَ بِيَدِكَ يا                                                      امان نبخشد، و مطلوب را جز طالب یارى نکند، و اى                                                                   اِلهى، جَميعُ ذلِكَ السَّبَبِ، وَ اِلَيْكَ الْمَفَرُّ وَالْمَهْرَبُ، فَصَلِّ                                                      خداى من همه این وسائل به دست توست، و گریز و پناه هم به سوى توست، پس بر                                                                   عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اَجِرْ هَرَبى، وَاَنْجِحْ مَطْلَبى. اَللَّهُمَّ                                                      محمد و آلش درود فرست، و گریزم را به پناه خود بر، و حاجتم را برآور. الهى                                                                   اِنَّكَ اِنْ صَرَفْتَ عَنّى وَجْهَكَ الْكَرِيمَ، اَوْ مَنَعْتَنى فَضْلَكَ                                                      اگر روى کریم خود را از من بگردانى، یا مرا از فضل بزرگت                                                                   الْجَسيمَ، اَوْ حَظَرْتَ عَلَىَّ رِزْقَكَ، اَوْ قَطَعْتَ عَنّى سَبَبَكَ،                                                      بى‏نصیب کنى، یا روزیت را از من دریغ ورزى، یا رشته پیوندت را از من بگسلى،                                                                   لَمْ‏اَجِدِالسَّبيلَ اِلى‏ شَىْ‏ءٍ مِنْ اَمَلى غَيْرَكَ، وَلَمْ‏اَقْدِرْ عَلى‏ ما                                                      راهى براى دستیابى به هیچ یک آرزوهایم جز وجود تو نخواهم یافت، و بر آنچه پیش توست جز به                                                                   عِنْدَكَ بِمَعُونَةِ سِواكَ، فَاِنّى عَبْدُكَ وَ فى قَبْضَتِكَ، ناصِيَتى                                                      کمک تو دست نخواهم یافت، زیرا که من بنده تو و در قبضه قدرت توام، اختیارم                                                                   بِيَدِكَ، لا اَمْرَ لى مَعَ اَمْرِكَ، ماضٍ فِىَّ حُكْمُكَ، عَدْلٌ فِىَّ                                                      به‏دست توست، با فرمان تو مرا فرمانى نیست، حکم تو بر من جارى است، و قضایت در حق من براساس                                                                   قَضآؤُكَ، وَ لاقُوَّةَ لى عَلَى الْخُرُوجِ مِنْ سُلْطانِكَ، وَ                                                      عدل است، و مرا قدرت خروج از قلمرو سلطنت تو نیست، و                                                                   لااَسْتَطيعُ مُجاوَزَةَ قُدْرَتِكَ، وَ لااَسْتَميلُ هَواكَ، وَ لااَبْلُغُ                                                      بر تجاوز از قدرتت قدرت ندارم، و قادر بر جلب محبتت نیستم، و به خشنودیت                                                                   رِضاكَ، وَ لااَنالُ ما عِنْدَكَ اِلاّ بِطاعَتِكَ وَ بِفَضْلِ رَحْمَتِكَ.                                                      نتوانم رسید، و به آنچه نزد توست دست نخواهم یافت مگر به سبب طاعت و فضل و رحمت تو.                                                                   اِلهى اَصْبَحْتُ وَ اَمْسَيْتُ عَبْداً داخِراً لَكَ، لااَمْلِكُ لِنَفْسى                                                      الهى شب را صبح کردم و روز را به شب بردم درحالى که بنده ذلیل توام، که جز به کمک تو بر جلب                                                                   نَفْعاً وَ لاضَرّاً اِلاّ بِكَ، اَشْهَدُ بِذلِكَ عَلى‏ نَفْسى، واَعْتَرِفُ                                                      نفعى و دفع زیانى قدرت ندارم، من در حق خودم به این خوارى و زمینگیرى شهادت مى‏دهم، و به ضعف                                                                   بِضَعْفِ قُوَّتى وَ قِلَّةِ حيلَتى، فَاَنْجِزْ لى ما وَعَدْتَنى، وَ                                                      قوّت و کمى تدبیر خود اعتراف مى‏کنم، پس به آنچه به من وعده داده‏اى وفا کن، و                                                                   تَمِّمْ لى ما اتَيْتَنى، فَاِنّى عَبْدُكَ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ الضَّعيفُ                                                      آنچه را عنایت فرموده‏اى برایم کامل ساز، زیرا که من بنده بینوا، زار، ناتوان،                                                                   الضَّريرُ الْحَقيرُ الْمَهينُ الْفَقيرُ الْخآئِفُ الْمُسْتَجيرُ. اَللَّهُمَّ صَلِّ                                                      دردمند، خوار، بى‏مقدار، فقیر، ترسان و پناهنده به توام. بارخدایا بر                                                                   عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ لاتَجْعَلْنى ناسِياً لِذِكْرِكَ فيما اَوْلَيْتَنى،                                                      محمد و آلش درود فرست، و مرا از یاد خودت در آنچه به من عطا کرده‏اى گرفتار فراموشى مکن،                                                                   وَ لاغافِلاً لِاِحْسانكَ فيما اَبْلَيْتَنى، وَ لاايِساً مِنْ اِجابَتِكَ‏لى                                                      و از احسانت در آنچه به من مرحمت کرده‏اى غافل مساز، و از اجابت دعایم گرچه                                                                   وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى، فى‏سَرّآءَ كُنْتُ اَوْضَرّآءَ، اَوْشِدَّةٍاَوْ رَخآءٍ،                                                      به تأخیر افتد نومیدم مکن، چه در خوشى باشم یا ناخوشى، در سختى یا رفاه،                                                                   اَوْ عافِيَةٍ اَوْ بَلآءٍ، اَوْ بُؤْسٍ اَوْ نَعْمآءَ، اَوْ جِدَةٍ اَوْلَأْوآءَ، اَوْ                                                      در سلامتى یا بلاء، در شدت حاجت یا آغوش نعمت، در دارایى یا تنگدستى،                                                                   فَقْرٍ اَوْ غِنىً. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَاجْعَلْ ثَنآئى                                                      در فقر یا توانگرى. بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست، و چنان کن که ثناى                                                                   عَلَيْكَ، وَمَدْحى اِيّاكَ، وَحَمْدى لَكَ فى‏كُلِ‏حالاتى‏حَتَّى                                                      تو گویم، و مدح تو نمایم، و در تمام احوال چنان به سپاس تو برخیزم که به آنچه از دنیا نصیبم کنى                                                                   لااَفْرَحَ بِما اتَيْتَنى مِنَ الدُّنْيا، وَ لااَحْزَنَ عَلى‏ ما مَنَعْتَنى                                                      خوشحال نشوم، و بر آنچه مرا در دنیا از آن محروم مى‏دارى غمگین                                                                   فيها، وَاَشْعِرْ قَلْبى تَقْواكَ، وَاسْتَعْمِلْ بَدَنى فيما تَقْبَلُهُ مِنّى،                                                      نگردم، و خانه دلم را جلوه‏گاه تقوا قرار ده، و بدنم را به کارى وادار که مقبول تو باشد،                                                                   وَاشْغَلْ بِطاعَتِكَ نَفْسى عَنْ كُلِّ مايَرِدُ عَلَىَّ، حَتّى‏ لااُحِبَّ                                                      و مرا با قرار دادنم در گردونه طاعت از هر اندیشه خلاف بازدار، تا چیزى را که تو نمى‏پسندى                                                                   شَيْئاً مِنْ سُخْطِكَ، وَ لااَسْخَطَ شَيْئاً مِنْ رِضاكَ. اَللَّهُمَّ                                                      نپسندم، و چیزى را که از آن خشنودى ناپسند ندارم. الهى                                                                   صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ فَرِّغْ قَلْبى لِمَحَبَّتِكَ، وَاشْغَلْهُ                                                      بر محمد و آلش درود فرست، و قلبم را خلوتگه محبت خود ساز، و به یاد خود مشغول                                                                   بِذِكْرِكَ، وَانْعَشْهُ بِخَوْفِكَ وَ بِالْوَجَلِ مِنْكَ، وَ قَوِّهِ بِالرَّغْبَةِ                                                      دار، و به خوف و هراس از خود نشاط بر عملش ده، و به رغبت به سوى خود                                                                   اِلَيْكَ، وَ اَمِلْهُ اِلى‏ طاعَتِكَ، وَ اَجْرِ - بِهِ فى اَحَبِّ السُّبُلِ‏اِلَيْكَ،                                                      نیرومندش ساز، و به سوى طاعت خود تمایلش ده، و در خوشایندترین راههاى به سوى خودروانش ساز،                                                                   وَ ذَلِّلْهُ بِالرَّغْبَةِ فيما عِنْدَكَ اَيّامَ حَيوتى كُلِّها، وَاجْعَلْ تَقْواكَ                                                      و در تمام دوره زندگیم این قلب را به رغبت در آنچه نزد توست رام گردان، و تقوایت را                                                                   مِنَ الدُّنْيا زادى، وَ اِلى‏ رَحْمَتِكَ رِحْلَتى، وَ فى مَرْضاتِكَ                                                      از دنیا توشه‏ام کن، و کوچ مرا حرکت به سوى رحمتت قرار ده، و ورودم را به سرمنزل رضاى خود                                                                   مَدْخَلى، وَاجْعَلْ فى جَنَّتِكَ مَثْواىَ، وَهَبْ لى قُوَّةً اَحْتَمِلُ                                                      مقرّر فرما، و در بهشتت جایم ده، و مرا قدرتى کرامت کن که به سبب                                                                   بِها جَميعَ مَرْضاتِكَ، وَاجْعَلْ فِرارى اِلَيْكَ، وَ رَغْبَتى فيما                                                      آن تمام بارِ خشنودیت را بر دوش کشم، و فرارم را به سوى خودت، و رغبتم را                                                                   عِنْدَكَ، وَ اَلْبِسْ قَلْبِىَ الْوَحْشَةَ مِنْ شِرارِ خَلْقِكَ، وَهَبْ لِىَ                                                      به آنچه نزد توست قرار ده، و لباس وحشت از شرار خلقت را بر دلم بپوشان، و انس به خودت                                                                   الْاُنْسَ بِكَ وَ بِاَوْلِيآئِكَ وَ اَهْلِ طاعَتِكَ، وَ لاتَجْعَلْ لِفاجِرٍ                                                      و دوستانت و اهل طاعتت را به من ارزانى دار، و براى هیچ فاجر                                                                   وَ لا كافِرٍ عَلَىَّ مِنَّةً، وَ لا لَهُ عِنْدى يَداً، وَ لابى اِلَيْهِمْ حاجَةً،                                                      و کافرى بر من منّت و نعمتى قرار مده، و روى نیازم را به طرف آنان مکن،                                                                   بَلِ اجْعَلْ سُكُونَ قَلْبى وَ اُنْسَ نَفْسى وَاسْتِغْنآئى وَ كِفايَتى                                                      بلکه آرامش دل و راحت جان و بى‏نیازى و انجام گرفتن کارهایم را                                                                   بِكَ وَ بِخِيارِ خَلْقِكَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ،                                                      بر عهده خود و گزیدگان خلقت واگذار. بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَاجْعَلْنى لَهُمْ قَريناً، وَاجْعَلْنى لَهُمْ نَصيراً، وَامْنُنْ عَلَىَّ                                                      و مرا همنشین آنان قرار ده، و مرا یار آنان قرار ده، و بر من منّت گذار که                                                                   بِشَوْقٍ اِلَيْكَ، وَ بِالْعَمَلِ لَكَ بِما تُحِبُّ وَ تَرْضى‏، اِنَّكَ عَلى‏                                                      شوقم متوجه تو باشد، و برایت چنان کنم که دوست دارى و مى‏پسندى، زیرا که تو بر                                                                   كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَديرٌ، وَ ذلِكَ عَلَيْكَ يَسيرٌ.                                                      همه کارى توانایى، و این همه بر تو آسان است.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 19 تا 36"
    },
    {
        "title": "دعای  22 - دعاي آنحضرت در سختي و گرفتاري",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كان مِن دعائِه عليه‏السلام عِندَالشِّدَّةِ وَالْجَهْدِ وَ تَعسُّرِ الاُمور                                                      « وقتى که سختى روى مى‏داد»                                                                   اَللَّهُمَّ اِنَّكَ كَلَّفْتَنى مِنْ نَفْسى ما اَنْتَ اَمْلَكُ بِهِ مِنّى، وَ                                                      خداوندا مرا مکلّف به تکلیفى ساخته‏اى که خودت از من به آن کار تواناترى، و                                                                   قُدْرَتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَىَّ اَغْلَبُ مِنْ قُدْرَتى، فَاَعْطِنى مِنْ نَفْسى                                                      قدرتت بر آن و بر من بیش از قدرت من است، پس چنانم کن که موجب                                                                   مايُرْضيكَ عَنّى، وَ خُذْ لِنَفْسِكَ رِضاها مِنْ نَفْسى فى عافِيَةٍ.                                                      رضاى تو از من باشد، و از من آنچه را که موجب رضاى توست برگیر آن گونه که به سلامت من لطمه‏اى نزند.                                                                   اَللَّهُمَّ لاطاقَةَ لى بِالْجَهْدِ، وَ لاصَبْرَ لى عَلَى الْبَلاءِ، و لاقُوَّةَ                                                      خداوندا، مرا طاقت بر سختى و مشقت، و شکیبایى بر بلا، و قدرت بر تنگدستى                                                                   لى عَلَى الْفَقْرِ، فَلاتَحْظُرْ عَلَىَّ رِزْقى، وَ لاتَكِلْنى اِلى‏ خَلْقِكَ،                                                      نیست، پس روزیم را منع مکن، و مرا به خلق خود وامگذار،                                                                   بَلْ تَفَرَّدْ بِحاجَتى، وَ تَوَلَّ كِفايَتى، وَانْظُرْ اِلَىَّ، وَانْظُرْ لى فى                                                      بلکه خود به تنهایى نیازم را برآور، و خودت کارساز من باش، و به چشم محبت به من بنگر، و در                                                                   جَميعِ اُمُورى، فَاِنَّكَ اِنْ وَ كَلْتَنى اِلى‏ نَفْسى عَجَزْتُ                                                      همه امورم مصالح مرا در نظر گیر، زیرا اگر مرا به خود واگذارى در کارم                                                                   عَنْها، وَلَمْ اُقِمْ ما فيهِ مَصْلَحَتُها، وَ اِنْ وَ كَلْتَنى اِلى‏ خَلْقِكَ                                                      فرومانم، و به کارى که مصلحت من در آن است نپردازم، و اگر مرا به بندگانت واگذارى                                                                    تَجَهَّمُونى، وَ اِنْ اَلْجَأْتَنى اِلى‏ قَرابَتى حَرَمُونى، وَ اِنْ‏اَعْطَوْا                                                      روى درهم کشند، و اگر به اقوامم حوالت دهى محرومم سازند، و اگر عطا کنند                                                                   اَعْطَوْا قَليلاً نَكِداً، وَ مَنُّوا عَلَىَّ طَويلاً، وَ ذَمُّوا كَثيراً،                                                      عطایى اندک و پردردسر دهند، و بر من منّت بسیار گذارند، و بیش از حد نکوهشم نمایند،                                                                   فَبِفَضْلِكَ اللَّهُمَّ فَاَغْنِنى، وَ بِعَظَمَتِكَ فَانْعَشْنى، وَ بِسَعَتِكَ                                                      پس اى خداوند، به فضلت بى‏نیازم کن، و به بزرگیت مرتبه‏ام بلند گردان، و به عطاى گسترده‏ات                                                                   فَابْسُطْ يَدى، وَ بِما عِنْدَكَ فَاكْفِنى. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ                                                      دستم را گشاده ساز، و به رحمتت در کلّ امور کفایتم کن. بارخدایا بر محمد و آلش درود                                                                   وَالِهِ، وَ خَلِّصْنى مِنَ الْحَسَدِ، وَاحْصُرْنى عَنِ الذُّنُوبِ، وَ                                                      فرست، و مرا از حسد برهان، و از معصیت بازدار، و                                                                   وَرِّعْنى عَنِ الْمَحارِمِ، وَلاتُجَرِّئْنى عَلَى‏الْمَعاصى، وَاجْعَلْ هَواىَ                                                      از آنچه حرام است پرهیزم ده، و مرا بر گناهان جرأت مده، و خواستم                                                                   عِنْدَكَ، وَ رِضاىَ فيما يَرِدُ عَلَىَّ مِنْكَ، وَبارِكْ‏لى فيما                                                      را به خود متوجه کن، و بر آنچه بر من وارد مى‏کنى شادیم ده، و آنچه را                                                                   رَزَقْتَنى، وَ فيما خَوَّلْتَنى، وَ فيما اَنْعَمْتَ بِهِ عَلَىَّ، وَاجْعَلْنى                                                      روزى من کرده‏اى و به من بخشیده‏اى و انعام فرموده‏اى برکت ده، و در همه احوال                                                                   فى كُلِّ حالاتى مَحْفُوظاً مَكْلُوءًا مَسْتُوراً مَمْنُوعاً مُعاذاً مُجاراً.                                                      مرا محفوظ و حراست شده و عیب پوشیده و دست نایافتنى و پناه و امان داده شده قرار ده.                                                                   اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاقْضِ عَنّى كُلَّ ما اَلْزَمْتَنيهِ                                                      خداوندا بر محمد و آلش درود فرست، و آنچه از طاعت براى خود یا فردى                                                                   وَ فَرَضْتَهُ عَلَىَّ لَكَ فى وَجْهٍ مِنْ وُجُوهِ طاعَتِكَ اَوْ لِخَلْقٍ‏مِنْ                                                      از بندگانت بر من واجب نموده‏اى مرا بر انجامش                                                                    خَلْقِكَ، وَ اِنْ ضَعُفَ عَنْ ذلِكَ بَدَنى، وَ وَهَنَتْ عَنْهُ                                                      موفق دار، و اگر بدنم از انجامش ناتوان باشد، و نیرویم از آن سست                                                                   قُوَّتِى، وَ لَمْ تَنَلْهُ مَقْدُرَتى، وَ لَمْ‏يَسَعْهُ مالى وَ لا ذاتُ يَدى،                                                      آید، و قدرتم بر آن نرسد، و مال و منالم گنجایش آن را نداشته باشد،                                                                   ذَكَرْتُهُ اَوْنَسيتُهُ، هُوَ، يارَبِّ، مِمّا قَدْاَحْصَيْتَهُ عَلَىَّ وَ اَغْفَلْتُهُ                                                      خواه آن را به یاد داشته باشم یا از یاد برده باشم، و آن - اى خداى من - از چیزهایى باشد که به حساب من گذاشته‏اى                                                                   اَنَا مِنْ نَفْسى، فَاَدِّهِ عَنّى مِنْ جَزيلِ عَطِيَّتِكَ وَكَثيرِ ماعِنْدَكَ،                                                      و من از آن غفلت کرده‏ام، پس به عطاى عظیمت و رحمت واسعه‏ات آن را از سوى من ادا کن،                                                                   فَاِنَّكَ واسِعٌ كَريمٌ، حَتّى‏ لايَبْقى‏ عَلَىَّ شَىْ‏ءٌ مِنْهُ تُريدُ اَنْ                                                      که تو خداى توانگر و کریمى، بدان‏گونه که چیزى از آن طاعت برعهده من نماند                                                                   تُقآصَّنى بِهِ مِنْ حَسَناتى، اَوْتُضاعِفَ بِهِ مِنْ سَيِّئاتى يَوْمَ                                                      تا بدین سبب روزى که به لقاى تو مى‏رسم از خوبى‏هایم کم کنى، یا بر سیّئاتم                                                                   اَلْقاكَ يارَبِّ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَارْزُقْنِى                                                      بیفزایى اى پروردگار من. خداوندا بر محمد و آلش درود فرست، و رغبت و میلى                                                                   الرَّغْبَةَ فى‏الْعَمَلِ لَكَ لِاخِرَتى، حَتّى‏ اَعْرِفَ صِدْقَ ذلِكَ مِنْ                                                      روزى من کن که عمل براى تو را محض آخرتم انجام دهم، بدانگونه که صدق این رغبت را در                                                                   قَلْبى، وَ حَتّى‏ يَكُونَ الْغالِبُ عَلَىَّ الزُّهْدَ فى دُنْياىَ، وَ حَتّى‏                                                      قلبم بیابم، و بى‏رغبتى نسبت به دنیاى زودگذر بر دلم چیره شود، آن سان که از سر شوق به                                                                   اَعْمَلَ الْحَسَناتِ شَوْقاً، وَ امَنَ مِنَ السَّيِّئاتِ فَرَقاً وَ خَوْفاً.                                                      حسنات برخیزم، و به سبب بیم و خوف از سیّئات در امان مانم.                                                                   وَهَبْ لى نُوراً اَمْشى بِهِ النّاسِ، وَاَهْتَدى بِهِ فِى الظُّلُماتِ،                                                      و نورى به من ببخش که در پرتو آن در بین مردم زندگى کنم، و با فروغش در هر نوع ظلمتى راه یابم،                                                                   وَاَسْتَضى‏ءُ بِهِ مِنَ الشَّكِّ وَالشُّبُهاتِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏                                                      و انوارش دل مرا از شک و شبهه پاک کند. بارخدایا بر                                                                   مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَارْزُقْنى خَوْفَ غَمِّ الْوَعيدِ، وَ شَوْقَ ثَوابِ                                                      محمد و آلش درود فرست، و ترس و وحشت اندوه عذاب، و شوق وعده ثواب را                                                                   الْمَوْعُودِ، حَتّى‏ اَجِدَ لَذَّةَ ما اَدْعُوكَ لَهُ، وَ كَاْبَةَ مااَسْتَجيرُ                                                      روزیم ساز، تا لذّت آنچه را که تو را براى آن مى‏خوانم، و اندوه چیزى را که از آن                                                                   بِكَ مِنْهُ. اَللَّهُمَّ قَدْ تَعْلَمُ مايُصْلِحُنى مِنْ اَمْرِ دُنْياىَ وَ                                                      به تو پناه مى‏برم بیابم. الهى تو آنچه دنیا و آخرتم را اصلاح کند                                                                   اخِرَتى، فَكُنْ بِحَوآئِجى حَفِيّاً. