[
    {
        "title": "دعای  1 - دعا در ستايش خداي عزوجل",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كان مِن دعائِه عليه‏السلام اذا ابتَدأ بِالدّعاءِ بدأ                                                     دعای آن حضرت است چون به نماز بر می خاست بدین صورت به سپاس و حمد                                                                    بالتحميد لِلَّه عزَّوجل و الثَّنَاءِ عَلَيه فقال:                                                     خداوند عزوجل ابتدا می کرد و می گفت:                                                                   اَلْحَمْدُ لِلَّه الْاَوَّلِ بِلا اَوَّلٍ كانَ قَبْلَهُ، وَالْاخِرِ بِلا اخِرٍ يَكُونُ                                                     حمد خدائى را که اوّل همه آثار هستى اوست و قبل از او اوّلى نبوده، و آخر است بى‏آنکه پس از او آخرى                                                                   بَعْدَهُ، الَّذى قَصُرَتْ عَنْ رُؤْيَتِهِ اَبْصارُ النّاظِرينَ، وَعَجَزَتْ                                                      باشد، خدایى که دیده بینندگان از دیدنش قاصر، و اندیشه                                                                   عَنْ نَعْتِهِ اَوْهامُ الْواصِفينَ. اِبْتَدَعَ بِقُدْرَتِهِ الْخَلْقَ ابْتِداعاً،                                                     و فهم وصف کنندگان از وصفش عاجز است. به دست قدرتش آفریدگان را ایجاد کرد،                                                                    وَاخْتَرَعَهُمْ عَلى‏ مَشِيَّتِهِ اخْتِراعاً، ثُمَّ سَلَكَ بِهِمْ طَريقَ اِرادَتِهِ،                                                     و آنان را براساس اراده خود صورت بخشید، آنگاه همه را در راه اراده خود راهى نمود،                                                                    وَ بَعَثَهُمْ فى سَبيلِ مَحَبَّتِهِ، لايَمْلِكُونَ تَأْخيراً عَمَّا قَدَّمَهُمْ                                                      و در مسیر محبت و عشق به خود برانگیخت، موجودات هستى از حدودى که                                                                   اِلَيْهِ، وَ لايَسْتَطيعُونَ تَقَدُّماً اِلى‏ ما اَخَّرَهُمْ عَنْهُ، وَجَعَلَ لِكُلِّ                                                      براى آنان معین فرموده قدمى پیش و پس نتوانند نهاد، و براى هر یک از آنان                                                                   رُوحٍ مِنْهُمْ قُوتاً مَعْلوماً مَقْسُوماً مِنْ رِزْقِهِ، لايَنْقُصُ مَنْ                                                      روزى معلوم و قسمت شده‏اى از باب لطف قرار داد، هر آن کس را که روزى فراوان                                                                   زادَهُ ناقِصٌ، وَ لايَزيدُ مَنْ نَقَصَ مِنْهُمْ زائِدٌ، ثُمَّ ضَرَبَ                                                      داده احدى نمى‏تواند بکاهد، و هر آن کس را که روزى کاسته هیچ کس نتواند بیفزاید، آنگاه                                                                   لَهُ فِى الْحَيوةِ اَجَلاً مَوْقوُتاً، وَ نَصَبَ لَهُ اَمَداً مَحْدُوداً،                                                      زندگى او را زمانى معین مقدّر فرمود، و پایانى محدود قرار داد،                                                                   يَتَخَطَّأُ اِلَيْهِ بِاَيّامِ عُمُرِهِ،وَ يَرْهَقُهُ بِاَعْوامِ دَهْرِهِ، حَتّى‏ اِذا بَلَغَ                                                     که با ایام عمر به‏سوى آن پایان قدم برمى‏دارد، و با سالهاى زندگیش به آن نزد‏یک مىگردد، تا چون                                                                   َقْصى‏ اَثَرِهِ، وَ اسْتَوْعَبَ حِسابَ عُمُرِهِ، قَبَضَهُ اِلى‏ ما نَدَبَهُ                                                      به‏آخر آن رسید، و پیمانه زمانش لبریز شد، جانش را مى‏گیرد و او را به سوى آنچه بدان خدایش خوانده                                                                   اِلَيْهِ مِنْ مَوْفُورِ ثَوابِهِ، اَوْ مَحْذُورِ عِقابِهِ، لِيَجْزِىَ الَّذينَ                                                      از ثواب بسیار یا عذاب دردناک راهى مى‏کند، تا از پى عدالت خود                                                                   اَسآؤُا بِما عَمِلُوا، وَ يَجْزِىَ الَّذينَ اَحْسَنُوا بِالْحُسْنى‏، عَدْلاً                                                      بدکاران را به کردار بدشان و نیکوکاران را به عمل صالحشان جزا دهد،                                                                   مِنْهُ، تَقَدَّسَتْ اَسْمآؤُهُ، وَ تَظاهَرَتْ الآؤُهُ، لايُسْئَلُ عَمَّا                                                      منزّه است نام‏هاى او، و پى‏درپى است نعمت‏هاى وى، کسى را نرسد که او را                                                                   يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ. وَالْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى لَوْ حَبَسَ عَنْ عِبادِهِ                                                      را از کرده‏اش باز پرسد، ولى همه در معرض پرسش او باشند. و سپاس خداى را که اگر عبادش                                                                   مَعْرِفَةَ حَمْدِهِ عَلى‏ ما اَبْلاهُمْ مِنْ مِنَنِهِ الْمُتَتابِعَةِ، وَاَسْبَغَ                                                      را از معرفت سپاسگزارى بر عطایاى پیاپى که به آنان داده، و نعمت‏هاى پیوسته                                                                   عَلَيْهِمْ مِنْ نِعَمِهِ الْمُتَظاهِرَةِ، لَتَصَرَّفُوا فى مِنَنِهِ فَلَمْ يَحْمَدُوهُ،                                                      که بر ایشان کامل ساخته محروم مى‏نمود نعمت‏هایش را صرف نموده و سپاس نمى‏گزاردند،                                                                   وَ تَوَسَّعُوا فى رِزْقِهِ فَلَمْ يَشْكُرُوهُ، وَ لَوْ كانُوا كَذلِكَ لَخَرَجُوا                                                     و در روزى او فراخى مى‏یافتند و شکر نمى‏کردند، و اگر چنین مى‏بودند از حدود                                                                   مِنْ حُدُودِ الْاِنْسانِيَّةِ اِلى‏ حَدِّ الْبَهيمِيَّةِ،فَكانُوا كَما وَصَفَ فى                                                      انسانیت بیرون شده به مرز حیوانیت مى‏رسیدند،و چنان مى‏بودند که در                                                                   مُحْكَمِ كِتابِهِ: «اِنْ هُمْ اِلاّ كَالْاَنْعامِ بَلْ هُمْ اَضَلُّ سَبيلاً».                                                     کتاب محکمش فرموده: «ایشان جز به چارپایان نمانند بلکه از آنان گمراه‏ترند.»                                                                   وَالْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى‏ ما عَرَّفَنا مِنْ نَفْسِهِ، وَ اَلْهَمَنا مِنْ شُكْرِهِ، وَ فَتَحَ                                                      سپاس خداى را بر آنچه از وجود مبارکش به ما شناسانده، و بر آنچه از شکرش به ما الهام فرموده، و بر                                                                   لَنا مِنْ اَبْوابِ الْعِلْمِ بِرُبُوبِيَّتِهِ، وَ دَلَّنا عَلَيْهِ مِنَ الْاِخْلاصِ لَهُ                                                      آن درهاى دانش که به پروردگاریش بر ما گشوده، و براخلاص‏ورزى در                                                                   فى تَوْحيدِهِ، وَ جَنَّبَنا مِنَ الْاِلْحادِ وَالشَّكِّ فى اَمْرِهِ، حَمْداً                                                      توحید و یگانگیش ما را رهنمون شده، و قلب ما را از الحاد و شک در کار خودش دور داشته، چنان سپاسى                                                                   نُعَمَّرُ بِهِ فيمَنْ حَمِدَهُ مِنْ خَلْقِهِ، وَ نَسْبِقُ بِهِ مَنْ سَبَقَ اِلى‏                                                      که با آن در حلقه سپاسگزاران از بندگانش زندگى بگذرانیم، و با آن بر هر که به خشنودى و بخشایش                                                                   رِضاهُ وَعَفْوِهِ، حَمْداً يُضى‏ءُ لَنا بِهِ ظُلُماتِ الْبَرْزَخِ، وَيُسَهِّلُ                                                      او پیشى جسته سبقت گیریم، سپاسى که تیرگیهاى برزخ را به سبب آن بر ما روشن کند، و راه رستاخیز را                                                                   عَلَيْنا بِهِ سَبيلَ الْمَبْعَثِ، وَ يُشَرِّفُ بِهِ مَنازِلَنا عِنْدَ مَواقِفِ                                                      به سبب آن بر ما آسان نماید، و موقعیت و جایگاه ما را نزد گواهان آن روز بلند                                                                   الْاَشْهادِ، يَوْمَ تُجْزى‏ كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ وَ هُمْ                                                      گرداند، در روزى که همه سزاى عمل خود بینند بدون آنکه بر کسى                                                                   لايُظْلَمُونَ، يَوْمَ لايُغْنى مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَ لاهُمْ                                                      ستمى رود، روزى که هیچ دوستى چیزى از عذاب و کیفر را از دوست خود دفع نکند و ستمکاران                                                                   يُنْصَرُونَ،حَمْداً يَرْتَفِعُ مِنّا اِلى‏ اَعْلى‏ عِلِّيّينَ فى كِتابٍ مَرْقُومٍ                                                     یارى نشوند، سپاسى که از جانب ما در پرونده‏اى که وضع نیکبختان در آن رقم خورده و مقربان حضرت او                                                                   يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ، حَمْداً تَقَرُّ بِهِ عُيُونُنا اِذا بَرِقَتِ الْاَبْصارُ،                                                     گواهان آنند به اعلى علیّین بالا رود، سپاسى که چون چشم‏ها در آن روز خیره شود سبب                                                                   و تَبْيَضُّ بِهِ وُجُوهُنا اِذَا اسْوَدَّتِ الْاَبْشارُ، حَمْداً نُعْتَقُ بِهِ                                                     روشنى دیده ما گردد، و هنگامى که چهره‏ها سیاه شود صورت ما به نورانیت آن سپید گردد، سپاسى که ما را                                                                   مِنْ اَليمِ ناراللَّهِ اِلى‏ كَريمِ جِوارِاللَّهِ، حَمْداً - نُزاحِمُ بِهِ مَلآئِكَتَهُ                                                      از آتش دردناک حق آزاد و در جوار کرم نامتناهیش جاى دهد،                                                                   الْمُقَرَّبينَ، وَنُضآمُّ بِهِ اَنْبِياءَهُ الْمُرْسَلينَ فى دارِالْمُقامَةِ الَّتى                                                      شویم و درپیشگاه عنایتش جاى را بر ایشان تنگ کنیم، و به وسیله آن در سراى ماندگارى جاوید                                                                   لاتَزُولُ، وَ مَحَلِّ كَرامَتِهِ الَّتى لاتَحُولُ.والْحَمْدُ لِلَّهِ                                                      و جایگاه سرمدى او که دگرگونى نپذیرد به صف پیامبران مرسل او متصل گردیم. و سپاس خداى را                                                                   الَّذِى اخْتارَ لَنا مَحاسِنَ الْخَلْقِ، وَ اَجْرى‏ عَلَيْنا طَيِّباتِ الرِّزْقِ،                                                                                                                         وَ جَعَلَ لَنَا الْفَضيلَةَ بِالْمَلَكَةِ عَلى‏ جَميعِ الْخَلْقِ، فَكُلُّ خَليقَتِهِ                                                                                                                         مُنْقادَةٌ لَنا بِقُدْرَتِهِ، وَصآئِرَةٌ اِلى‏ طاعَتِنا بِعِزَّتِهِ. وَالْحَمْدُ لِلَّهِ                                                                                                                         الَّذى اَغْلَقَ عَنّا بابَ الْحاجَةِ اِلاّ اِلَيْهِ، فَكَيْفَ نُطيقُ حَمْدَهُ؟                                                                                                                        اَمْ مَتى‏ نُؤَدّى شُكْرَهُ؟! لا، مَتى‏! وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى رَكَّبَ                                                      یا چه زمانى مى‏توانیم شکرش را بجاى آوریم؟ هیچگاه! و سپاس خداى را که در پیکر ما ابزار گشودن                                                                   فينا الاتِ الْبَسْطِ، وَ جَعَلَ لَنا اَدَواتِ الْقَبْضِ، وَ مَتَّعَنا بِاَرْواحِ                                                      اندام را سوار کرد، و آلات بستن آنها را مقرر فرمود، و ما را از نسیمهاى حیاتبخش                                                                   الْحَيوةِ، وَاَثْبَتَ فينا جَوارِحَ الْاَعْمالِ، وَ غَذّانا بِطَيِّباتِ الرِّزْقِ،                                                      بهره‏مند کرد، و اعضاى انجام دادن کار به ما مرحمت فرمود، و ما را با روزیهاى پاکیزه خوراک داد،                                                                   وَ اَغْنانا بِفَضْلِهِ، وَ اَقْنانا بِمَنِّهِ، ثُمَّ اَمَرَنا لِيَخْتَبِرَ طاعَتَنا،                                                      و به فضلش ما را بى‏نیاز کرد، و به عطاى خود سرمایه بخشید، آنگاه به ما دستور داد تا فرمانبرداریمان را بسنجد،                                                                   وَنَهانا لِيَبْتَلِىَ شُكْرَنا، فَخالَفْنا عَنْ‏طَريقِ اَمْرِهِ،وَ رَكِبْنا مُتُونَ                                                      و از انجام محرمات نهى فرمود تا شکر ما را بیازماید، بعد از این همه لطف از فرمانش سر پیچیدیم، و بر مرکب محرماتش                                                                   زَجْرِهِ، فَلَمْ يَبْتَدِرْنا بِعُقُوبَتِهِ، وَ لَمْ يُعاجِلْنا بِنِقْمَتِهِ، بَلْ                                                      سوار شدیم، با این همه به عقوبت ما شتاب ننمود،و بر انتقام ما عجله نکرد، بلکه                                                                   تَاَنّانا بِرَحْمَتِهِ تَكَرُّماً، وَانْتَظَرَ مُراجَعَتَنا بِرَاْفَتِهِ حِلْماً.                                                     از سرِ رحمت و از باب کرم با ما مدارا فرمود، و از سرِ مهربانى و از باب حلم بازگشت ما را از راه خطا انتظار کشید.                                                                    وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى دَلَّنا عَلَى التَّوْبَةِ الَّتى لَمْ‏نُفِدْها اِلاّ مِنْ فَضْلِهِ،                                                     سپاس خداى را که ما را به توبه و بازگشت راهنمایى کرد که این حقیقت را جز از عطاى او نیافتیم،                                                                    فَلَوْلَمْ نَعْتَدِدْ مِنْ فَضْلِهِ اِلاّ بِها لَقَدْ حَسُنَ بَلآؤُهُ عِنْدَنا، وَ جَلَّ                                                      اگر همین یک عنایت را از فضل او به حساب آوریم هر آینه اِنعام او درباره ما نیکو، و احسانش                                                                   اِحْسانُهُ اِلَيْنا، وَ جَسُمَ فَضْلُهُ عَلَيْنا، فَماهكَذا كانَتْ سُنَّتُهُ فِى                                                     در حق ما بزرگ، و بخشش او بر ما عظیم است، زیرا روش او در پذیرش                                                                   التَّوْبَةِ لِمَنْ كانَ قَبْلَنا، لَقَدْ وَضَعَ عَنَّا مالا طاقَةَ لَنا بِهِ، وَ                                                      توبه در رابطه با گذشتگان چنین نبوده، بدون شک آنچه را در توانایى ما نبوده از ما برداشته،و                                                                   لَمْ‏يُكَلِّفْنا اِلاّ وُسْعاً، وَ لَمْ‏يُجَشِّمْنا اِلاّ يُسْراً، وَ لَمْ يَدَعْ لِأَحَدٍ مِنّا                                                      جز در خور امکان ما به ما تکلیف نفرموده، و ما را به غیر از کار آسان وانداشته، و در این زمینه براى هیچ کدام از ما                                                                   حُجَّةً وَ لا عُذْراً، فَالْهالِكُ مِنّا مَنْ هَلَكَ عَلَيْهِ، وَالسَّعيد                                                     حجت و بهانه‏اى باقى نگذاشته، پس در میان ما بدبخت کسى است که برخلاف رضاى او ترک طاعت کند، و خوشبخت                                                                   مِنّا مَنْ رَغِبَ اِلَيْهِ. وَالْحَمْدُ لِلَّهِ بِكُلِّ ما حَمِدَهُ بِهِ اَدْنى‏ مَلآئِكَتِه                                                     از ما کسى است که به سوى او توجه نماید. و سپاس خداى را به کلّ آن سپاسى که نزدیکترین ملائکه                                                                   اِلَيْهِ، وَاَكْرَمُ خَليقَتِهِ عَلَيْهِ، وَاَرْضى‏ حامِدِيهِ لَدَيْهِ، حَمْداً                                                      به او، و گرامى‏ترین آفریدگان نزد او، و پسندیده‏ترین ستایشگران آستان او. وى را ستوده‏اند، سپاسى                                                                   يَفْضُلُ سآئِرَ الْحَمْدِ كَفَضْلِ رَبِّنا عَلى‏ جَميعِ خَلْقِهِ،                                                     بالاتر از سپاس دیگر سپاسگزاران مانند برترى پروردگارمان بر تمام مخلوقات، و او را                                                                   الْحَمْدُ مَكانَ كُلِّ نِعْمَةٍ لَهُ عَلَيْنا وَ عَلى‏ جَميعِ عِبادِهِ الْماضينَ                                                      سپاس و حمد دربرابر تمام نعمت‏هاى او که به ما و به بندگانش که در گذشته بوده اند و باقی بندگانش                                                                   وَالْباقينَ، عَدَدَ ما اَحاطَ بِهِ عِلْمُهُ مِنْ جَميعِ الْاَشْيآءِ، وَمَكانَ                                                      که هستند و مى‏آیند دارد، سپاسى به عدد تمام اشیاء که دانش او بر آن احاطه دارد،                                                                   كُلِّ واحِدَةٍ مِنْها عَدَدُها اَضْعافاً مُضاعَفَةً اَبَداً سَرْمَداً اِلى‏                                                      و چندین مقابل هر یک از آنها به طور جاوید و همیشگى                                                                   يَوْمِ الْقِيمَةِ، حَمْداً لامُنْتَهى‏ لِحَدِّهِ، وَ لاحِسابَ لِعَدَدِهِ، وَلا                                                      تا روز قیامت، سپاسى که حدش را پایانى، و شماره آن را حسابى، و پایان                                                                   مَبْلَغَ لِغايَتِهِ، وَ لاَانْقِطاعَ لِأِمَدِهِ، حَمْداً يَكُونُ وُصْلَةً اِلى‏                                                      آن را نهایتى، و مدت آن را انقطاعى نباشد، سپاسى که باعث رسیدن به                                                                   طاعَتِهِ وَ عَفْوِهِ، وَ سَبَبَاً اِلى‏ رِضْوانِهِ، وَ ذَريعَةً اِلى‏ مَغْفِرَتِهِ،                                                      طاعت و بخشش او، و سبب رضا و خشنودى او، و وسیله آمرزش او،                                                                   وَ طَرِيقاً اِلى‏ جَنَّتِهِ، وَ خَفيراً مِنْ نَقِمَتِهِ، وَ اَمْناً مِنْ غَضَبِهِ،                                                      و راه به سوى بهشت او، و پناه از انتقام او، و ایمنى از غضب او،                                                                   وَ ظَهيراً عَلى‏ طاعَتِهِ، وَ حاجِزاً عَنْ مَعْصِيَتِهِ، وَ عَوْناً                                                      و یار و مددکار بر طاعت او، و مانع از معصیت او، و کمک بر                                                                   عَلى‏ تَاْدِيَةِ حَقِّهِ وَ وَظآئِفِهِ،حَمْداً نَسْعَدُ بِهِ فِى السُّعَدآءِ                                                      اداء حق و وظائف حضرت او باشد، سپاسى که به سبب آن در گروه نیکبختان                                                                   مِنْ اَوْلِيآئِهِ، وَ نَصيرُ بِهِ فى نَظْمِ الشُّهَدآءِ بِسُيُوفِ اَعْدآئِهِ،                                                      از دوستانش درآئیم، و در سلک شهیدان به شمشیر دشمنانش قرار گیریم،                                                                   اِنَّهُ وَلِىٌّ حَميدٌ.                                                     که همانا حضرت او یارى دهنده و ستوده است.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 1 تا 18"