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ                                                      مى‏دانى، پس به حوائجم به دیده رحمت بنگر. خداوندا بر محمد                                                                   وَالِ مُحَمَّدٍ، وَارْزُقْنِى الْحَقَّ عِنْدَ تَقْصيرى فِى الشُّكْرِ لَكَ                                                      و آلش درود فرست، و چون در اداى شکر نعمتهایت در زمان آسایش و سختى و                                                                   بِما اَنْعَمْتَ عَلَىَّ فِى الْيُسْرِ وَالْعُسْرِ وَالصِّحَّةِ وَالسَّقَمِ، حَتّى‏                                                      سلامت و بیمارى کوتاهى ورزم حق‏شناسى روزیم کن تا                                                                   اَتَعَرَّفَ مِنْ نَفْسى رَوْحَ الرِّضا، وَ طُمَاْنينَةَ النَّفْسِ مِنّى                                                      مسرّت خاطر و آرامش قلب خود را در                                                                   بِما يَجِبُ لَكَ فيما يَحْدُثُ فى حالِ الْخَوْفِ وَ الْاَمْنِ، وَ الرِّضا                                                      اداى وظیفه نسبت به تو به وقت ترس و ایمنى، و خشم و رضا،                                                                   وَالسُّخْطِ، وَالضَّرِّ وَالنَّفْعِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ،                                                      و سود و زیان بیابم. خداوندا بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَارْزُقْنى سَلامَةَ الصَّدْرِ مِنَ الْحَسَدِ حَتّى‏ لا اَحْسُدَ اَحَداً                                                      و سینه‏ام را از بیمارى حسد سلامت ده به‏طورى که بر هیچ کدام                                                                   مِنْ خَلْقِكَ عَلى‏ شَىْ‏ءٍ مِنْ فَضْلِكَ، وَ حَتّى‏ لااَرى‏ نِعْمَةً                                                      از آفریدگان تو بر نعمتى که به فضلت عنایت مى‏کنى حسد نبرم، و هیچ یک                                                                   مِنْ نِعَمِكَ عَلى‏ اَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ فى دينٍ اَوْدُنْيا، اَوْعافِيَةٍ اَوْ                                                      از نعمت‏هاى تو را در دین یا دنیا، عافیت یا                                                                   تَقْوى‏، اَوْسَعَةٍ اَوْرَخآءٍ، اِلاّ رَجَوْتُ لِنَفْسى‏اَفْضَلَ‏ذلِكَ‏بِكَ                                                      تقوا، فراخى یا راحتى، بر هیچ یک از بندگانت نبینم مگر آنکه بهتر از آن را                                                                   وَ مِنْكَ، وَحْدَكَ لاشَريكَ لَكَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ،                                                      به لطف تو و از سوى تو اى خداى بى‏شریک آرزو کنم. خداوندا بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَارْزُقْنِى التَّحَفُّظَ مِنَ الْخَطايا، وَالْاِحْتِراسَ مِنَ الزَّلَلِ فِى                                                      و مرا خوددارى از گناهان، و پرهیز از لغزشها در                                                                   الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ، فى حالِ الرِّضا وَالْغَضَبِ، حَتّى‏ اَكُونَ بِما                                                      دنیا و آخرت، و در حال خشنودى و خشم روزى کن، به‏طورى که                                                                   يَرِدُ عَلَىَّ مِنْهُما بِمَنْزِلَةٍ سَوآءٍ، عامِلاً بِطاعَتِكَ، مُؤْثِراً لِرِضاكَ                                                      در هر دو حال یکسان بوده، به طاعت تو مشغول باشم، و در حق دوستان و دشمنانت                                                                   عَلى‏ ما سِواهُما فِى‏الْاَوْلِيآءِ وَالْأَعْدآءِ، حَتّى‏ يأْمَنَ عَدُوّى                                                      رضاى تو را بر غیر رضا و طاعت تو ترجیح دهم، تا دشمنم از                                                                   مِنْ ظُلْمِى وَ جَوْرى، وَ يَأْيَسَ وَلِيّى مِنْ مَيْلى وَانْحِطاطِ                                                      جور و ستمم ایمن باشد، و دوستم از اینکه منحرف از حق و به هواى نفس او                                                                   هَواىَ، وَاجْعَلْنى مِمَّنْ يَدْعُوكَ مُخْلِصاً فِى الرَّخآءِ دُعآءَ                                                      متمایل شوم نومید گردد، و مرا از آنان قرار ده که تو را در حال آسایش چنان به اخلاص مى‏خوانند که                                                                   الْمُخْلِصينَ الْمُضْطَرّينَ لَكَ فِى الدُّعآءِ، اِنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ.                                                      درماندگان مخلص مى‏خوانند، همانا که تو ستوده و بزرگوارى.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 19 تا 36"
    },
    {
        "title": "دعای  23 - دعاي آنحضرت براي تندرستي",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كان مِن دعائِه عليه‏السلام اذا سَئَلَ اللّهَ‏ العافيةَ و شُكرَها                                                      « وقتى که عافیت و شکر آن را از خداوند مى‏خواست»                                                                   اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاَلْبِسْنى عافِيَتَكَ، وَ جَلِّلْنى                                                      خداوندا بر محمد و آلش درود فرست، و لباس عافیت بر من بپوشان، و سراپایم را                                                                   عافِيَتَكَ، وَ حَصِّنّى بِعافِيَتِكَ، وَ اَكْرِمْنى بِعافِيَتِكَ، وَاَغْنِنى                                                      به عافیت فراگیر، و به عافیت محفوظم دار، و به عافیت گرامیم دار، و به عافیت                                                                   بِعافِيَتِكَ، وَ تَصَدَّقْ عَلَىَّ بِعافِيَتِكَ، وَهَبْ لى عافِيَتَكَ، وَ                                                      بى‏نیازم کن، و عافیتت را بر من صدقه ده، و مرا عافیت بخش، و                                                                   اَفْرِشْنى عافِيَتَكَ، وَاَصْلِحْ لى عافِيَتَكَ، وَ لاتُفَرِّقْ بَيْنى                                                      و برایم بستر عافیت بگستر، و عافیت را برایم از هر مانعى پیراسته ساز، و در دنیا و آخرت بین من                                                                   وَ بَيْنَ عافِيَتِكَ فِى الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ                                                      و عافیت جدایى مینداز. خداوندا بر محمد و آلش                                                                   وَالِهِ، وَ عافِنى عافِيَةً كافِيَةً شافِيَةً عالِيَةً نامِيَةً، عافِيَةً                                                      درود فرست، و مرا عافیت بخش عافیتى کافى و شفابخش، و برتر و روزافزون، عافیتى که                                                                   تُوَلِّدُ فى بَدَنِى الْعافِيَةَ، عافِيَةَ الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ، وَامْنُنْ عَلَىَّ                                                      در بدنم عافیت تولید کند، و در یک کلمه: عافیت دنیا و آخرت، و بر من منّت نِه به                                                                   بِالصِّحَّةِ وَالْأَمْنِ وَالسَّلامَةِ فى دينى وَ بَدَنى، وَالْبَصيرَةِ                                                      تندرستى و امنیت و سلامت در دین و بدن، و بصیرت                                                                   فى قَلْبى، وَالنَّفاذِ فى اُمُورى، وَالْخَشْيَةِ لَكَ، وَالْخَوْفِ                                                      در دل، و پیشرفت در امور، و هراس و بیم                                                                   مِنْكَ، وَالْقُوَّةِ عَلى‏ ما اَمَرْتَنى بِهِ مِنْ طاعَتِكَ، وَالْاِجْتِنابِ                                                      از تو، و توان و قدرت بر انجام طاعتى که مرا به آن فرمان داده‏اى، و اجتناب                                                                   لِما نَهَيْتَنى عَنْهُ مِنْ مَعْصِيَتِكَ. اَللَّهُمَّ وَامْنُنْ عَلَىَّ بِالْحَجِّ                                                      از نافرمانیت که مرا از آن برحذر داشته‏اى. خداوندا بر من منّت گذار که موفق به حچ                                                                   وَالْعُمْرَةِ، وَ زِيارَةِ قَبْرِ رَسُولِكَ، صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ رَحْمَتُكَ                                                      و عمره و زیارت قبر رسولت و آل او                                                                   وَ بَرَكاتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى‏ الِهِ وَ الِ رَسُولِكَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ اَبَداً                                                      - که درودت بر همه آنان باد - گردم، همیشه                                                                   مااَبْقَيْتَنى، فى عامى هذا وَفى كُلِّ عامٍ، وَاجْعَلْ ذلِكَ مَقْبُولاً                                                      تا وقتى که مرا در دنیا زنده مى‏دارى، در امسال و همه سال، و آن عبادات را پذیرفته و                                                                   مَشْكُوراً، مَذْكُوراً لَدَيْكَ، مَذْخُوراً عِنْدَكَ، وَاَنْطِقْ                                                      مایه پاداش و منظور نظر و ذخیره‏ام نزد خود قرار ده، و زبانم را                                                                   بِحَمْدِكَ وَ شُكْرِكَ وَ ذِكْرِكَ وَ حُسْنِ الثَّنآءِ عَلَيْكَ لِسانى،                                                      به حمد و شکر و ذکر و ثناى جمیلت گویا کن،                                                                   وَاشْرَحْ لِمَراشِدِ دينِكَ قَلْبى، وَ اَعِذْنى وَ ذُرِّيَّتى مِنَ الشَّيْطانِ                                                      و قلبم را براى پذیرش هدایتهاى دینت گشاده ساز، و مرا و فرزندانم را از شیطان                                                                   الرَّجيمِ، وَ مِنْ شَرِّ السَّآمَّةِ وَالْهآمَّةِ وَالْعآمَّةِ وَالَّلآمَّةِ، وَ مِنْ                                                      رانده شده و از شر جانوران زهرناک و زهردارکشنده، و سایر جانوران و چشم‏زخم، و از                                                                   شَرِّ كُلِّ شَيْطانٍ مَريدٍ، وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ سُلْطانٍ عَنيدٍ، وَ مِنْ                                                      شر هر شیطان سرکش، و از شر هر پادشاه ستمگر، و از                                                                   شَرِّ كُلِّ مُتْرَفٍ حَفيدٍ، وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ ضَعيفٍ وَ شَديدٍ،                                                      شر هر خوشگذران نازپرورده سرکش، و از شر هر ضعیف و قوى،                                                                   وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ شَريفٍ وَ وَضيعٍ، وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ صَغيرٍ وَ كَبيرٍ،                                                      و از شر هر عالى‏مقام و فرومایه، و از شر هر کوچک و بزرگ،                                                                   و مِنْ شَرِّ كُلِّ قَريبٍ وَ بَعيدٍ، وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ مَنْ نَصَبَ                                                      و از شر هر نزدیک و دور، و از شر هر کسى از                                                                   لِرَسُولِكَ وَ لِاَهْلِ بَيْتِهِ حَرْباً مِنَ الْجِنِّ وَالْاِنْسِ، وَ مِنْ شَرِّ                                                      جن و انس که به جنگ پیامبرت و اهل‏بیتش اقدام کرده، و از شر                                                                   كُلِّ دآبَّةٍ اَنْتَ اخِذٌ بِناصِيَتِها، اِنَّكَ عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ.                                                      هر جنبنده‏اى که مسخّر قدرت توست پناه ده، زیرا که تو در سلطنت بر صراط حق و عدلى.                                                                   اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ مَنْ اَرادَنى بِسُوءٍ فَاصْرِفْهُ                                                      بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست، و هر که علیه من اندیشه بد داشته باشد                                                                   عَنّى، وَادْحَرْ عَنّى مَكْرَهُ، وَادْرَاْ عَنّى شَرَّهُ، وَ رُدَّ كَيْدَهُ                                                      او را از من بگردان، و نیرنگش را از من دور کن، و شرش را از من بازدار، و مکرش را                                                                   فى نَحْرِهِ، وَاجْعَلْ بَيْنَ يَدَيْهِ سُدّاً حَتّى‏ تُعْمِىَ عَنّى بَصَرَهُ،                                                      به گلوگاهش برگردان، و سدّى در مقابلش بپا کن که چشمش را از دیدن من کور،                                                                   وَ تُصِمَّ عَنْ ذِكْرى سَمْعَهُ، وَ تُقْفِلَ دُونَ اِخْطارى قَلْبَهُ،                                                      و گوشش را از شنیدن ذکر من کر سازى، و دلش را به وقت سوء نیت در حق من قفل نمایى،                                                                   وَ تُخْرِسَ عَنّى لِسانَهُ، وَ تَقْمَعَ رَاْسَهُ، وَ تُذِلَّ عِزَّهُ، وَ تَكْسِرَ                                                      و زبانش را از گفتگو درباره من لال‏سازى، و سرش‏را به گرز ذلّت‏بکوبى، وعزتش را به‏ذلّت بدل کنى، وبزرگیش                                                                   جَبَرُوتَهُ، وَ تُذِلَّ رَقَبَتَهُ، وَ تَفْسَخَ كِبْرَهُ، وَ تُؤْمِنَنى مِنْ                                                      را بشکنى، و گردنش را به خوارى فرود آورى، و کبریائیش را از هم بپاشى، و مرا                                                                   جَميعِ ضَرِّهِ وَشَرِّهِ وَغَمْزِهِ وَهَمْزِهِ وَلَمْزِهِ وَحَسَدِهِ‏وَعَداوَتِهِ                                                      از همه ضرر و شر و طعن و غیبت و عیب‏جویى و حسد و دشمنى                                                                   وَ حَبآئِلِهِ وَ مَصآئِدِهِ وَ رَجْلِهِ وَ خَيْلِهِ، اِنَّكَ عَزيزٌ قَديرٌ.                                                      و بندها و دامها و پیاده‏ها و سواره‏هاى او ایمن‏سازى، زیرا که تو غالب غیر مغلوب و داراى قدرت بى‏نهایتى.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 19 تا 36"
    },
    {
        "title": "دعای  24 - دعاي آنحضرت براي پدر و مادر",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كان مِن‏دعائِه عليه‏السّلام لِاَبَوَيْهِ عَليهماالسَّلام‏                                                      « براى پدر و مادرش »                                                                   اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ، وَ اَهْلِ بَيْتِهِ                                                      خداوندا بر محمّد بنده و فرستاده‏ات و بر خاندان پاکش درود                                                                   الطّاهِرينَ، وَاخْصُصْهُمْ بِاَفْضَلِ صَلَواتِكَ وَ رَحْمَتِكَ وَ                                                      فرست، و آنان را به بهترین درودها و رحمت و                                                                   بَرَكاتِكَ وَ سَلامِكَ، وَاخْصُصِ اللَّهُمَّ والِدَىَّ بِالْكَرامَةِ                                                      برکات و سلام خود مخصوص گردان، الهى و پدر و مادر مرا به کرامت                                                                    لَدَيْكَ وَالصَّلوةِ مِنْكَ، يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ                                                      نزد خود و درود از سوى خود اختصاص ده، اى مهربانترین مهربانان. خداوندا                                                                   عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاَلْهِمْنى عِلْمَ مايَجِبُ لَهُما عَلَىَّ اِلْهاماً،                                                      بر محمد و آلش درود فرست، و دانش آنچه از حقوق ایشان که بر من لازم است به من الهام کن،                                                                   وَاجْمَعْ لى عِلْمَ ذلِكَ كُلِّهِ تَماماً، ثُمَّ اسْتَعْمِلْنى بِما تُلْهِمُنى                                                      و دانش تمام آن واجبات را بدون کم و زیاد برایم فراهم نما، آنگاه مرا به آنچه در این زمینه به من الهام کرده‏اى                                                                   مِنْهُ، وَ وَفِّقْنى لِلنُّفُوذِ فيما تُبَصِّرُنى مِنْ عِلْمِهِ، حَتىَّ لايَفُوتَنِى                                                      به کار گیر، و توفیقم ده تا نسبت به آنچه به من بصیرت مى‏دهى اقدام کنم، تا به کار بستن چیزى                                                                   اسْتِعْمالُ شَىْ‏ءٍ عَلَّمْتَنيهِ، وَلاتَثْقُلَ اَرْكانى‏عَنِ‏الْحُفُوفِ‏فيما                                                      از آنچه به من تعلیم داده‏اى از دستم نرود، و ارکان بدنم از خدمتى که مرا به آن ملهم فرموده‏اى احساس                                                                   اَلْهَمْتَنيهِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ والِهِ كَما شَرَّفْتَنابِهِ، وَ صَلِّ                                                      گرانى ننماید. خداوندا بر محمد و آلش درود فرست همان‏طور که ما را به وجودش سرافراز فرمودى، و                                                                   عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ كَما اَوْجَبْتَ لَنَا الْحَقَّ عَلَى الْخَلْقِ بِسَبَبِهِ.                                                      بر محمد و آلش درود فرست. همان‏سان که به سبب آن حضرت حقى از ما بر عهده مردم واجب نمودى.                                                                   اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى اَهابُهُما هَيْبَةَ السُّلْطانِ الْعَسُوفِ، وَ اَبَرُّهُما                                                      خداوندا چنان کن که از هیبت پدر و مادرم چون از هیبت سلطان خودکامه بیمناک باشم، و به هر دو                                                                   بِرَّ الْاُمِّ الرَّؤُوفِ، وَاجْعَلْ طاعَتى لِوالِدَىَّ وَ بِرّى بِهِما اَقَرَّ                                                      چون مادرى مهربان نیکى نمایم، و اطاعت از آنان و نیکى به هر دوى آنان را در نظرم از لذّت خواب در                                                                   لِعَيْنى مِنْ رَقْدَةِ الْوَسْنانِ، وَاَثْلَجَ لِصَدْرى مِنْ شَرْبَةِ                                                      چشم خواب‏آلوده شیرین‏تر، و براى سوز سینه‏ام از شربت گوارا                                                                   الظَّمْئانِ حَتّى‏ اُوثِرَ عَلى‏ هَواىَ هَواهُما، وَاُقَدِّمَ عَلى‏ رِضاىَ                                                      در ذائقه تشنه خنک‏تر گردان، تا خواسته ایشان را بر خواسته خود ترجیح دهم، و خرسندى آن دو را بر                                                                   رِضاهُما، وَاَسْتَكْثِرَ بِرَّهُما بى وَ اِنْ قَلَّ، وَاَسْتَقِلَّ بِرّى بِهِما                                                      خرسندى خود مقدّم دارم، و خوبى ایشان را در حق خود هرچند اندک باشد زیاد بینم، و نیکویى خود را درباره ایشان                                                                   وَ اِنْ‏كَثُرَ. اَللَّهُمَّ خَفِّضْ لَهُما صَوْتى، وَ اَطِبْ لَهُما كَلامى،                                                      گرچه بسیار باشد کم شمارم. خداوندا، صدایم را در محضر آنان ملایم‏کن، و گفتارم را بر آنان دلنشین فرما،                                                                   وَ اَلِنْ لَهُما عَريكَتى، وَاَعْطِفْ عَلَيْهِما قَلْبى، وَصَيِّرْنى بِهِما                                                      و خویم را نسبت به آنان نرمى عنایت کن، و قلبم را بر هر دو مهربان ساز، و مرا نسبت به هر دو                                                                   رَفيقاً، وَ عَلَيْهِما شَفيقاً. اَللَّهُمَّ اشْكُرْ لَهُما تَرْبِيَتى، وَ                                                      خوشرفتار و دلسوز قرار ده. خداوندا هر دو را به پاس تربیت من جزاى نیکو ده، و                                                                   اَثِبْهُما عَلى‏ تَكْرِمَتى، وَاحْفَظْ لَهُما ما حَفِظاهُ مِنّى فى صِغَرى.                                                      در مقابل آنکه مرا گرامى داشتند جزاى خیر عطا فرما، و هرچه را در کودکى نسبت به من منظور داشته‏اند در حق ایشان - منظور کن.                                                                   اَللَّهُمَّ وَ ما مَسَّهُما مِنّى مِنْ اَذًى، اَوْخَلَصَ اِلَيْهِما عَنّى مِنْ                                                      خداوندا اگر از جانب من آزارى به آنان رسیده، یا از من                                                                   مَكْرُوهٍ، اَوْ - ضاعَ قِبَلى لَهُما مِنْ حَقٍّ، فَاجْعَلْهُ حِطَّةً لِذُنُوبِهِما،                                                      کار ناخوشایندى دیده‏اند، یا حقى از آنان به وسیله من از بین رفته، همه را موجب پاک شدن آنان از گناهانشان                                                                   وَ عُلُوّاً فى دَرَجاتِهِما، وَ زِيادَةً فى حَسَناتِهِما، يا مُبَدِّلَ                                                      و مایه رفعت مقامشان و افزونى حسناتشان قرار ده، اى که                                                                   السَّيِّئاتِ بِاَضْعافِها مِنَ الْحَسَناتِ. اَللَّهُمَّ وَ ما تَعَدَّيا عَلَىَّ                                                      بدیها را به چندین برابر به خوبى تبدیل مى‏نمایى. الهى اگر در گفتار با من از                                                                   فيهِ مِنْ قَوْلٍ، اَوْ اَسْرَفا عَلَىَّ فيهِ مِنْ فِعْلٍ، اَوْضَيَّعاهُ لى مِنْ                                                      اندازه بیرون رفته‏اند، یا در عملى نسبت به من زیاده‏روى نموده‏اند، یا حقى از من ضایع                                                                   حَقٍّ، اَوْ قَصَّرا بى‏عَنْهُ مِنْ‏واجِبٍ، فَقَدْ وَهَبْتُهُ لَهُما، وَ جُدْتُ                                                      کرده‏اند، یا از وظیفه پدر و مادرى در حق من کوتاهى نموده‏اند، حق خود را به آنان بخشیدم، و آن را                                                                   بِهِ عَلَيْهِما، وَ رَغِبْتُ اِلَيْكَ فى وَضْعِ تَبِعَتِهِ عَنْهُما، فَاِنّى                                                      برایشان نثار کردم، و از تو مى‏خواهم که وزر و وبال آن را از دوش آنان بردارى، زیرا که من                                                                   لااَتَّهِمُهُما عَلى‏ نَفْسى، وَلااَسْتَبْطِئُهُما فى بِرّى، وَ لااَكْرَهُ ما                                                      نسبت به‏خود آنان را در کوتاهى حق متهم نمى‏کنم، و آنان را در مهربانى در حق خودم سهل‏انگار نمى‏دانم، و از آنچه درباره‏ام انجام داده‏اند                                                                   تَوَلَّياهُ مِنْ اَمْرى يا رَبِّ، فَهُما اَوْجَبُ حَقّاً عَلَىَّ، وَ اَقْدَمُ اِحْساناً                                                      ناراضى نیستم اى پروردگار من، زیرا رعایت حق آنان بر من واجب‏تر، و احسانشان نسبت به من                                                                   اِلَىَّ، وَاَعْظَمُ مِنَّةً لَدَىَّ مِنْ اَنْ اُقآصَّهُما بِعَدْلٍ، اَوْ اُجازِيَهُما                                                      دیرینه‏تر، و منّتشان بر من بیشتر از آن است که از آنان از روى عدل تقاص بکشم، یا نسبت به                                                                   عَلى‏ مِثْلٍ، اَيْنَ اِذاً -يااِلهى- طُولُ شُغْلِهِما بِتَرْبِيَتى؟ وَاَيْنَ                                                      ایشان معامله به مثل کنم، الهى اگر چنین کنم پس روزگار مدیدى که در تربیت من سپرى کرده‏اند، و                                                                   شِدَّةُ تَعَبِهِما فى حِراسَتى؟ وَ اَيْنَ اِقْتارُهُما عَلى‏اَنْفُسِهِما                                                      رنج‏هاى زیادى که در نگاهدارى من تحمّل نموده‏اند، و آن همه که بر خود تنگ گرفتند تا زندگى مرا                                                                   لِلتَّوْسِعَةِ عَلَىَّ؟! هَيْهاتَ ما يَسْتَوْ فِيانِ مِنّى حَقَّهُما، وَلااُدْرِكُ                                                      گشایشى باشد چه مى‏شود؟ بدون شک بعید است‏که بتوانند حق خودرا از من دریافت دارند، و من نمى‏توانم                                                                   ما يَجِبُ عَلَىَّ لَهُما، وَ لا اَنَا بِقاضٍ وَظيفَةَ خِدْمَتِهِما، فَصَلِّ                                                      حقوقى را که بر عهده‏ام دارند تدارک نمایم، و وظیفه خدمت آنان را بجاى آورم، پس                                                                   عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ اَعِنّى يا خَيْرَ مَنِ اسْتُعينَ بِهِ، وَ وَفِّقْنى                                                      بر محمد و آلش درود فرست، و اى بهترین کسى که از تو یارى جویند مرا یارى ده، و                                                                   يا اَهْدى‏ مَنْ رُغِبَ اِلَيْهِ، وَ لاتَجْعَلْنى فى‏اَهْلِ الْعُقُوقِ لِلْابآءِ                                                      اى‏راهنماینده‏ترکسى‏که‏به‏او روى آورده‏مى‏شود مراتوفیق ده، ودرآن روزکه همه‏بدون‏آنکه برآنان ستم                                                                   وَالْاُمَّهاتِ يَوْمَ تُجْزى‏ كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ وَ هُمْ                                                      رود جزا مى‏بینند مرا در زمره آنان که عاق پدر و مادرند                                                                   لايُظْلَمُونَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ، وَاخْصُصْ                                                      قرار مده. خداوندا بر محمد و آل او و نسل او درود فرست، و پدر و مادرم را                                                                   اَبَوَىَّ بِاَفْضَلِ ما خَصَصْتَ بِهِ ابآءَ عِبادِكَ الْمُؤْمِنينَ وَ اُمَّهاتِهِمْ،                                                      به بهترین چیزى که پدران و مادران بندگان باایمانت را به آن مخصوص گرداندى مخصوص گردان،                                                                   يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ. اَللَّهُمَّ لاتُنْسِنى ذِكْرَهُما فى اَدْبارِ                                                      اى مهربانترین مهربانان. خداوندا یاد آنان را در پس                                                                   صَلَواتى، وَفى اِناً مِنْ انآءِ لَيْلى، وَفى كُلِّ ساعَةٍ مِنْ                                                      نمازهایم، و در هیچ وقتى از اوقات شبم، و ساعتى از                                                                   ساعاتِ نَهارى. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاغْفِرْ لى                                                      ساعات روزم از صفحه قلبم مزداى. خداوندا بر محمد و آلش درود فرست، و مرا به برکات                                                                   بِدُعآئى لَهُما، وَاغْفِرْ لَهُما بِبِرِّهِما بى مَغْفِرَةً حَتْماً، وَارْضَ                                                      دعایى که براى آنان دارم بیامرز، و آن دو را به‏سبب خوبیهایى که در حق من داشته‏اند مشمول غفران حتمى قرار ده، و از آنان                                                                   عَنْهُما بِشَفاعَتى لَهُما رِضىً عَزْماً، وَ بَلِّغْهُما بِالْكَرامَةِ مَواطِنَ                                                      به شفاعت من از آنان به‏طور مسلّم خشنود شو، و آنان را با کرامت به سر منزل                                                                   السَّلامَةِ. اَللَّهُمَّ وَ اِنْ سَبَقَتْ مَغْفِرَتُكَ لَهُما فَشَفِّعْهُما فِىَّ،                                                      سلامت برسان. خداوندا اگر پدر و مادرم را پیش از من آمرزیده‏اى پس ایشان را شفیع من قرار ده،                                                                   وَاِنْ سَبَقَتْ مَغْفِرَتُكَ لى فَشَفِّعْنى فيهِما، حَتّى نَجْتَمِعَ بِرَاْفَتِكَ                                                      و اگر مرا پیش از آنان مورد آمرزش قرار داده‏اى پس مرا شفیع ایشان کن، تا در پرتو مهربانیت                                                                   فى دارِ كَرامَتِكَ، وَ مَحَلِّ مَغْفِرَتِكَ وَ رَحْمَتِكَ،اِنَّكَ ذُوالْفَضْلِ                                                      در سراى کرامت، و جایگاه مغفرت و رحمتت گرد آئیم، زیرا که تو صاحب فضل                                                                   الْعَظيمِ، وَالْمَنِّ الْقَديمِ، وَ اَنْتَ اَرْحَمُ الرَّاحِمينَ.                                                      بزرگ و نعمت قدیمى، و تو مهربانترین مهربانانى.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 19 تا 36"
    },
    {
        "title": "دعای  25 - دعاي آنحضرت براي فرزندانش",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كان مِن دعائِه عليه‏السَّلام لِوُلْدِهِ عليهم‏السَّلام‏                                                      «دعا درباره فرزندانش »                                                                   اَللَّهُمَّ وَ مُنَّ عَلَىَّ بِبَقآءِ وُلْدى، وَ بِاِصْلاحِهِمْ لى، وَ بِاِمْتاعى                                                      خداوندا بر من منت گذار به بقاى فرزندانم، و به شایسته نمودن ایشان براى من، و به برخوردارى                                                                   بِهِمْ. اِلهى امْدُدْلى فى اَعْمارِهِمْ، وَزِدْلى فِى اجالِهِمْ، وَ رَبِّ                                                      من از آنان. خداوندا عمر آنان را براى من طولانى گردان، و بر ایّام زندگى‏شان براى من بیفزا، و                                                                   لى صَغيرَهُمْ، وَ قَوِّ لى ضَعيفَهُمْ، وَ اَصِحَّ لِى اَبْدانَهُمْ وَ                                                      خردسالشان را برایم تربیت کن، و ناتوانشان را برایم نیرو ده، و بدنها و                                                                   اَدْيانَهُمْ وَ اَخْلاقَهُمْ، وَ عافِهِمْ فى اَنْفُسِهِمْ وَ فى جَوارِحِهِمْ                                                      دینشان و اخلاقشان را برایم به سلامت‏دار، و آنان را در جان و اعضا،                                                                   وَ فِى كُلِّ ماعُنيتُ بِهِ مِنْ اَمْرِهِمْ، وَ اَدْرِرْ لى وَ عَلى‏ يَدى                                                      و هر کارشان که به آن اهتمام دارم عافیت بخش، و براى من و به دست من روزى آنان                                                                   اَرْزاقَهُمْ، وَ اجْعَلْهُمْ اَبْراراً اَتْقِيآءَ بُصَرآءَ سامِعينَ مُطيعينَ                                                      را وسعت ده، و آنان را نیکوکارانى باتقوا، و صاحبان بصیرت و شنواى حق و مطیع خود                                                                    لَكَ، وَ لِأَوْلِيآئِكَ مُحِّبينَ مُناصِحينَ، وَ لِجَميعِ اَعْدآئِكَ                                                      گردان، و نسبت به اولیاء خود عاشق و خیرخواه، و نسبت به دشمنانت                                                                   مُعانِدينَ وَ مُبْغِضينَ، امينَ. اَللَّهُمَّ اشْدُدْ بِهِمْ عَضُدى،                                                      دشمن و کینه‏توز قرار ده، الهى وضع فرزندانم اینچنین باد. خداوندا بازویم را به وجودشان نیرومند،                                                                   وَ اَقِمْ بِهِمْ اَوَدى، وَ كَثِّرْ بِهِمْ عَدَدى، وَ زَيِّنْ بِهِمْ                                                      و اختلال امورم را به آنان اصلاح، و تبارم را به سبب آنان بسیار، و مجلسم را به وجودشان                                                                    مَحْضَرى، وَ اَحْىِ بِهِمْ ذِكْرى، وَاكْفِنى بِهِمْ فى غَيْبَتى،                                                      آراسته، و یادم را به آنان زنده دار، و در نبودم کارم را به وسیله آنان کفایت کن،                                                                   وَ اَعِنّى بِهِمْ عَلى‏ حاجَتى، وَاجْعَلْهُمْ لى مُحِبّينَ، وَ عَلَىَّ                                                      و به دست آنان در برآمدن نیازم مرا یارى ده، آنان را عاشق من گردان، و مهربانانى                                                                   حَدِبينَ مُقْبِلينَ، مُسْتَقيمينَ لى، مُطيعينَ غَيْرَ عاصينَ وَ لا                                                      که متوجه من و پیوسته فرمانبر من باشند، و از من اطاعت کنند و روى در نافرمانى من                                                                   عآقّينَ وَ لامُخالِفينَ وَ لاخاطِئينَ، وَ اَعِنّى عَلى‏ تَرْبِيَتِهِمْ وَ                                                      ننهند و نسبت به من نافرمانى و بدى و مخالفت و خطا نداشته باشند، و مرا در تربیت و                                                                   تَاْديبِهِمْ وَ بِرِّهِمْ، وَ هَبْ لى مِنْ لَدُنْكَ مَعَهُمْ اَوْلاداً - ذُكُوراً،                                                      خوبى کردن در حقشان یارى فرما، و از عنایت خود علاوه‏بر آنان به من فرزندان ذکور بخش،                                                                   وَاجْعَلْ ذلِكَ خَيْراً لى، وَاجْعَلْهُمْ لى عَوْناً عَلى‏ ماسَئَلْتُكَ،                                                      و در این کار برایم خیر قرار ده، و آنان را در آنچه از تو مى‏خواهم یاورم ساز،                                                                   وَ اَعِذْنى وَ ذُرِّيَّتى مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ، فَاِنَّكَ خَلَقْتَنا وَ                                                      و مرا و اولاد مرا از شیطان رانده شده حفظ کن، که تو ما را آفریدى و به ما                                                                   اَمَرْتَنا وَ نَهَيْتَنا، وَ رَغَّبْتَنا فى‏ثَوابِ ما اَمَرْتَنا، وَ رَهَّبْتَنا عِقابَهُ،                                                      امر و نهى فرمودى، و در اجر اطاعت از امر خود تشویق، و به عذاب ارتکاب نهى خود تهدیدمان نمودى،                                                                   وَ جَعَلْتَ لَنا عَدُوّاً يَكيدُنا، سَلَّطْتَهُ مِنّا عَلى‏ ما لَمْ‏تُسَلِّطْنا                                                      و براى ما دشمنى قرار دادى که با ما نیرنگ مى‏کند، و او را بر ما تسلطى دادى که ما را                                                                   عَلَيْهِ مِنْهُ، اَسْكَنْتَهُ صُدُورَنا، وَ اَجْرَيْتَهُ مَجارِىَ دِمائِنا،                                                      به آن اندازه بر او سلطه نیست، او را در دلهاى ما جاى دادى، و در مجارى خونمان روان کردى،                                                                   لايَغْفُلُ اِنْ غَفَلْنا، وَ لايَنْسى‏ اِنْ نَسينا، يُؤْمِنُنا عِقابَكَ، وَ                                                      اگر ما از او غفلت کنیم او از ما غافل نگردد، و اگر فراموشش کنیم او ما را فراموش نکند، ما را از عقاب تو ایمن کند، و                                                                   يُخَوِّفُنا بِغَيْرِكَ، اِنْ هَمَمْنا بِفاحِشَةٍ شَجَّعَنا عَلَيْها، وَ اِنْ                                                      از غیر تو بترساند، چون به کار زشت همّت کنیم ما را به آن دلیر مى‏نماید، و چون                                                                   هَمَمْنا بِعَمَلٍ صالِحٍ ثَبَّطَنا عَنْهُ، يَتَعَرَّضُ لَنا بِالشَّهَواتِ،                                                      به عمل صالح رو کنیم ما را از آن بازمى‏دارد، با شهوات در جستجوى ماست،                                                                   وَ يَنْصِبُ لَنا بِالشُّبُهاتِ، اِنْ وَعَدَنا كَذَبَنا، وَ اِنْ مَنّانا                                                      و در راه ما دامِ شبهه نصب کند، اگر ما را وعده دهد دروغ مى‏گوید، و اگر به نویدى                                                                   اَخْلَفَنا، وَ اِلاَّتَصْرِفْ عَنّا كَيْدَهُ يُضِلَّنا، وَ اِلاَّتَقِنا خَبالَهُ                                                      دلخوش کند تخلف مى‏نماید، و اگر تو - حیله و نیرنگش را از ما نگردانى ما را گمراه مى‏کند، و اگر از فساد او نگاهمان ندارى ما را                                                                   يَسْتَزِلَّنا. اَللَّهُمَّ فَاقْهَرْ سُلْطانَهُ عَنّا بِسُلْطانِكَ، حَتّى‏ تَحْبِسَهُ                                                      دچار لغزش مى‏نماید. خداوندا زبردستى او را به زبردستى خودت از ما دور کن، تا به سبب                                                                   عَنّا بِكَثْرَةِ الدُّعآءِ لَكَ، فَنُصْبِحَ مِنْ كَيْدِهِ فِى الْمَعْصُومينَ                                                      کثرت دعایمان او را از ما بازدارى، تا در پناهت از نیرنگ او در طایفه بى‏گناهان                                                                   بِكَ. اَللَّهُمَّ اَعْطِنى كُلَّ سُؤْلى، وَاقْضِ لى حَوآئِجى، وَ                                                      قرار گیریم. خداوندا تمام خواسته‏هایم را عطا کن، و حوائجم را برآور، و                                                                   لاتَمْنَعْنِى الْاِجابَةَ وَ قَدْضَمِنْتَها لى، وَلاتَحْجُبْ دُعآئى عَنْكَ                                                      مرا از اجابت دعا ممنوع مکن که تو خود استجابت دعا را برایم ضامن شده‏اى، و دعایم را از خودت محجوب مدار که تو                                                                   وَ قَدْ اَمَرْتَنى بِهِ، وَامْنُنْ عَلَىَّ بِكُلِّ مايُصْلِحُنى فى دُنْياىَ وَ                                                      مرا به دعا فرمان داده‏اى، و هر چه را که در این جهان و آن جهان باعث اصلاح                                                                   اخِرَتى، ما ذَكَرْتُ مِنْهُ وَ ما نَسيتُ، اَوْ اَظْهَرْتُ اَوْ اَخْفَيْتُ،اَوْ                                                      حالم شود به من کرامت کن، خواه یادآور شده خواه فراموش کرده باشم، اظهار کرده یا پوشیده باشم،                                                                   اَعْلَنْتُ‏اَوْاَسْرَرْتُ،وَاجْعَلْنى‏فى‏جَميعِ‏ذلِكَ‏مِنَ‏الْمُصْلِحينَ                                                      آشکارا درخواست نموده باشم یا در پنهانى، و در تمام این جهات به سبب تقاضایى که تنها از تو دارم مرا                                                                   بِسُؤالى اِيَّاكَ، الْمُنْجِحينَ بِالطَّلَبِ اِلَيْكَ، غَيْرِ الْمَمْنُوعينَ                                                      از کسانى که کار خود به اصلاح آورند قرار ده، آنان که به درخواستشان از تو در شمار کامیابان شدند، و به‏خاطر اعتماد بر تو                                                                   بِالتَّوَكُّلِ عَلَيْكَ، الْمُعَوَّدينَ بِالتَّعَوُّذِ بِكَ، الرّابِحينَ فِى                                                      محروم از لطفت نشدند، از آن گروه که به پناه آوردن به تو خو کرده، و از سوداگرى با تو                                                                   التِّجارَةِ عَلَيْكَ، الْمُجارينَ بِعِزِّكَ، الْمُوسَعِ عَلَيْهِمُ الرِّزْقُ                                                      سود سرشار بردند، آنان که در پناه عزتت نشستند،                                                                   الْحَلالُ مِنْ فَضْلِكَ الْواسِعِ بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ، الْمُعَزّينَ                                                      و به جود و کرمت از فضل واسع تو روزى حلال وسیع یافتند، و به عنایت تو                                                                   مِنَ الذُّلِّ بِكَ، وَالْمُجارينَ مِنَ الظُّلْمِ بِعَدْلِكَ، وَالْمُعافَيْنَ                                                      از خوارى به عزت رسیده، و از ستم در پناه عدلت زندگى مى‏کنند، و به رحمتت                                                                   مِنَ‏البَلاءِ بِرَحْمَتِكَ، وَالْمُغْنَيْنَ مِنَ‏الْفَقْرِ بِغِناكَ، وَالْمَعْصُومينَ                                                      از بلا رهیده، و به بى‏نیازى تو از فقر و ندارى به توانگرى رسیده‏اند، و به حفظ تو                                                                   مِنَ الذُّنُوبِ وَالزَّلَلِ وَالْخَطآءِ بِتَقْواكَ، وَالْمُوَفَّقينَ لِلْخَيْرِ                                                      از گناهان و لغزش‏ها و خطاها در امان مانده، و در سایه طاعتت به خیر                                                                   وَالرُّشْدِ وَالصَّوابِ‏بِطاعَتِكَ،وَالْمُحالِ‏بَيْنَهُمَ‏وَبَيْنَ‏الذُّنُوبِ                                                      و رشد و صواب موفق گردیده‏اند، و به قدرت تو میان آنان و گناهان حایلى                                                                   بِقُدْرَتِكَ، التّارِكينَ لِكُلِّ مَعْصِيَتِكَ، السّاكِنينَ فى جِوارِكَ.                                                      ایجاد شده، و هرگونه نافرمانى تو را به زمین نهاده، و در جوار رحمتت ساکن شده‏اند.                                                                   اَللَّهُمَّ اَعْطِنا جَميعَ ذلِكَ بِتَوْفيقِكَ وَ رَحْمَتِكَ، وَاَعِذْنا                                                      خداوندا همه این امور را به توفیق و رحمت خود به ما عطا فرما، و ما را                                                                   مِنْ عَذابِ السَّعيرِ، وَ اَعْطِ جَميعَ الْمُسْلِمينَ وَالْمُسْلِماتِ                                                      از عذاب دوزخ پناه ده، و به تمام مردان و زنان مسلمان                                                                   وَالْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِثْلَ‏الَّذى سَئَلْتُكَ لِنَفْسى وَلِوَلَدى                                                      و مردان و زنان باایمان همه آنچه را که براى خود و فرزندانم از تو خواستم                                                                   في عاجِلِ الدُّنْيا وَ اجِلِ الْاخِرَةِ، اِنَّكَ قَريبٌ مُجيبٌ، سَميعٌ                                                      در این جهان و آن جهان عنایت کن، که تو نزدیک و اجابت کننده، و شنوا                                                                   عَليمٌ، عَفُوٌّ غَفُورٌ، رَؤُوفٌ رَحيمٌ، وَ اتِنا فِى‏الدُّنْيا حَسَنَةً، وَ فى                                                      و دانا، و عفو کننده و آمرزنده، و دلسوز و مهربان هستى، و ما را در این دنیا حسنه، و در                                                                   الْاخِرَةِ حَسَنَةً، وَ قِنا عَذابَ النّارِ.                                                      آن دنیا حسنه مرحمت فرما، و از عذاب جهنم حفظ نما.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 19 تا 36"
    },
    {
        "title": "دعای  26 - دعاي آنحضرت براي همسايگان و دوستانش",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كان مِن دعائِه عليه‏السلام لِجيرانِهِ‏ ذَكرَهُمْ وَ أولِيآئِهِ اِذا                                                      «دعادرباره همسایگان و دوستانش >>                                                                   اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ تَوَلَّنى فى جيرانى وَ مَوالِىَّ                                                      بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست، و مرا در رابطه با رعایت حق همسایگان و دوستانم                                                                   الْعارِفينَ بِحَقِّنا، وَالْمُنابِذينَ لِأَعْدآئِنا بِاَفْضَلِ وَلايَتِكَ، وَ                                                      که به حق ما معرفت دارند، و با دشمنان ما در ستیزند به بهترین صورت یارى فرما، و                                                                   وَفِّقْهُمْ لِاِقامَةِ سُنَّتِكَ، وَالْاَخْذِ بِمَحاسِنِ اَدَبِكَ فى اِرْفاقِ                                                      ایشان را براى بپا داشتن سنّت خود، و به کار گرفتن آداب نیکویت در ارفاق به                                                                   ضَعيفِهِمْ، وَ سَدِّ خَلَّتِهِمْ، وَ عِيادَةِ مَريضِهِمْ، وَ هِدايَةِ                                                      ضعیفان، و برآوردن حاجت آنان، و عیادت بیماران، و هدایت                                                                   مُسْتَرْشِدِهِمْ، وَ مُناصَحَةِ مُسْتَشيرِهِمْ، وَ تَعَهُّدِ قادِمِهِمْ،                                                      راهجویان، و خیرخواهى نسبت به مشورت کنندگان، و دیدار نمودن از مسافران برگشته به وطن،                                                                   وَ كِتْمانِ اَسْرارِهِمْ، وَ سَتْرِ عَوْراتِهِمْ، وَ نُصْرَةِ مَظْلُومِهِمْ،                                                      و پنهان داشتن راز مردم، و پوشاندن عیوب خلق خدا، و یارى دادن به ستمدیدگان،                                                                   وَ حُسْنِ مُواساتِهِمْ بِالْماعُونِ، وَالْعَوْدِ عَلَيْهِمْ بِالْجِدَةِ                                                      و حسن مواسات در مایحتاج زندگى با آنان، و دریغ نورزیدن از پیشکش                                                                   وَالْاِفْضالِ، وَ اِعْطآءِ مايَجِبُ لَهُمْ قَبْلَ السُّؤالِ. وَاجْعَلْنِى                                                      و بخشش فراوان، و عطا کردن پیش از درخواست موفق فرما.                                                                   اللَّهُمَّ اَجْزى بِالْاِحْسانِ مُسيئَهُمْ، وَاُعْرِضُ بِالتَّجاوُزِ عَنْ                                                      بارخدایا مرا توفیق ده که بدکارشان را به احسان پاداش دهم، و از ستمکارشان با گذشت و بخشش                                                                   ظالِمِهِمْ، وَاَسْتَعْمِلُ حُسْنَ الظَّنِّ فى كآفَّتِهِمْ، وَ اَتَوَلّى‏ بِالْبِرِّ                                                      صرف‏نظر کنم، و نسبت به همه آنان نیک‏گمان باشم، و با همه آنان به نیکى                                                                   عآمَّتَهُمْ، وَاَغُضُّ بَصَرى عَنْهُمْ عِفَّةً، وَ اُلينُ جانِبى                                                      رفتار کنم، و چشم از خطاى آنان عفیفانه بپوشم، و از باب فروتنى                                                                   لَهُمْ تَواضُعاً، وَ اَرِقُّ عَلى‏ اَهْلِ الْبَلآءِ مِنْهُمْ رَحْمَةً، وَ اُسِرُّ                                                      با ایشان نرم باشم، و بر بلادیدگان آنان به آئین رحمت رقّت آورم، و در                                                                   لَهُمْ بِالْغَيْبِ مَوَدَّةً، وَ اُحِبُّ بَقآءَ النِّعْمَةِ عِنْدَهُمْ نُصْحاً،                                                      نبودشان دوستى و محبت خود را بر آنان ظاهر سازم، و از سراخلاص دلبسته دوام نعمت آنان باشم،                                                                   وَ اُوجِبُ لَهُمْ ما اُوجِبُ لِحآمَّتى، وَ اَرْعى‏ لَهُمْ ما اَرْعى‏                                                      و هر چه را براى خویشان خود لازم مى‏دانم در حق آنان لازم بدانم، و آنچه را براى مخصوصان خود رعایت مى‏کنم                                                                   لِخآصَّتى. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ،وَارْزُقْنى‏مِثْلَ‏ذلِكَ                                                      براى آنان نیز رعایت نمایم. خداوندا بر محمد و آل او درود فرست، و مرا نیز از طرف                                                                   مِنْهُمْ، وَاجْعَلْ لى اَوْفَى الْحُظُوظِ فيما عِنْدَهُمْ، وَ زِدْهُمْ                                                      آنان رفتارى بدین صورت نصیب فرما، و سهمى کامل‏تر از آنچه از خوبیها نزد آنان است براى من قرار ده، و                                                                   بَصيرَةً فى حَقّى، وَ مَعْرِفَةً بِفَضْلى حَتّى‏ يَسْعَدُوا بى وَاَسْعَدَ                                                      بصیرت آنان را در حق من و معرفتشان را به فضل من زیاد کن، تا به وسیله من اهل سعادت شوند، و من نیز به سبب آنان                                                                   بِهِمْ، امينَ رَبَّ الْعالَمينَ.                                                      نیکبخت گردم، خداوندا دعایم را مستجاب گردان.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 19 تا 36"
    },
    {
        "title": "دعای  27 - دعاي آنحضرت براي مرزداران",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كان مِن دعائِه عليه‏السَّلام لِأهلِ الثُّغُور                                                      «دعا براى مرزداران»                                                                   اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ حَصِّنْ ثُغُورَ الْمُسْلِمينَ                                                      بارالها بر محمد و آلش درود فرست، و سرحدّات و مرزهاى مسلمانان را به عزّتت                                                                   بِعِزَّتِكَ، وَ اَيِّدْحُماتَها بِقُوَّتِكَ، وَ اَسْبِغْ عَطاياهُمْ مِنْ جِدَتِكَ.                                                      پاس‏دار، و نگهبانان مرزها را به قوّتت تأیید کن، و عطایاى ایشان را به توانگرى بى‏پایانت سرشار ساز.                                                                   اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ كَثِّرْ عِدَّتَهُمْ، وَاشْحَذْ                                                      بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست، و بر شمار ایشان بیفزا، و اسلحه و جنگ‏افزارشان                                                                   اَسْلِحَتَهُمْ، وَ احْرُسْ حَوْزَتَهُمْ، وَ امْنَعْ حَوْمَتَهُمْ، وَاَلِّفْ                                                      را برّائى ده، و حوزه آنان را محافظت فرما، و جوانب جبهه آنان را محکم و نفوذناپذیر گردان، و                                                                   جَمْعَهُمْ، وَ دَبِّرْ اَمْرَهُمْ، وَ واتِرْ بَيْنَ مِيَرِهِمْ، وَ تَوَحَّدْ                                                      جمع آنان را یکدل و هماهنگ‏نما، و کارشان را روبراه‏کن، و آذوقه‏شان را پیاپى برسان، و خود به تنهایى                                                                   بِكِفايَةِ مُؤَنِهِمْ، وَاعْضُدْهُمْ بِالنَّصْرِ، وَ اَعِنْهُمْ بِالصَّبْرِ،                                                      مؤونه آنان را کفایت نما، و به نصرت خود تقویتشان فرما، و به صبر یاریشان ده،                                                                   وَالْطُفْ لَهُمْ فِى الْمَكْرِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ                                                      و ایشان را چاره‏جوئیهاى دقیق بیاموز. بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست، و                                                                   عَرِّفْهُمْ مايَجْهَلُونَ، وَ عَلِّمْهُمْ ما لايَعْلَمُونَ، وَ بَصِّرْهُمْ ما                                                      آنان را به آنچه نمى‏دانند معرفت ده، و از آنچه بى‏خبرند آگاهشان ساز، و به آنچه                                                                   لايُبْصِرُونَ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ اَنْسِهِمْ عِنْدَ                                                      بینش ندارند بینش عطا کن. بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست، و به هنگام برخورد                                                                   لِقآئِهِمُ الْعَدُوَّ ذِكْرَ دُنْياهُمُ الْخَدّاعَةِ الْغَرُورِ، وَامْحُ عَنْ                                                      با دشمن یاد دنیاى دلفریب را از خاطرشان ببر، و اندیشه‏هاى مال                                                                   قُلُوبِهِمْ خَطَراتِ الْمالِ الْفَتُونِ، وَاجْعَلِ الْجَنَّةَ نَصْبَ                                                      فتنه‏انگیز را از دلهاشان محو کن، و بهشت را نصب‏العین                                                                   اَعْيُنِهِمْ، وَ لَوِّحْ مِنْها لِأَبْصارِهِمْ ما اَعْدَدْتَ فيها مِنْ                                                      آنان قرار ده، و آنچه را که در بهشت فراهم آورده‏اى از                                                                   مَساكِنِ الْخُلْدِ، وَ مَنازِلِ الْكَرامَةِ، وَالْحُورِ الْحِسانِ، وَالْاَنْهارِ                                                      مساکن ابدى، و منازل کرامت، و حوریان زیباروى، و نهرهاى                                                                   الْمُطَّرِدَةِ بِاَنْواعِ الْاَشْرِبَةِ، وَالْاَشْجارِ الْمُتَدَلِّيَةِ بِصُنُوفِ                                                      روان با آشامیدنهاى رنگارنگ، و درختانى بارور با میوه‏هاى گوناگون در برابر دیدگانشان                                                                   الثَّمَرِ، حَتّى‏ لايَهُمَّ اَحَدٌ مِنْهُمْ بِالْاِدْبارِ، وَ لايُحَدِّثَ نَفْسَهُ                                                      جلوه ده، تا هیچ کدام از آنان آهنگ پشت کردن به دشمن ننماید، و فکر گریز                                                                   عَنْ قِرْنِهِ بِفِرارٍ. اَللَّهُمَّ افْلُلْ بِذلِكَ عَدُوَّهُمْ، وَاقْلِمْ عَنْهُمْ                                                      از هماورد را به خاطر نگذراند. بارخدایا بدین وسیله دشمنانشان را درهم شکن، و دست قدرت آن بى‏خبران از                                                                   اَظْفارَهُمْ، وَ فَرِّقْ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ اَسْلِحَتِهِمْ، وَاخْلَعْ وَثآئِقَ                                                      حق را از ایشان کوتاه کن، و بین دشمن و جنگ‏افزارشان جدایى افکن، و بندهاى دلشان را                                                                   اَفْئِدَتِهِمْ، وَ باعِدْ - بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ اَزْوِدَتِهِمْ، وَ حَيِّرْهُمْ فى سُبُلِهِمْ،                                                      بگسل، و میان آنان و زاد و توششان جدایى انداز، و در راهها سرگردانشان ساز،                                                                   وَ ضَلِّلْهُمْ عَنْ وَجْهِهِمْ، وَاقْطَعْ عَنْهُمُ الْمَدَدَ، وَانْقُصْ مِنْهُمُ                                                      و از مقصد گمراهشان‏کن، وکمک و مدد را از آنان قطع فرما، و از تعدادشان                                                                   الْعَدَدَ، وَامْلَأْ اَفْئِدَتَهُمُ الرُّعْبَ، وَاقْبِضْ اَيْدِيَهُمْ عَنِ                                                      بکاه، و دلشان را پر از رعب و وحشت کن، و دستشان را از                                                                   الْبَسْطِ، وَاخْزِمْ اَلْسِنَتَهُمْ عَنِ النُّطْقِ، وَ شَرِّدْ بِهِمْ مَنْ                                                      فعالیت علیه مرزداران بازدار، و زبانشان را از سخن بر علیه آنان قطع فرما، و با شکست دشمن جمع پشت سر ایشان را                                                                   خَلْفَهُمْ، وَنَكِّلْ بِهِمْ مَنْ وَرآئَهُمْ، وَاقْطَعْ بِخِزْيِهِمْ اَطْماعَ                                                      متفرق کن، و به واسطه شکست اینان پیروانشان را از ادامه جنگ بازدار، و با خوارى و زبونى آنها طمع                                                                   مَنْ بَعْدَهُمْ. اَللَّهُمَّ عَقِّمْ اَرْحامَ نِسآئِهِمْ، وَ يَبِّسْ اَصْلابَ                                                      کسانى را که پس از آنها آیند قطع ساز. بارخدایا، زنانشان را از باردارى عقیم کن، و صلب مردانشان را                                                                    رِجالِهِمْ، وَاقْطَعْ نَسْلَ دَوآبِّهِمْ وَ اَنْعامِهِمْ، لاتَاْذَنْ لِسَمآئِهِمْ                                                      خشک فرما، و نسل چهارپایان و گاو و گوسفندشان را بگسل، به آسمانشان اجازه                                                                   فى قَطْرٍ، وَ لا لِأَرْضِهِمْ فى نَباتٍ. اَللَّهُمَّ وَ قَوِّ بِذلِكَ مِحالَ                                                      باریدن، و به زمینشان اذن روئیدن مده. الهى بدانچه از تو خواستیم قدرت و تدبیر اسلامیان                                                                   اَهْلِ الْاِسْلامِ، وَ حَصِّنْ بِهِ دِيارَهُمْ، وَ ثَمِّرْ بِهِ اَمْوالَهُمْ، وَ                                                      را نیرو بخش، و شهرهایشان را استوارى ده، و اموالشان را فزونى بخش، و                                                                   فَرِّغْهُمْ عَنْ مُحارَبَتِهِمْ لِعِبادَتِكَ، وَ عَنْ مُنابَذَتِهِمْ لِلْخَلْوَةِ                                                      خاطرشان را ازجنگ بادشمن براى بندگى خودت، وازکارزار باآنان براى خلوت و رازونیاز با خودت                                                                   بِكَ حَتّى‏ لايُعْبَدَ فى بِقاعِ الْاَرْضِ غَيْرُكَ، وَ لا تُعَفَّرَ لِأَحَدٍ                                                      آسوده کن، آنچنان که در سراسر زمین جز تو پرستش نشود، و احدى از آنان جز براى تو صورت                                                                    مِنْهُمْ جَبْهَةٌ دُونَكَ. اَللَّهُمَّ اغْزُ بِكُلِّ ناحِيَةٍ مِنَ الْمُسْلِمينَ                                                      به خاک نسایند. بارخدایا مسلمانان را در هر ناحیه با مشرکانى که در برابر                                                                   عَلى‏ مَنْ بِاِزآئِهِمْ مِنَ‏الْمُشْرِكينَ، وَ اَمْدِدْهُمْ بِمَلائِكَةٍ مِنْ                                                      آنانند به کارزار بدار، و ایشان را از جانب خود به صفوف پیاپى از                                                                   عِنْدِكَ مُرْدِفينَ، حَتّى‏ يَكْشِفُوهُمْ اِلى‏ مُنْقَطَعِ التُّرابِ قَتلاً فى                                                      فرشتگانت مدد فرست، تا دشمنان را به دورترین نقطه زمین رانده، شرشان را به                                                                   اَرْضِكَ وَ اَسْراً، اَوْ يُقِرّوُا بِاَنَّكَ اَنْتَ اللَّهُ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ                                                      کشتن و اسارت آنان از سر مردم بردارند، یا اینکه به وحدانیت تو که برایت همتا                                                                   اَنْتَ وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ. اَللَّهُمَّ وَ اعْمُمْ بِذلِكَ اَعْدآئَكَ                                                      و شریکى نیست اقرار نمایند. بارخدایا این سرنوشت را بر همه دشمنانت                                                                   فى‏اَقْطارِ الْبلادِ مِنَ‏الْهِنْدِ وَالرُّومِ وَالتُّرْكِ وَالْخَزَرِ وَالْحَبَشِ                                                      در هر اقلیم، - چه در هند و روم و ترکستان و خزر و حبشه                                                                   وَالنُّوبَةِ وَالزَّنْجِ وَالسَّقالِبَةِ وَالدَّيالِمَةِ وَ سآئِرِ اُمَمِ الشِّرْكِ،                                                      و نوبه و زنگبار و سرزمین سقالبه و دیلمان و دیگر طوائف مشرکین                                                                   الَّذينَ تَخْفى‏ اَسْمآؤُهُمْ وَ صِفاتُهُمْ، وَ قَدْ اَحْصَيْتَهُمْ                                                      که نام و نشانشان بر ما معلوم نیست، و تو به علم خود شمارشان                                                                   بِمَعْرِفَتِكَ، وَاَشْرَفْتَ عَلَيْهِمْ بِقُدْرَتِكَ. اَللَّهُمَّ اشْغَلِ                                                      را مى‏دانى، و به قدرت خود بر ایشان اشراف دارى فراگیر کن. بارخدایا مشرکان را                                                                   الْمُشْرِكينَ بِالْمُشْرِكينَ عَنْ تَناوُلِ اَطْرافِ الْمُسْلِمينَ، وَخُذْهُمْ                                                      به مشرکان گرفتار ساز تا از دستیابى بر سرزمین‏هاى مسلمانان بازمانند، و آنان را با کاستن عددشان از                                                                   بِالنَّقْصِ عَنْ تَنَقُّصِهِمْ، وَ ثَبِّطْهُمْ بِالْفُرْقَةِ عَنِ الْاِحْتِشادِ                                                      کاستن مسلمین بازدار، و رشته اتحادشان را بگسل تا از همدستى بر علیه مسلمین                                                                   عَلَيْهِمْ. اَللَّهُمَّ اَخْلِ قُلُوبَهُمْ مِنَ الْاَمَنَةِ، وَ اَبْدانَهُمْ مِنَ                                                      بازمانند. الهى دلهاشان را از آرامش تهى ساز، و بدنهاشان را از توانایى                                                                   الْقُوَّةِ، وَاَذْهِلْ قُلُوبَهُمْ عَنِ الْاِحْتِيالِ، وَ اَوْهِنْ اَرْكانَهُمْ عَنْ                                                      بى‏بهره کن، و دلهاشان را از چاره‏جویى غافل ساز، و اعضائشان را در هماوردى - با رجال مسلمین                                                                   مُنازَلَةِ الرِّجالِ، وَ جَبِّنْهُمْ عَنْ مُقارَعَةِ الْاَبْطالِ، وَابْعَثْ                                                      سست گردان، و از زد و خورد با قهرمانان اسلامى در دلشان هراس افکن، و سپاهى از                                                                   عَلَيْهِمْ جُنْداً مِنْ مَلآئِكَتِكَ بِبَاْسٍ مِنْ بَاْسِكَ، كَفِعْلِكَ يَوْمَ                                                      ملائکه‏ات را بر آنان برانگیز تا بر آنان عذاب بارند، چنانکه روز                                                                   بَدْرٍ، تَقْطَعُ بِهِ دابِرَهُمْ، وَ تَحْصُدُ بِهِ شَوْكَتَهُمْ، وَ تُفَرِّقُ                                                      بدر کردى، و به نیروى خود بنیانشان را برکنى، و شوکتشان را ریشه‏کن سازى، و جمعیتشان را                                                                   بِهِ عَدَدَهُمْ. اَللَّهُمَّ وَ امْزُجْ مِياهَهُمْ بِالْوَبآءِ،                                                      پراکنده نمایى. بارخدایا، آب آشامیدنى آنان را به وبا مخلوط کن،                                                                   وَ اَطْعِمَتَهُمْ بِالْاَدْوآءِ، وَ ارْمِ بِلادَهُمْ بِالْخُسُوفِ، وَ اَلِحَّ عَلَيْها                                                      و خوراکشان را به بیماریها بیامیز، و شهرهایشان را در زمین فرو بر، و پیوسته بر آنها                                                                   بِالْقُذُوفِ، وَ افْرَعْها بِالْمُحُولِ، وَاجْعَلْ مِيَرَهُمْ فى اَحَصِّ                                                      سنگ بباران، و به قحطى و خشکسالى دچارشان ساز، و آذوقه آنان را در بى‏برکت‏ترین                                                                   اَرْضِكَ وَ اَبْعَدِها عَنْهُمْ، وَامْنَعْ حُصُونَها مِنْهُمْ، اَصِبْهُمْ                                                      و دورترین نقاط زمین قرار ده، و دژهاى آن زمین را از                                                                   بِالْجُوعِ الْمُقيمِ وَالسُّقْمِ الْاَليمِ. اَللَّهُمَّ وَ اَيُّما غازٍ غَزاهُمْ مِنْ                                                      حفاظت آنان بازدار، و گرسنگى دائم، و بیمارى دردناک به آنان برسان، الهى، هر رزمنده از                                                                   اَهْلِ مِلَّتِكَ، اَوْ، مُجاهِدٍ جاهَدَهُمْ مِنْ اَتْباعِ سُنَّتِكَ، لِيَكُونَ                                                      اهل آیین تو که با آنان نبرد کند، و هر مجاهد از پیروان سنّت تو که با آنان جهاد نماید، تا                                                                    دينُكَ الْاَعْلى‏، وَحِزْبُكَ‏الْاَقْوى‏، وَحَظُّكَ‏الْاَوْفى‏،فَلَقِّهِ‏الْيُسْرَ،                                                      دین تو برترى یابد، و حزب تو نیرومندتر شود، و بهره دوستانت افزون گردد، پس آسانى نصیبش کن،                                                                   وَ هَيِّى‏ءْ لَهُ الْاَمْرَ، وَ تَوَلَّهُ بِالنُّجْحِ، وَ تَخَيَّرْ لَهْ الْاَصْحابَ،                                                      و کار را بر او سهل فرما، و وى را به رستگارى رسان، و همنشینان او را نیکو برگزین،                                                                   وَاسْتَقْوِ لَهُ الظَّهْرَ، وَاَسْبِغْ عَلَيْهِ فِى النَّفَقَةِ، وَ مَتِّعْهُ بِالنَّشاطِ،                                                      و پشت وى را قوى کن، و درآمدش را فراوان نما، و او را از نشاط و خرّمى کامیاب ساز،                                                                   وَاَطْفِ عَنْهُ حَرارَةَ الشَّوْقِ، وَ اَجِرْهُ مِنْ غَمِّ الْوَحْشَةِ، وَ                                                      و آتش شوق (به خان و مان) را در دلش فرونشان، و او را از غم تنهایى پناه ده، و                                                                   اَنْسِهِ ذِكْرَ الْاَهْلِ وَالْوَلَدِ، وَاْثُرْ لَهُ حُسْنَ النِّيَّةِ، وَ تَوَلَّهُ                                                      یاد همسر و فرزندان را فراموشش کن، و حسن نیّت را برایش بگزین، و عافیتش                                                                   بِالْعافِيَةِ، وَ اَصْحِبْهُ السَّلامَةَ، وَاَعْفِهِ مِنَ الْجُبْنِ، وَاَلْهِمْهُ                                                      را خودت به عهده گیر، و سلامت را همراهش ساز، و او را از ترس نگه دار، و وى را                                                                   الْجُرْاَةَ، وَارْزُقْهُ الشِّدَّةَ، وَاَيِّدْهُ بِالنُّصْرَةِ، وَ عَلِّمْهُ السِّيَرَ                                                      جرأت ده، و نیرومندى را روزیش کن، و او را به نصرت خود تأیید فرماى، و سیره و                                                                   وَالسُّنَنَ، وَ سَدِّدْهُ فِى الْحُكْمِ، وَ اَعْزِلْ عَنْهُ الرِّيآءَ، وَ                                                      سنن اسلامى را به او بیاموز، و راه صواب در داورى را به او بنماى، و ریا را از او دور کن، و                                                                   خَلِّصْهُ مِنَ السُّمْعَةِ، وَاجْعَلْ فِكْرَهُ وَ ذِكْرَهُ وَ ظَعْنَهُ وَ اِقامَتَهُ                                                      از عشق به شهرت و آوازه خلاصش فرما، و فکر و ذکر و مسافرت و اقامتش را                                                                   فيكَ وَ لَكَ. فَاِذا صآفَّ عَدُوَّكَ وَ عَدُوَّهُ فَقَلِّلْهُمْ فى عَيْنِهِ،                                                      در راه خود و براى خود قرار ده. و وقتى که با دشمنت که نیز دشمن اویند به مصاف ایستد عدد ایشان را در چشم او اندک نماى،                                                                   وَ صَغِّرْ شَاْنَهُمْ فى قَلْبِهِ، وَ اَدِلْ لَهُ مِنْهُمْ، وَ لا تُدِلْهُمْ مِنْهُ.                                                      و شأن و مقامشان را در دل او کوچک ساز، و او را بر دشمنان پیروزى ده، و دشمن را بر او پیروزى مده.                                                                   فَاِنْ خَتَمْتَ لَهُ بِالسَّعادَةِ، وَ قَضَيْتَ لَهُ بِالشَّهادَةِ، فَبَعْدَ اَنْ                                                      و اگر زندگى او را به نیکبختى پایان دادى، و شهادت را سرنوشت او ساختى، شهادتش را                                                                   يَجْتاحَ عَدُوَّكَ بِالْقَتْلِ، وَ بَعْدَ اَنْ يَجْهَدَ بِهِمُ الْاَسْرُ، وَ بَعْدَ اَنْ                                                      زان پس قرار ده که دشمنت را ریشه‏کن ساخته، و اسارت آنان را به رنج و تعب افکنده،                                                                   تَاْمَنَ اَطْرافُ الْمُسْلِمينَ، وَ بَعْدَ اَنْ يُوَلِّىَ عَدُوُّكَ مُدْبِرينَ.                                                      و پس از آنکه اطراف مرزهاى مسلمانان امنیت یافته، و دشمنت هزیمت کرده باشد.                                                                   