    },
    {
        "title": "دعای  2 - دعا بر محمد و آل محمد",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "و كان مِن دعائِهِ عليه‏االسلام بعدَ هذا التحميد فى‏ الصَّلوة عَلى رَسول اللّه صلى‏ اللّه عليه و آله                                                     دعای آن حضرت پس از این ستایش در درود بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)                                                                                                                                                                                            وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى مَنَّ عَلَيْنا بِمُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ -                                                      سپاس خدایى را که بر ما منّت نهاد به وجود محمّد (ص)                                                                   دُونَ الْاُمَمِ الْماضِيَةِ، وَالْقُرُونِ السَّالِفَةِ، بِقُدْرَتِهِ الَّتى                                                      در میان امّت‏هاى گذشته و قرون سپرى شده، به قدرت و توانى که                                                                   لاتَعْجِزُ عَنْ شَىْ‏ءٍ وَ اِنْ عَظُمَ، وَ لايَفُوتُها شَىْ‏ءٌ وَ اِنْ لَطُفَ،                                                      از هیچ چیز هر چند بزرگ، ناتوان نباشد، و هیچ چیز هر چند کوچک از نظرش نهان نماند.                                                                   فَخَتَمَ بِنا عَلى‏ جَميعِ مَنْ ذَرَأَ، وَ جَعَلَنا شُهَدآءَ عَلى‏ مَنْ                                                      و ما را خاتم همه امّتها قرار داد، و بر منکران حق و حقیقت                                                                   جَحَدَ، وَ كَثَّرَنا بِمَنِّهِ عَلى‏ مَنْ قَلَّ. اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ                                                      گواه گرفت، و ما را از باب ایثار نعمت بر آنان که اندک بودند فزونى بخشید. بارالها، پس درود فرست بر محمد که                                                                   اَمينِكَ عَلى‏ وَحْيِكَ، وَ نَجيبِكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَصَفِيِّكَ مِنْ                                                      امین وحى تو، و بزرگوارتر از تمام خلق تو، و بنده پسندیده در میان                                                                   عِبادِكَ، اِمامِ الرَّحْمَةِ، وَ قائِدِ الْخَيْرِ، وَ مِفْتاحِ الْبَرَكَةِ، كَما                                                      عبادِ توست، آن پیشواى رحمت، و قافله‏سالار خوبى، و کلید برکت، چنان که                                                                   نَصَبَ لِأَمْرِكَ نَفْسَهُ، وَ عَرَّضَ فيكَ لِلْمَكْرُوهِ بَدَنَهُ، وَكاشَفَ                                                      او جان خویش را براى اجراى فرمان تو به زحمت انداخت، و در راه تو بدنش را هدف ناراحتى قرار داد، و در دعوت                                                                   فِى الدُّعآءِ اِلَيْكَ حآمَّتَهُ، وَ حارَبَ فى رِضاكَ اُسْرَتَهُ، وَ قَطَعَ                                                      به سوى تو با نزدیکانش درافتاد، و براى خشنودى تو با قبیله خود جنگید، و در راه احیاء                                                                   فى اِحْيآءِ دينِكَ رَحِمَهُ، وَاَقْصَى الْاَدْنَيْنَ عَلى‏ جُحُودِهِمْ،                                                      دینت رشته خویشاوندى خود را گسیخت، و نزدیکترین بستگان خود را به علّت انکار حق از خویش دور کرد،                                                                   وَقَرَّبَ الْاَقْصَيْنَ عَلَى‏اسْتِجابَتِهِمْ لَكَ، وَ والى‏ فيكَ الْاَبْعَدينَ،                                                      و دورترین مردم را به‏خاطر قبول دین توبه خود نزدیک فرمود، و محض‏تو با دورترین مردم دوستى کرد،                                                                   وَ عادى‏ فيكَ الْاَقْرَبينَ، وَ اَدْاَبَ نَفْسَهُ فى تَبْليغِ رِسالَتِكَ،                                                      و با نزدیکترین آنان دشمنى نمود، و جانش را در رساندن پیام تو خسته کرد،                                                                   وَاَتْعَبَها بِالدُّعآءِ اِلى‏ مِلَّتِكَ، وَ شَغَلَها بِالنُّصْحِ لِأَهْلِ                                                      و به جهت فراخواندن مردم به آئین تو به زحمت افکند، و به نصیحت نمودن پذیرندگان                                                                   دَعْوَتِكَ، وَ هاجَرَ اِلى‏ بِلادِ الْغُرْبَةِ وَ مَحَلِّ النَّاْىِ عَنْ                                                      دعوتت مشغول ساخت، تا آنجا که به دیار غربت و محل دور از                                                                   مَوْطِنِ رَحْلِهِ، وَ مَوْضِعِ رِجْلِهِ، وَ مَسْقَطِ رَأْسِهِ، وَ مَاْنَسِ                                                      اهل و عشیره و مرکز سکونت و نشو و نما و تولّد و آرامگاه جانش هجرت                                                                   نَفْسِهِ، اِرادَةً مِنْهُ لِاِعْزازِ دينِكَ، وَاسْتِنْصاراً عَلى‏ اَهْلِ الْكُفْرِ                                                      نمود، خواست او این بود که دین تو را عزیز کند، و بر علیه کافران یارى                                                                   بِكَ، حَتَّى اسْتَتَبَّ لَهُ ما حاوَلَ فى اَعْدآئِكَ، وَاسْتَتَمَّ لَهُ ما دَبَّرَ                                                      جوید، تا جایى که هر چه درباره دشمنانت اراده کرده بود با پایدارى به دست آورد، و آنچه در مورد عاشقانت تدبیر نموده بود                                                                   فى اَوْلِيآئِكَ، فَنَهَدَ اِلَيْهِمْ مُسْتَفْتِحاً بِعَوْنِكَ، وَمُتَقَوِّياً عَلى‏                                                      انجام گرفت. پس در حالى که از تو کمک مى‏خواست، ودر ضعف خود ازتو نیرو مى‏گرفت به‏جنگ کافران                                                                   ضَعْفِهِ بِنَصْرِكَ، فَغَزاهُمْ فى عُقْرِ دِيارِهِمْ، وَ هَجَمَ عَلَيْهِمْ                                                      برخاست، و تا پایان برنامه در پایگاه دیارشان مبارزه نمود، و در میان قرارگاهشان بر آنان                                                                   فى بُحْبُوحَةِ قَرارِهِمْ، حَتّى‏ ظَهَرَ اَمْرُكَ، وَ عَلَتْ كَلِمَتُكَ،                                                      هجوم برد، تا فرمانت آشکار، و کلمه‏ات برترى یافت،                                                                   وَ لَوْكَرِهَ الْمُشْرِكُونَ. اَللَّهُمَّ فَارْفَعْهُ بِما كَدَحَ فيكَ اِلَى الدَّرَجَةِ                                                      گرچه مشرکان‏را خوشایند نبود. بارالها، مرتبه‏او رابه‏سبب زحماتى‏که در راه تو کشید به بالاترین درجات                                                                   الْعُلْيا مِنْ جَنَّتِكَ، حَتّى‏ لايُساوى‏ فى مَنْزِلَةٍ، وَ لايُكافَأَ                                                      بهشت بالا بر، تا اندازه‏اى که هیچ کس در هیچ مقام و منزلت با او یکسان نباشد، و در هیچ                                                                   فى مَرْتَبَةٍ، وَ لايُوازِيَهُ لَدَيْكَ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ، وَ لانَبِىٌّ                                                      مرتبه با حضرتش برابر نگردد، و در آستانت هیچ ملک مقرب و پیامبر                                                                   مُرْسَلٌ، وَ عَرِّفْهُ فى اَهْلِهِ الطّاهِرينَ وَ اُمَّتِهِ الْمُؤْمِنينَ مِنْ                                                      مرسل با او برابرى نکند، و قبول شفاعتش را در اهل بیت پاکیزه‏اش و مؤمنان از                                                                   حُسْنِ الشَّفاعَةِ اَجَلَّ ما وَعَدْتَهُ، يا نافِذَ الْعِدَةِ، يا وافِىَ                                                      امّتش بیش از آنچه به‏او وعده فرموده‏اى به او اعلام فرما، اى خدایى که وعده‏ات نافذ است، اى آن که عهدت                                                                   الْقَوْلِ، يا مُبَدِّلَ السَّيِّئاتِ بِاَضْعافِها مِنَ الْحَسَناتِ، اِنَّكَ                                                      وفا است، اى مولایى که بدیها را به چندین برابر به خوبیها تبدیل مى‏کنى، همانا که تو                                                                   ذُوالْفَضْلِ الْعَظيمِ.                                                     صاحب فضل عظیمی.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 1 تا 18"
    },
    {
        "title": "دعای  3 - دعاي آنحضرت بر حاملان عرش",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كانَ مِنْ دُعائِهِ عليه‏السلام فى الصَّلوةِ عَلى‏ حَمَلَةِ                                                      دعای آن حضرت در طلب رحمت بر حاملان                                                                   الْعَرْشِ وَ كُلِّ مَلَكٍ مقرّبٍ‏                                                     عرش و تمام فرشتگان مقرب                                                                   اَللَّهُمَّ وَ حَمَلَةُ عَرْشِكَ الَّذينَ لايَفْتُرُونَ مِنْ تَسْبيحِكَ، وَ                                                      بارالها و حاملان عرشت که از تسبیح تو سست نمى‏شوند، و                                                                   لايَسْئَمُونَ مِنْ تَقْديسِكَ، وَ لايَسْتَحْسِرُونَ مِنْ عِبادَتِكَ،                                                      از تقدیست ملول نمى‏گردند، و از عبادتت وانمى‏مانند،                                                                   وَ لايُؤْثِرُونَ التَّقْصيرَ عَلَى الْجِدِّ فى اَمْرِكَ، وَ لايَغْفُلُونَ                                                      و در اجراى فرمانت کوتاهى را بر کوشش انتخاب نمى‏نمایند، و از شیفتگى به سوى تو                                                                   عَنِ الْوَلَهِ اِلَيْكَ، وَ اِسْرافيلُ صاحِبُ الصُّورِ، الشّاخِصُ                                                      غافل نمى‏گردند، و اسرافیل صاحب صور که چشم به راه اجازه                                                                   الَّذى يَنْتَظِرُ مِنْكَ الْاِذْنَ، وَ حُلُولَ الْاَمْرِ، فَيُنَبِّهُ بِالنَّفْخَةِ                                                      و فرمان توست تا در صور بدمد و بدین برنامه افتادگان                                                                   صَرْعى‏ رَهآئِنِ الْقُبُورِ، وَ ميكآئيلُ ذُوالْجاهِ عِنْدَكَ، وَالْمَكانِ                                                      به زندان گور را از خواب مرگ بیدار کند، و میکائیل که نزد تو بلند مرتبه، و به خاطر                                                                   الرَّفيعِ مِنْ طاعَتِكَ، وَ جِبْريلُ الْاَمينُ عَلى‏ وَحْيِكَ،الْمُطاعُ                                                      طاعت تو داراى مکانى رفیع است، و جبرئیل امین وحى تو، که در بین اهل                                                                   فى اَهْلِ سَمواتِكَ، الْمَكينُ لَدَيْكَ، الْمُقَرَّبُ عِنْدَكَ، وَالرُّوحُ                                                      آسمانهاى تو مورد اطاعت است، و در پیشگاهت ارجمند، و به درگاهت مقرّب، و روح                                                                   الَّذى هُوَ عَلى‏ مَلآئِكَةِ الْحُجُبِ، وَالرُّوحُ الَّذى هُوَ مِنْ اَمْرِكَ،                                                      که بر فرشتگان حجب گمارده است، و آن روح که از امر توست،                                                                   فَصَلِّ عَلَيْهِمْ، وَ عَلَى الْمَلائِكَةِ الَّذينَ مِنْ دُونِهِمْ، مِنْ سُكّانِ                                                      پس بر همه آنان درود فرست، و همچنین بر فرشتگانى که از نظر مقام پائین‏تر از ایشانند از ساکنان                                                                   سَمواتِكَ، وَ اَهْلِ الْاَمانَةِ عَلى‏ رِسالاتِكَ، وَالَّذينَ لاتَدْخُلُهُمْ                                                      آسمانهایت، و امین بر پیامهایت، و آن فرشتگانى که از کوشش و کار                                                                   سَئْمَةٌ مِنْ دُؤُبٍ، وَ لااِعْيآءٌ مِنْ لُغُوبٍ - وَ لا فُتُورٌ، وَ لا تَشْغَلُهُمْ                                                      ملول نمى‏شوند، و از هیچ زحمتى وامانده و سست نمى‏گردند، و خواسته‏ها ایشان را                                                                   عَنْ تَسْبيحِكَ الشَّهَواتُ، وَ لايَقْطَعُهُمْ عَنْ تَعْظيمِكَ سَهْوُ                                                      از تسبیح تو باز نمى‏دارد، و سهو ناشى از غفلت‏ها آنان را از بزرگداشت تو جدا                                                                   الْغَفَلاتِ، الْخُشَّعُ الْاَبْصارِ، فَلايَرُومُونَ النَّظَرَ اِلَيْكَ،                                                      نمى‏کند، دیدگان به خشوع فرو هشته‏اند، و اراده نگریستن به انوار جلالت نمى‏نمایند،                                                                   النَّواكِسُ الْاَذْقانِ، الَّذينَ قَدْ طالَتْ رَغْبَتُهُمْ فيما لَدَيْكَ،                                                      سرها به زیر افکنده‏اند، آنان که عشق و شوقشان را به آنچه نزد توست پایانى نیست،                                                                   الْمُسْتَهْتَرُونَ بِذِكْرِ الآئِكَ، وَالْمُتَواضِعُونَ دُونَ عَظَمَتِكَ                                                      شیفته یاد نعمت‏هاى تواند، و در برابر بزرگى و جلال کبریائیت                                                                   وَ جَلالِ كِبْرِيآئِكَ، وَالَّذينَ يَقُولُونَ اِذا نَظَرُوا اِلى‏ جَهَنَّمَ تَزْفِرُ                                                      متواضعند، و بر آن فرشتگان که چون دوزخ را بر گنهکاران خروشان                                                                   عَلى‏ اَهْلِ مَعْصِيَتِكَ: سُبْحانَكَ ما عَبَدْناكَ حَقَّ عِبادَتِكَ،                                                      ببینند مى‏گویند: اى خداى منزه و پاکیزه، ما تو را چنان که سزاوار توست عبادت نکردیم،                                                                   فَصَلِّ عَلَيْهِمْ وَ عَلَى الرَّوْحانِيّينَ مِنْ مَلآئِكَتِكَ، وَ اَهْلِ                                                      پس بر همه آنان درود فرست، و نیز بر روحانیان از ملائکه‏ات، و اهل                                                                   الزُّلْفَةِ عِنْدَكَ، وَ حُمّالِ الْغَيْبِ اِلى‏ رُسُلِكَ، وَالْمُؤْتَمِنينَ                                                      منزلت و قرب در پیشگاهت، و حاملان پیام غیب به سوى فرستادگانت، و امینان                                                                   عَلى‏ وَحْيِكَ، وَ قَبآئِلِ الْمَلآئِكَةِ الَّذينَ اخْتَصَصْتَهُمْ                                                      بر وحیت، و اصناف فرشتگانى که آنان را به خود اختصاص                                                                   لِنَفْسِكَ، وَاَغْنَيْتَهُمْ عَنِ الطَّعامِ وَالشَّرابِ بِتَقْديسِكَ،                                                      داده‏اى، و به وسیله تقدیس خود ایشان را از خوردنى و آشامیدنى بى‏نیاز نموده‏اى،                                                                   وَاَسْكَنْتَهُمْ بُطُونَ اَطْباقِ سَمواتِكَ، وَالَّذينَ عَلى‏ اَرْجآئِها                                                      و در اندرون طبقات آسمانهایت مسکن داده‏اى، و بر آن فرشتگان که چون فرمانت به انجام                                                                   اِذا نَزَلَ الْاَمْرُ بِتَمامِ وَعْدِكَ، وَ خُزّانِ الْمَطَرِ وَ زَواجِرِ                                                      وعده‏ات صادر گردد بر اطراف آسمانها گماشته شوند، و بر خزانه‏داران باران، و حرکت دهندگان                                                                   السَّحابِ، وَالَّذى بِصَوْتِ زَجْرِهِ يُسْمَعُ زَجَلُ الرُّعُودِ،                                                      ابر، و بر آن مَلَکى که از فریاد زجرش غرّش رعدها شینده شود،                                                                   وَ اِذا سَبَحَتْ بِهِ حَفيفَةُ السَّحابِ الَْتمَعَتْ صَواعِقُ الْبُرُوقِ،                                                      و چون ابر خروشان به وسیله او به شنا درآید شعله‏هاى برق درخشیدن گیرد،                                                                   وَ مُشَيِّعِى الثَّلْجِ وَالْبَرَدِ، والْهابِطينَ مَعَ قَطْرِ الْمَطَرِ اِذا نَزَلَ،                                                      و برفرشتگانى‏که دانه‏هاى برف وتگرگ را بدرقه مى‏کنند، وملائکه‏اى که همراه قطرات باران فرود مى‏آیند،                                                                   وَالْقُوَّامِ عَلى‏ خَزآئِنِ الرِّياحِ، وَالْمُوَكَّلينَ بِالْجِبالِ فَلاتَزُولُ،و الَّذينَ عَرَّفتَهم مَثاقيلَ المياه                                                      و بر آنان که وکیل خزینه‏هاى بادند، و آنان که بر کوهها گماشته شده‏اند تا از جا در نروند،و بر آنان که وزن آبها,                                                                   وَ کَيلَ ما تَحويهٍ لَواعج الْاَمْطارِ وَ عَوالِجُها، وَ رُسُلِكَ مِنَ الْمَلائِكَةِ اِلى‏ اَهْلِ الْاَرْضِ                                                      و اندازه بارانهای سیل آسا و رگبارهای متراکم را به آنان آموخته‏اى، و بر فرشتگانى که به‏سوى اهل زمین گسیل مى‏شوند و                                                                   بِمَكْرُوهِ ما يَنْزِلُ مِنَ الْبَلآءِ، وَ مَحْبُوبِ الرَّخآءِ،وَالسَّفَرَةِ                                                      گرفتارى ناخوشایند و گشایش خوشایند براى آنان مى‏آورند، و بر سفیران                                                                   الْكِرامِ الْبَرَرَةِ، وَالْحَفَظَةِالْكِرامِ‏الْكاتِبينَ، وَ مَلَكِ الْمَوْتِ                                                      بزرگوار نیکوکار، و فرشتگان بزرگوارى که حافظ عمل مردم و نویسنده آنند، و بر فرشته مرگ                                                                   وَ اَعْوانِهِ، وَ مُنْكَرٍ وَ نَكيرٍ، وَ رُومانَ فَتّانِ الْقُبُورِ، وَالطّآئِفينَ                                                      و یارانش، و منکَر و نکیر، و بر رومان آزمایش کننده مردگان در گور، و بر طواف کنندگان                                                                   بِالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ، وَ مالِكٍ، وَالْخَزَنَةِ وَ رِضْوانَ، وَ سَدَنَةِ                                                      بیت‏المعمور، و بر مالک، و بر خازنان دوزخ و بر رضوان، و خدمتگزاران                                                                   الْجِنانِ، وَالَّذينَ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما اَمَرَهُمْ، وَ يَفْعَلُونَ                                                      بهشت، و بر فرشتگانى که خدا را در آنچه امر مى‏کند مخالفت نمى‏نمایند، و مأموریت خود را                                                                   مايُؤْمَرُونَ، وَالَّذينَ يَقُولُونَ: سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ                                                      به نحو احسن انجام مى‏دهند، و بر فرشتگانى که به اهل بهشت مى‏گویند: سلام بر شما به خاطر آنکه صبر کردید، پس                                                                   عُقْبَى الدّارِ، وَالزَّبانِيَةِ الَّذينَ اِذا قيلَ لَهُمْ: خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ                                                      نیکوسرایى است خانه آخرت براى شما، و بر فرشتگان نگاهبان دوزخ که چون به آنان فرمان رسد: او را بگیرید و به زنجیر کشید سپس                                                                   الْجَحيمَ صَلُّوهُ، ابْتَدَرُوهُ سِراعاً، وَلَمْ يُنْظِرُوهُ، وَ مَنْ                                                      به آتش درافکنید، به سرعت دستگیرش کنند و به او مهلت ندهند، و بر                                                                   اَوْهَمْنا ذِكْرَهُ، وَ لَمْ‏نَعْلَمُ مَكانَهُ مِنْكَ، وَ بِاَىِّ اَمْرٍ وَكَّلْتَهُ،                                                      هر فرشته‏اى که نامش را یاد نکرده‏ایم، و از قدرش در پیشگاه تو خبر نداریم، و نمى‏دانیم او را به چه کارى گماشته‏اى،                                                                   وَ سُكّانِ الْهَوآءِ وَالْاَرْضِ وَالْمآءِ، وَ مَنْ مِنْهُمْ عَلَى الْخَلْقِ،                                                      و بر آن فرشتگانى که ساکن هوا و زمین و آبند، و به هر کدام از آنان که موکّل آفریدگانند،                                                                   فَصَلِّ عَلَيْهِمْ يَوْمَ يَاْتى كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سآئِقٌ وَ شَهيدٌ،                                                      پس بر همه آنان درود فرست در روزى که هرکس با دو فرشته یکى راننده و دیگرى گواه مى‏آید،                                                                   وَصَلِّ عَلَيْهِمْ صَلوةً تَزيدُهُمْ كَرامَةً عَلى‏ كَرامَتِهِمْ،                                                      و بر ایشان درود فرست درودی که بر بزرگواریشان بیفزاید,                                                                   وَ طَهارَةً عَلى‏ طَهارَتِهِمْ. اَللَّهُمَّ وَ اِذا صَلَّيْتَ عَلى‏                                                      و بر طهارتشان طهارت اضافه کند بارالها به وقتیکه بر                                                                   مَلآئِكَتِكَ وَ رُسُلِكَ، وَ بَلَّغْتَهُمْ صَلوتَنا عَلَيْهِمْ، فَصَلِّ                                                      فرشتگانت و فرستادگانت درود می فرستی و درود ما را به آنان ابلاغ میکنی, به علت آن گفتار نیکو                                                                   عَلَيْنا بِما فَتَحْتَ لَنا مِنْ حُسْنِ الْقَوْلِ فيهِمْ،                                                      که در وصف آنان بر زبان و دل ما روان ساختی ای,بر ما نیز درود و رحمت فرست,                                                                    اِنَّكَ جَوادٌ كَريمٌ.                                                     که تو بخشنده و بزرگواری.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 1 تا 18"
    },
    {
        "title": "دعای  4 - دعاي آنحضرت برآنان که به پيامبران ايمان آورده اند",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "و كانَ مِن دعائهِ عليه‏السلام فى الصّلوة على اَتْباعِ‏                                                      دعای آن حضرت در درود بر پیروان                                                                    الرُّسُلِ و مُصَدّقيهِمْ                                                      و ایمان آورندگان به ایشان                                                                    اَللَّهُمَّ وَ اَتْباعُ الرُّسُلِ وَ مُصَدِّقُوهُمْ مِنْ اَهْلِ الْاَرْضِ بِالْغَيْبِ                                                      بارالها، و پیروان انبیاء و تصدیق کنندگان ایشان از مردم روى زمین که تصدیقشان از عمق قلب بود،                                                                    عِنْدَ مُعارَضَةِ الْمُعانِدينَ لَهُمْ بِالتَّكْذيبِ وَالْاِشْتِياقِ اِلَى                                                      آنهم به وقتى که دشمنان به جهت معارضه در مقام تکذیب آنان برآمدند، ولى مؤمنان به سبب حقایق ایمانیه                                                                    الْمُرْسَلينَ بِحَقآئِقِ الْايمانِ، فى كُلِّ دَهْرٍ وَ زَمانٍ اَرْسَلْتَ فيهِ                                                      مشتاقانه به انبیاء روى آوردند، در هر عصر و زمانى که پیامبرى                                                                    رَسوُلاً، وَ اَقَمْتَ لِأَهْلِهِ دَليلاً، مِنْ لَدُنْ ادَمَ اِلى‏ مُحَمَّدٍ - صَلَّى اللَّهُ                                                      فرستادى، و براى جامعه چراغ راه قرار دادى، از زمان آدم تا دوران محمد - درود خدا                                                                    عَلَيْهِ وَالِهِ - مِنْ اَئِمَّةِ الْهُدى‏، وَ قادَةِ اَهْلِ التُّقى‏ -، عَلى‏ جَميعِهِمُ                                                      بر او و آلش باد - از رهبران هدایت، و جلوداران اهل تقوا - که بر همه آنان                                                                   السَّلامُ، فَاذْكُرْهُمْ مِنْكَ بِمَغْفِرَةٍ وَ رِضْوانٍ. اَللَّهُمَّ وَاَصْحابُ                                                      سلام باد - خداوندا تمام آنان را از جانب خود به آمرزش و رضایت مخصوص گردان. بارالها و به خصوص اصحاب                                                                    مُحَمَّدٍ خآصَّةًالَّذينَ اَحْسَنُواالصَّحابَةَ، وَالَّذينَ اَبْلَوُاالْبَلآءَ                                                      محمد (ص) آنان که شرط مصاحبت او را به خوبى پاس داشتند، و آنان که در یارى آن                                                                    اَلْحَسَنَ فى نَصْرِهِ، وَ كانَفُوهُ، وَ اَسْرَعُوا اِلى‏ وِفادَتِهِ،                                                      حضرت به سعى نیکو برخاستند، و حضرتش را یارى دادند، و براى قرار دادنش به صحنه قدرت شتافتند،                                                                    وَ سابَقُوا اِلى‏ دَعْوَتِهِ، وَاسْتَجابُوا لَهُ حَيْثُ اَسْمَعَهُمْ                                                      و براى قبول دعوتش بر یکدیگر سبقت گرفتند، و چون دلیل رسالت‏هاى خود را به گوش آنان رساند                                                                    حُجَّةَ رِسالاتِهِ، وَ فارَقُوا الْاَزْواجَ وَالْاَوْلادَ فى اِظْهارِ كَلِمَتِهِ،                                                      دعوتش را پذیرفتند و در راه اعلاء کلمه‏اش از همسران و فرزندان خود دورى جستند،                                                                   وَقاتَلُوا الْابآءَ وَالْاَبْنآءَ فى‏تَثْبيتِ نُبُوَّتِهِ، وَانْتَصَرُوا بِهِ، وَمَنْ                                                      و با پدران و فرزندان خودبراى برقرارى نبوّتش نبرد کردند، و به برکت وجود او در آن نبردها پیروز شدند.                                                                    كانُوا مُنْطَوينَ عَلى‏ مَحَبَّتِهِ يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ فى مَوَدَّتِهِ،                                                      و آنان که در عمق دلشان مهر او را مى‏پروردند و در عشق او به تجارتى امید داشتند که کسادى و ضرر در آن راه نداشت،                                                                    وَالَّذينَ هَجَرَتْهُمُ الْعَشآئِرُ اِذْ تَعَلَّقُوا بِعُرْوَتِهِ، وَانْتَفَتْ مِنْهُمُ                                                      و یارانى که وقتى دل به او بستند قبائل و عشائرشان از آنان دورى جستند، و زمانى که در                                                                    الْقَراباتُ اِذْ سَكَنُوا فى ظِلِّ قَرابَتِهِ، فَلاتَنْسَ لَهُمُ اللَّهُمَّ ماتَرَكوُا                                                      سایه قرابت او آرمیدند دودمان آنان پیوند قرابت گسیختند، بارالها پس براى اصحاب محمد آنچه را براى                                                                    لَكَ وَفيكَ، وَاَرْضِهِمْ مِنْ رِضْوانِكَ، وَ بِما حاشُوا الْخَلْقَ                                                      تو و در راه تو از دست دادند از نظرلطف دور مدار، و آنان را از خشنودیت خشنود ساز، و نیز به خاطر آنکه                                                                    عَلَيْكَ، وَ كانوُا مَعَ رَسوُلِكَ دُعاةً لَكَ اِلَيْكَ، وَاشْكُرْهُمْ                                                      مردم را پیرامون دینت جمع کردند، وبا فرستاده تو در دعوت خلق هم‏آواز بودند، و آنان را                                                                    عَلى‏ هَجْرِهِمْ فيكَ دِيارَ قَوْمِهِمْ، وَ خُرُوجِهِمْ مِنْ سَعَةِ                                                      به خاطر اینکه در راه تو از شهر و دیار قوم خود دورى گزیدند، و از فراخى معیشت به‏                                                                    الْمَعاشِ اِلى‏ ضيقِهِ، وَ مَنْ كَثَّرْتَ فى اِعْزازِ دينِكَ مِنْ مَظْلُومِهِمْ.                                                      سختى در افتادند، و آن افراد بسیارى را که براى بزرگداشت دین تو ستمها دیدند پاداش عنایت فرما.                                                                    اَللَّهُمَّ وَ اَوْصِلْ اِلَى التّابِعينَ لَهُمْ بِاِحْسانٍ، الَّذينَ يَقُولُونَ:                                                      بارالها و به پیروان اصحاب در ایمان و اخلاق و عمل، آنان که مى‏گویند:                                                                    «رَبَّنااغْفِرلَنا وَ ِلاِخْوانِنَا الَّذينَ‏سَبَقُونا بِالاْيمانِ» خَيْرَ جَزآئِكَ،                                                      «الهى ما و آن برادران ما را که به ایمان بر ما پیشى جستند بیامرز»، بهترین اجر و مزد خود را ارزانى دار،                                                                    الَّذينَ قَصَدُوا سَمْتَهُمْ، وَ تَحَّرَوْا وِجْهَتَهُمْ، وَ مَضَوْا عَلى‏                                                      همانان که راه و روش اصحاب را پیش گرفتند، و طریقه آنان را طلبیدند، و به منش آنان زندگى را                                                                    شاكِلَتِهِمْ، لَمْ‏يَثْنِهِمْ رَيْبٌ فى بَصيرَتِهِمْ، وَ لَمْ‏يَخْتَلِجْهُمْ                                                      آهنگ دادند، در حالى که هیچ شک و شبهه‏اى آنان را از عقیده‏شان برنگرداند، و در پیروى از                                                                    شَكٌّ فى قَفْوِ اثارِهِمْ، وَالْايتِمامِ بِهِدايَةِ مَنارِهِمْ، مُكانِفينَ                                                      آثار اصحاب و اقتداء به نشان هدایتشان - هیچ شکى خاطرشان را پریشان نکرد، یاران                                                                    وَ مُوازِرينَ لَهُمْ، يَدينُونَ بِدينِهِمْ، وَ يَهْتَدُونَ بِهَدْيِهِمْ،                                                      و یاوران ایشان بودند، در دین موافق آنان - بودند، و به راه و روش آنان مى‏رفتند،                                                                    يَتَّفِقُونَ عَلَيْهِمْ، وَ لايَتَّهِمُونَهُمْ فيما اَدَّوْا اِلَيْهِمْ. اَللَّهُمَّ                                                      درباره اتفاق نظر داشتند، و به آنان در برنامه‏هائى که از رسول خدا خبر دادند بدگمان نبودند. بارالها                                                                    وَ صَلِّ عَلَى التّابِعينَ مِنْ يَوْمِنا هذا اِلى‏ يَوْمِ الدّينِ، وَ عَلى‏                                                      از امروز تا روز قیامت از جانب خودت بر تابعین و                                                                    اَزْواجِهِمْ وَ عَلى‏ ذُرِّيّاتِهِمْ وَ عَلى‏ مَنْ اَطاعَكَ مِنْهُمْ، صَلوةً                                                      همسران و فرزندانشان درود فرست و بر هر کس از آنان که اطاعت تو کرده، درودى که به سبب                                                                    تَعْصِمُهُمْ بِها مِنْ مَعْصِيَتِكَ، وَ تَفْسَحُ لَهُمْ فى رِياضِ                                                      آن ایشان را از معصیت بازدارى، و در باغهاى بهشت خود به آنان گشایش                                                                    جَنَّتِكَ، وَ تَمْنَعُهُمْ بِها مِنْ كَيْدِ الشَّيْطانِ، وَ تُعينُهُمْ بِها عَلى‏                                                      دهى، و از نیرنگ شیطان در امانشان دارى، و به هر کار نیک که از تو                                                                    مَااسْتَعانُوكَ عَلَيْهِ مِنْ بِرٍّ، وَ تَقيهِمْ طَوارِقَ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ اِلاّ                                                      مدد جویند توفیقشان دهى، و از حوادث شب و روز حفظشان فرمایى مگر                                                                    طارِقاً يَطْرُقُ بِخَيْرٍ، وَ تَبْعَثُهُمْ بِها عَلَى اعْتِقادِ حُسْنِ الرَّجآءِ                                                      از حادثه‏اى که مژده خیر رساند، و به آن درود آنان را بر اعتقاد نیکو برانگیزى تا تنها به تو چشم امید                                                                    لَكَ، وَالطَّمَعِ فيما عِنْدَكَ، وَ تَرْكِ التُّهْمَةِ فيما تَحْويهِ اَيْدِى                                                      دوزند، و به آنچه نزد توست دلبسته شوند، و از بدگمانى نسبت به تو در آنچه نزد خلق است                                                                    الْعِبادِ، لِتَرُدَّهُمْ اِلَى الرَّغْبَةِ اِلَيْكَ وَالرَّهْبَةِ مِنْكَ، وَ تُزَهِّدَهُمْ                                                      برحذر باشند، تا چنان کنى که تنها شوقشان به تو باشد و بیمشان از حضرت تو، و آنان را                                                                    فى سَعَةِ الْعاجِلِ، وَ تُحَبِّبَ اِلَيْهِمُ الْعَمَلَ لِلْاجِلِ،                                                      به فراخى جهان از دست رفتنى بى‏رغبتشان گردانى، و محبت عمل کردن براى آن جهان،                                                                    وَالْاِسْتِعدادَ لِما بَعْدَ الْمَوْتِ، وَتُهَوِّنَ عَلَيْهِمْ كُلَّ كَرْبٍ                                                      و آمادگى براى بعد از مرگ را در دلشان افکنى، و هر مشکلى که                                                                    يَحُلُّ بِهِمْ يَوْمَ خُرُوجِ الْاَنْفُسِ مِنْ اَبْدانِها، وَ تُعافِيَهُمْ                                                      ایشان را به وقت جان کندن مى‏رسد آسان نمایى، و آنان را                                                                    مِمّا تَقَعُ بِهِ‏الْفِتْنَةُ مِنْ مَحْذُوراتِها، وَ كَبَّةِ النّارِ وَ طُولِ‏الْخُلُودِ                                                      از هر محذورى که از فتنه‏ها و محنتها خیزد در عافیت دارى، و از سختى و صدمه آتش دوزخ و طول خلود                                                                   فيها، وَ تُصَيِّرَهُمْ اِلى‏ اَمْنٍ مِنْ مَقيلِ الْمُتَّقينَ.                                                     در آن معاف گردانى، و آنان را به مقام امن و امان که جایگاه اهل تقواست منتقل نمایى.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 1 تا 18"
    },
    {