اَللَّهُمَّ وَ اَيُّما مُسْلِمٍ خَلَفَ غازِياً اَوْمُرابِطاً فى دارِهِ، اَوْتَعَهَّدَ                                                      بارخدایا، و هر مسلمانى به وقتى که جنگجو در میدان جنگ است و مرزدار به مرزدارى مشغول است به امور خانه آنها رسیدگى کند، یا در نبود                                                                   خالِفيهِ فى غَيْبَتِهِ، اَوْ اَعانَهُ بِطآئِفَةٍ مِنْ مالِهِ، اَوْ اَمَدَّهُ بِعِتادٍ،                                                      او به کفالت خانواده‏اش برخیزد، یا او را به قسمتى از مال خود یارى دهد، یا او را به سازوبرگ جنگ مدد رساند،                                                                   اَوْ شَحَذَهُ عَلى‏ جِهادٍ، اَوْ اَتْبَعَهُ فى وَجْهِهِ دَعْوَةً، اَوْرَعى‏ لَهُ                                                      یا همّت او را به نبرد با دشمن برانگیزد، یا در روى او دعاى خیر کند، یا حرمتش را                                                                   مِنْ وَرآئِهِ حُرْمَةً، فَاَجْرِ لَهُ مِثْلَ اَجْرِهِ وَزْناً بِوَزْنٍ، وَ مِثْلاً                                                      در نبود وى رعایت نماید، به او نیز اجر همان رزمنده را وزن به وزن، و مثل به مثل                                                                   بِمِثْلٍ، وَ عَوِّضْهُ مِنْ فِعْلِهِ عِوْضاً حاضِراً يَتَعَجَّلُ بِهِ نَفْعَ                                                      عنایت کن، و عمل او را پاداشى نقد ببخش، که بدون درنگ سود کار خیرى را که پیشاپیش                                                                   ما قَدَّمَ، وَ سُرُورَ ما اَتى‏ بِهِ، اِلى‏ اَنْ يَنْتَهِىَ بِهِ الْوَقْتُ اِلى‏ ما                                                      فرستاده، و شادى خاطرى که نتیجه کار اوست در همین دنیابه چنگ آورد، تا آنکه فرا رسد زمان آن                                                                   اَجْرَيْتَ لَهُ مِنْ فَضْلِكَ، وَ اَعْدَدْتَ لَهُ مِنْ كَرامَتِكَ. اَللَّهُمَّ                                                      فضل و پاداشى که بر او روا داشته‏اى، و کرامتى که براى او آماده ساخته‏اى. بارخدایا                                                                   وَ اَيُّما مُسْلِمٍ اَهَمَّهُ اَمْرُالْاِسْلامِ، وَاَحْزَنَهُ تَحَزُّبُ اَهْلِ‏الشِّرْكِ                                                      هر مسلمانى که امر اسلامْ او را مهم آید، و از اجتماع اهل شرک در برابر ملت اسلام                                                                   عَلَيْهِمْ، فَنَوى‏ غَزْوًى، اَوْ هَمَّ بِجِهادٍ، فَقَعَدَ بِهِ ضَعْفٌ، اَوْ                                                      غصه‏دار شود، تاجایى‏که قصد جنگ‏کند، یا آهنگ جهاد نماید، ولى ضعف و ناتوانى او را خانه‏نشین‏کند، یا                                                                   اَبْطَاَتْ بِهِ فاقَةٌ، اَوْ اَخَّرَهُ عَنْهُ حادِثٌ، اَوْ عَرَضَ لَهُ دُونَ                                                      تنگدستى کارش را کُنْد سازد، یا حادثه‏اى تصمیم او را به تأخیر اندازد، یا در برابر                                                                   اِرادَتِهِ مانِعٌ فَاكْتُبِ اسْمَهُ فِى الْعابِدينَ، وَ اَوْجِبْ لَهُ ثَوابَ                                                      اراده‏اش مانعى قرار گیرد، پس نامش را در زمره عابدان بنگار، و ثواب                                                                   الْمُجاهِدينَ، وَاجْعَلْهُ فى‏نِظامِ‏الشُّهَدآءِ وَالصّالِحينَ.اَللَّهُمَّ                                                      مجاهدان را بر او حتمى گردان، و وى را در زمره شهیدان و صالحان قرار ده. بارخدایا                                                                   صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ الِ مُحَمَّدٍ، صَلوةً                                                      بر محمد که بنده و فرستاده توست و بر آلش درود فرست، درودى                                                                   عالِيَةً عَلَى الصَّلَواتِ، مُشْرِفَةً فَوْقَ التَّحِيَّاتِ، صَلوةً                                                      برتر از درودها، و بالاتر از تحیّت‏ها، درودى که زمانش                                                                   لايَنْتَهى اَمَدُها، وَ لايَنْقَطِعُ عَدَدُها، كَاَتَمِّ ما مَضى‏ مِنْ                                                      را پایان نرسد، و رشته شمار آن قطع نگردد، مانند کامل‏ترین درودهایى که در روزگاران گذشته به                                                                   صَلَواتِكَ عَلى‏ اَحَدٍ مِنْ اَوْلِيآئِكَ، اِنَّكَ الْمَنّانُ الْحَميدُ،                                                      هر یک از اولیائت نثار فرمودى، که تویى عطابخش ستوده،                                                                   الْمُبْدِئُ الْمُعيدُ، الْفَعّالُ لِما تُريدُ.                                                      آغاز کننده و بازگرداننده، و تویى که هر چه اراده فرمایى بجاى آورى.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 19 تا 36"
    },
    {
        "title": "دعای  28 - دعاي آنحضرت در ترس از خدا",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كان مِن دعائِه عليه‏السلام مُتَفَزِّعاً اِلَى اللَّهِ عَزَّوجَلّ‏                                                      «دعا به وقت پناه بردن به خدا»                                                                   اَللَّهُمَّ اِنّى اَخْلَصْتُ بِانْقِطاعى اِلَيْكَ، وَ اَقْبَلْتُ بِكُلّى عَلَيْكَ،                                                      بارخدایا به بریدنم از غیر و پیوستنم به تو خود را از هر شائبه خالص کردم، و با تمام وجود به تو رو آوردم،                                                                   وَ صَرَفْتُ وَجْهى عَمَّنْ يَحْتاجُ اِلى‏ رِفْدِكَ، وَ قَلَبْتُ مَسْئَلَتى                                                      و از آن که نیازمند به عطاى توست روى گرداندم، و درخواست خود را از طرف آن که از                                                                   عَمَّنْ لَمْ‏يَسْتَغْنِ عَنْ فَضْلِكَ، وَ رَاَيْتُ اَنَّ طَلَبَ الْمُحْتاجِ                                                      فضل تو بى‏نیاز نیست گرداندم، و دانستم که حاجت خواستن محتاج                                                                   اِلَى الْمُحْتاجِ سَفَهٌ مِنْ رَاْيِهِ، وَ ضَلَّةٌ مِنْ عَقْلِهِ. فَكَمْ قَدْ رَاَيْتُ                                                      از محتاج دیگر از سبک‏رائى و گمراهى عقل اوست. خداوندا، چه بسیار                                                                   -يااِلهى- مِنْ اُناسٍ طَلَبُوا الْعِزَّ بِغَيْرِكَ فَذَلُّوا، وَ رامُوا الثَّرْوَةَ                                                      مردم را دیده‏ام که از غیر تو عزت خواستند و خوار شدند، و از غیر تو ثروت                                                                   مِنْ سِواكَ فَافْتَقَرُوا، وَ حاوَلُوا الْاِرْتِفاعَ فَاتَّضَعُوا، فَصَحَّ                                                      طلبیدند و تهیدست گشتند، و در طلب بلندى و مقام برآمدند و پست شدند، پس انسان دوراندیش                                                                   بِمُعايَنَةِ اَمْثالِهِمْ حازِمٌ وَفَّقَهُ اعْتِبارُهُ، وَ اَرْشَدَهُ اِلى‏ طَريقِ                                                      به‏دیدن امثال ایشان بر راه درست رود و پندگیرى او مایه توفیق او شود، و این انتخاب او را به راه                                                                   صَوابِهِ اخْتِيارُهُ. فَاَنْتَ يا مَوْلاىَ دُونَ كُلِّ مَسْئُولٍ مَوْضِعُ                                                      صواب رهنمون گردد. پس اى مولاى من مرجع خواهش من تویى نه هیچ                                                                   مَسْئَلَتى، وَ دُونَ كُلِّ مَطْلُوبٍ‏اِلَيْهِ وَلِىُّ حاجَتى، اَنْتَ                                                      مسئول دیگر، و برآورنده نیازم تویى نه هیچ مطلوب‏الیه دیگر، پیش از آنکه                                                                   الْمَخْصُوصُ قَبْلَ كُلِّ مَدْعُوٍّ بِدَعْوَتى، لايَشْرَكُكَ اَحَدٌ فى                                                      کسى را بخوانم تو را مى‏خوانم و بس، احدى در چشم‏انداز امید من با تو                                                                   رَجآئى، وَ لايَتَّفِقُ اَحَدٌ مَعَكَ فى دُعآئى، وَ لايَنْظِمُهُ وَ اِيّاكَ                                                      شریک نیست، و هیچ کس در دعاى من با تو همراه نیست، و نداى من او و تو را با هم                                                                   نِدآئى.لَكَ -يااِلهى-وَحْدانِيَّةُالْعَدَدِ، وَمَلَكَةُالْقُدْرَةِ الصَّمَدِ،                                                      در برنمى‏گیرد. الهى، تنها توراست وحدانیت و یگانگى، و ملکه قدرت بى‏نیاز،                                                                   وَ فَضيلَةُ الْحَوْلِ وَالْقُوَّةِ، وَ دَرَجَةُ الْعُلُوِّ وَالرِّفْعَةِ، وَ مَنْ                                                      و فضیلت حول و قوّت، و پایه والایى و رفعت، و ماسواى تو                                                                   سِواكَ مَرْحُومٌ فى عُمْرِهِ، مَغْلُوبٌ عَلى‏ اَمْرِهِ، مَقْهُورٌ عَلى‏                                                      در تمام عمر خود نیازمند رحمت تو، و در کار خویش عاجز و مغلوب، و در امور                                                                   شَاْنِهِ، مُخْتَلِفُ الْحالاتِ، مُتَنَقِّلٌ فِى الصِّفاتِ، فَتَعالَيْتَ                                                      خود ناتوان است، و حالاتى گوناگون، و صفات ناپایا دارد، پس تو بالاتر از آنى که همانند                                                                   عَنِ الْاَشْباهِ وَ الْاَضْدادِ، وَ تَكَبَّرْتَ عَنِ الْاَمْثالِ وَ الْاَنْدادِ،                                                      و ضدى براى تو باشد، و بزرگ‏تر از آن که همسان و همتا داشته باشى،                                                                   فَسُبْحانَكَ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ.                                                      پس پاک و منزّهى، معبودى جز تو نیست.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 19 تا 36"
    },
    {
        "title": "دعای  29 - دعاي آنحضرت به وقت تنگي رزق",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كانَ مِن دعائِه عليه‏السلام اِذا قُتِّرَ عَلَيهِ الرِّزقُ‏                                                      «دعابه وقتى که روزى بر او تنگ مى‏شد»                                                                   اَللَّهُمَّ اِنَّكَ ابْتَلَيْتَنا فى اَرْزاقِنا بِسُوءِ الظَّنِّ، وَ فى اجالِنابِطُولِ                                                      بار خدایا، ما را در روزیهامان به بدگمانى، و در مدت زندگى به آرزوهاى دراز                                                                   الْاَمَلِ، حَتَّى الْتَمَسْنا اَرْزاقَكَ مِنْ عِنْدِ الْمَرْزُوقينَ، وَطَمِعْنا                                                      آزموده‏اى، تا جائى‏که روزیهاى تو را از روزى‏خواران خواستیم، و به آرزوى عمر طولانى                                                                    بِاَمالِنا فى اَعْمارِ الْمُعَمَّرينِ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ،                                                      در عمر سال‏خوردگان طمع بستیم، پس بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَهَبْ لَنا يَقيناً صادِقاً تَكْفينا بِهِ مِنْ مَؤُونَةِ الطَّلَبِ،. وَ                                                      و ما را یقین راسخ بخش که بدان وسیله از رنج طلب و                                                                   اَلْهِمْناثِقَةً خالِصَةً تُعْفينا بِها مِنْ شِدَّةِ النَّصَبِ،                                                      آرامشى خاص در دل ما انداز تا به آن از شدت تعب معافمان دارى،                                                                   وَ اجْعَلْ ما صَرَّحْتَ بِهِ مِنْ عِدَتِكَ فى وَحْيِكَ، وَ اَتْبعْتَهُ                                                      و چنان کن که آنچه در قرآنت آشکارا وعده داده‏اى، و از پى آن وعده                                                                   مِنْ قَسَمِكَ فى كِتابِكَ، قاطِعاً ِلاِهْتمامِنا بِالرِّزْقِ الَّذى                                                      در کتابت سوگند یاد کرده‏اى ما را از دویدن دنبال آن روزیى که رساندنش را براى                                                                   تَكَفَّلْتَ بِهِ، وَ حَسْماً لِلاِْشْتِغالِ بِما ضَمِنْتَ الْكِفايَةَ لَهُ،                                                      ما کفالت نموده‏اى باز دارد، و مانع پریشانى خاطر ما شود نسبت به آنچه ضامن کفایت آن گشته‏اى،                                                                   فَقُلْتَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ الْاَصْدَقُ، وَ اَقْسَمْتَ وَ قَسَمُكَ الْاَبَرُّ الْاَوْفى‏:                                                      پس چنین گفته‏اى و گفته تو حق و راست است، و سوگند خورده‏اى و سوگندت راست‏ترین و رساترین است:                                                                   «وَ فِى السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدونَ»، ثُمَّ قُلْتَ: «فَوَرَبّ                                                      «و روزى شما و آنچه به شما وعده شده در آسمان است»، سپس گفته‏اى: «پس به پروردگار                                                                   السَّماءِ وَ الْاَرْضِ اِنَّهُ لَحَقّ مِثْلُ ما اَنّكُمْ تَنْطِقُونَ».                                                      آسمان و زمین سوگند همان گونه که شما سخن مى‏گویید این سخن حق است».",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 19 تا 36"
    },
    {
        "title": "دعای  30 - دعاي آنحضرت براي اداي وام",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كانَ مِن دعائِه عليه‏السلام فِى الْمَعُونَةِ عَلى‏ قَضآءِ الدَّيْنِ‏                                                      «دعاى آن حضرت در یارى خواستن از خدا براى پرداخت وام»                                                                   اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَهَبْ لِىَ الْعافِيَةَ مِنْ دَيْنٍ                                                      بارالها بر محمد و آلش درود فرست، و مرا عافیت بخش از وامى که                                                                    تُخْلِقُ بِهِ وَجْهى، وَ يَحارُ فيهِ ذِهْنى، وَ يَتَشَعَّبُ لَهُ فِكْرى،                                                      آبرویم را بریزد، و ذهنم را پریشان کند، و فکرم را پراکنده سازد،                                                                   وَيَطول بٍممارَسَتٍهٍ شغلي. وَ اَعوذبٍکَ يا رَبٍ مٍن هَم الدين                                                      و شغلم در علاج و چاره آن به طول انجامد. اى پروردگارم، از غصه وام و                                                                   وَ فِكْرِهِ، وَ شُغْلِ الدَّيْنِ وَ سَهَرِهِ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ،                                                      اندیشه در آن، و از دلى مشغولى به مسئله قرض و بیخوابى‏اش به تو پناه مى‏برم، پس بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَ اَعِذْنى مِنْهُ، وَ اَسْتَجيرُ بِكَ يا رَبِّ مِنْ ذِلَّتِهِ فِى الْحَيوةِ،                                                      و مرا از زحمت و مشقت وام پناه ده، و اى پروردگار من، از ذلّت قرض در این چند روز زندگى،                                                                   وِ مِنْ تَبِعَتِهِ بَعْدَ الْوَفاةِ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اَجِرْنى                                                      و از وبال آن پس از مرگ به تو پناه مى‏برم، پس بر محمد و خاندان او درود فرست، و مرا به                                                                   مِنْهُ بِوُسْعٍ فاضِلٍ، اَوْكَفافٍ واصِلٍ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ                                                      ثروت سرشار، یا زندگى توأم با کفاف از آن پناه ده. بارخدایا بر محمد و آلش درود                                                                   وَ الِهِ، وَ احْجُبْنى عَنِ السَّرَفِ وَالْاِزْدِيادِ، وَ قَوِّمْنى بِالْبَذْلِ                                                      فرست، و مرا از اسراف و زیادى‏خواهى بازدار، و به بخشش و انتخاب میانه‏روى                                                                   وَ الْاِقْتِصادِ، وَ عَلِّمْنى حُسْنَ التَّقْديرِ، وَ اقْبِضْنى بِلُطْفِكَ                                                      سامان ده، و اندازه نگاه‏داشتن نیکو را به من بیاموز، و مرا به لطف خود از                                                                   عَنِ التَّبْذيرِ، وَ اَجْرِ مِنْ اَسْبابِ الْحَلالِ اَرْزاقى، وَ وَجِّهْ فى                                                      ولخرجى حفظ کن، و روزیم را از راههاى حلال روانه ساز، و خرج کردن                                                                   اَبْوابِ الْبِرِّ اِنْفاقى، وَازْوِ عَنّى مِنَ الْمالِ ما يُحْدِثُ لى‏مَخيلَةً،                                                      مالم را متوجه برنامه‏هاى خیر فرما، و ثروتى که مرا به کبر و خودبینى آلوده کند،                                                                   اَوْ تَاَدِّياً اِلى‏ بَغْىٍ، اَوْ ما اَتَعَقَّبُ مِنْهُ طُغْياناً. اَللَّهُمَّ حَبِّبْ اِلَىَّ                                                      یا به ستم بکشاند، یا از مرز عبادت و ادب درگذراند از من دور کن. بار خدایا، رفاقت و                                                                   صُحْبَةَ الْفُقَرآءِ، وَ اَعِنّى عَلى‏ صُحْبَتِهِمْ بِحُسْنِ الصَّبْرِ،                                                      مصاحبت با فقیران را محبوب من قرار ده، و در نشست و برخاست با آنان مرا به صبر نیکو یارى ده،                                                                   وَ مازَوَيْتَ عَنّى مِنْ مَتاعِ الدُّنْيَاالْفانِيَةِ فَاذْخَرْهُ لى فى‏خَزآئِنِكَ                                                      و آنچه را از متاع نابود شدنى دنیا از من گرفتى همان را در خزانه‏هاى پایدارت برایم                                                                   الْباقِيَةِ، وَ اجْعَلْ ما خَوَّلْتَنى مِنْ حُطامِها، وَ عَجَّلْتَ لى مِنْ                                                      ذخیره کن، و آنچه از توشه ناچیز دنیا به من داده‏اى، و هر متاعى از آن که در همین دنیا به من عطا                                                                   مَتاعِها بُلْغَةً اِلى‏ جِوارِكَ، وَ وُصْلَةً اِلى‏ قُرْبِكَ، وَ ذَريعَةً اِلى‏                                                      فرموده‏اى وسیله رسیدن به جوار خود، و پیوستن به مقام قرب، و سبب رسیدن                                                                   جَنَّتِكَ، اِنَّكَ ذُوالْفَضْلِ الْعَظيمِ، وَ اَنْتَ الْجَوادُ الْكَريمُ.                                                      به بهشت قرار ده، زیرا که تو صاحب فضل بزرگ، و بخشنده کریمى.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 19 تا 36"
    },
    {
        "title": "دعای  31 - دعاي آنحضرت در توبه و بازگشت",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كان مِن دعائِه عليه‏السلام فى ذِكْرِ التَّوْبَةِ وَ طَلَبِها                                                      «دعاى آن حضرت در ذکر توبه و درخواست توفیق آن از پروردگار»                                                                   اَللَّهُمَّ يا مَنْ لايَصِفُهُ نَعْتُ الْواصِفينَ، وَ يا مَنْ لا يُجاوِزُهُ                                                      بارخدایا، اى کسى که توصیف واصفان وصفت نتوان کرد، و اى کسى‏که امید امیدواران                                                                   رَجآءُالرّاجينَ، وَيا مَنْ لا يَضيعُ لَدَيْهِ اَجْرُالْمُحْسِنينَ، وَ يا                                                      از تو فراتر نرود، و اى کسى‏که پاداش نیکوکاران نزد تو ضایع نگردد، و اى                                                                   مَنْ هُوَ مُنْتَهى‏ خَوْفِ الْعابِدينَ، وَ يا مَنْ هُوَ غايَةُ خَشْيَةِ                                                      آن که ترس عبادت کنندگان به تو منتهى شود، و اى آن که نهایت بیم                                                                   الْمُتَّقينَ، هذا مَقامُ مَنْ‏تَداوَلَتْهُ اَيْدِى‏الذُّنُوبِ، وَقادَتْهُ اَزِمَّةُ                                                      پرهیزکارانى، این جایگاه کسى است که بازیچه دست گناهان است، و مهارهاى خطاها او را                                                                   الْخطايا، وَ اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِ الشَّيْطانُ، فَقَصَّرَ عَمّا اَمَرْتَ بِهِ                                                      به پیش رانده، و شیطان بر او چیره گشته، از این جهت در اجراى امر تو کوتاهى                                                                   تَفْريطاً، وَ تَعاطى‏ ما نَهَيْتَ عَنْهُ تَغْريراً، كَالْجاهِلِ بِقُدْرَتِكَ                                                      ورزیده، و از سر نادانى و غرور به آنچه از آن نهى نمودى آلوده شده، مانند کسى که به قدرت تو                                                                   عَلَيْهِ، اَوْ كَالْمُنْكِرِ فَضْلَ اِحْسانِكَ اِلَيْهِ، حَتّى‏ اِذَا انْفَتَحَ لَهُ                                                      بر خود ناآگاه است، یا فضل و احسانت را درباره خویش منکر است، تا چون دیده                                                                   بَصَرُالْهُدى‏، وَ تَقَشَّعَتْ‏عَنْهُ سَحآئِبُ‏الْعَمى‏، اَحْصى‏ ماظَلَمَ                                                      هدایتش گشوده، و ابرهاى کورى از برابرش برطرف شده، ستمهایى که بر خود نموده                                                                   بِهِ نَفْسَهُ، وَ فَكَّرَ فيما خالَفَ بِهِ رَبَّهُ، فَرَاى‏ كَبيرَ عِصْيانِهِ كَبيراً،                                                      شماره نموده، و در امورى که با خداى خود مخالفت ورزیده اندیشه کرده، آنگاه بزرگى عصیانش را مشاهده کرده،                                                                   وَ جَليلَ مُخالَفَتِهِ جَليلاً، فَاَقْبَلَ نَحْوَكَ مُؤَمِّلاً لَكَ، مُسْتَحْيِياً                                                      و به عظمت مخالفتش بصیرت پیدا نموده، پس با دلى امیدوار، و رویى شرمسار به سوى تو                                                                   مِنْكَ، وَ وَجَّهَ رَغْبَتَهُ اِلَيْكَ ثِقَةً بِكَ، فَاَمَّكَ بِطَمَعِهِ يَقيناً،                                                      رو آورده، و از روى اطمینان به تو با شوق و رغبت متوجه تو شده، و از باب یقین با بارطمع‏آهنگ تو نموده،                                                                   وَ قَصَدَكَ بِخَوْفِهِ اِخْلاصاً، قَدْ خَلا طَمَعُهُ مِنْ كُلِّ مَطْمُوعٍ                                                      و از روى اخلاص با توشه ترس قصد تو کرده، در حالى که جز تو به احدى                                                                   فيهِ غَيْرِكَ، وَ اَفْرَخَ رَوْعُهُ مِنْ كُلِّ مَحْذُورٍ مِنْهُ سِواكَ، فَمَثَلَ                                                      طمع نداشته، و از هیچ چیز غیر تو نترسیده، پس در حضورت با حال                                                                   بَيْنَ يَدَيْكَ مُتَضَرِّعاً، وَغَمَّضَ بَصَرَهُ اِلَى الْاَرْضِ مُتَخَشِّعاً،                                                      زارى ایستاده، و دیده‏اش را از روى خشوع به زمین دوخته،                                                                   وَ طَأْطَأَ رَاْسَهُ لِعِزَّتِكَ مُتَذَلِّلاً، وَ اَبَثَّكَ مِنْ سِرِّهِ ما اَنْتَ اَعْلَمُ                                                      و در برابر عزت تو باذلت و خوارى سر به‏زیر افکنده، واز سر فروتنى رازى راکه تو بهتر ازاوبدان آگاهى                                                                   بِهِ مِنْهُ خُضُوعاً، وَ عَدَّدَ مِنْ ذُنُوبِهِ ما اَنْتَ اَحْصى‏ لَها                                                      برایت آشکار ساخته، و از سر خشوع معاصى خود را که حضرتت به تعداد آنها آگاهترى                                                                   خُشُوعاً، وَ اسْتَغاثَ بِكَ مِنْ عَظيمِ ما وَقَعَ بِهِ فى عِلْمِكَ، وَ                                                      برشمرده، و از مهلکه‏اى بزرگ که بر علمت گذشته، و                                                                   قَبيحِ ما فَضَحَهُ فى حُكْمِكَ: مِنْ ذُنُوبٍ اَدْبَرَتْ لَذّاتُها                                                      از کار زشتى که به قضاى تو مایه رسوائیش شده به تو پناه آورده: گناهانى که لذّت‏هایش سپرى شده                                                                   فَذَهَبَتْ، وَ اَقامَتْ تَبِعاتُها فَلَزِمَتْ، لايُنْكِرُ - يااِلهى - عَدْلَكَ                                                      و رفته، ولى پیامدهاى زیان بخشش بجاى مانده و گریبانگیر شده، الهى اگر این بنده را عقوبت کنى منکر                                                                   اِنْ عاقَبْتَهُ، وَ لايَسْتَعْظِمُ عَفْوَكَ اِنْ عَفَوْتَ عَنْهُ وَ رَحِمْتَهُ،                                                      عدلت نشود، و اگر از وى بگذرى و بر او رحمت آورى عفوت را عظیم نشمارد،                                                                   لِأَنَّكَ الرَّبُّ الْكَريمُ الَّذى لايَتَعاظَمُهُ غُفْرانُ الذَّنْبِ الْعَظيمِ.                                                      زیرا که تو خداى کریمى هستى، که عفو گناه بزرگ در نظرت بزرگ نمى‏نماید.                                                                   اَللَّهُمَّ فَهااَنَاذا قَدْجِئْتُكَ مُطيعاً لِأَمْرِكَ فيما اَمَرْتَ                                                      بار خدایا اینک منم که در پیشگاهت مطیع و سر به فرمان آمده‏ام در اینکه خود به ما گفتى که                                                                   بِهِ مِنْ‏الدُّعآءِ، مُتَنَجِّزاً وَعْدَكَ فيما وَعَدْتَ بِهِ مِنَ الْاِجابَةِ،اِذْ                                                      تو را بخوانیم، و از تو وفاى به وعده‏اى را که در مورد اجابت داده‏اى خواستارم، زیرا                                                                   تَقُولُ: «اُدْعُونى اَسْتَجِبْ لَكُمْ». اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ                                                      که فرموده‏اى: «مرا بخوانید تا خواسته شما را اجابت کنم». بار خدایا پس بر محمد و آلش درود                                                                   وَ الٍهٍ, وَ القَني بٍمَعرَتٍکَ کَما لَقيتکَ باٍقراري, وَ ارفَعني عَن                                                      فرست, و با آمرزش خود با ممن برخورد کن چنانکه من با اعتراف به گناه با تو برخورد کردم، و مرا از لغزشگاههاى                                                                   مَصارِعِ‏الذُّنُوبِ كَما وَضَعْتُ لَكَ‏نَفْسى، وَاسْتُرْنى بِسِتْرِكَ                                                      معاصى برگیر چنانکه من در برابر تو پستى گزیدم، و بر من پرده پوشى کن                                                                   كَما تَاَنَّيْتَنى عَنِ الْاِنْتِقامِ مِنّى. اَللَّهُمَّ وَ ثَبِّتْ فى طاعَتِكَ نِيَّتى،                                                      چنانکه در انتقام از من درنگ فرمودى. بار الها نیّتم را در طاعتت استوار کن،                                                                   وَ اَحْكِمْ فى عِبادَتِكَ بَصيرَتى، وَ وَفِّقْنى مِنَ الْاَعْمالِ لِما                                                      و بینشم را در عبادتت محکم فرما، و مرا به اعمالى موفق کن که به سبب آن                                                                   تَغْسِلُ بِهِ دَنَسَ الْخَطايا عَنّى، وَ تَوَفَّنى عَلى‏ مِلَّتِكَ وَ مِلَّةِ نَبِيِّكَ                                                      چرک گناهان را از من بشویى، و هنگام خروج از دنیا مرا بر آئین خود و                                                                   مُحَمَّدٍ -عَلَيهِ‏السَّلامُ- اِذا تَوَفَّيْتَنى. اَللَّهُمَّ اِنّى اَتُوبُ‏اِلَيْكَ                                                      پیامبرت (علیه‏السلام) بمیران. بار الها در این موقعیتى که                                                                   فى مَقامى هذا مِنْ كَبآئِرِ ذُنُوبى وَ صَغآئِرِها، وَ بَواطِنِ سَيِّئاتى                                                      در آنم از گناهان بزرگ و کوچکم، و از گناهان پوشیده                                                                   وَ ظَواهِرِها، وَ سَوالِفِ زَلاّتى وَ حَوادِثِها، تَوْبَةَ مَنْ لايُحَدِّثُ                                                      و آشکارم، و از لغزشهاى گذشته و تازه‏ام به سویت بازمى‏گردم، مانند بازگشت توبه کننده‏اى                                                                   نَفْسَهُ بِمَعْصِيَةٍ، وَ لايُضْمِرُ اَنْ يَعُودَ - فى خَطيئَةٍ، وَ قَدْ قُلْتَ                                                      که خیال گناه در درونش نگذرد، و فکر برگشتن به گناه را به خاطرش راه ندهد، و تو خود                                                                   يا اِلهى فى مُحْكَمِ كِتابِكَ اَنَّكَ تَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِكَ، وَ                                                      اى پروردگار من در کتاب محکمت فرمودى که توبه را از بندگانت مى‏پذیرى، و                                                                   تَعْفُو عَنِ السَّيِّئاتِ، وَ تُحِبُّ التَّوَّابينَ، فَاقْبَلْ تَوْبَتى كَما                                                      و از سیّئات درمى‏گذرى، و توبه‏کنندگان را دوست دارى، پس براساس وعده خود توبه‏ام                                                                   وَعَدْتَ، وَاعْفُ عَنْ سَيِّئاتى كَما ضَمِنْتَ، وَ اَوْجِبْ لى                                                      را بپذیر، و همان‏طور که ضمانت نموده‏اى از گناهانم بگذر، و چنانکه شرط فرموده‏اى                                                                   مَحَبَّتَكَ كَما شَرَطْتَ، وَلَكَ - يا رَبِّ - شَرْطى اَلاَّ اَعُودَ فى                                                      محبتت را بر من لازم فرما، و من هم در مقابل این همه عنایت تعهد مى‏کنم که به آنچه پسند تو                                                                   مَكْرُوهِكَ، وَ ضَمانى اَنْ لا اَرْجِعَ فى مَذْمُومِكَ، وَ عَهْدى                                                      نیست برنگردم، و ضمانت مى‏نمایم که به کارى که مورد نکوهش توست بازنگردم، و پیمان                                                                   اَنْ اَهْجُرَ جَميعَ مَعاصيكَ. اَللَّهُمَّ اِنَّكَ اَعْلَمُ بِما عَمِلْتُ،                                                      مى‏بندم که از تمام گناهان دورى کنم. الهى تو به آنچه از من سرزده آگاه‏ترى،                                                                   فَاغْفِرْ لى ما عَلِمْتَ، وَ اصْرِفْنى بِقُدْرَتِكَ اِلى‏ ما اَحْبَبْتَ.                                                      پس آنچه را از من خبردارى بیامرز، و مرا با قدرت خود به سوى آنچه دوست دارى متوجه ساز.                                                                   اَللَّهُمَّ وَ عَلَىَّ تَبِعاتٌ قَدْ حَفِظْتُهُنَّ، وَ تَبِعاتٌ قَدْ نَسِيتُهُنَّ،                                                      خداوندا، بر ذمّه من و بالهایى است که به یاد دارم، و وبالهایى است که فراموشم شده،                                                                   وَ كُلُّهُنَّ بِعَيْنِكَ الَّتى لاتَنامُ، وَ عِلْمِكَ الَّذى لايَنْسى‏،                                                      و همه آنها در برابر دیده توست که به خواب نمى‏رود، و نزد علم توست که در آن فراموشى راه ندارد،                                                                   فَعَوِّضْ مِنْها اَهْلَها، وَ احْطُطْ عَنّى وِزْرَها، وَ خَفِّفْ عَنّى                                                      پس در مقابل آن و بالها به صاحبانش عوض بده، و وزر آن را از من بریز، و سنگینى آن را از دوش جان                                                                   ثِقْلَها، وَ اعْصِمْنى مِنْ اَنْ اُقارِفَ مِثْلَها. اَللَّهُمَّ وَ اِنَّهُ لا                                                      من‏بردار، و مرا از دستیازى به نظیر آن بازدار. الهى مرا قدرت                                                                   وَفآءَ لى بِالتَّوْبَةِ اِلاّ بِعِصْمَتِكَ، وَ لاَاسْتِمْساكَ بى عَنِ الْخَطايا                                                      وفاى به توبه خود جز با حفظ تو نیست، و توان خوددارى از گناهان ندارم                                                                   اِلاَّ عَنْ قُوَّتِكَ، فَقَوِّنى بِقُوَّةٍ كافِيَةٍ، وَ تَوَلَّنى بِعِصْمَةٍ مانِعَةٍ.                                                      جز به قوّت تو، پس مرا با نیروى کافى تقویت کن، و خود عهده‏دار نیروى بازدارنده از گناهم باش.                                                                   اَللَّهُمَّ اَيُّما عَبْدٍ تابَ اِلَيْكَ وَ هُوَ فى عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ                                                      الهى هر بنده‏اى که به سویت باز گردد و حضرتت به علم غیبى که دارى مى‏دانى                                                                   فاسِخٌ لِتَوْبَتِهِ، وَ عآئِدٌ فى ذَنْبِهِ وَ خَطيئَتِهِ، فَاِنّى اَعُوذُ بِكَ                                                      که او توبه‏شکن و بازگردنده به گناه و خطاى خویش است، پس من به تو پناه مى‏برم                                                                   اَنْ اَكُونَ كَذلِكَ، فَاجْعَلْ تَوْبَتى هذِهِ تَوْبَةً لا اَحْتاجُ بَعْدَها                                                      از آنکه چنین باشم، اینک این توبه مرا چنان توبه‏اى قرار ده که بعد از آن محتاج توبه‏اى                                                                   اِلى‏ تَوْبَةٍ، تَوْبَةً مُوجِبَةً لِمَحْوِ ما سَلَفَ، وَالسَّلامَةِ فيما بَقِىَ.                                                      دیگر نباشم، توبه‏اى که سبب محو گناهان گذشته، و ایمنى از گناه در بقیّه ایّام عمر باشد.                                                                   اَللَّهُمَّ اِنّى اَعْتَذِرُ اِلَيْكَ مِنْ جَهْلى، وَ اَسْتَوْهِبُكَ سُوءَ فِعْلى،                                                      خداوندا از نادانى خود از حضرتت عذر مى‏خواهم، و بخشش از کردار بدم را از تو خواهانم،                                                                   فَاضْمُمْنى اِلى‏ كَنَفِ رَحْمَتِكَ تَطَوُّلاً، وَ اسْتُرْنى بِسِتْرِ                                                      پس از باب احسان مرا در پناه رحمت خویش درآور، و از راه تفضل لباس                                                                   عافِيَتِكَ تَفَضُّلاً. اَللَّهُمَّ وَ اِنّى اَتُوبُ اِلَيْكَ مِنْ كُلِّ ما خالَفَ                                                      عافیت بر من بپوشان. الهى، و از هر چه مخالف خواست                                                                   اِرادَتَكَ، اَوْ زالَ عَنْ مَحَبَّتِكَ،مِنْ‏خَطَراتِ‏قَلْبى،وَلَحَظاتِ                                                      تو بوده، یا از گردونه محبت تو بیرون مى‏برد، از خاطراتى که در قلبم گذشته، و نگاههاى                                                                   عَيْنى، وَ حِكاياتِ لِسانى، تَوْبَةً تَسْلَمُ بِها كُلُّ جارِحَةٍ عَلى‏                                                      چشمم، و گفتارهاى زبانم، چنان توبه‏اى مى‏کنم که هر یک از اعضایم به                                                                   حِيالِها مِنْ تَبِعاتِكَ، وَ تَاْمَنُ مِمّا يَخافُ الْمُعْتَدُونَ مِنْ اَليمِ                                                      سهم خود از عقوبتت سالم ماند، و از انتقام و قهرى که متجاوزگران از آن مى‏هراسند                                                                   سَطَواتِكَ. اَللَّهُمَّ فَارْحَمْ وَحْدَتى بَيْنَ يَدَيْكَ، وَ وَجيبَ                                                      ایمن گردد. الهى بر تنهائیم در پیشگاهت، و تپیدن                                                                   قَلْبى مِنْ خَشْيَتِكَ، وَ اضْطِرابَ اَرْكانى مِنْ هَيْبَتِكَ، فَقَدْ                                                      قلبم از ترست، و لرزه اعضایم از هیبتت رحم کن، زیرا                                                                   اَقامَتْنى -يارَبِّ- ذُنُوبى مَقامَ‏الْخِزْىِ بِفِنآئِكَ، فَاِنْ سَكَتُّ                                                      گناهانم - اى پروردگار من - مرا در عرصه رسوایى و خوارى در پیشگاهت نشانده، پس اگر حرف نزنم                                                                   لَمْ‏يَنْطِقْ عَنّى اَحَدٌ، وَ اِنْ شَفَعْتُ فَلَسْتُ بِاَهْلِ الشَّفاعَةِ.                                                      کسى از جانب من سخن نمى‏گوید، و اگر از خود شفاعت کنم چنان نیستم که شفاعتم پذیرفته گردد.                                                                   اَللَّهُمَّ صَلِّ - عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ شَفِّعْ فى خَطاياىَ كَرَمَكَ،                                                      بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست، و کرمت را درباره خطاهایم شفیع من فرما،                                                                   وَعُدْ عَلى‏ سَيِّئاتى بِعَفْوِكَ، وَ لاتَجْزِنى جَزآئى مِنْ عُقُوبَتِكَ،                                                      و زشتى‏هایم را با عفوت از من ببخش، و جزایم را از عقوبت خود مساز،                                                                   وَابْسُطْ عَلَىَّ طَوْلَكَ، وَ جَلِّلْنى بِسِتْرِكَ، وَافْعَلْ بى فِعْلَ                                                      و دامان احسانت را بر من بگستر، و مرا در پرده عفوت بپوشان، و با من رفتار شخص پر قدرتى کن                                                                   عَزيزٍ تَضَرَّعَ اِلَيْهِ عَبْدٌ ذَليلٌ فَرَحِمَهُ، اَوْ غَنِىٍّ تَعَرَّضَ لَهُ                                                      که بنده‏اى ذلیل با زارى به درگاهش رفته و او بر وى ترحم نموده، یا ثروتمندى که فقیرى سر راهش                                                                   عَبْدٌ فَقيرٌ فَنَعَشَهُ. اَللَّهُمَّ لا خَفيرَ لى مِنْكَ فَلْيَخْفُرْنى عِزُّكَ،                                                      نشسته و او از وى دستگیرى نموده. بارالها مرا از تو پناه‏دهنده‏اى نیست پس باید عزت تو پناهم دهد،                                                                   وَ لا شَفِيعَ لى اِلَيْكَ فَلْيَشْفَعْ لى فَضْلُكَ، وَ قَدْ اَوْجَلَتْنى                                                      و براى من شفیعى به سوى تو نیست پس باید فضل تو شفیعم شود، و گناهانم مرا                                                                   خَطاياىَ فَلْيُؤْمِنّى عَفْوُكَ، فَما كُلُّ ما نَطَقْتُ بِهِ عَنْ جَهْلٍ                                                      در عرصه ترس بُرده پس باید عفو تو مرا ایمن سازد، زیرا آنچه بر زبان آوردم                                                                   مِنّى بِسُوءِ اَثَرى، وَ لا نِسْيانٍ لِما سَبَقَ مِنْ ذَميمِ فِعْلى،                                                      از باب جهل به کردار زشتم، و در اثر فراموشى کارهاى بد گذشته‏ام نیست،                                                                   لكِنْ لِتَسْمَعَ سَمآؤُكَ وَ مَنْ فيها، وَ اَرْضُكَ وَ مَنْ عَلَيْها                                                      بلکه براى آن است که آسمان تو و هر که در آن است، و زمین تو و هر که بر روى آن است کردم،                                                                   ما اَظهَرت لَکَ مٍنَ الندَمٍ, وَ لَجَات اٍلَيکَ فيهٍ مٍنَ التوبه , فَلَعَل                                                      ندامتی را که برای تو آشکار کردم, و توبه‏اى را که به‏سبب آن به تو پناه بردم بشنوند، تا مگر یکى از                                                                   بَعْضَهُمْ بِرَحْمَتِكَ يَرْحَمُنى لِسُوءِ مَوْقِفى، اَوْ تُدْرِكُهُ الرِّقَّةُ                                                      اینان در سایه رحمتت بر پریشان‏حالیم رحم کند، یا براى آشفتگیم                                                                   عَلَىَّ - لِسُوءِ حالى، فَيَنالَنى مِنْهُ بِدَعْوَةٍ هِىَ اَسْمَعُ لَدَيْكَ مِنْ                                                      بر من رقّت آورد، پس از جانب خود دعایى به حال من کند که از دعاى خود من نزد تو به اجابت                                                                   دُعآئى، اَوْشَفاعَةٍ اَوْ كَدُ عِنْدَكَ مِنْ شَفاعَتى، تَكُونُ بِها نَجاتى                                                      نزدیکتر باشد، یا شفاعتى نصیبم گردد که از شفاعت خودم نزد تو استوارتر جلوه کند، و رهاییم                                                                   مِنْ غَضَبِكَ، وَ فَوْزَتى بِرِضاكَ. اَللَّهُمَّ اِنْ يَكُنِ النَّدَمُ تَوْبَةً                                                      از خشم تو، و دستیابیم به خشنودیت در آن باشد. الهى اگر پشیمانى در پیشگاه حضرتت توبه است                                                                   اِلَيْكَ فَاَنَا اَنْدَمُ النّادِمينَ، وَ اِنْ يَكُنِ التَّرْكُ لِمَعْصِيَتِكَ اِنابَةً                                                      پس من از همه پشیمان‏ترم، و اگر ترک گناه بازگشت محسوب مى‏شود                                                                   فَاَنَا اَوَّلُ الْمُنيبينَ، وَ اِنْ يَكُنِ‏الْاِسْتِغْفارُ حِطَّةً لِلذُّنُوبِ فَاِنّى                                                      پس اولین بازگشت کننده منم، و اگر استغفار سبب ریختن گناهان است پس من در برابرت                                                                   لَكَ مِنَ الْمُسْتَغْفِرينَ. اَللَّهُمَّ فَكَما اَمَرْتَ بِالتَّوْبَةِ وَ ضَمِنْتَ                                                      از استغفار کنندگانم، بارالها همان‏گونه که به توبه و بازگشت فرمان دادى و پذیرش آن را                                                                   الْقَبُولَ، وَ حَثَثْتَ عَلَى الدُّعآءِ وَ وَعَدْتَ الْاِجابَةَ، فَصَلِّ                                                      ضمانت فرمودى، و بر دعا ترغیب نمودى و نسبت به آن وعده اجابت دادى، پس بر                                                                   عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاقْبَلْ‏تَوْبَتى، وَلاتَرْجِعْنى‏مَرْجِعَ الْخَيْبَةِ                                                      محمد و آلش درود فرست، و توبه‏ام را قبول کن، و از رحمتت نومید و مأیوسم                                                                   مِنْ رَحْمَتِكَ، اِنَّكَ اَنْتَ التَّوّابُ عَلَى الْمُذْنِبينَ، وَ الرَّحيمُ                                                      باز مگردان، زیرا که حضرتت پذیرنده توبه گناهکاران، و بخشنده خطاپیشگانى هستى                                                                    لِلْخاطِئينَ الْمُنيبينَ.اَللَّهُمَّ صَلِ‏عَلَى مُحَمَّدٍ وَالِهِ كَماهَدَيْتَنا                                                      که از صمیم دل به تو بازمى‏گردند. بار الها بر محمد و آلش دورد فرست همچنان که به وسیله او ما را هدایت                                                                   بِهِ، وَ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ كَمَا اسْتَنْقَذْتَنا بِهِ، وَ صَلِ‏عَلى‏                                                      فرمودى، و بر محمد و آلش درود فرست همچنان که به سبب او ما را رهایى کرامت کردى، و بر محمد                                                                   مُحَمَّدٍ وَ الِهِ صَلوةً تَشْفَعُ لَنا يَوْمَ الْقِيمَةِ وَ يَوْمَ الْفاقَةِ                                                      و آلش درود فرست چنان درودى که در قیامت و در روز نیاز به تو از ما شفاعت                                                                   اِلَيْكَ، اِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَديرٌ، وَ هُوَ عَلَيْكَ يَسيرٌ.                                                      کند، که تو بر هر چیز توانایى، و آن بر تو سهل و آسان است.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 19 تا 36"
    },
    {