        "title": "دعای  5 - دعاي آنحضرت براي خود و نزديکانش",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كانَ مِنْ دُعائِهِ عليه‏السلام لِنَفْسِه وَ لِاَهْلِ وَلايَتِهِ‏                                                      «دعادرحق خود ودوستانش»                                                                   يا مَنْ لاتَنْقَضى عَجآئِبُ عَظَمَتِهِ، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ،                                                      اى کسى که شگفتى‏هاى عظمتت پایان بردار نیست، بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَاحْجُبْنا عَنِ الْاِلْحادِ فى عَظَمَتِكَ. وَ يا مَنْ لاتَنْتَهى مُدَّةُ                                                      و ما را از الحاد و لغزش در عظمتت بازدار. اى آن که دوران فرمانروائیت را نهایت نیست،                                                                   مُلْكِهِ، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاَعْتِقْ رِقابَنا مِنْ نَقِمَتِكَ.                                                      بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از بند عذاب خود رهایى بخش.                                                                   وَ يا مَنْ لاتَفْنى‏ خَزآئِنُ رَحْمَتِهِ، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ،                                                      اى کسى که گنجینه‏هاى رحمتت را فنا نیست، بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَاجْعَلْ لَنا نَصيباً فى رَحْمَتِكَ. وَ يا مَنْ تَنْقَطِعُ دُونَ رُؤْيَتِهِ                                                      و براى ما از رحمتت نصیب و بهره‏اى قرار ده. اى که چشمها و دیده‏ها از دیدنت                                                                   الْاَبْصارُ، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاَدْنِنا اِلى‏ قُرْبِكَ. وَ يا مَنْ                                                      فروماند، بر محمد و آلش درود فرست، و ما را به عرصه‏گاه قربت نزدیک کن. و اى کسى که                                                                   تَصْغُرُ عِنْدَ خَطَرِهِ الْاَخْطارُ، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ كَرِّمْنا                                                      در برابر قدر و منزلتت تمام منزلتها کوچک است، بر محمد و آلش درود فرست، و ما را                                                                   عَلَيْكَ. وَ يا مَنْ تَظْهَرُ عِنْدَهُ بَواطِنُ الْاَخْبارِ، صَلِّ عَلى‏                                                      در پیشگاهت گرامى دار. اى آن که خبرهاى نهانى در نزدت آشکار است، بر محمد و آلش                                                                   مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ لاتَفْضَحْنا لَدَيْكَ. اَللَّهُمَّ اَغْنِنا عَنْ هِبَةِ                                                      درود فرست، و ما را نزد خود رسوا مکن. الها ما را به بخشش خود                                                                   الْوَهّابينَ بِهِبَتِكَ، وَاكْفِنا وَحْشَةَ الْقاطِعينَ بِصِلَتِكَ، حَتّى‏                                                      از بخشش دیگران بى‏نیاز ساز، و ترس گسستن دیگران را از ما با پیوستن ما به خودت کفایت فرما، تا                                                                   لانَرْغَبَ اِلى‏ اَحَدٍ مَعَ بَذْلِكَ، وَ لانَسْتَوْحِشَ مِنْ اَحَدٍ مَعَ                                                      با وجود عطاى تو از دیگرى نخواهیم، و با احسان تو از احدى                                                                   فَضْلِكَ. اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ كِدْ لَنا وَ                                                      نهراسیم. بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست، و در هر کار به نفع ما چاره ساز و                                                                   لاتَكِدْ عَلَيْنا، وَ امْكُرْ لَنا وَ لاتَمْكُرْبِنا، وَ اَدِلْ لَنا وَ لاتُدِلْ                                                      بر زیان ما چاره مساز، و به سود ما تدبیر کن و به ضرر ما تدبیر مفرما، و ما را چیره‏گى ده و دیگران را بر ما چیره                                                                   مِنّا. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ قِنا مِنْكَ، وَاحْفَظْنا                                                      مساز. بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از غضب خود حفظ کن، و به عنایت خویش                                                                   بِكَ، وَاهْدِنا اِلَيْكَ، وَ لاتُباعِدْنا عَنْكَ، اِنَّ مَنْ تَقِهِ يَسْلَمْ،                                                      نگاه‏دار، و به سوى خود هدایت کن، و از پیشگاه خود دور منما، آن را که تو حفظ کنى سالم ماند،                                                                   وَ مَنْ تَهْدِهِ يَعْلَمْ، وَ مَنْ تُقَرِّبْهُ اِلَيْكَ يَغْنَمْ. اَللَّهُمَّ صَلِّ                                                      و آن را که تو هدایت کنى دانا شود، و آن را که تو به خود نزدیک سازى غنیمت برد. بار خدایا                                                                   عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ اكْفِنا حَدَّ نَوآئِبِ الزَّمانِ، وَ شَرَّ مَصآئِدِ                                                      بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از سختى مصائب زمان، و شرّ دامهاى                                                                   الشَّيْطانِ، وَ مَرارَةَ صَوْلَةِ السُّلْطانِ. اَللَّهُمَّ اِنَّما يَكْتَفِى                                                      شیطان، و تلخى قهر سلطان حفظ فرما. بار خدایا بدون شک بى‏نیازان                                                                   الْمُكْتَفُونَ بِفَضْلِ قُوَّتِكَ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاكْفِنا،                                                      به فضل قوّت تو بى‏نیازند، پس بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از هر چه غیر خودت کفایت کن،                                                                   وَ اِنَّما يُعْطِى الْمُعْطُونَ مِنْ فَضْلِ جِدَتِكَ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ                                                      و به حقیقت که بخشندگان از افزونى داده‏هاى تو مى‏بخشند، پس بر محمد و آلش - درود                                                                   وَ الِهِ، وَاَعْطِنا، وَ اِنَّما يَهْتَدِى الْمُهْتَدُونَ بِنُورِ وَجْهِكَ،                                                      فرست، و از نعمتت بر ما عطا کن، و همانا که - راه یافتگان - در پرتو نور ذات تو راه مى‏یابند،                                                                   فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَاهْدِنا. اَللَّهُمَّ اِنَّكَ مَنْ والَيْتَ                                                      پس بر محمد و آلش درود فرست، و ما را هدایت نماى. بارالها هر که را تو یارى دهى هیچ                                                                   لَمْ‏يَضْرُرْهُ خِذْلانُ الْخاذِلينَ، وَ مَنْ اَعْطَيْتَ لَمْ‏يَنْقُصْهُ مَنْعُ                                                      خوار کننده‏اى قدرت خوار کردن او را ندارد، و هر که را تو ببخشى هیچ بازدارنده‏اى قدرت کاستن از عطایت به او                                                                   الْمانِعينَ، وَ مَنْ هَدَيْتَ لَمْ‏يُغْوِهِ اِضْلالُ الْمُضِلّينَ، فَصَلِّ عَلى‏                                                      او را ندارد، و هر که را تو هدایت فرمایى گمراه ساختن گمراه کنندگان او را از راه بدر نبرد، پس بر                                                                   مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَامْنَعْنا بِعِزِّكَ مِنْ عِبادِكَ، وَاَغْنِنا عَنْ غَيْرِكَ                                                      محمد و آلش درود فرست، و بعزّت خود ما را از شر بندگانت بازدار، و به عطایت از غیر خود                                                                   بِاِرْفادِكَ، وَاسْلُكْ بِنا سَبيلَ الْحَقِّ بِاِرْشادِكَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏                                                      بى‏نیاز فرماى، و به وسیله ارشادت ما را به راه حق ببر. بارالها بر                                                                   مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاجْعَلْ سَلامَةَقُلُوبِنا فى‏ذِكْرِ عَظَمَتِكَ، وَفَراغَ                                                      محمد و آلش درود فرست، و سلامت قلوب ما را در ذکر عظمتت، و آسایش                                                                   اَبْدانِنا فى شُكْرِ نِعْمَتِكَ، وَانْطِلاقَ اَلْسِنَتِنا فى وَصْفِ                                                      بدنهامان را در شکر نعمتت، و روانى زبان ما را در وصف عطایت                                                                   مِنَّتِكَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاجْعَلْنا مِنْ دُعاتِكَ                                                      قرار بده. بارالها بر محمّد و آلش درود فرست، و ما را در زمره دعوت‏کنندگان                                                                   الدّاعينَ اِلَيْكَ، وَ هُداتِكَ الدّآلّينَ عَلَيْكَ، وَ مِنْ خآصَّتِكَ                                                      به سویت قرار بده، و از جمله راهنمایانى که به تو دلالت و راهنمایى مى‏کنند قرار ده، و در حلقه خاصان                                                                   الْخآصّينَ لَدَيْكَ، يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.                                                      از بندگانت درآر، اى مهربان‏ترین مهربانان.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 1 تا 18"
    },
    {
        "title": "دعای  6 - دعاي آنحضرت به وقت صبح و شام",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "و كان مِن دعائِه عليه‏السلام عندَ الصَّباح وَالمَساءِ                                                      «دعا به وقت صبح و شام»                                                                   اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ بِقُوَّتِهِ، وَ مَيَّزَ بَيْنَهُما                                                      سپاس خداى را که به نیروى خود شب و روز را آفرید، و به قدرتش میان آن دو تفاوت                                                                   بِقُدْرَتِهِ، وَ جَعَلَ لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُما حَدّاً مَحْدُوداً، وَاَمَداً                                                      قرار داد، و براى هر یک حدّى محدود و زمانى                                                                   مَمْدُوداً، يُولِجُ كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما فى صاحِبِهِ، وَ يُولِجُ صاحِبَهُ                                                      مشخص نهاد، هر یک را درون دیگرى فرو بَرَد و برون آرد (از یکى بکاهد و به دیگرى                                                                   فيهِ، بِتَقْديرٍ مِنْهُ لِلْعِبادِ فيما يَغْذُوهُمْ بِهِ، وَ يُنْشِئُهُمْ عَلَيْهِ،                                                      بیفزاید)، و با این نظم دقیق روزى بندگان و نشو و نماى آنان را تأمین فرماید.                                                                   فَخَلَقَ لَهُمُ اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فيهِ مِنْ حَرَكاتِ التَّعَبِ وَ نَهَضاتِ                                                      پس شب را براى بندگان آفرید تا در آن از حرکات رنج‏آور و فعالیت‏هاى آزاردهنده                                                                   النَّصَبِ، وَ جَعَلَهُ لِباساً لِيَلْبَسُوا مِنْ راحَتِهِ وَ مَنامِهِ، فَيَكُونَ                                                      بیاسایند، و آن را پوششى قرار داد تا مردم در آن به آسایش دست یابند و خواب راحت کنند، و این همه                                                                   ذلِكَ لَهُمْ جَماماً وَ قُوَّةً، وَلِيَنالُوا بِهِ لَذَّةً وَ شَهْوَةً، وَ خَلَقَ                                                      سبب تجدید نشاط و نیروى ایشان گردد، و به لذت و کام دل رسند، و روز را                                                                   لَهُمُ النَّهارَ مُبْصِراً لِيَبْتَغُوا فيهِ مِنْ فَضْلِهِ، وَلِيَتَسَبَّبُوا اِلى‏                                                      بینایى‏بخش قرار داد تا در آن به جستجوى فضل حق خیزند، و به رزق و                                                                   رِزْقِهِ، وَيَسْرَحُوا فى اَرْضِهِ طَلَباً لِما فيهِ نَيْلُ الْعاجِلِ مِنْ                                                      روزى او دست یابند، و در زمین او در پى سود گذراى                                                                   دُنْياهُمْ، وَ دَرَكُ الْاجِلِ فى اُخْريهُمْ. بِكُلِ ذلِكَ يُصْلِحُ                                                      دنیا و ادراک نفع دائمى آن جهان به راه افتند. به تمام این امور کار ایشان را به                                                                   شَاْنَهُمْ، وَ يَبْلُو اَخْبارَهُمْ، وَ يَنْظُرُ كَيْفَ هُمْ فى اَوْقاتِ                                                      سامان مى‏آورد، و اعمالشان را مى‏آزماید، و مى‏نگرد که به هنگام                                                                   طاعَتِهِ، وَ مَنازِلِ فُرُوضِهِ، وَ مَواقِعِ اَحْكامِهِ، لِيَجْزِىَ الَّذينَ                                                      طاعت، و اوقات بجا آوردن واجبات، و موارد احکام او چگونه‏اند؟ تا بدکاران را به جزاى                                                                   اَسآؤُا بِما عَمِلُوا، وَ يَجْزِىَ الَّذينَ اَحْسَنُوا بِالْحُسْنى‏. اَللَّهُمَّ                                                      عملشان و نیکوکاران را به مزد کردار نیکشان برساند. بارالها                                                                   فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى‏ ما فَلَقْتَ لَنا مِنَ الْاِصْباحِ، وَ مَتَّعْتَنا بِهِ مِنْ                                                      پس تو را سپاس که پرده سیاه شب را به نور صبح شکافتى، و ما را از                                                                   ضَوْءِ النَّهارِ، وَ بَصَّرْتَنا مِنْ مَطالِبِ الْاَقْواتِ، وَ وَقَيْتَنا فيهِ مِنْ                                                      روشنى روز بهره‏مند ساختى، و در راه فراهم آوردن روزى بینافرمودى، و از پیشامدهاى خطرناک آفات                                                                   طَوارِقِ الْافاتِ. اَصْبَحْنا وَاَصْبَحَتِ الْاَشْيآءُ كُلُّها                                                      حفظ نمودى. شب را به صبح رساندیم و تمام آفریدگان جملگى پاى در میدان                                                                   بِجُمْلَتِها لَكَ: سَمآؤُها وَ اَرْضُها، وَ ما بَثَثْتَ فى كُلِّ واحِدٍ                                                      صبح نهادند: آسمان و زمین، و آنچه در این دو                                                                   مِنْهُما، ساكِنُهُ وَ مُتَحَرِّكُهُ، وَ مُقيمُهُ وَ شاخِصُهُ، وَ ما عَلافِى                                                      پراکنده‏اى، ساکن و جنبنده، ایستاده و رونده، و هر چه در هوا بالا                                                                   الْهَوآءِ، وَ ما كَنَّ تَحْتَ الثَّرى‏، اَصْبَحْنا فى قَبْضَتِكَ،                                                      رفته، و آنچه در زمین پنهان شده، همه و همه در سراپنجه قدرت تو به صبح رسیدیم،                                                                   يَحْوينا مُلْكُكَ وَ سُلْطانُكَ، وَ تَضُمُّنا مَشِيَّتُكَ، وَ نَتَصَرَّفُ                                                      در حالى که سلطنت و پادشاهى تو ما را فراگرفته، و مشیّت تو ما را تحت پوشش گرفته، و به فرمان تو                                                                   عَنْ اَمْرِكَ، وَ نَتَقَلَّبُ فى تَدْبيرِكَ، لَيْسَ لَنا مِنَ الْاَمْرِ اِلاّ ما                                                      در کارها تصرف مى‏کنیم، و در عرصه تدبیر تو در حرکتیم، به غیر آنچه فرمان تو بر آن رفته کارى                                                                   قَضَيْتَ، وَ لا مِنَ الْخَيْرِ اِلاّ ما اَعْطَيْتَ. وَ هذا يَوْمٌ حادِثٌ                                                      نتوانیم، و جز آنچه تو بر ما بخشى خیرى به ما نمى‏رسد. امروز روزى جدید و                                                                   جَديدٌ، وَ هُوَ عَلَيْنا شاهِدٌ عَتيدٌ، اِنْ اَحْسَنَّا وَدَّعَنا بِحَمْدٍ،                                                      تازه است، و او بر ما شاهدى حاضر است، اگر خوبى کنیم ما را سپاس گویان ترک کند،                                                                   وَ اِنْ اَسَأْنا فارَقَنا بِذَمٍّ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَارْزُقْنا                                                      و اگر بدى کنیم نکوهش‏کنان از ما جدا گردد. بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست، و حُسن همنَفَسى                                                                   حُسْنَ مُصاحَبَتِهِ، وَاعْصِمْنا مِنْ سُوءِ مُفارَقَتِهِ بِارْتِكابِ                                                      با این روز را روزى ما گردان، و ما را از سوء مفارقتش به خاطر ارتکاب                                                                   جَريرَةٍ، اَوِاقْتِرافِ صَغيرَةٍ اَوْ كَبيرَةٍ، وَ اَجْزِلْ لَنا فيهِ مِنَ                                                      گناه، یا کسب معصیت کوچک و بزرگ حفظ فرما، و بهره ما را از خوبیها در آن                                                                   الْحَسَناتِ، وَاَخْلِنا فيهِ مِنَ السَّيِّئاتِ،وَامْلَأْ لَنا ما بَيْنَ طَرَفَيْهِ                                                      سرشار کن، و ما را در این روز از زشتى‏ها پیراسته نما، و از ابتدا تا پایان آن را براى ما از                                                                   حَمْداً وَ شُكْراً وَ اَجْراً وَ ذُخْراً وَ فَضْلاً وَ اِحْساناً. اَللَّهُمَّ يَسِّرْ                                                      حمد و شکر و اجر و اندوخته آخرتى و فضل و احسان پر ساز. الهى زحمت ما را                                                                   عَلَى الْكِرامِ الْكاتِبينَ مَؤُونَتَنا، وَامْلَأْ لَنا مِنْ حَسَناتِنا                                                      (به سبب تقوا و پرهیز از گناه) بر فرشتگان نویسنده اعمال آسان ساز، و پرونده کردارمان را از حسنات                                                                   صَحآئِفَنا، وَ لاتُخْزِنا عِنْدَهُمْ بِسُوءِ اَعْمالِنا. اَللَّهُمَّ اجْعَلْ                                                      سرشار فرما، و ما را نزد آن فرشتگان به کردارهاى زشت و ناهنجارمان رسوا مساز. خداوندا در هر                                                                   لَنا فى كُلِّ ساعَةٍ مِنْ ساعاتِهِ حَظّاً مِنْ عِبادِكَ، وَ نَصيباً مِنْ                                                      ساعت از ساعت‏هاى روز بهره‏اى از مقامات بندگان خاصت، و نصیبى از                                                                   شُكْرِكَ، وَ شاهِدَ صِدْقٍ مِنْ مَلآئِكَتِكَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى                                                      شکرت، و گواه صدقى از ملائکه‏ات براى ما قرار بده. بارالها بر محمد و آلش                                                                   ‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَاحْفَظْنا مِنْ بَيْنِ اَيْدينا وَ مِنْ خَلْفِنا وَ عَنْ اَيْمانِنا                                                      درود فرست، و ما را از پیش رو و پشت‏سر و از طرف راست                                                                   عَنْ شَمآئِلِنا، وَ مِنْ جَميعِ نَواحينا، حِفْظاً عاصِماً مِنْ                                                      و از جانب چپ و از همه طرف حفظ فرما، حفظى که ما را از معصیت                                                                   مَعْصِيَتِكَ، هادِياً اِلى‏ طاعَتِكَ، مُسْتَعْمِلاً لِمَحَبَّتِكَ. اَللَّهُمَّ                                                      تو بازدارد، و به طاعتت راه نماید، و ما را به کار عشق و محبتت گیرد. بارخدایا                                                                   صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ وَفِّقْنا فى يَوْمِنا هذا وَلَيْلَتِنا هذِهِ وَفى                                                      بر محمد و آلش درود فرست، و ما را در این روزمان و در این شبمان و در                                                                   جَميعِ اَيَّامِنا لِاسْتِعْمالِ الْخَيْرِ، وَ هِجْرانِ الشَّرِّ، وَ شُكْرِ                                                      تمام ایّاممان براى انجام خیر، و دورى از شر، و شکر                                                                   النِّعَمِ، وَاتِّباعِ السُّنَنِ، وَ مُجانَبَةِ الْبِدَعِ، وَالْاَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ،                                                      نعمت‏ها، و پیروى سنّت‏ها، و دورى از بدعتها، و امر به معروف،                                                                   وَالنَّهْىِ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَ حِياطَةِ الْاِسْلامِ، وَانْتِقاصِ الْباطِلِ                                                      و نهى از منکر، و پاسدارى اسلام، و عیب‏جوئى از باطل                                                                   وَاِذْلالِهِ، وَ نُصْرَةِ الْحَقِّ وَاِعْزازِهِ، وَ اِرْشادِ الضّآلِّ، وَ                                                      و خوار ساختن آن، و یارى حق و گرامیداشت آن، و ارشاد گمراه،                                                                   مُعاوَنَةِ الضَّعيفِ، وَ اِدْراكِ اللَّهيفِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏                                                      و یارى ناتوان، و پناه‏دادن به ستمدیده موفق بدار. بارالها بر محمد و آلش                                                                   مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاجْعَلْهُ اَيْمَنَ يَوْمٍ عَهِدْناهُ، وَاَفْضَلَ                                                      درود فرست، و امروز را فرخنده‏ترین روزى قرار بده که تاکنون یافته‏ایم، و کامل‏ترین                                                                   صاحِبٍ صَحِبْناهُ، وَ خَيْرَ وَقْتٍ ظَلِلْنا فيهِ. وَاجْعَلْنا                                                      رفیقى که با او همراه بوده‏ایم، و بهترین زمانى که در آن بسر برده‏ایم. و ما را                                                                   مِنْ اَرْضى‏ مَنْ مَرَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ مِنْ جُمْلَةِ خَلْقِكَ،                                                      از خشنودترین کسان از جمله بندگانت قرار ده که شب و روز بر ایشان گذشته،                                                                   اَشْكَرَهُمْ لِما اَوْلَيْتَ مِنْ نِعَمِكَ، وَ اَقْوَمَهُمْ بِما شَرَعْتَ مِنْ                                                      شاکرترین ایشان در مقابل نعمت‏هائى که عنایت فرموده‏اى، و پایدارترین ایشان به شریعت‏هایى                                                                   شَرآئِعِكَ، وَ اَوْقَفَهُمْ عَمّا حَذَّرْتَ مِنْ نَهْيِكَ. اَللَّهُمَّ اِنّى                                                      که پدید آورده‏اى، و خویشتن‏دارترین ایشان از نافرمانیهایى که از آنها بیم داده‏اى. بارالها من تو را                                                                   اُشْهِدُكَ وَ كَفى‏ بِكَ شَهيداً، وَاُشْهِدُ سَمآءَكَ وَ اَرْضَكَ وَ مَنْ                                                      شاهد مى‏گیرم و تو ما را بسنده گواهى هستى، و گواه و شاهد مى‏گیریم آسمان و زمینت را و                                                                   اَسْكَنْتَهُما مِنْ مَلائِكَتِكَ وَ سآئِرِ خَلْقِكَ فى يَوْمى هذا                                                      همچنین ملائکه و دیگر آفریدگانت را که در زمین و آسمان مسکن داده‏اى در این                                                                   وَ ساعَتى هذِهِ وَلَيْلَتى هذِهِ وَ مُسْتَقَرّى هذا، اَنّى اَشْهَدُ                                                      روز و این ساعت و این شب و این جایگاه که من در آن قرار دارم که من شهادت مى‏دهم که                                                                   اَنَّكَ اَنْتَ اللَّهُ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ، قآئِمٌ بِالْقِسْطِ، عَدْلٌ                                                      همانا تویى خدایى که جز تو خدایى نیست، برپا دارنده عدل، عادل                                                                   فِى الْحُكْمِ، رَؤُوفٌ بِالْعِبادِ، مالِكُ الْمُلْكِ، رَحيمٌ بِالْخَلْقِ،                                                      در حکم، مهربان به بندگان، دارنده سراسر جهان هستى، رحیم بر تمام خلق هستى،                                                                   وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ وَ خِيَرَتُكَ مِنْ                                                      و شهادت مى‏دهم که محمد بنده و فرستاده و برگزیده تو از میان                                                                   خَلْقِكَ، حَمَّلْتَهُ رِسالَتَكَ فَاَدّاها، وَ اَمَرْتَهُ بِالنُّصْحِ                                                      تمام مردم است، آن که رسالتت را بر عهده‏اش گذاشتى و او آن را به خوبى به انجام رساند، و او را به خیرخواهى                                                                   لِاُمَّتِهِ فَنَصَحَ لَها. اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ                                                      امّتش فرمان دادى پس براى آنان خیرخواهى نمود. بارالها پس بر محمد و آلش درود فرست                                                                   اَكْثَرَ ما صَلَّيْتَ عَلى‏ اَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ، وَ اتِهِ عَنّا                                                      بیش از آنچه که بر هر یک از دیگر آفریدگانت درود فرستاده‏اى، و از سوى ما                                                                   اَفْضَلَ ما اتَيْتَ اَحَداً مِنْ عِبادِكَ، وَاجْزِهِ عَنّا اَفْضَلَ وَ                                                      بهترین چیزی را که به یکی از بندگانت دادی به او بده، و از جانب ما کاملترین و بهترین                                                                   اَكْرَمَ ماجَزَيْتَ اَحَداً مِنْ اَنْبِيآئِكَ عَنْ اُمَّتِهِ، اِنَّكَ اَنْتَ                                                      پاداشی را که به کسی از انبیائت از جانب امتش داده ای به او عنایت فرما، زیرا که تویی                                                                   الْمَنّانُ بِالْجَسيمِ، الْغافِرُ لِلْعَظيمِ، وَ اَنْتَ اَرْحَمُ مِنْ كُلِّ                                                      بسیار بخشنده نعمت بزرگ، و بخشاینده گناه سترگ، و تو از مهربانی                                                                   رَحيمٍ. فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ                                                      مهربان تری. پس درود فرست بر محمد و آلش که پاکیزگان و پاکان                                                                   الْاَخْيارِ الْاَنْجَبينَ.                                                     و نیکوکاران و سرآمد تمام برگزیداگانند.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 1 تا 18"
    },
    {
        "title": "دعای  7 - دعاي آنحضرت به وقت مهمات و رنج",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وكان مِن دعائِهِ عليه‏السلام اِذا عَرَضَتْ لَهُ مُهمّةٌ                                                      دعای او به هنگامی که برای وی مهمی دست میداد                                                                   اَو نَزلَتْ بِهِ مُلِمَّةٌ وَ عِنْدَالْكَرْبِ                                                      یا رنجی فرود می آمد به وقت اندوه                                                                   يا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُالْمَكارِهِ، وَ يا مَنْ يُفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدآئِدِ،                                                      اى کسى که گره هر سختى به دست تو گشوده شود، و اى که تندى شدائد به عنایتت مى‏شکند،                                                                   وَ يا مَنْ يُلْتَمَسُ مِنْهُ‏الْمَخْرَجُ اِلى‏ رَوْحِ الْفَرَجِ، ذَلَّتْ لِقُدْرَتِكَ                                                      ای که راه بیرون شدن از تنگی و رفتن به سوی آسایش از تو خواسته شود, دشواریها به لطف تو                                                                   الصِّعابُ، وَ تَسَبَّبَتْ بِلُطْفِكَ الْاَسْبابُ، وَ جَرى‏ بِقُدْرَتِكَ                                                      آسان گردد، و وسایل زندگی و اسباب حیات به رحمت تو فراهم آید، و قضا به قدرتت جریان                                                                   الْقَضآءُ، وَ مَضَتْ عَلى‏ اِرادَتِكَ الْاَشْيآءُ، فَهِىَ بِمَشِيَّتِكَ                                                      گیرد، و همه چیز به اراده تو روان شود، تنها به خواست تو بی آنکه فرمان                                                                   دُونَ قَوْلِكَ مُؤْتَمِرَةٌ، وَ بِاِرادَتِكَ دُونَ نَهْيِكَ مُنْزَجِرَةٌ،                                                      دهی همه چیز فرمان برد, و هر چیز محض اراده ات بی آنکه نهی کنی از کار بایستد,                                                                   اَنْتَ الْمَدْعُوُّ لِلْمُهِمّاتِ، وَ اَنْتَ الْمَفْزَعُ فِى الْمُلِمّاتِ، لايَنْدَفِعُ                                                      در تمام دشواریها تو را می خوانند، و در بلیّات و گرفتاریها به تو پناه جویند، غیر از بلایی                                                                   مِنْها اِلاّ ما دَفَعْتَ، وَ لايَنْكَشِفُ مِنْها اِلاّ ما كَشَفْتَ،                                                     که تو دفع کنی بلایی برطرف گردد, و گرهی نگشاید مگر تواش بگشایی,                                                                   وَقَدْنَزَلَ بى يا رَبِّ ما قَدْتَكَاَّدَنى ثِقْلُهُ، وَاَلَمَّ بى ما قَدْبَهَظَنى                                                      الهی، بلایی بر من فرود آمده که سختی و ثقل آن مرا در هم شکسته، و گرفتاریهایی بر من حمله ور شده که تحملش برای                                                                   حَمْلُهُ، وَ بِقُدْرَتِكَ اَوْرَدْتَهُ عَلَىَّ، وَ بِسُلْطانِكَ وَجَّهْتَهُ اِلَىَّ،                                                      من دشوار است، و آن را تو از باب قدرتت بر من وارد کرده ای و به اقتدار خود متوجه من نموده ای،                                                                   فَلامُصْدِرَ لِما اَوْرَدْتَ، وَ لاصارِفَ لِما وَجَّهْتَ، وَ لافاتِحَ لِما                                                      اله من، چیزی را که تو آورده ای کسی نبرد، و آن چه تو فرستاده ای دیگری باز نگرداند، و بسته تو را                                                                   اَغْلَقْتَ، وَ لامُغْلِقَ لِما فَتَحْتَ، وَ لامُيَسِّرَ لِما عَسَّرْتَ،                                                     کسی نگشاید و چیزی را که تو بگشایی دیگری نبندد, و آنچه را تو دشوار نموده ای کسی آسان نکند,                                                                   وَ لا ناصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَافْتَحْ لى                                                      و آن را که تو ذلیل کرده ای یاوری نباشد، پس بر محمد و آلش درود فرست، و به رحمتت                                                                   يا رَبِّ بابَ الْفَرَجِ بِطَوْلِكَ، وَاكْسِرْ عَنّى سُلْطانَ الْهَمِّ                                                      الها - در آسایش را به رویم باز کن، و به قدرتت صولت سلطان غم را در میدان حیات من                                                                   بِحَوْلِكَ، وَ اَنِلْنى حُسْنَ النَّظَرِ فيما شَكَوْتُ، وَ اَذِقْنى                                                      بشکن، و مرا در موردی که از آن شکوه دارم به عنایت و احسانت کامیاب کن، و به درخواست من                                                                   حَلاوَةَ الصُّنْعِ فيما سَاَلْتُ، وَ هَبْ لى مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ فَرَجاً                                                      شیرینی اجابت بچشان، و از سوی خودت رحمت و گشایشی دلخواه                                                                   هَنيئاً، وَاجْعَلْ لى مِنْ عِنْدِكَ مَخْرَجاً وَحِيّاً، وَ لاتَشْغَلْنى                                                      نصیبم فرما، و برایم نجات و خلاصی سریع از گرفتاریها مقرر کن، و مرا به خاطر                                                                   بِالْاِهْتِمامِ عَنْ تَعاهُدِ فُرُوضِكَ، وَاسْتِعْمالِ سُنَّتِكَ،                                                      چیرگى غم از رعایت واجبات و به کار بستن مستحبات خود بازمدار،                                                                   فَقَدْ ضِقْتُ لِما نَزَلَ بى يا رَبِّ ذَرْعاً، وَامْتَلَأْتُ بِحَمْلِ ما                                                     چرا که من به سبب آنچه به سرم آمده بی تاب و توان شده, و قلبم از تحمل آنچه در زندگیم                                                                   حَدَثَ عَلَىَّ هَمّاً، وَ اَنْتَ الْقادِرُ عَلى‏ كَشْفِ ما مُنيتُ بِهِ، وَ دَفْعِ                                                      رخ نموده لبریز از اندوه گشته، و تو به رفع گرفتاریهایم و دفع                                                                   ما وَقَعْتُ فيهِ، فَافْعَل بى ذلِكَ وَ اِنْ لَمْ اَسْتَوْجِبْهُ مِنْكَ،                                                     آنچه در آن در افتاده ام توانایی پس قدرتت را درباره من به کار بر گرچه از جانب تو مستحق آن نیستم                                                                   يا ذَا الْعَرْشِ الْعَظيمَِ.                                                      ای صاحب عرش عظیم.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 1 تا 18"
    },
    {
        "title": "دعای  8 - دعاي آنحضرت در پناه بردن به خداوند",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كانَ مِن دعائِه عليه‏السلام فِى الاِْسْتِعاذَةِ مِنَ‏ الْمَكارِهِ وَ سَيِّئَ الْاَخْلاقِ وَ مَذامّ الْاَفعالِ‏                                                      دعای آن حضرت در پناه بردن به حق و ناملایمات و اخلاق سوء و کارهای ناپسند                                                                   اَللَّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنْ هَيَجانِ الْحِرْصِ، وَ سَوْرَةِ الْغَضَبِ،                                                      بار خدایا به تو پناه می آورم از طغیان آز، و تندی خشم                                                                   وَ غَلَبَةِ الْحَسَدِ، وَ ضَعْفِ الصَّبْرِ، وَ قِلَّةِ الْقَناعَةِ، وَ                                                      و چیره گی حسد، و سستی صبر، و کمی قناعت، و                                                                   شکاسَةِ الخلق, و الحاح الشهوة, و ملکه الحمیة, و                                                      بدی اخلاق، و زیاده روی در شهوت، و پافشاری در عصبیت، و                                                                   مُتابَعَةِ الْهَوى‏، وَ مُخالَفَةِ الْهُدى‏، وَ سِنَةِالْغَفْلَةِ، وَ تَعاطِى                                                      پیروی هوا و هوس، و مخالفت با هدایت، و خواب غفلت، و کوشش بیش                                                                   الْكُلْفَةِ، وَ ايثارِ الْباطِلِ عَلَى الْحَقِّ، وَالْاِصْرارِ عَلَى                                                      از اندازه، و انتخاب باطل بر حق، و پافشاری بر                                                                   الْمَأْثَمِ، وَاسْتِضْغارِ الْمَعْصِيَةِ، وَاسْتِكْبارِ الطّاعَةِ، وَ مُباهاةِ                                                      گناه، و کوچک شمردن معصیت، و بزرگ شمردن طاعت، و فخر و مباهات با                                                                   الْمُكْثِرينَ، وَالْاِزْرآءِ بِالْمُقِلّينَ، وَ سُوءِ الْوِلايَةِ لِمَنْ تَحْتَ                                                      ثروتمندان، و تحقیر تهی دستان، و کوتاهی در حق                                                                   اَيْدينا، وَ تَرْكِ الشُّكْرِ لِمَنِ اصْطَنَعَ الْعارِفَةَ عِنْدَنا، اَوْ اَنْ                                                      زیردستان خود، و ناسپاسی نسبت به آن که به ما خوبی کرده، یا آنکه                                                                   نَعْضُدَ ظالِماً، اَوْ نَخْذُلَ مَلْهُوفاً، اَوْ نَرُومَ ما لَيْسَ لَنا بِحَقٍّ،                                                      ستمگری را یاری کنیم، یا ستمدیده ای را تنها گذاریم، یا آنچه را که حق ما نیست بخواهیم،                                                                   اَوْ نَقُولَ فِى الْعِلْمِ بِغَيْرِ عِلْمٍ. وَ نَعوُذُ بِكَ اَنْ نَنْطَوِىَ عَلى‏                                                      یا از آنچه را که نمی دانیم دم زنیم. و پناه می بریم به تو از اینکه نیت داشته باشیم                                                                   غِشِّ اَحَدٍ، وَاَنْ نُعْجَبَ بِاَعْمالِنا، وَ نَمُدَّ فى امالِنا، وَ                                                      به کسی خیانت ورزیم، و در کردارمان خودپسندی نمائیم، و آرزوهای خود را دور و دراز سازیم. و                                                                   نَعُوذُ بِكَ مِنْ سُوءِ السَّريرَةِ، وَاحْتِقارِ الصَّغيرَةِ، وَ اَنْ يَسْتَحْوِذَ                                                      به تو پناه می بریم از زشتی باطن، و ناچیز شمردن گناه، و از چیره گی                                                                   عَلَيْنا الشَّيْطانُ، اَوْيَنْكُبَنَا الزَّمانُ، اَوْيَتَهَضَّمَنَا السُّلْطانُ.                                                      شیطان در وجودمان و از اینکه روزگار ما را به سختی دراندازد، یا سلطان بر ما جور و ستم روا دارد.                                                                   وَ نَعُوذُ بِكَ مِنْ تَناوُلِ الْاِسْرافِ، وَ مِنْ فِقْدانِ الْكَفافِ.                                                      و به تو پناه می بریم از آلوده شدن به اسراف، و بلای تنگ دستی.                                                                   وَ نَعُوذُ بِكَ مِنْ شَماتَةِ الْاَعْداءِ، وَ مِنَ الْفَقْرِ اِلَى الْاَكْفاءِ، وَ مِنْ‏                                                      و به تو پناه می بریم از سرزنش دشمنان، و نیازمندی به همنوعان، و از                                                                   مَعيشَةٍ فى شِدَّةٍ، وَ ميتَةٍ عَلى‏ غَيْرِ عُدَّةٍ. وَ نَعُوذُ بِكَ مِنَ‏الْحَسْرَةِ                                                      زندگی در سختی، و از مرگ ناگهانی و بدون توشه. و به تو پناه می بریم از حسرت و اندوه                                                                   الْعُظْمى‏، وَالْمُصيبَةِ الْكُبْرى‏، وَ اَشْقَى الشَّقآءِ، وَ سُوءِ                                                      بزرگ، و مصیبت سترگ، و از بدترین تیره بختی، و از بدفرجامی،                                                                   الْمَابِ، وَ حِرْمانِ الثَّوابِ، وَ حُلُولِ الْعِقابِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ                                                      و ناامیدی از ثواب، و فرود آمدن عذاب. بارخدایا بر محمّد                                                                   عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ اَعِذْنى مِنْ كُلِّ ذلِكَ بِرَحْمَتِكَ وَ جَميعَ                                                      و آلش درود فرست، و مرا از همه این امور در پناه رحمتت جای ده و نیز همه                                                                   الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ، يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.                                                      و مردان و زنان مومن را، ای مهربان ترین مهربانان.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 1 تا 18"