        "title": "دعای  32 - دعاي آنحضرت در نماز شب",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كان مِن دعائِه عليه‏السلام بَعدَالفَراغِ مِنْ‏ صَلوةِاللَّيْلِ لِنَفْسِهِ فِى‏الْاِعْترافِ بِالذَّنْبِ‏                                                      «دعاى آن حضرت براى خود پس از فراغ از نماز شب در اعتراف به گناه»                                                                   اَللَّهُمَّ يا ذَاالْمُلْكِ الْمُتَاَبِّدِ بِالْخُلُودِ، وَ السُّلْطانِ الْمُمْتَنِعِ بِغَيْرِ                                                      بار الها، اى دارنده ملک ابدى و جاوید، و سلطنت دست‏نایافتنى بدون                                                                   جنود و لااعوان, و القز الباقي علي مر الدهور و خوالي                                                      سپاه و دستیاران، و عزّت باقى که با گذشت روزگاران و سالهاى                                                                   الْاَعْوامِ وَ مَواضِى الْاَزْمانِ وَالْاَيّامِ، عَزَّ سُلْطانُكَ عِزّاً لا حَدَّ                                                      گذشته، و زمانها و روزهاى سپرى شده باقى است، فرمانروایى و حکومتت چنان غالب است که اول آن                                                                    لَهُ بِاَوَّلِيَّةٍ، وَ لا مُنْتَهى‏ لَهُ بِاخِرِيَّةٍ، وَاسْتَعْلى‏ مُلْكُكَ عُلُوّاً                                                      را حدى، و آخر آن را نهایتى نیست، و پادشاهیت چنان بلند پایه است که همه چیز از دسترسى                                                                   سَقَطَتِ‏الْاَشْيآءُ دُونَ بُلُوغِ اَمَدِهِ، وَلايَبْلُغُ اَدْنى‏ مَااسْتَاْثَرْتَ                                                      به قلّه آن فرومانده است، و دورترین توصیف واصفان به پایین‏ترین مرتبه از بلندى                                                                   بِهِ مِنْ ذلِكَ اَقْصى‏ نَعْتِ النَّاعِتينَ، ضَلَّتْ فيكَ الصِّفاتُ،                                                      و رفعتى که به خود اختصاص داده‏اى نمى‏رسد، اوصاف در مقام وصفت سرگشته‏اند،                                                                   وَ تَفَسَّخَتْ دُونَكَ‏النُّعُوتُ، وَ حارَتْ فى كِبْرِيآئِكَ لَطآئِفُ                                                      و تعریف‏ها در پاى حضرتت از هم گیسخته‏اند، و در عرصه‏گاه کبریائیت دقیق‏ترین                                                                   الْاَوْهامِ، كَذلِكَ اَنْتَ اللَّهُ الْاَوَّلُ فى اَوَّلِيَّتِكَ، وَ عَلى‏ ذلِكَ                                                      تصورات سرگردانند، تو اى خداى ازلى در ازلیتت اینچنین بوده‏اى، و دائم و جاودان                                                                   اَنْتَ دآئِمٌ لاتَزُولُ، وَ اَنَا الْعَبْدُ الضَّعيفُ عَمَلاً، الْجَسيمُ                                                      بر این مرحله خواهى بود، و منم آن بنده با عمل اندک، و آرزوى                                                                   اَمَلاً، خَرَجَتْ مِنْ يَدى اَسْبابُ الْوُصُلاتِ اِلاّ ما وَصَلَهُ                                                      بسیار، که وسائل پیوند با تو از کفم بیرون رفته مگر آنچه رحمتت آن را                                                                   رَحْمَتُكَ، وَ تَقَطَّعَتْ عَنّى عِصَمُ الْامالِ اِلاّ ما اَنَا مُعْتَصِمٌ                                                      متصل نموده، و رشته‏هاى امیدم از من گسسته مگر آنچه از                                                                   بِهِ مِنْ عَفْوِكَ، قَلَّ عِنْدى ما اَعْتَدُّ بِهِ مِنْ طاعَتِكَ، وَ كَثُرَ عَلَىَّ                                                      عفو تو که به آن چنگ زده‏ام، طاعتى که به حساب آورم اندک، و معصیتى که به آن                                                                   مااَبُوءُ بِهِ‏مِنْ مَعْصِيَتِكَ، وَلَنْ يَضيقَ عَلَيْكَ عَفْوٌ عَنْ عَبْدِكَ                                                      اعتراف کنم بسیار است، و عفو و بخشش از بنده‏ات بر تو سخت نیاید اگر چه بد                                                                   وَ اِنْ اَسآءَ، فَاعْفُ عَنّى. اَللَّهُمَّ وَ قَدْ اَشْرَفَ عَلى‏ خَفايَا                                                      کرده باشد، پس مرا عفو کن. بار الها دانش تو بر اعمال نهانى                                                                   الْاَعْمالِ عِلْمُكَ، وَ انْكَشَفَ كُلُّ مَسْتُورٍ دُونَ خُبْرِكَ، وَ                                                      واقف است، و هر پوشیده‏اى در برابر آگاهیت آشکار، و                                                                   لاتَنْطَوى عَنْكَ دَقآئِقُ الْاُمُورِ، وَ لاتَعْزُبُ عَنْكَ غَيِّباتُ                                                      دقایق امور از نظرت پنهان نیست، و رازهاى نهان از تو مخفى                                                                   السَّرآئِرِ، وَقَدِ اسْتَحْوَذَ عَلَىَّ عَدُوُّكَ الَّذِى اسْتَنْظَرَكَ لِغَوايَتى                                                      نمى‏ماند، و همانا بر من چیره شده است دشمن تو که براى گمراه کردن من از تو فرصت خواسته و تو بنا بر مصالحى                                                                   فَاَنْظَرْتَهُ، وَ اسْتَمْهَلَكَ اِلى‏ يَوْمِ الدّينِ لِاِضْلالى فَاَمْهَلْتَهُ،                                                      فرصتش دادى، و براى منحرف کردن من تا روز قیامت از تو مهلت خواسته و تو مهلتش دادى،                                                                   فَاَوْقَعَنى وَقَدْ هَرَبْتُ اِلَيْكَ مِنْ صَغآئِرِ ذُنُوبٍ مُوبِقَةٍ، وَكَبآئِرِ                                                      پس این دشمن غدّار مرا به زمین زد در حالى که از گناهان کوچک هلاک کننده، و معصیت‏هاى                                                                   اَعْمالٍ مُرْدِيَةٍ، حَتّى‏ اِذا قارَفْتُ مَعْصِيَتَكَ، وَ اسْتَوْجَبْتُ                                                      بزرگ تباه‏کننده به سوى تو گریختم، تا چون دچار معصیت تو شدم، و بر اثر کوشش                                                                   بِسُوءِ سَعْيى سَخَطَتَكَ، فَتَلَ عَنّى عِذارَ غَدْرِهِ، وَ تَلَقّانى                                                      زشتم مستحق خشم تو گشتم، عنان حیله و تزویر خود را از من بازگردانید، و با کلمه کفر خود                                                                   بِكَلِمَةِ كُفْرِهِ، وَ تَوَلَّى الْبَرآئَةَ مِنّى، وَ اَدْبَرَ مُوَلِّياً عَنّى،                                                      با من روبرو شد، و از من بیزارى جست، و به من پشت کرده به راه افتاد،                                                                   فَاَصْحَرَنى لِغَضَبِكَ فَريداً، وَ اَخْرَجَنى اِلى‏ فِنآءِ نَقِمَتِكَ                                                      و مرا در معرض خشم تو تنها گذاشت، و در عرصه‏گاه انتقام تو                                                                   طَريداً، لاشَفيعٌ يَشْفَعُ لى‏اِلَيْكَ، وَ لا خَفيرٌ يُؤْمِنُنى عَلَيْكَ،                                                      رها ساخت، نه کسى از من به درگاهت شفاعت کند، و نه پناه دهنده‏اى در برابرت امانم دهد،                                                                   وَ لا حِصْنٌ يَحْجُبُنى عَنْكَ، وَ لا مَلاذٌ اَلْجَاُ اِلَيْهِ مِنْكَ. فَهذا                                                      و نه هیچ دژ استوارى مرا از تو مانع نگردد، و نه پناهگاهى هست که از تو به آن پناه برم. اینک در                                                                   مَقامُ الْعآئِذِ بِكَ، وَ مَحَلُّ الْمُعْتَرِفِ لَكَ، فَلايَضيقَنَّ عَنّى                                                      مقام پناه‏آورنده به تو، و اقرار کننده به گناه ایستاده‏ام، پس مباد که فضل تو از من                                                                   فَضلکَ, وَلايَقصرَن دوني عَفوکَ, وَلااکن اَخيَبَ عٍبادٍکَ                                                      تنگی گیرد, و عفو و بخششت از من کوتاه آید، و مباد که من زیانمندترین بندگان                                                                   التّآئِبينَ، وَ لا اَقْنَطَ وُفُودِكَ الْامِلينَ، وَ اغْفِرْ لى، اِنَّكَ                                                      توبه‏کارت، و ناامیدترین کسانى باشم که بر خوان نعمتت نشسته‏اند، و مرا بیامرز، که تو                                                                   خَيْرُ الْغافِرينَ. اَللَّهُمَّ اِنَّكَ اَمَرْتَنى فَتَرَكْتُ، وَ نَهَيْتَنى فَرَكِبْتُ،                                                      بهترین آمرزندگانى. الهى مرا فرمان دادى و من فروگذاشتم، و مرا نهى کردى و من مرتکب شدم،                                                                   وَ سَوَّلَ لِىَ الْخَطآءَ خاطِرُ السُّوءِ فَفَرَّطْتُ، ولااَسْتَشْهِدُ                                                      و اندیشه سوء گناه را در نظرم آراست پس تقصیر کردم، نه روزى را                                                                   عَلى‏ صِيامى نَهاراً، وَ لا اَسْتَجيرُ بِتَهَجُّدى لَيْلاً، وَ لاتُثْنى                                                      به روزه‏گرفتنم گواه مى‏گیرم، و نه به بیدارى شبى پناه مى‏گیرم، و نه سنّتى را برپا داشته‏ام                                                                   عَلَىَّ بِاِحْيآئِها سُنَّةٌ، حاشى‏ فُرُوضِكَ الَّتى مَنْ ضَيَّعَها هَلَكَ،                                                      تا از من به خوبى یاد کند، جز واجبات تو که هر کس آنها را ضایع کند هلاک شود کارى نکرده‏ام،                                                                   وَ لَسْتُ اَتَوَسَّلُ اِلَيْكَ بِفَضْلِ نافِلَةٍ مَعَ كَثيرِ ما اَغْفَلْتُ مِنْ                                                      و نه نافله‏اى بجاى آورده‏ام تا به سبب آن دست توسّل به تو زنم در صورتى که بسیارى از                                                                   وَظآئِفِ فُرُوضِكَ، وَ تَعَدَّيْتُ عَنْ مَقاماتِ حُدُودِكَ اِلى‏                                                      شروط واجبات را به غفلت فروگذاشته‏ام، و از حدود و مقرّرات تو تجاوز کرده پرده                                                                   حُرُماتٍ انْتَهَكْتُها، وَ كَبآئِرِ ذُنُوبٍ اجْتَرَحْتُها، كانَتْ                                                      حرمت‏هایى را دریده‏ام، و گناهان بزرگى مرتکب شده‏ام، که فقط                                                                   عافِيَتُكَ لى مِنْ فَضآئِحِها سِتْراً. وَ هذا مَقامُ مَنِ‏اسْتَحْيى‏ لِنَفْسِهِ                                                      عافیت تو در برابر رسواییهایم بر من پرده پوشیده است. و این جایگاه کسى است که به خاطر خود                                                                   مِنْكَ، وَ سَخِطَ عَلَيْها وَ رَضِىَ عَنْكَ، فَتَلَقَّاكَ بِنَفْسٍ                                                      از تو شرمگین، و بر خود خشمگین و از تو خشنود است، پس با دلى                                                                   خاشِعَةٍ، وَ رَقَبَةٍ خاضِعَةٍ، وَ ظَهْرٍ مُثْقَلٍ مِنَ الْخَطايا، واقِفاً                                                      شکسته، و گردنى فروافکنده، و پشتى از گناهان گرانبار و خمیده با تو روبرو شده، در میان                                                                   بَيْنَ الرَّغْبَةِ اِلَيْكَ وَ الرَّهْبَةِ مِنْكَ، وَ اَنْتَ اَوْلى‏ مَنْ رَجاهُ،                                                      بیم و امیدِ به تو ایستاده، و تو شایسته‏تر کسى هستى که به او امید ورزد،                                                                   وَاَحَقُّ مَنْ‏خَشِيَهُ وَاتَّقاهُ. فَاَعْطِنى يارَبِّ مارَجَوْتُ،وَامِنّى                                                      و سزاوارتر کسى هستى که از او بترسد و پروا کند. الهى پس آنچه را امید دارم به من بخشش، و از آنچه                                                                   ما حَذِرْتُ، وَعُدْ عَلَىَّ بِعآئِدَةِ رَحْمَتِكَ، اِنَّكَ اَكْرَمُ الْمَسْئُولينَ.                                                      مى‏ترسم ایمنم فرما، و رحمتت را شامل حالم کن، که تو کریم‏ترین کسى هستى‏که از او درخواست شود.                                                                   اَللَّهُمَّ وَ اِذْ سَتَرْتَنى بِعَفْوِكَ، وَ تَغَمَّدْتَنى بِفَضْلِكَ فى دارِ                                                      بار الها اکنون که مرا به پرده عفو خود پوشاندى، و در این جهان                                                                   الْفَنآءِ بِحَضْرَةِ الْاَكْفآءِ، فَاَجِرْنى مِنْ فَضيحاتِ دارِ الْبَقآءِ                                                      فانى در معرض دید همدوشان غرق بخشش خود نمودى، پس مرا از رسواییهاى جهان باقى                                                                   عِنْدَ مَواقِفِ الْاَشْهادِ مِنَ الْمَلآئِكَةِ الْمُقَرَّبينَ، وَ الرُّسُلِ                                                      در برابر حضار و بینندگان از فرشتگان مقرّب، و پیامبران                                                                   الْمُكَرَّمينَ، وَالشُّهَدآءِ وَ الصّالِحينَ، مِنْ جارٍ كُنْتُ اُكاتِمُهُ                                                      گرامى، و شهدا و صالحین پناه ده، از همسایه‏اى که زشتیهایم را از او                                                                   سَيِّئاتى، وَ مِنْ ذى رَحِمٍ كُنْتُ اَحْتَشِمُ مِنْهُ فى سَريراتى،                                                      مى‏پوشاندم و از خویشاوندى که در کارهاى پنهانى خود از او شرم مى‏داشتم،که - الهى -                                                                   لَمْ اَثِقْ بِهِمْ رَبِّ فِى السَّتْرِ عَلَىَّ، وَ وَثِقْتُ بِكَ رَبِّ فِى الْمَغْفِرَةِ                                                      به پرده‏پوشى ایشان اعتماد نداشتم، و به تو اطمینان کردم اى خداى من، که مرا ببخشى،                                                                   لى، وَ اَنْتَ اَوْلى‏ مَنْ وُثِقَ بِهِ، وَ اَعْطى‏ مَنْ رُغِبَ اِلَيْهِ، وَ                                                      وتوسزاوارکسى‏هستى‏که‏به‏او اعتمادشود، وبخشنده‏ترکسى هستى‏که‏به‏او روى‏آورده شود، و                                                                   اَرْاَفُ مَنِ اسْتُرْحِمَ، فَارْحَمْنى. اَللَّهُمَّ وَ اَنْتَ حَدَرْتَنى                                                      مهربان‏تر کسى هستى که مهرش خواسته شود، پس بر من رحمت آر. الهى تو مرا به صورت                                                                   مآءً مَهيناً مِنْ صُلْبٍ مُتَضآئِقِ الْعِظامِ، حَرِجِ الْمَسالِكَ، اِلى‏                                                      آبى کم‏ارزش از پشتى که استخوانهایش درهم فشرده، و راههایش بس تنگ است، به تنگناى                                                                   رَحِمٍ ضَيِّقَةٍ سَتَرْتَها بِالْحُجُبِ، تُصَرِّفُنى حالاً عَنْ حالٍ،                                                      رحم که آن را به پرده‏هاپوشیده‏اى سرازیر کردى، در حالى که مرا از مرحله‏اى به مرحله دیگر گرداندى،                                                                   حَتَّى انْتَهَيْتَ بى اِلى‏ تَمامِ الصُّورَةِ، وَ اَثْبَتَ‏فِىَّ الْجَوارِحَ، كَما                                                      تا وقتى که به کمال صورت رساندى، و اعضاء را در پیکر من برقرار نمودى، همان‏گونه                                                                    نَعَتَّ فى كِتابِكَ: نُطْفَةً ثُمَّ عَلَقَةً ثُمَّ مُضْغَةً ثُمَّ عَظْماً ثُمَّ                                                      که «در کتابت وصف فرمودى: نطفه، سپس علقه، آنگاه مضغه، سپس استخوان‏بندى، و بعد استخوانها را                                                                   كَسَوْتَ الْعِظامَ لَحْماً، ثُمَّ اَنْشَاْتَنى خَلْقاً اخَرَكَما شِئْتَ،                                                      به گوشت پوشاندى، و آنگاه مرا بدان‏گونه که خواستى به مرحله‏اى دیگر از آفرینش درآوردى،                                                                   حَتّى‏ اِذَا احْتَجْتُ اِلى‏ رِزْقِكَ، وَ لَمْ اَسْتَغْنِ عَنْ غِياثِ                                                      تا آنجا که وقتى به روزى تو نیاز پیدا کردم، و از یارى احسانت بى‏نیاز                                                                   فَضْلِكَ، جَعَلْتَ لى قُوتاً مِنْ فَضْلِ طَعامٍ وَ شَرابٍ اَجْرَيْتَهُ                                                      نبودم، برایم روزى فراهم نمودى، از زیادى آن مقدار خوردنى و آشامیدنى                                                                   لِأَمَتِكَ الَّتى‏اَسْكَنْتَنى جَوْفَها، وَ اَوْدَعْتَنى قَرارَ رَحِمِها. وَلَوْ                                                      کنیزت که مرا در اندرونش جاى دادى و در رحم او به ودیعت سپردى، و اگر                                                                   تَكِلُنى - يا رَبِّ- فى تِلْكَ الْحالاتِ اِلى‏ حَوْلى،اَوْ تَضْطَرُّنى اِلى‏                                                      مرا -اى خداى من- در چنین حالات به‏تدبیر خویشم وا مى‏گذاشتى، یا ناچارم مى‏کردى که از نیروى خود                                                                   قُوَّتى، لَكانَ الْحَوْلُ عَنّى مُعْتَزِلاً، وَ لَكانَتِ الْقُوَّةُ مِنّى بَعيدَةً،                                                      بهره‏گیرم، همانا که توان راهیابى به هدف از من کناره مى‏گرفت، و نیرو و قوّت از من دور مى‏شد،                                                                   فَغَذَوْتَنى بِفَضْلِكَ غِذآءَ الْبَرِّ اللَّطيفِ، تَفْعَلُ ذلِكَ بى                                                      پس به فضل و احسانت چون شخصى نیکوکار و دلسوز به من غذا دادى، و آنهمه لطف را از سر تفضل تا بدین پایه                                                                   تَطَوُّلاً عَلَىَّ اِلى‏ غايَتى هذِهِ، لا اَعْدَمُ بِرَّكَ، وَ لا يُبْطِى‏ءُ - بى                                                      که رسیده‏ام همچنان درباره‏ام بجا مى‏آورى، از خیرت محروم نمى‏گردم، و خوبى اِنعامت                                                                   حُسْنُ صَنيعِكَ، وَ لاتَتَاَكَّدُ مَعَ ذلِكَ ثِقَتى، فَاَتَفَرَّغَ لِما هُوَ                                                      درباره‏ام به تأخیر نمى‏افتد، و با این وجود اعتمادم به تو محکم نمى‏شود، تا کوشش خود را در کارى                                                                   اَحْظى‏ لى عِنْدَكَ، قَدْ مَلَكَ الشَّيْطانُ عِنانى فى سُوءِ الظَّنِّ                                                      که برایم نزد تو سودمندتر است به‏کار برم، شیطان مهارم را در بدبینى                                                                   وَ ضَعْفِ الْيَقينِ، فَاَنَا اَشْكُو سُوءَ مُجاوَرَتِهِ لى، وَ طاعَةَ                                                      و ضعف یقین به دست گرفته، از این رو از بدرفتارى او و پیروى نفسم از این موجود خطرناک                                                                   نَفْسى لَهُ، وَ اَسْتَعْصِمُكَ مِنْ مَلَكَتِهِ، وَ اَتَضَرَّعُ اِلَيْكَ فى                                                      شکایت دارم، و از چیرگى او بر خودم از تو پناه مى‏جویم، و به تو زارى مى‏کنم تا                                                                   صَرْفِ كَيْدِهِ عَنّى، وَاَسْئَلُكَ فى‏اَنْ تُسَهِّلَ اِلى‏ رِزْقى سَبيلاً.                                                      مکر او را از من بگردانى، و از تو مى‏خواهم که براى به‏دست آوردن روزى راهى آسان فرارویم قرار دهى.                                                                   فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَى ابْتِدآئِكَ بِالنِّعَمِ الْجِسامِ، وَ اِلْهامِكَ الشُّكْرَ                                                      پس حمد تو را بر آنکه نعمت‏هاى بزرگ را آغاز نمودى، و شکر                                                                   عَلَى الْاِحْسانِ وَ الْاِنْعامِ. فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ سَهِّلْ                                                      بر احسان و انعام را الهام فرمودى. پس بر محمد و آلش درود فرست، و روزیم را بر من                                                                   عَلَىَّ رِزْقى، وَ اَنْ تُقَنِّعَنى بِتَقْديرِكَ لى، وَ اَنْ تُرْضِيَنى                                                      آسان کن، و مرا به اندازه‏اى که برایم مقرر کرده‏اى قانع ساز، و                                                                   بِحِصَّتى فيما قَسَمْتَ لى، وَ اَنْ تَجْعَلَ ما ذَهَبَ مِنْ جِسْمى                                                      به سهم خودم در آنچه قسمتم کرده‏اى خشنود کن، و آنچه از جسم                                                                   وَ عُمْرى فى سَبيلِ طاعَتِكَ، اِنَّكَ خَيْرُ الرّازِقينَ. اَللَّهُمَّ                                                      و عمرم صرف شده در راه طاعت خود به حساب آر، که تو بهترین روزى دهندگانى. الهى                                                                   اِنّى اَعوُذُ بِكَ مِنْ نارٍ تَغَلَّظْتَ بِها عَلى‏ مَنْ عَصاكَ، وَ تَوَعَّدْتَ                                                      به تو پناه مى‏برم از آتشى که به سبب آن بر هر که تو را معصیت نموده سخت‏گرفته‏اى، و هر که را روى                                                                   بِها مَنْ صَدَفَ عَنْ رِضاكَ، وَ مِنْ نارٍ نُورُها ظُلْمَةٌ، وَ هَيِّنُها                                                      از خشنودیت گردانده وعده عذاب داده‏اى، و از آتشى که نورش تاریکى، و ملایمش                                                                   اَليمٌ، وَ بَعيدُها قَريبٌ، وَ مِنْ نارٍ يَاْكُلُ بَعْضَها بَعْضٌ، وَ                                                      دردناک، و دورش نزدیک است، و از آتشى که بعضى از آن بعض دیگر را مى‏خورد، و                                                                   يَصُولُ بَعْضُها عَلى‏ بَعْضٍ، وَ مِنْ نارٍ تَذَرُ الْعِظامَ رَميماً، وَ                                                      بخشى بر بخش دیگر حمله مى‏برد، و از آتشى که استخوان را مى‏پوساند، و                                                                   تَسْقى اَهْلَها حَميماً، وَمِنْ نارٍ لاتُبْقى عَلى‏ مَنْ تَضَرَّعَ اِلَيْها،                                                      ساکنین خود را از آب جوشان سیراب مى‏کند، و از آتشى که بر زارى‏کنندگان رحم نمى‏آورد،                                                                   وَ لا تَرْحَمُ مَنِ اسْتَعْطَفَها، وَ لاتَقْدِرُ عَلَى التَّخْفيفِ عَمَّنْ                                                      و به کسى‏که از او مهر جوید مهر نمى‏ورزد، و داراى آن قدرت نیست که از رنج کسى که نزد او                                                                   خَشَعَ لَها وَ اسْتَسْلَمَ اِلَيْها، تَلْقى‏ سُكَّانَها بِاَحَرِّ ما لَدَيْها مِنْ                                                      فروتنى مى‏کند و در مقابلش سر تسلیم به زیر مى‏آورد بکاهد، آتشى که با ساکنین خود با                                                                   اَليمِ‏النَّكالِ وَ شَديدِالْوَبالِ. وَاَعُوذُ بِكَ مِنْ‏عَقارِبِهَا الْفاغِرَةِ                                                      دردناکترین عذاب و سخت‏ترین وبال برخورد مى‏کند. و به تو پناه مى‏برم از عقربهاى دهان                                                                   اَفْواهُها، وَ حَيّاتِهَا الصّالِقَةِ بِاَنْيابِها، وَ شَرابِهَا الَّذى يُقَطِّعُ                                                      گشوده‏اش، و مارهاى نیش‏زننده‏اش، و از آشامیدنیش که                                                                   اَمْعآءَ وَ اَفْئِدَةَ سُكّانِها، وَ يَنْزِعُ قُلُوبَهُمْ. وَ اَسْتَهْديكَ لِما                                                      امعاء و احشاء ساکنین خود را پاره پاره مى‏کند، و دلهایشان را برمى‏کَند. و راهنمایى تو را به آنچه                                                                   باعَدَ مِنْها، وَ اَخَّرَ عَنْها. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ                                                      مرا از آن آتش دور سازد و عقب اندازد خواستارم. بار خدایا بر محمد و آلش دورد فرست، و                                                                   اَجِرْنى مِنْها بِفَضْلِ رَحْمَتِكَ، وَ اَقِلْنى عَثَراتى بِحُسْنِ                                                      مرا به فضل و رحمت خود از آن آتش پناه ده، و به حسن چشم‏پوشیت از لغزشهایم                                                                   اِقالَتِكَ، وَ لا تَخْذُلْنى يا خَيْرَ الْمُجيرينَ. اَللَّهُمَّ اِنَّكَ تَقِى                                                      درگذر، و مرا اى بهترین پناه دهندگان خوار مساز. الهى، تو بندگانت را از ناخوشایند                                                                   الْكَرِيهَةَ، وَ تُعْطِى الْحَسَنَةَ، وَ تَفْعَلُ ما تُريدُ، وَ اَنْتَ عَلى‏ كُلِّ                                                      حفظ مى‏کنى، و خوبى را عطا مى‏کنى، و هر چه بخواهى بجا مى‏آورى، و تو بر هر                                                                   شَىْ‏ءٍ قَديرٌ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ اِذا ذُكِرَ الْاَبْرارُ،                                                      چیز توانایى. الهى بر محمد و آلش درود فرست هر گاه که یاد نیکان شود،                                                                   وَ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ مَا اخْتَلَفَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ، صَلوةً                                                      و بر محمد و آلش درود فرست تا زمانى که شب و روز در رفت و آمدند، چنان درودى                                                                   لايَنْقَطِعُ مَدَدُها، وَ لايُحْصى‏ عَدَدُها، صَلوةً تَشْحَنُ                                                      که پایان نپذیرد، و به حساب درنیاید، درودى که فضا را                                                                   الْهَوآءَ، وَ تَمْلَأُ الْاَرْضَ وَ السَّمآءَ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ حَتّى‏                                                      آکنده کند، و زمین و آسمان را پر کند، خداى بر حضرتش درود فرستد تا زمانى که                                                                   يَرْضى‏، وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ بَعْدَ الرِّضا، صَلوةً لا حَدَّ لَها                                                      خشنود گردد، و خداى بر او و آلش درود فرستد پس از آن خشنودى، درودى که                                                                   وَ لامُنْتَهى‏، يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.                                                      هیچ مرز و پایانى ندارد، اى مهربان‏ترین مهربانان.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 19 تا 36"
    },
    {
        "title": "دعای  33 - دعاي آنحضرت در درخواست خير و نيکي",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كان مِن دعائِه عليه‏السَّلام فِى الْاِسْتِخارَةِ                                                      «دعادر طلب خیر از خداوند»                                                                   اَللَّهُمَّ اِنّى اَسْتَخيرُكَ بِعِلْمِكَ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ،                                                      خداوندا از تو به سبب دانشت (که به همه چیز آگاهى) درخواست خیر دارم، پس بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَاقْضِ لى‏بِالْخِيَرَةِ، وَاَلْهِمْنا مَعْرِفَةَالْاِخْتِيارِ، وَاجْعَلْ ذلِكَ                                                      و در حقّم به خیر حکم کن، و شناخت آنچه را که برایمان اختیار کردى به ما الهام فرما، و آن را براى ما                                                                   ذَرِيعَةً اِلَى الرِّضا بِما قَضَيْتَ لَنا، وَالتَّسْليمِ لِما حَكَمْتَ، فَاَزِحْ                                                      سبب خشنودى به قضایت، و تسلیم به حُکمت قرار ده، پس دلهره                                                                   عَنَّا رَيْبَ الْاِرْتِيابِ، وَ اَيِّدْنا بِيَقينِ الْمُخْلِصينَ، وَ لاتَسُمْنا                                                      شک را از ما دور کن، - و ما را به یقین مخلصین تأیید فرما، و ما را دچار فروماندگى از معرفت آنچه                                                                   عَجْزَ الْمَعْرِفَةِ عَمّا تَخَيَّرْتَ فَنَغْمِطَ قَدْرَكَ، وَ نَكْرَهَ مَوْضِعَ                                                      برایمان اختیار کرده‏اى مکن، که قدر حضرتت را سبک انگاریم، و مورد رضاى تو را ناپسند                                                                   رِضاكَ، وَ نَجْنَحَ اِلَى الَّتى هِىَ اَبْعَدُ مِنْ حُسْنِ الْعاقِبَةِ، وَ                                                      داریم، و به چیزى که از حسن عاقبت دورتر، و                                                                   اَقْرَبُ اِلى‏ ضِدِّ الْعافِيَةِ. حَبِّبْ اِلَيْنا ما نَكْرَهُ مِنْ قَضآئِكَ،                                                      به خلاف عافیت نزدیک‏تر است میل پیدا کنیم. آنچه را از قضاى خود که ما از آن اکراه داریم محبوب قلبمان کن،                                                                   وَ سَهِّلْ عَلَيْنا ما نَسْتَصْعِبُ مِنْ حُكْمِكَ، وَ اَلْهِمْنَا الْاِنْقِيادَ                                                      و آنچه را از حکم تو سخت مى‏پنداریم بر ما آسان ساز، و گردن نهادن به آنچه از مشیّت                                                                   لِما اَوْرَدْتَ عَلَيْنا مِنْ مَشِيَّتِكَ، حَتّى‏ لانُحِبَّ تَاْخِيرَ ما عَجَّلْتَ،                                                      و اراده‏ات بر ما وارد آورده‏اى به ما الهام فرما، تا تأخیر آنچه را تعجیل فرمودى،                                                                   وَ لاتَعْجيلَ ما اَخَّرْتَ، وَ لا نَكْرَهَ ما اَحْبَبْتَ، وَ لانَتَخَيَّرَ ما                                                      و تعجیل آنچه را به تأخیر انداختى دوست نداریم، و هر آنچه محبوب توست ناپسند ندانیم، و آنچه را تو نمى‏پسندى                                                                   كَرِهْتَ. وَ اخْتِمْ لَنا بِالَّتى هِىَ اَحْمَدُ عاقِبَةً، وَ اَكْرَمُ مَصيراً،                                                      انتخاب نکنیم. و کار ما را به آنچه عاقبتش پسندیده‏تر، و مآلش بهتر است پایان بخش،                                                                   اِنَّكَ تُفيدُ الْكَريمَةَ، وَ تُعْطِى الْجَسيمَةَ، وَ تَفْعَلُ ما تُريدُ،                                                      که تو عطاى نفیس مرحمت مى‏کنى، و نعمتهاى بزرگ مى‏بخشى، و هر چه مى‏خواهى                                                                   وَ اَنْتَ عَلى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَديرٌ.                                                      آن کنى، و بر هر چیز قدرت دارى.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 19 تا 36"
    },
    {
        "title": "دعای  34 - دعاي آنحضرت به هنگام گرفتاري",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كان مِن دعائِه عليه‏السلام اِذَا ابْتُلِىَ اَوْ رَاى‏ مُبْتَلًى بِفَضيحَةٍ بِذَنْبٍ‏                                                      «دعابه‏وقتى که گرفتار مى‏شد»                                                                   اَللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى سِتْرِكَ بَعْدَ عِلْمِكَ، وَ مُعافاتِكَ بَعْدَ                                                      خداوندا سپاس تو را که مى‏دانى و پرده مى‏پوشى، و آگاهى و                                                                   خُبْرِكَ، فَكُلُّنا قَدِ اقْتَرَفَ الْعائِبَةَ فَلَمْ تَشْهَرْهُ، وَ ارْتَكَبَ                                                      در مى‏گذرى، زیرا هر کدام از ما به ارتکاب زشتیها برخاسته و رسوایش ننمودى، و به اعمال ناروا                                                                   الْفاحِشَةَ فَلَمْ تَفْضَحْهُ، وَ تَسَتَّرَ بِالْمَساوى فَلَمْ تَدْلُلْ عَلَيْهِ.                                                      دست زده و او را مفتضح نکردى، و در پنهانى بدى‏ها مرتکب شده و تو سرّش را فاش ننمودى.                                                                   كَمْ نَهْىٍ لَكَ قَدْ اَتَيْناهُ، وَ اَمْرٍ قَدْ وَقَفْتَنا عَلَيْهِ فَتَعَدَّيْناهُ، وَ                                                      چه بسا بدیها که مرتکب شدیم، و چه فرمانهایى که ما را بر آنها بازداشتى و ما از آنها تجاوز کردیم، و                                                                   سَيِّئَةٍ اكْتَسَبْناها، وَ خَطيئَةٍ ارْتَكَبْناها، كُنْتَ الْمُطَّلِعَ عَلَيْها                                                      چه زشتى‏ها که کسب کردیم، و چه گناهان که به انجامش برخاستیم، در حالى که تو از بین                                                                   دُونَ النّاظِرينَ، وَالْقادِرَ عَلى‏ اِعْلانِها فَوْقَ الْقادِرينَ، كانَتْ                                                      بینندگان بر آن آگاه بودى، و در افشاى آن بیش از توان‏داران توان داشتى، اما                                                                   عافِيَتُكَ لَنا حِجاباً دُونَ اَبْصارِهِمْ، وَ رَدْماً دُونَ اَسْماعِهِمْ.                                                      عفو و چشم‏پوشى تو براى ما در برابر دیدگان ایشان پرده‏اى، و در مقابل گوششان سدّى بود.                                                                   فَاجْعَلْ ما سَتَرْتَ مِنَ الْعَوْرَةِ، وَ اَخْفَيْتَ مِنَ الدَّخيلَةِ،                                                      پس این پوشاندن عیبها، و پنهان نگاه‏داشتن فسادها                                                                   واعِظاً لَنا، وَ زاجِراً عَنْ سُوءِ الْخُلْقِ، وَ اقْتِرافِ الْخَطيئَةِ،                                                      را براى ما پنددهنده و باز دارنده‏اى ازبدخویى و ارتکاب معصیت،                                                                   وَ سَعْياً اِلَى التَّوْبَةِ الْماحِيَةِ، وَالطَّريقِ الْمَحْمُودَةِ، وَ قَرِّبِ                                                      و وسیله پیمودن راه توبه‏اى که گناه را مى‏زداید، و آن راهى که پسندیده است قرار ده، و زمان                                                                   الْوَقْتَ فيهِ، وَ لاتَسُمْنا الْغَفْلَةَ عَنْكَ اِنَّا اِلَيْكَ راغِبُونَ،                                                      پیمودن این راه را نزدیک ساز، و ما را گرفتار غفلت از خود مکن، زیرا که ما به سوى تو مایل،                                                                   وَ مِنَ الذُّنُوبِ تآئِبُونَ. وَ صَلِّ عَلى‏ خِيَرَتِكَ اللَّهُمَّ مِنْ                                                      و از معصیت تائبیم. الهى بر انتخاب شده از                                                                   خَلْقِكَ: - مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ الصِّفْوَةِ مِنْ بَرِيَّتِكَ الطّاهِرينَ،                                                      آفریدگانت: محمد و آلش که از سایر بندگان ممتاز و پاکیزه‏اند درود فرست،                                                                   وَ اجْعَلْنا لَهُمْ سامِعينَ وَ مُطيعينَ كَما اَمَرْتَ.                                                      و ما را مطیع و گوش به فرمان آنان همان‏طور که فرمان دادى قرار ده.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 19 تا 36"
    },
    {
        "title": "دعای  35 - دعاي آنحضرت در رضا به قضاي حق",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "و كان مِن دعائِه عليه‏السلام فِى‏الرِّضا اِذا نَظَر اِلى اَصحابِ الدُّنيا                                                      «دعا در مقام رضا»                                                                   اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رِضًى بِحُكْمِ اللَّهِ، شَهِدْتُ اَنَّ اللَّهَ قَسَمَ مَعايِشَ                                                      سپاس خداى را به عنوان رضا خشنودى به حکمش، گواهى مى‏دهم که خداوند معیشت بندگانش را                                                                   عِبادِهِ بِالْعَدْلِ، وَ اَخَذَ عَلى‏ جَميعِ خَلْقِهِ بِالْفَضْلِ. اَللَّهُمَّ                                                      به‏آیین عدالت تقسیم کرد، و بر تمام مخلوقاتش راه فضل و احسان پیش گرفت. بارالها                                                                   صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ لاتَفْتِنّى بِما اَعْطَيْتَهُمْ، وَ لاتَفْتِنْهُمْ                                                      بر محمد و آلش درود فرست، و مرا به سبب آنچه به آنان مرحمت فرمودى آزمایش مکن، و ایشان را به آنچه                                                                   بِما مَنَعْتَنى فَاَحْسُدَ خَلْقَكَ، وَ اَغْمِطَ حُكْمَكَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ                                                      از من بازداشته‏اى میازماى، تا مبادا به آنان حسد برم، و حکم حضرتت را سبک شمارم. بارالها بر                                                                   عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ طَيِّبْ بِقَضائِكَ نَفْسى، وَ وَسِّعْ بِمَواقِعِ                                                      محمد و آلش درود فرست، و مرا به قضایت دلخوش کن، و سینه‏ام را به موارد                                                                   حُكْمِكَ صَدْرى، وَ هَبْ لِىَ الثِّقَةَ لِاُقِرَّ - مَعَها بِاَنَّ قَضآءَكَ                                                      حُکمت گشاده فرما، و به من اطمینان ده که به سبب آن اقرار کنم که قضاى تو                                                                   لَمْ‏يَجْرِ اِلاّ بِالْخِيَرَةِ، وَ اجْعَلْ شُكْرى لَكَ عَلى‏ مازَوَيْتَ عَنّى                                                      جز به آنچه خیر است روان نشده، و شکرم را بر آنچه از من باز داشته‏اى افزون‏تر                                                                   اَوْفَرَ - مِنْ شُكْرى اِيّاكَ عَلى‏ ما خَوَّلْتَنى، وَ اعْصِمْنى مِنْ اَنْ                                                      از شکرم بر آنچه به من عنایت کردى قرار ده، و مرا از                                                                   اَظُنَّ بِذى عَدَمٍ خَساسَةً، اَوْ اَظُنَّ بِصاحِبِ ثَرْوَةٍ فَضْلاً،                                                      خوار نگریستن تهیدست، و برتر گمان کردن ثروتمند حفظ فرما،                                                                    فَاِنَّ الشَّريفَ مَنْ شَرَّفَتْهُ طاعَتُكَ، وَ الْعَزيزَ مَنْ اَعَزَّتْهُ                                                      چه آنکه شریف آن است که طاعت تو او را شریف نموده، و عزیز کسى است که عبادت تو او را                                                                   عِبادَتُكَ. فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ مَتِّعْنا بِثَرْوَةٍ لا تَنْفَدُ، وَ                                                      عزت داده. پس بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از ثروتى فناناپذیر بهره‏مند کن، و                                                                   اَيِّدْنا بِعِزٍّ لايُفْقَدُ، وَ اسْرَحْنا فى مُلْكِ الْاَبَدِ، اِنَّكَ الْواحِدُ                                                      به عزتى دائم تأیید فرما، و در ملک جاودانه روانه ساز، زیرا که تو آن یکتاى                                                                   الْاَحَدُ الصَّمَدُ، الَّذى لَمْ‏تَلِدْ وَ لَمْ‏تُولَدْ وَ لَمْ‏يَكُنْ لَكَ كُفْواً اَحَدٌ.                                                      یگانه بى‏نیازى، که فرزند ندارى و فرزند کسى نیستى و همتایى برایت نبوده است.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 19 تا 36"
    },
    {
        "title": "دعای  36 - دعاي آنحضرت به وقت شنيدن رعد",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "و كان مِن دعائِه عليه‏السلام اِذا نَظَرَ اِلَى السَّحابِ‏ وَ البرقِ وَ سَمِعَ صَوْتَ الرَّعْدِ                                                      «دعاهنگامى‏که به ابر و برق نظر مى‏کرد»                                                                   اَللَّهُمَّ اِنَّ هذَيْنِ ايَتانِ مِنْ اياتِكَ، وَ هذَيْنِ عَوْنانِ مِنْ                                                      خداوندا، همانا اینها دو نشانه از نشانه‏هاى تو، و دو خدمتگزار از                                                                   اَعْوانِكَ، يَبْتَدِرانِ طاعَتَكَ بِرَحْمَةٍ نافِعَةٍ اَوْ نَقِمَةٍ ضآرَّةٍ،                                                      خدمتگزاران تو اند که در مقام فرمان بردنت به رحمتى سودمند یا عقوبتى زیان‏بخش                                                                   فَلا تُمْطِرْنا بِهِما مَطَرَ السَّوْءِ، وَ لا تُلْبِسْنا بِهِما لِباسَ الْبَلآءِ.                                                      مى‏شتابند، پس به آندو باران عذاب بر ما مباران، و به آنها لباس بلا بر ما مپوشان.                                                                   اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اَنْزِلْ عَلَيْنا نَفْعَ هذِهِ                                                      بار الها بر محمد و آلش درود فرست، و فایده و برکت این                                                                   السَّحآئِبِ وَ بَرَكَتَها، وَ اصْرِفْ عَنّا اَذاها وَ مَضَرَّتَها، وَ                                                      ابرها را بر ما سرازیر کن، و آزار و زیانش را از ما بگردان، و به                                                                   لاتُصِبْنا فيها بِافَةٍ، وَلاتُرْسِلْ عَلى‏ مَعايِشِنا عاهَةً. اَللَّهُمَّ وَاِنْ                                                      آن بر ما آفتى مرسان، و بر معیشتمان آسیبى نفرست. خداوندا اگر                                                                   كُنْتَ بَعَثْتَها نِقْمَةً، وَ اَرْسَلْتَها سَخْطَةً، فَاِنّا نَسْتَجيرُكَ مِنْ                                                      این ابر را براى عقوبت برانگیخته‏اى، و از راه خشم فرستاده‏اى، پس ما از خشمت به                                                                   غَضَبِكَ، وَ نَبْتَهِلُ اِلَيْكَ فى سُؤالِ عَفْوِكَ، فَمِلْ بِالْغَضَبِ                                                      تو پناه مى‏بریم، و براى درخواست عفوت به سویت زارى مى‏کنیم، پس غضبت را                                                                   اِلَى الْمُشْرِكينَ، وَ اَدِرْرَحى‏ نَقِمَتِكَ عَلَى الْمُلْحِدينَ. اَللَّهُمَّ                                                      متوجه مشرکین ساز، و آسیاى عقوبتت را نسبت به ملحدان به گردش انداز. الهى                                                                   اَذْهِبْ مَحْلَ بِلادِنا بِسُقْياكَ، وَ اَخْرِجْ وَحَرَ صُدُورِنا بِرِزْقِكَ،                                                      خشکى سرزمین‏هاى ما را به سقایت خود برطرف کن، و وسوسه قلوبمان را به رزق خود بیرون فرما،                                                                   وَ لاتَشْغَلْنا عَنْكَ بِغَيْرِكَ، وَ لاتَقْطَعْ عَنْ كآفَّتِنا مآدَّةَ بِرِّكَ،                                                      و ما را از خود به غیر خود سرگرم مکن، و منبع نیکى خود را از همه ما دور نکن،                                                                   فَاِنَّ الْغَنِىَّ مَنْ اَغْنَيْتَ، وَ اِنَّ السّالِمَ مَنْ وَقَيْتَ، ما عِنْدَ اَحَدٍ                                                      چه آنکه بى‏نیاز کسى است که تواش بى‏نیاز کنى، و سالم کسى است که تواش نگاه دارى، و احدى را در                                                                   دُونَكَ دِفاعٌ، وَ لا بِاَحَدٍ عَنْ سَطْوَتِكَ امْتِناعٌ، تَحْكُمُ بِما                                                      برابرت قدرت دفاع نیست، و کسى در برابر سطوتت مقاومت نتواند کرد، به هر چه                                                                   شِئْتَ عَلى‏ مَنْ شِئْتَ، وَ تَقْضى بِما اَرَدْتَ فيمَنْ اَرَدْتَ.                                                      بخواهى بر هرکس - حکم مى‏رانى، و به آنچه اراده کنى در باره هر که اراده کنى فرمان مى‏دهى.                                                                   فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى‏ ما وَقَيْتَنا مِنَ الْبَلآءِ، وَ لَكَ الشُّكْرُ عَلى‏ ما                                                      پس سپاس تو را که ما را از بلا حفظ فرمودى، و شکر تو را بر                                                                   خَوَّلْتَنا مِنْ النَّعْمآءِ، حَمْداً يُخَلِّفُ حَمْدَ الْحامِدينَ وَرآئَهُ،                                                      نعمتها که به ما مرحمت کردى، چنان حمدى که حمد حامدان را پشت سر گذارد،                                                                   حَمْداً يَمْلَأُ اَرْضَهُ وَ سَمآئَهُ، اِنَّكَ الْمَنَّانُ بِجَسيمِ الْمِنَنِ،                                                      حمدى که آسمان و زمین را آکنده کند، که تویى مُنعم مواهب بزرگ،                                                                   الْوَهّابُ لِعَظيمِ النِّعَمِ، الْقابِلُ يَسيرَ الْحَمْدِ، الشّاكِرُ قَليلَ                                                      بخشنده نعمتهاى عظیم، قبول کننده سپاس ناچیز، و پذیرنده                                                                   الشُّكْرِ، الْمُحْسِنُ الْمُجْمِلُ، ذُو الطَّوْلِ، لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ،                                                      شکر اندک، نیکوکار خوشرفتار، و بخشنده فراوان، خدایى جز تو نیست، و بازگشت همگان                                                                   اِلَيْكَ الْمَصِيرُ.                                                      به سوى توست.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 19 تا 36"
    }
]