    },
    {
        "title": "دعای  9 - دعاي آن حضرت در شوق به آمرزش",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كانَ مِن دعائِه عليه‏السلام فِى الاشتياقِ اِلى‏ طَلَبِ‏ الْمَغْفِرَةِ مِنَ اللَّهِ جَلّ جَلالُه‏                                                      دعا و نیایش آن حضرت در شوق به طلب آمرزش از خدای بزرگ                                                                   اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ صَيِّرْنا اِلى‏ مَحْبُوبِكَ مِنَ                                                      بارالها بر محمد و آلش درود فرست, و ما را به سر منزل توبه که محبوب توست                                                                   التَّوْبَةِ، وَ اَزِلْنا عَنْ مَكْرُوهِكَ مِنَ الْاِصْرارِ. اَللَّهُمَّ وَ مَتى‏ وَقَفْنا                                                      برسان، و از پافشارى بر گناه که نمى‏پسندى دور ساز. بارخدایا، هنگامى که در وضعى قرار مى‏گیریم                                                                   بَيْنَ نَقْصَيْنِ فى دينٍ اَوْدُنْيا، فَاَوْقِعِ النَّقْصَ بِاَسْرَعِهِما فَنآءً،                                                      که به ناچار مستحق خسارت در دین یا ضرر در دنیا مى‏شویم، پس کاهش را بر دنیاى ما که زود فانى مى‏شود وارد ساز،                                                                   وَاجْعَلِ التَّوْبَةَ فى اَطْوَلِهِما بَقآءً. وَ اِذا هَمَمْنا بِهَمَّيْنِ                                                      و عفو و بخششت را در دینمان که بادوام‏تر است قرار بده. و چون قصد                                                                   يُرْضيكَ اَحَدُهُما عَنّا، وَ يُسْخِطُكَ الْاخَرُ عَلَيْنا، فَمِلْ بِنا                                                      دو کار کنیم که یکى از آنها تو را از ما خشنود مى‏کند و آن دیگرى تو را بر ما خشمگین مى‏سازد پس به آنچه                                                                   اِلى‏ ما يُرْضيكَ عَنّا، وَ اَوْهِنْ قُوَّتَنا عَمّا يُسْخِطُكَ عَلَيْنا،                                                      در معرض رضاى توست ما را متمایل کن، و از قدرتمان بر امرى که سبب خشم توست بکاه،                                                                   وَ لا تُخَلِّ فى ذلِكَ بَيْنَ نُفُوسِنا وَاخْتِيارِها، فَاِنَّها مُخْتارَةٌ                                                      و در این امور ما را به خود و به اختیار خویش رها مساز، که نفسْ انتخاب کننده                                                                   لِلْباطِلِ اِلاّ ما وَفَّقْتَ،اَمّارَةٌ بِالسُّوءِ اِلاّ ما رَحِمْتَ. اَللَّهُمَّ                                                      باطل است مگر آن که تواَش توفیق دهى، و پیوسته به بدى فرمان دهد مگر آن که تواَش رحمت آورى. الهى،                                                                   وَ اِنَّكَ مِنَ الضُّعْفِ خَلَقْتَنا، وَ عَلَى الْوَهْنِ بَنَيْتَنا، وَ مِنْ مآءٍ                                                      ما را از مایه ضعف و ناتوانى به وجود آورده‏اى، و اساس آفرینش ما را بر سستى نهاده‏اى، وآغاز مارا از آبى                                                                   مَهينٍ ابْتَدَاْتَنا، فَلا حَوْلَ لَنا اِلاّ بِقُوَّتِكَ، وَ لاقُوَّةَ لَنا اِلاّ                                                      ناچیز بنا گذاشته‏اى، پس ما را جز به نیروى تو حرکتى و جز به یارى تو قوّتى                                                                   بِعَوْنِكَ، فَاَيِّدْنا بِتَوْفيقِكَ، وَ سَدِّدْنا بِتَسْديدِكَ، وَ اَعْمِ                                                      نیست، پس به توفیق خود نیرومان بخش، و با هدایتت به راه صواب استوارمان دار، و چشم دلمان                                                                   اَبْصارَ قُلُوبِنا عَمّا خالَفَ مَحَبَّتَكَ، وَ لاتَجْعَلْ لِشَىْ‏ءٍ مِنْ                                                      را از آنچه در مسیر غیر عشق توست کور ساز، و هیچ کدام از                                                                   جَوارِحِنا نُفُوذاً فى مَعْصِيَتِكَ. اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ،                                                      اعضاى ما را در معصیت خود پیشرفت مده. بارالها، پس بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَاجْعَلْ هَمَساتِ قُلُوبِنا، وَ حَرَكاتِ اَعْضآئِنا، وَ لَمَحاتِ                                                      و رازهاى دلمان، و حرکات اعضایمان، و نگاههاى                                                                   اَعْيُنِنا، وَ لَهَجاتِ اَلْسِنَتِنا فى مُوجِباتِ ثَوابِكَ                                                      چشممان، و سخنان زبانمان را در برنامه‏هایى قرار ده که موجب ثواب تو باشد                                                                   حَتّى‏ لاتَفُوتَنا حَسَنَةٌ نَسْتَحِقُّ بِها جَزآءَكَ، وَ لاتَبْقى‏ لَنا سَيِّئَةٌ                                                      تا کار نیکى که موجب ثواب توست از دست ما نرود، و کار بدى که                                                                   نَسْتَوْجِبُ بِها عِقابَكَ.                                                      موجب عقاب توست براى ما نماند.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 1 تا 18"
    },
    {
        "title": "دعای  10 - دعاي آنحضرت در پناه بردن به خدا",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "و کان من دعائه عليه السلام في اللجا الي الله تعالي                                                      « در پناه بردن به خداوند »                                                                   اَللَّهُمَّ اِنْ تَشَأْ تَعْفُ عَنّا فَبِفَضْلِكَ، وَ اِنْ تَشَأْ تُعَذِّبْنا                                                      بارخدایا، اگر بخواهى بر ما ببخشى از سر فضل مى‏بخشى، و اگر بخواهى ما را به عذاب                                                                   فَبِعَدْلِكَ، فَسَهِّلْ لَنا عَفْوَكَ بِمَنِّكَ، وَ اَجِرْنا مِنْ عَذابِكَ                                                      مبتلا کنى از سر عدل مبتلا مى‏کنى، الهى به رسم احسان، عفوت را نصیب ما کن، و به آئین چشم‏پوشى ما را                                                                   بِتَجاوُزِكَ، فَاِنَّهُ لاطاقَةَ لَنا بِعَدْلِكَ، وَ لانَجاةَ لِأَحَدٍ                                                      از عذاب برهان، که ما را طاقت عدل تو نیست، و بدون عفوت براى هیچ یک                                                                   مِنّا دُونَ عَفْوِكَ، يا غَنِىَّ الْاَغْنِيآءِ، ها، نَحْنُ عِبادُكَ بَيْنَ                                                      از ما آزادى میسّر نیست، اى بى‏نیازترین بى‏نیازها، اینک ما بندگان توایم                                                                   يَدَيْكَ، وَ اَنَا اَفْقَرُ الْفُقَرآءِ اِلَيْكَ، فَاجْبُرْ فَاقَتَنا بِوُسْعِكَ،                                                      بر درگاهت، و من نیازمندترین نیازمندان به توام، پس تهیدستى ما را به توانگریت چاره کن،                                                                   وَ لاتَقْطَعْ رَجآءَنا بِمَنْعِكَ، فَتَكُونَ قَدْ اَشْقَيْتَ مَنِ                                                      و رشته امید ما را با منع کردن لطفت قطع مکن، که اگر چنین کنى، کسى را که از رحمتت نیکبختى                                                                   اسْتَسْعَدَ بِكَ، وَ حَرَمْتَ مَنِ اسْتَرْفَدَ فَضْلَكَ، فَاِلى‏ مَنْ                                                      خواسته بدبخت کرده‏اى، و آن را که از فضلت عطا خواسته محروم نموده‏اى، در این حال از                                                                   حِينَئِذٍ مُنْقَلَبُنا عَنْكَ؟ وَ اِلى‏ اَيْنَ مَذْهَبُنا عَنْ بابِكَ؟ سُبْحانَكَ                                                      پیشگاهت به سوى چه کسى رو کنیم؟ و از درِ رحمتت به کجا رویم؟ پاک و منزهى،                                                                   نَحْنُ الْمُضْطَرُّونَ الَّذينَ اَوْجَبْتَ اِجابَتَهُمْ، وَ اَهْلُ السُّوءِ                                                      ما از آن درماندگانیم که قبول دعاى آنان را واجب کرده‏اى، و از آن گرفتارانیم که رفع گرفتارى را                                                                   الَّذينَ وَعَدْتَ الْكَشْفَ عَنْهُمْ. وَ اَشْبَهُ الْاَشْيآءِ بِمَشِيَّتِكَ،                                                      به ایشان وعده داده‏اى. و شبیه‏ترین چیزها به خواسته تو،                                                                   وَ اَوْلَى الْاُمُورِ بِكَ فى عَظَمَتِكَ رَحْمَةُ مَنِ اسْتَرْحَمَكَ،                                                      و سزاوارترین کار به بزرگوارى تو، رحمت آوردن بر کسى است که از تو رحمت خواهد،                                                                   وَ غَوْثُ مَنِ اسْتَغاثَ بِكَ، فَارْحَمْ تَضَرُّعَنا اِلَيْكَ، وَاَغِثْنا                                                      و به فریاد رسیدن کسى است که به تو فریادرسى کرده، پس بر زارى ما نزد خود رحمت آر، و به خاطر اینکه خود را                                                                   اِذْ طَرَحْنا اَنْفُسَنا بَيْنَ يَدَيْكَ. اَللَّهُمَّ اِنَّ الشَّيْطانَ قَدْ شَمِتَ                                                      در پیشگاهت به خاک افکنده‏ایم به فریادمان رس. الهى، شیطان، ما را چون در نافرمانیت                                                                   بِنا اِذْ شايَعْناهُ عَلى‏ مَعصِيَتِكَ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ،]                                                      او را همراهى کردیم سرزنش مى‏کند، پس بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَ لاتُشْمِتْهُ بِنا بَعْدَ تَرْكِنا اِيّاهُ لَكَ، وَ رَغْبَتِنا عَنْهُ اِلَيْكَ.                                                      و اکنون که شیطان را به خاطر تو واگذاشتیم و از طرف او به سوى تو روى آوردیم وى را به سرزنش ما شاد مکن.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 1 تا 18"
    },
    {
        "title": "دعای  11 - دعاي آنحضرت در عاقبت به خيري",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كانَ مِن دُعائِهِ عليه‏السّلام بِخَواتِم الْخَيْرِ:                                                      « در طلب عاقبت به خیرى»                                                                   يا مَنْ ذِكْرُهُ شَرَفٌ لِلذّاكِرينَ، وَ يا مَنْ شُكْرُهُ فَوْزٌ لِلشّاكِرينَ،                                                      اى که یادت یادکنندگان را شرف است، و شکرت شکرگزاران را کامروایى است،                                                                   وَ يا مَنْ طاعَتُهُ نَجاةٌ لِلْمُطيعينَ، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ،                                                      و اى که فرمانبرداریت براى فرمانبرداران نجات و رهائى است، بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَاشْغَلْ قُلوُبَنا بِذِكْرِكَ عَنْ كُلِّ ذِكْرٍ، وَاَلْسِنَتَنا بِشُكْرِكَ عَنْ                                                      و دلهاى ما را به یاد خودت از هر یاد، و زبان ما را به شکر خودت از                                                                   كُلِّ شُكْرٍ، وَ جَوارِحَنا بِطاعَتِكَ عَنْ كُلِّ طاعَةٍ، فَاِنْ                                                      هر شکر و اعضایمان را به طاعت خودت از هر طاعت مشغول دار، و اگر براى                                                                   قَدَّرْتَ لَنا فَراغاً مِنْ شُغْلٍ فَاجْعَلْهُ فَراغَ سَلامَةٍ لاتُدْرِكُنا فيهِ                                                      ما فراغتى از کار مقدّر کرده‏اى پس آن را فراغت همراه با سلامتى قرار ده تا در دنبال آن هیچ وبالى                                                                   تَبِعَةٌ، وَ لاتَلْحَقُنا فيهِ سَئْمَةٌ، حَتّى‏ يَنْصَرِفَ عَنَّا كُتَّابُ                                                      به ما نرسد، و در آن فراغت ملالتى به دامن حیات ما ننشیند، تا نویسندگان اعمال                                                                   السَّيِّئاتِ بِصَحيفَةٍ خالِيَةٍ مِنْ ذِكْرِ سَيِّئاتِنا، وَ يَتَوَلّى‏ كُتَّابُ                                                      زشت از نزد ما با دفترى خالى از کردار بد برگردند، و نویسندگان خوبیها به سبب آنچه از                                                                   الْحَسَناتِ عَنّا مَسْرُورينَ بِما كَتَبُوا مِنْ حَسَناتِنا، وَاِذَا انْقَضَتْ                                                      حسنات ما نوشته‏اند شادان و مسرور بازآیند، و چون روزگار حیاتمان                                                                   اَيّامُ حَياتِنا، وَ تَصَرَّمَتْ مُدَدُ اَعْمارِنا، وَاسْتَحْضَرَتْنا دَعْوَتُكَ                                                      سپرى شود، و رشته زندگیمان بگسلد، و آن دعوت تو (مرگ) که از خودش و اجابتش گزیرى نیست                                                                   الَّتى لابُدَّ مِنْها وَ مِنْ اِجابَتِها، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ،                                                      ما را فراخواند، پس بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَاجْعَلْ خِتامَ ماتُحْصى عَلَيْنا كَتَبَةُ اَعْمالِنا تَوْبَةً مَقْبُولَةً                                                      و پایان آنچه را که نویسندگان پرونده بر ما مى‏نویسند توبه‏اى مقبول قرار ده که                                                                   لاتُوقِفُنا بَعْدَها عَلى‏ ذَنْبٍ اجْتَرَحْناهُ، وَ لامَعْصِيَةٍ اقْتَرَفْناها،                                                      بعد از آن ما را بر معصیتى که کرده‏ایم و نافرمانیى که مرتکب شده‏ایم توبیخ و سرزنش نکنى،                                                                   وَلاتَكْشِفْ عَنّا سِتْراً سَتَرْتَهُ عَلى‏ رُؤُوسِ‏الْاَشْهادِ، يَوْمَ تَبْلُ                                                      و پرده‏اى که بر ما پوشانده‏اى در برابر دیده حاضران از روى کار ما برمدار، در روزى که                                                                   اَخْبارَ عِبادِكَ، اِنَّكَ رَحيمٌ‏                                                      اخبار بندگانت را آشکار مى‏سازى، زیرا که تو نسبت به هر که تو را بخواند مهربانى،                                                                   بِمَنْ دَعاكَ، وَ مُسْتَجيبٌ لِمَنْ ناداكَ.                                                      و تقاضاى هر که تو را صدا بزند اجابت کننده‏اى.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 1 تا 18"
    },
    {
        "title": "دعای  12 - دعاي آنحضرت در اقرار به گناه",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كانَ مِنْ دعائِه عليه‏السلام فِى‏الاعتِرافِ‏ وَ طَلَبِ التّوبةِ اِلَى‏اللَّهِ تَعالى‏                                                      « اعتراف به گناه »                                                                   اَللَّهُمَّ اِنَّهُ يَحْجُبُنى عَنْ مَسْئَلَتِكَ خِلالٌ ثَلاثٌ، وَ تَحْدُونى                                                      پروردگارا سه خصلت مرا از اینکه چیزى از تو بخواهم بازمى‏دارد، و یک خصلت مرا به درخواست از                                                                   عَلَيْها خَلَّةٌ واحِدَةٌ: يَحْجُبُنى اَمْرٌ اَمَرْتَ بِهِ فَاَبْطَاْتُ عَنْهُ، وَ نَهْىٌ                                                      تو ترغیب مى‏کند، آن سه عبارت است از امرى که به آن فرمان داده‏اى و من در انجامش کندى کردم، و                                                                   نَهَيْتَنى عَنْهُ فَاَسْرَعْتُ اِلَيْهِ، وَ نِعْمَةٌ اَنْعَمْتَ بِها عَلَىَّ فَقَصَّرْتُ                                                      کارى که مرا از آن نهى نمودى و به سویش شتافتم، و نعمتى‏که به‏من بخشیدى ولى در شکر گزاریش                                                                   فى شُكْرِها. وَ يَحْدُونى عَلى‏ مَسْئَلَتِكَ تَفَضُّلُكَ عَلى‏ مَنْ اَقْبَلَ                                                      کوتاهى کردم. اما آنچه مرا بر درخواست از تو ترغیب مى‏کند احسان توست به آن‏که با نیّت پاک                                                                   بِوَجْهِهِ اِلَيْكَ، وَ وَفَدَ بِحُسْنِ ظَنِّهِ اِلَيْكَ، اِذْ جَميعُ                                                      به تو روى آورده، و از طریق خوش گمانى به درگاه تو آمده، زیرا که تمام احسانهایت از                                                                   اِحْسانِكَ تَفَضُّلٌ وَ اِذْكُلُّ نِعَمِكَ ابْتِدآءٌ، فَها اَنَاذا، يا اِلهى،                                                      روى تفضّل است، و نعمتهایت همه بى‏سبب و بدون سرآغاز. اى خداى من اینک منم که                                                                   واقِفٌ بِبابِ عِزِّكَ وُقُوفَ الْمُسْتَسْلِمِ الذَّليلِ، وَ سآئِلُكَ عَلَى                                                      به پیشگاه عزتت همچون تسلیم شونده ذلیل ایستاده‏ام، و با شرم و حیا همچون                                                                   الْحَيآءِ مِنّى سُؤالَ الْبآئِسِ الْمُعيلِ، مُقِرٌّ لَكَ بِاَنّى                                                      نیازمندى عیالوار از تو درخواست مى‏کنم، و معترفم که در                                                                   لَمْ‏اَسْتَسْلِمْ وَقْتَ اِحْسانِكَ اِلاّ بِالْاِقْلاعِ عَنْ عِصْيانِكَ، وَ                                                      هنگام احسان تو جز خوددارى از معصیت طاعتى نکرده‏ام، و                                                                   لَمْ‏اَخْلُ فِى‏الْحالاتِ كُلِّها مِنِ امْتِنانِكَ، فَهَلْ يَنْفَعُنى، يا اِلهى‏،                                                      هیچ‏گاه از نعمتت بى‏بهره نبوده‏ام، خدایا اکنون که در برابرت                                                                   اِقْرارى عِنْدَكَ بِسُوءِ مَااكْتَسَبْتُ؟ وَ هَلْ يُنْجينى مِنْكَ                                                      به زشتى اعمالم اعتراف مى‏کنم برایم سودى خواهد داشت؟ و آیا اقرار به زشتى آنچه                                                                   اعْتِرافى لَكَ بِقَبيحِ مَاارْتَكَبْتُ؟ اَمْ اَوْجَبْتَ لى فى مَقامى هذا                                                      انجام داده‏ام مرا از عذاب تو نجات خواهد داد؟ یا آنکه مرا در این حالى که هستم مستوجب                                                                   سُخْطَكَ؟ اَمْ لَزِمَنى فى وَقْتِ دُعاىَ مَقْتُكَ؟ سُبْحانَكَ،                                                      غضب خود مى‏دانى؟ و یا در این هنگام که تو را مى‏خوانم اراده عذابى شدید به دنبال من است؟ پاک‏و منزّهى،                                                                   لااَيْئَسُ مِنْكَ وَقَدْ فَتَحْتَ لى بابَ التَّوْبَةِ اِلَيْكَ، بَلْ اَقُولُ                                                      از تو ناامید نیستم در حالى که درِ توبه را به رویم گشوده‏اى، بلکه سخن بنده                                                                   مَقالَ الْعَبْدِ الذَّليلِ، الظّالِمِ لِنَفْسِهِ، الْمُسْتَخِفِّ بِحُرْمَةِ رَبِّهِ،                                                      ذلیل را به زبان مى‏آورم، بنده‏اى که به خود ستم کرده، و حریم حرمت پروردگارش را سبک شمرده،                                                                   الَّذى عَظُمَتْ ذُنُوبُهُ فَجَلَّتْ، وَ اَدْبَرَتْ اَيّامُهُ فَوَلَّتْ،                                                      بنده‏اى که گناهش عظیم است و روى هم انباشته، و روزگار از او روى گردانده و عمرش سپرى شده،                                                                   حَتّى‏ اِذا رَاى مُدَّةَ الْعَمَلِ قَدِانْقَضَتْ، وَ غايَةَ الْعُمُرِ قَدِ انْتَهَتْ،                                                      تا چون نظر کرده که زمان عمل گذشته، و دوران عمر به آخر رسیده،                                                                   وَ اَيْقَنَ اَنَّهُ لامَحيصَ لَهُ مِنْكَ، وَ لا مَهْرَبَ لَهُ عَنْكَ، تَلَقَّاكَ                                                      و یقین نموده که پناهگاهى از عذابت و گریزگاهى از انتقامت نیست، با ناله و انابه                                                                   بِالْاِنابَةِ، وَ اَخْلَصَ لَكَ التَّوْبَةَ، فَقامَ اِلَيْكَ بِقَلْبٍ طاهِرٍ نَقِىٍّ،                                                      به سویت روآورده، و توبه‏اش را براى تو خالص ساخته، پس با دلى پاک و پاکیزه به سویت برخاسته،                                                                   ثُمَّ دَعاكَ بِصَوْتٍ حآئِلٍ خَفِىٍّ، قَدْ تَطَاْطَاَ لَكَ فَانْحَنى‏،                                                      و تو را با ناله‏اى سوزناک و آهسته خوانده، درحالى که از شدت تواضع در برابر تو خم گشته،                                                                   وَنَكَّسَ رَأْسَهُ فَانْثَنى‏، قَدْ اَرْعَشَتْ خَشْيَتُهُ رِجْلَيْهِ، وَ غَرَّقَتْ                                                      و از سرافکندگى کج و فرومانده شده، و ترس از مقام تو هر دو پایش را به لرزه انداخته، و اشک چشم                                                                   دُمُوعُهُ خَدَّيْهِ، يَدْعُوكَ بِيا اَرْحَمَ‏الرّاحِمينَ، وَ يا اَرْحَمَ مَنِ                                                      صفحه رخسارش را فراگرفته، و با این جملات تو را مى‏خواند: اى مهربانترین مهربانان، اى بخشنده‏تر                                                                   انْتابَهُ الْمُسْتَرْحِمُونَ، وَ يا اَعْطَفَ مَنْ اَطافَ بِهِ الْمُسْتَغْفِرُونَ،                                                      کسى که طالبان رحمت نوبت به نوبت آهنگ او کنند، و اى عطوف‏تر کسى که آمرزش خواهان گرد او گردند،                                                                   وَ يا مَنْ عَفْوُهُ اَكْثَرُ مِنْ نَقِمَتِهِ، وَ يا مَنْ رِضاهُ اَوْفَرُمِنْ‏سَخَطِهِ،                                                      و اى کسى که عفوت افزون از انتقامت است، و اى آن که خشنودیت بیش از خشم توست،                                                                   وَ يا مَنْ تَحَمَّدَ اِلى‏ خَلْقِهِ بِحُسْنِ التَّجاوُزِ، وَ يا مَنْ عَوَّدَ عِبادَهُ                                                      و اى کسى که به‏خاطر گذشت پسندیده‏ات آفریدگانت را به حمد خویش فراخوانده‏اى، و اى کسى که بندگانت را به پذیرفتن                                                                   قَبُولَ الْاِنابَةِ، وَ يا مَنِ اسْتَصْلَحَ فاسِدَهُمْ بِالتَّوْبَةِ، وَ يا مَنْ                                                      توبه عادت داده‏اى، و اى کسى که اصلاح تباهکارى مردم را به وسیله توبه خواسته‏اى، و اى کسى که                                                                   رَضِىَ مِنْ فِعْلِهِمْ بِالْيَسيرِ، وَ يا مَنْ كافى‏ قَليلَهُمْ بِالْكَثيرِ،                                                      به عمل اندک بندگان خشنود شده‏اى، و کم آنان را پاداش فراوان داده‏اى،                                                                   وَ يا مَن ضَمٍنَ لَهم اٍجابةَ الدعاءٍ ,وَ يا وَعَدَهم عَلي نَفسٍهٍ                                                      و اى کسى که اجابت دعا را براى ایشان ضامن گشته‏اى، و اى آن که به فضل و بخشش خویش آنان را                                                                   بِتَفَضُّلِهِ حُسْنَ الْجَزآءِ، ما اَنَا بِاَعْصى‏ مَنْ عَصاكَ فَغَفَرْتَ                                                      به پاداش نیکو وعده داده‏اى، من نه از گناهکارترین گناهکارانم که تو او را آمرزیده‏اى،                                                                   لَهُ، وَ ما اَنَا بِاَلْوَمِ مَنِ اعْتَذَرَ اِلَيْكَ فَقَبِلْتَ مِنْهُ، وَ ما اَنَا                                                      و نه از نکوهیده‏ترین افرادى که به درگاهت عذر آورده و تو عذرش را قبول کرده‏اى، و نه                                                                   بِاَظْلَمِ مَنْ تابَ اِلَيْكَ فَعُدْتَ عَلَيْهِ، اَتُوبُ اِلَيْكَ فى مَقامى                                                      از ستمکارترین ستمکاران که نزد تو موفق به توبه شده و تو به او احسان کرده‏اى،                                                                   هذا تَوْبَةَ نادِمٍ عَلى‏ ما فَرَطَ مِنْهُ، مُشْفِقٍ مِمَّا اجْتَمَعَ عَلَيْهِ،                                                      در چنین حال به جانب تو بازمى‏گردم بازگشت کسى که از کرده گذشته خود پشیمان و از آنچه بر سرش آمده نگران،                                                                   خالِصِ الْحَيآءِ مِمّا وَقَعَ فيهِ، عالِمٍ بِاَنَّ الْعَفْوَ عَنِ الذَّنْبِ                                                      و از ورطه‏اى که در آن افتاده از روى خلوص شرمگین است، و مى‏داند که گذشت از گناه بزرگ                                                                   الْعَظيمِ لايَتَعاظَمُكَ، وَ اَنَّ التَّجاوُزَ عَنِ الْاِثْمِ الْجَليلِ                                                      در نظر تو عظیم نمى‏نماید، و بخشیدن معصیت خطیر                                                                   لايَسْتَصْعِبُكَ، وَ اَنَّ احْتِمالَ الْجِناياتِ الْفاحِشَةِ لايَتَكَاَّدُكَ،                                                      بر تو گران نمى‏باشد، و تحمل جنایات سنگین بر تو دشوار نمى‏آید،                                                                   وَ اَنَّ اَحَبَّ عِبادِكَ اِلَيْكَ مَنْ تَرَكَ الْاِسْتِكْبارَ عَلَيْكَ، وَ جانَبَ                                                      و محبوب‏ترین بندگانت نزد تو کسى است که در پیشگاه تو دست از سرکشى و نافرمانى بردارد، و از                                                                   الْاِصْرارَ، وَ لَزِمَ الْاِسْتِغْفارَ، وَ اَنَا اَبْرَءُ اِلَيْكَ مِنْ اَنْ اَسْتَكْبِرَ،                                                      پافشارى بر گناه اجتناب نماید، و درخواست آمرزش را ادامه دهد، و من در برابر تو بیزارى مى‏جویم از اینکه سرکشى کنم،                                                                   وَ اَعُوذُ بِكَ مِنْ اَنْ اُصِرَّ، وَاَسْتَغْفِرُكَ لِما قَصَّرْتُ فيهِ،                                                      و به‏تو پناه‏مى‏برم از اینکه بر گناه اصرار ورزم، و براى آنچه در آن کوتاهى ورزیده‏ام طلب‏آمرزش دارم،                                                                   وَاَسْتَعينُ بِكَ عَلى‏ ماعَجَزْتُ عَنْهُ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ                                                      و بر آنچه از انجامش فرومانده‏ام از تو درخواست یارى مى‏کنم. الها، بر محمد و آلش درود                                                                   وَالِهِ، وَ هَبْ لى ما يَجِبُ عَلَىَّ لَكَ، وَ عافِنى مِمّا اَسْتَوْجِبُهُ                                                      فرست، و از حقوقى که بر عهده من دارى بگذر، و از عذابى که مستحق آنم                                                                   مِنْكَ، وَاَجِرْنى مِمّا يَخافُهُ اَهْلُ الْاِسآئَةِ، فَاِنّكَ مَلى‏ءٌ بِالْعَفْوِ،                                                      معافم دار، و از آنچه بدکاران از آن مى‏ترسند پناهم ده، زیرا که تو بر عفو و بخشش کمال قدرت را دارى،                                                                   مَرْجُوٌّ لِلْمَغْفِرَةِ، مَعْرُوفٌ بِالتَّجاوُزِ، لَيْسَ لِحاجَتى                                                      و به جهت آمرزش موضع امیدى، و به گذشت معروفى، نیازم را جز تو محل                                                                   مَطْلَبٌ سِواكَ، وَ لا لِذَنْبى غافِرٌ غَيْرُكَ، حاشاكَ، وَ                                                      طلبیدنى نیست، و گناهم را غیر تو آمرزنده‏اى نباشد، حاشا که چنین نباشى، و                                                                   لااَخافُ عَلى‏ نَفْسى اِلاّ اِيّاكَ، اِنَّكَ اَهْلُ التَّقْوى‏ وَ اَهْلُ                                                      من جز از تو بر خود ترس ندارم، که تو شایسته آنى که از تو پروا کنند و اهل                                                                   الْمَغْفِرَةِ، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَاقِضْ حاجَتى،                                                      آمرزشى، بر محمد و آلش درود فرست، و حاجتم را روا کن،                                                                   وَاَنْجِحْ طَلِبَتى، وَاغْفِرْ ذَنْبى، وَ امِنْ خَوْفَ نَفْسى، اِنَّكَ                                                      و مطلبم را برآور، و گناهم را ببخش، و دلم را از ترس ایمنى ده، زیرا که تو                                                                   عَلى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَديرٌ، وَ ذلِكَ عَلَيْكَ يَسيرٌ، امينَ رَبَّ الْعالَمينَ.                                                      بر هر چیز توانایى، و این کار براى تو آسان است، دعایم را مستجاب کن اى پروردگار جهانیان.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 1 تا 18"
    },
    {
        "title": "دعای  13 - دعاي آنحضرت در طلب حاجت ها",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كانَ مِن دعائِه عليه‏السّلام فى طَلَبِ الْحَوائِجِ‏ اِلَى اللّهِ تعالى‏                                                      «دعاى آن حضرت در طلب حوائج از خداى متعال»                                                                   اَللَّهُمَّ يا مُنْتَهى‏ مَطْلَبِ الْحاجاتِ، وَ يا مَنْ عِنْدَهُ نَيْلُ                                                      پروردگارا، اى نهایت مطلب حاجات، و اى کسى که رسیدن به تمام خواسته‏ها در دست                                                                   الطَّلِباتِ، وَ يا مَنْ لايَبيعُ نِعَمَهُ بِالْاَثْمانِ، وَ يا مَنْ لايُكَدِّرُ                                                      توست، و اى آن که نعمتهایت را به بها نمى‏فروشى، و اى کسى که عطاهایت را به کدورت                                                                   عَطاياهُ بِالْاِمْتِنانِ، وَ يا مَنْ يُسْتَغْنى‏ بِهِ وَ لايُسْتَغْنى‏ عَنْهُ، وَ يا                                                      منّت آلوده نمى‏سازى، و اى که به تو بى‏نیاز شوند، و از تو بى‏نیاز نباشند، و اى                                                                   مَنْ يُرْغَبُ اِلَيْهِ وَ لايُرْغَبُ عَنْهُ، وَ يا مَنْ لا تُفْنى خَزآئِنَهُ                                                      آن که به تو رو کنند، و از تو روى برنتابند، اى که درخواستها گنجهایت را فانى                                                                   الْمَسآئِلُ، وَ يا مَنْ لاتُبَدِّلُ حِكْمَتَهُ الْوَسآئِلُ، وَ يا مَنْ لاتَنْقَطِعُ                                                      نمى‏کند، و اى که هیچ دستاویزى حکمت تو را تغییر نمى‏دهد، و اى کسى که رشته نیاز                                                                   عَنْهُ حَوآئِجُ الْمُحْتاجينَ، وَ يا مَنْ لايُعَنّيهِ دُعآءُ الدّاعينَ،                                                      نیازمندان از تو قطع نمى‏گردد، و اى که دعاى دعاخوانان تو را خسته نمى‏کند،                                                                   تَمَدَّحْتَ بِالْغَنآءِ عَنْ خَلْقِكَ وَ اَنْتَ اَهْلُ الْغِنى‏ عَنْهُمْ،                                                      تو وجود خود را به بى‏نیازى از همه خلق ستوده‏اى و تو به بى‏نیازى از ایشان شایسته‏اى،                                                                   وَ نَسَبْتَهُمْ اِلَى الْفَقْرِ وَ هُمْ اَهْلُ الْفَقْرِ اِلَيْكَ، فَمَنْ حاوَلَ                                                      و ایشان را به نیازمندى و فقر نسبت داده‏اى و ایشان سزاوار چنین نسبت‏اند، از این جهت                                                                   سَدَّ خَلَّتِهِ مِنْ عِنْدِكَ، وَرامَ صَرْفَ الْفَقْرِ عَنْ نَفْسِهِ بِكَ، فَقَدْ                                                      هر کس رفع نیاز خود را از جانب تو بخواهد، و برگرداندن فقر را از خویشتن به وسیله تو طلب کند، حقّاً                                                                   طَلَبَ حاجَتَهُ فى مَظآنِّها، وَ اَتى‏ طَلِبَتَهُ مِنْ وَجْهِها. وَ مَنْ تَوَجَّهَ                                                      که حاجتش را در جایگاه اصلى خود خواسته، و به دنبال مطلبش از راه صحیح برآمده، و هر که                                                                   بِحاجَتِهِ اِلى‏ اَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ، اَوْ جَعَلَهُ سَبَبَ نُجْحِها                                                      در نیاز خود به یکى از آفریدگان تو رو کند، یا او را بجاى تو وسیله برآمدن حاجت                                                                   دُونَكَ، فَقَدْ تَعَرَّضَ لِلْحِرْمانِ، وَاسْتَحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَوْتَ                                                      قرار دهد، بى‏شک خود را در معرض نومیدى آورده، و از جانب تو سزاوار محرومیت                                                                   الْاِحْسانِ. اَللَّهُمَّ وَ لى اِلَيْكَ حاجَةٌ قَدْ قَصَّرَ عَنْها جُهْدى،                                                      از احسان گشته. خداوندا، به درگاهت حاجتى آورده‏ام که قدرت دستیابى به آن را ندارم،                                                                   وَ تَقَطَّعَتْ دُونَها حِيَلى، وَ سَوَّلَتْ لى نَفْسى رَفْعَها اِلى‏ مَنْ                                                      و رشته چاره‏جوئى‏ام در مقابل آن گسسته، ونفس من در نظرم چنین آراسته که آن نیاز را به‏کسى اظهار کنم                                                                   يَرْفَعُ حَوآئِجَهُ اِلَيْكَ، وَلايَسْتَغْنى فى طَلِباتِهِ عَنْكَ، وَ هِىَ زَلَّةٌ                                                      که او خود نیازهایش را به درگاه تو مى‏آورد، و درخواسته‏اش از تو بى‏نیاز نیست، و این لغزشى است                                                                   مِنْ زَلَلِ الْخَاطِئينَ، وَ عَثْرَةٌ مِنْ عَثَراتِ الْمُذْنِبينَ، ثُمَّ انْتَبَهْتُ                                                      از لغزشهاى اشتباه‏کاران، و درافتادنى است از درافتادنهاى گناهکاران، سپس به یادآورى                                                                   بِتَذْكيرِكَ لى مِنْ غَفْلَتى، وَ نَهَضْتُ بِتَوْفيقِكَ مِنْ زَلَّتى، وَ رَجَعْتُ                                                      تو از خواب بى‏خبرى بیدار شدم، و به توفیق تو از آن لغزش برخاستم، و به یارى تو                                                                   وَ نَكَصْتُ بِتَسْديدِكَ عَنْ عَثْرَتى، وَ قُلْتُ: سُبْحانَ رَبّى كَيْفَ                                                      از درافتادن برگشته و بازپس آمدم، و گفتم: پاک و منزه است پروردگارم، چگونه                                                                   يَسْئَلُ مُحْتاجٌ مُحْتاجاً؟ وَاَنّى‏ يَرْغَبُ مُعْدِمٌ اِلى‏ مُعْدِمٍ؟ فَقَصَدْتُكَ،                                                      نیازمندى از نیازمندى طلب نیازکند؟ و چگونه تهیدستى از تهیدستى دیگر گدایى کند، پس اى خداى من از                                                                   يا اِلهى، بِالرَّغْبَةِ، وَ اَوْفَدْتُ عَلَيْكَ رَجآئى بِالثِّقَةِ بِكَ، وَ عَلِمْتُ                                                      سر شوق و رغبت آهنگ تو کردم، و از باب اطمینان امید خویش به تو بستم، و دانستم که خواسته من                                                                   اَنَّ كَثيرَ ما اَسْئَلُكَ يَسيرٌ فى وُجْدِكَ، وَ اَنَّ خَطيرَ ما اَسْتَوْهِبُكَ                                                      از تو هر چند زیاد باشد در کنار دارائیت بسیار ناچیز است، و چشمداشت فوق‏العاده من به بخششت                                                                   حَقيرٌ فى وُسْعِكَ، وَ اَنَّ كَرَمَكَ لايَضيقُ عَنْ سُؤالِ اَحَدٍ،                                                      در جنب توانایى تو حقیر است، و دایره بزرگواریت از تقاضاى هیچ کس تنگ نمى‏شود،                                                                   وَ اَنَّ يَدَكَ بِالْعَطايا اَعْلى‏ مِنْ كُلِّ يَدٍ. اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى                                                      و دست عطایت از هر دستى برتر است. بارخدایا پس بر محمد و                                                                   ‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاحْمِلْنى بِكَرَمِكَ عَلَى التَّفَضُّلِ، وَلاتَحْمِلْنى                                                      آلش درود فرست، و با من به کرم خود تفضل نما، و به آنچه                                                                   بِعَدْلِكَ عَلَى الْاِسْتِحْقاقِ، فَما اَنَا بِاَوَّلِ راغِبٍ رَغِبَ                                                      به عدلت شایسته آنم با من رفتار مکن، زیرا من اولین کسى نیستم که همراه شوق به سویت رو کرده                                                                   اِلَيْكَ فَاَعْطَيْتَهُ وَ هُوَ يَسْتَحِقُّ الْمَنْعَ، وَلا بِاَوَّلِ سآئِلٍ سَئَلَكَ                                                      و تو از فضلت به او عنایت فرموده‏اى با آنکه مستحق منع بوده، و نخستین خواهنده نیستم‏که ازتو خواسته                                                                   فَاَفْضَلْتَ عَلَيْهِ وَ هُوَ يَسْتَوْجِبُ الْحِرْمانَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏                                                      و تو در حقش کرم کردى در صورتى که مستحق محرومیت بوده است. بار خدایا، بر محمد و آلش درود                                                                   مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ كُنْ لِدُعآئى مُجيباً، وَ مِنْ نِدآئى قَريباً،                                                      فرست، و جواب دهنده دعایم باش، و به ندایم التفات کن،                                                                   وَ لِتَضَرُّعى راحِماً، وَ لِصَوْتى سامِعاً، وَلاتَقْطَعْ رَجآئى                                                      و بر زاریم ترحم نما، و صدایم را بشنو، و رشته امیدم را قطع                                                                   عَنْكَ، وَلاتَبُتَّ سَبَبى مِنْكَ، وَلاتُوَجِّهْنى فى حاجَتى هذِهِ                                                      مکن، و دستاویز مرا از خود جدا مساز، و در این حاجت                                                                   وَ غَيْرِها اِلى‏ سِواكَ، وَ تَوَلَّنى بِنُجْحِ طَلِبَتى، وَ قَضآءِ حاجَتى،                                                      و دیگر حوائجم روى مرا به سوى غیر خودت قرار مده، و کارساز من باش به برآوردن خواسته‏ام، و روا کردن حاجتم،                                                                   وَ نَيْلِ سُؤْلى قَبْلَ زَوالى عَنْ مَوْقِفى هذا بِتَيْسيرِكَ لِىَ الْعَسيرَ،                                                      و رسیدن به آرزویم پیش از آنکه از اینجاى خود برخیزم، با آسان ساختن مشکلم،                                                                   وَ حُسْنِ تَقْديرِكَ لى فى جَميعِ الْاُمُورِ، وَ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ                                                      و با سرنوشت خوبى که برایم مقدر کرده‏اى، و بر محمد و آلش درود                                                                   وَ الِهِ، صَلوةً دآئِمَةً نامِيَةً لَاانْقِطاعَ لاَِبَدِها، وَلامُنْتَهى‏                                                      فرست، درودى دائمى و فزاینده که انقطاع نپذیرد، و زمان آن را پایانى                                                                   لاَِمَدِها، وَاجْعَلْ ذلِكَ عَوْناً وَ سَبَباً لِنَجاحِ طَلِبَتى، اِنَّكَ                                                      نباشد، و این درود را براى من مددکار قرار ده و سبب برآمدن حاجتم گردان، همانا که                                                                   واسِعٌ كَريمٌ، وَ مِنْ حاجَتى يا رَبِّ كَذا وَ كَذا.                                                      تو کارگشاى کریمى، و حاجتم پروردگارا چنین و چنان است،                                                                   «وَ تَذْكُرُ حاجَتَكَ، ثُمَّ تَسْجُدُ وَ تَقُولُ فى سُجُودِكَ:»                                                      سپس نیازت را به پیشگاه حق عرضه کن، آنگاه به سجده رو و بگو:                                                                   فَضْلُكَ انَسَنى، وَ اِحْسانُكَ دَلَّنى، فَاَسْئَلُكَ بِكَ                                                      فضلت به من آرامش مى‏دهد، و احسانت راهم مى‏نماید، پس از تو به ذات مقدست و                                                                   وَ بِمُحَمَّدٍ وَ الِهِ - صَلَواتُكَ عَلَيْهِمْ - اَنْ لاتَرُدَّنى خآئِباً.                                                      به محمد و آلش - که درود تو بر آنان باد، - درخواست مى‏کنم که مرا از این درگاه نومید نرانى.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 1 تا 18"
    },
    {
        "title": "دعای  14 - دعاي آنحضرت در دادخواهي از ستمگران",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كانَ مِن دعائِه عليه‏السلام اِذَا اعْتُدِىَ عَلَيْهِ‏ اوْ رَأى‏ مِنَ الظّالِمينَ ما لايُحِبُ‏                                                      « هرگاه ستمى به او مى‏رسید »                                                                   يا مَنْ لايَخْفى‏ عَلَيْهِ اَنْبآءُ الْمُتَظَلِّمينَ، وَيا مَنْ لايَحْتاجُ فى                                                      اى آن که اخبار شکوه‏کنندگان بر تو مخفى نیست، اى آن که سرگذشت ستمدیدگان                                                                   قَصَصِهِمْ اِلى‏ شَهاداتِ الشّاهِدينَ، وَ يا مَنْ قَرُبَتْ نُصْرَتُهُ                                                      نزد تو نیازى به شهادت شاهدان ندارد، اى آن که دوران رسیدن یارى تو                                                                   مِنَ الْمَظْلُومينَ، وَ يا مَنْ بَعُدَ عَوْنُهُ عَنِ الظّالِمينَ، قَدْ عَلِمْتَ                                                      به ستمدیدگان نزدیک است، اى آن که مددکاریت از ستمگران دور است، اى                                                                   يا اِلهى، ما نالَنى مِنْ فُلانِ بْنِ فُلانٍ مِمّا حَظَرْتَ، وَانْتَهَكَهُ مِنّى                                                      خداى من، تو مى‏دانى از فلانى فرزند فلانى به من آن رسیده که از آن نهى نموده‏اى، و پرده حرمتم را که                                                                   مِمّا حَجَزْتَ عَلَيْهِ، بَطَراً فى نِعْمَتِكَ عِنْدَهُ، وَاغْتِراراً بِنَكيرِكَ                                                      بر او ممنوع ساخته بودى دریده، او از باب طغیان در نعمتت، و بى‏اعتنایى به عقابت بر من                                                                   عَلَيْهِ. اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ خُذْ ظالِمى وَ عَدُوّى                                                      تاخته، بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست، و ستم‏کننده بر من و دشمنم را                                                                   عَنْ ظُلْمى بِقُوَّتِكَ، وَ افْلُلْ حَدَّهُ عَنّى بِقُدْرَتِكَ، وَاجْعَلْ                                                      با قوّت خود از ستم بر من بازدار، و با قدرت خود تندى و بُرّایى او را بر من بشکن، و او را به                                                                   لَهُ شُغْلاً فيما يَليهِ، وَ عَجْزاً عَمّا يُناويهِ. اَللَّهُمَّ وَ صَلِّ                                                      خودش مشغول دار، و در برابر آن که با او به دشمنى برمى‏خیزد ناتوان ساز. بارخدایا بر محمد و آلش                                                                   عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَلاتُسَوِّغْ لَهُ ظُلْمى، وَ اَحْسِنْ عَلَيْهِ                                                      درود فرست، و ستمکار را رخصت ستم بر من مده، و مرا در برابرش نیکو                                                                   عَوْنى، وَاعْصِمْنى مِنْ مِثْلِ اَفْعالِهِ، وَلاتَجْعَلْنى فى مِثْلِ                                                      یارى کن، و مرا از ارتکاب نظیر کارهاى او حفظ کن، و در حالتى مانند حالت او قرار                                                                   حالِهِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاَعْدِنى عَلَيْهِ عَدْوى                                                      مده. بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست، و مرا در برابر دشمنم نصرتى بیدرنگ                                                                   ‏ حاضِرَةً تَكُونُ مِنْ غَيْظى بِهِ شِفآءً، وَ مِنْ حَنَقى عَلَيْهِ                                                      عنایت کن، تا طوفان خشمم نسبت به او فرو نشیند، و داد دلم را از او                                                                   وَفآءً. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ عَوِّضْنى مِنْ                                                      بگیرد. بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست، و عفو و بخششت را در برابر ستم او به من                                                                   ظُلْمِهِ لى عَفْوَكَ، وَ اَبْدِلْنى بِسُوءِ صَنيعِهِ بى رَحْمَتَكَ،                                                      عطا کن، و بجاى سوء رفتار او با من رحمتت را پاداشم قرار ده،                                                                   فَكُلُّ مَكْرُوهٍ جَلَلٌ دُونَ سَخَطِكَ، وَ كُلُّ مَرْزِئَةٍ سَوآءٌ مَعَ                                                      زیرا هر ناخوشایندى در برابر ترس از قهر تو ناچیز است، و هر مصیبتى پیش خشم                                                                   مَوْجِدَتِكَ. اَللَّهُمَّ فَكَما كَرَّهْتَ اِلَىَّ اَنْ اُظْلَمَ فَقِنى مِنْ اَنْ                                                      تو آسان. بارالها همان‏طور که ستم‏کِشى را در نظرم ناخوشایند ساختى مرا نیز از                                                                   اَظْلِمَ. اَللَّهُمَّ لا اَشْكُو اِلى‏ اَحَدٍ سِواكَ، وَلا اَسْتَعينُ بِحاكِمٍ                                                      ستمکارى حفظ فرما. بارالها به احدى غیر تو شکایت نکنم، و از هیچ حاکمى جز تو یارى                                                                   غَيْرِكَ، حاشاكَ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ صِلْ دُعآئى                                                      نمى‏جویم، حاشا که چنین کنم، پس بر محمد و آلش درود فرست، و دعایم را به                                                                   بِالاِْجابَةِ، وَاقْرِنْ شِكايَتى بِالتَّغْييرِ. اَللَّهُمَّ لاتَفْتِنّى بِالْقُنُوطِ                                                      اجابت برسان، و شکایتم را به تغییر وضع کنونى مقرون ساز. بارخدایا مرا به ناامیدى از عدل خود                                                                   مِنْ اِنْصافِكَ، وَلاتَفْتِنْهُ بِالْاَمْنِ مِنْ اِنْكارِكَ، فَيُصِرَّ عَلى                                                      آزمایش مکن، و دشمن را به ایمنى از کیفرت امتحان منماى، تا بر ستم بر من                                                                   ‏ ظُلْمى، وَ يُحاضِرَنى بِحَقّى، وَ عَرِّفْهُ عَمّا قَليلٍ ما اَوْعَدْتَ                                                      اصرار ورزد، و بر حقّم مستولى شود، و به‏همین زودى اورا به‏آنچه ستمکاران را بدان آن تهدید نموده‏اى                                                                   الظّالِمينَ، وَ عَرِّفْنى ما وَعَدْتَ مِنْ‏اِجابَةِ الْمُضْطَرّينَ. اَللَّهُمَّ                                                      آشنا کن، و مرا به اجابتى که به بیچارگان وعده داده‏اى آگاهى ده، بارالها                                                                   صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ وَفِّقْنى لِقَبُولِ ما قَضَيْتَ‏لى‏وَعَلَىَّ،                                                      بر محمد و آلش درود فرست، و مرا به پذیرفتن هر سود و زیانى که درباره‏ام مقدّر کرده‏اى موفق کن،                                                                   وَ رَضِّنى بِما اَخَذْتَ لى وَ مِنّى، وَ اهْدِنى لِلَّتى هِىَ اَقْوَمُ،                                                      و مرا به آنچه از دیگرى براى من و از من براى دیگرى مى‏ستانى خشنودى ده، و به راست‏ترین راهم رهنمون شو،                                                                   وَاسْتَعْمِلْنى بِما هُوَاَسْلَمُ. اَللَّهُمَّ وَاِنْ كانَتِ‏الْخِيَرَةُ لى عِنْدَكَ                                                      و به سالم‏ترین کار بگمار. بارالها اگر خیر مرا در آن بدانى که                                                                   فى تَاْخيرِ الْاَخْذِ - لى، وَ تَرْكِ الْاِنْتِقامِ مِمَّنْ ظَلَمَنى اِلى‏ يَوْمِ                                                      گرفتن حقّم به تأخیر افتد، و انتقام از کسى که بر من ظلم روا داشته تا روز روشن شدن حق از باطل                                                                   الْفَصْلِ وَ مَجْمَعِ الْخَصْمِ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اَيِّدْنى                                                      و جایگاه فراهم آمدن مدعیان (یعنى روز محشر) متروک ماند، پس بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   مِنْكَ بِنِيَّةٍ صادِقَةٍ وَ صَبْرٍ دآئِمٍ، وَ اَعِذْنى مِنْ سُوءِ الرَّغْبَةِ                                                      و مرا از جانب خود به نیت صادقانه و صبر همیشگى یارى فرما، و از رغبت ناشایسته                                                                   وَ هَلَعِ اَهْلِ الْحِرْصِ، وَ صَوِّرْ فى قَلْبى مِثالَ مَا ادَّخَرْتَ لى                                                      و آزمندى اهل حرص پناه ده، و نقشى از ثوابى که براى من ذخیره                                                                   مِنْ ثَوابِكَ، وَ اَعْدَدْتَ لِخَصْمى مِنْ جَزآئِكَ وَ عِقابِكَ،                                                      نموده‏اى، و جزاء و عقابى که براى دشمنم آماده کرده‏اى در دلم مصوّر فرما،                                                                   وَاجْعَلْ ذلِكَ سَبَباً لِقَناعَتى بِما قَضَيْتَ، وَ ثِقَتى بِما                                                      و آن را وسیله‏اى براى خرسندى من به قضایت، و اطمینانم به آنچه به جهت من                                                                   تَخَيَّرْتَ، امينَ رَبَّ الْعالَمينَ، اِنَّكَ ذُوالْفَضْلِ الْعَظيمِ،                                                      اختیار کرده‏اى قرار ده، اى پروردگار جهانیان دعایم را مستجاب کن، زیرا که تو صاحب فضل عظیمى،                                                                   وَ اَنْتَ عَلى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَديرٌ.                                                      و بر هر کارى توانائى.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 1 تا 18"
    },
    {
        "title": "دعای  15 - دعاي آنحضرت به وقت بيماري",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كانَ مِنْ دُعائِهِ عليه‏السلام اِذا مرضَ اَوْ نَزَلَ‏ بِهِ كَرْبٌ اَوْ بَليّةٌ                                                      « وقت بیمارى یا روى آوردن اندوه و بلا»                                                                   اَللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى‏ ما لَمْ اَزَلْ اَتَصَرَّفُ فيهِ مِنْ سَلامَةِ                                                      بارخدایا، تو را سپاس بر نعمت تندرستى بدن که همواره و پیوسته از آن برخوردار بودم،                                                                    بَدَنى، وَ لَكَ الْحَمْدُ عَلى‏ ما اَحْدَثْتَ بى مِنْ عِلَّةٍ فى جَسَدى،                                                      و سپاس تو را بر آن بیمارى که در جسمم پدید آورده‏اى،                                                                    فَما اَدْرى، يا اِلهى، اَىُّ الْحالَيْنِ اَحَقُّ بِالشُّكْرِ لَكَ؟، وَ اَىُّ                                                      اى خداى من نمى‏دانم که کدام یک از این دو حال براى شکر به درگاهت سزاوارتر است، و کدام یک                                                                   الْوَقْتَيْنِ اَوْلى‏ بِالْحَمْدِ لَكَ؟ اَ وَقْتُ‏الصِّحَّةِ الَّتى هَنَّاْتَنى فيها                                                      از این دو وقت حمد تو را شایسته‏تر؟ آیا زمان سلامت که روزیهاى پاکیزه‏ات را بر من گوارا ساخته‏اى،                                                                   طَيِّباتِ رِزْقِكَ، وَنَشَّطْتَنى بِها لِابْتِغآءِ مَرْضاتِكَ وَ فَضْلِكَ،                                                      و به سبب آن براى به دست آوردن رضایت و نعمتهایت به من نشاط بخشیده‏اى،                                                                   وَقَوَّيْتَنى مَعَها عَلى‏ ما وَفَّقْتَنى لَهُ مِنْ‏طاعَتِكَ، اَمْ وَقْتُ‏الْعِلَّةِ                                                      و به سبب آن تندرستى به من نیرو داده تا به طاعتت توفیق یابم، یا به هنگام بیمارى که مرا                                                                    الَّتى مَحَّصْتَنى بِها، وَالنِّعَمِ الَّتى اَتْحَفْتَنى بِها، تَخْفيفاً لِما                                                      به آن پاک مى‏سازى، و نعمت‏هائى که به من تحفه داده‏اى، تا گناهانى را                                                                    ثَقُلَ بِهِ عَلَىَّ ظَهْرى مِنَ الْخَطيئآتِ، وَ تَطْهيراً لِمَا انْغَمَسْتُ                                                      که از آن گرانبار شده‏ام تخفیف دهى، و مرا از سیّئاتى که در آن فرو رفته‏ام                                                                   فيهِ مِنَ السَّيِّئاتِ، وَتَنْبيهاً لِتَناوُلِ التَّوْبَةِ، وَتَذْكيراً لِمحْوِالْحَوْبَةِ                                                      پاک نمایى، و آگاهیم دهى که پلیدى گناه را به توبه از دل بشویم، و با یادآورى نعمت قدیم، گناه بزرگم را                                                                    بِقَديمِ النِّعْمَةِ؟ وَ فى خِلالِ ذلِكَ ما كَتَبَ لِىَ الْكاتِبانِ مِنْ                                                      از پرونده‏ام محو نمایم، و در خلال این بیمارى از جمله تحفه‏ها که به من عنایت مى‏کنى این است که فرشتگان به حساب من                                                                   زَكِىِّ الْاَعْمالِ، ما لا قَلْبٌ فَكَّرَ فيهِ، وَلا لِسانٌ نَطَقَ بِهِ، وَلا                                                      اعمال پاکیزه‏اى نوشته‏اند که فکر آن به خاطرى نگذشته، و بر زبانى نرفته، و هیچ                                                                    جارِحَةٌ تَكَلَّفَتْهُ، بَلْ اِفْضالاً مِنْكَ عَلَىَّ، وَ اِحْساناً مِنْ                                                      یک از اعضاء در انجامش رنجى نبرده، بلکه این همه از باب تفضل و احسان                                                                    صَنيعِكَ اِلَىَّ. اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ حَبِّبْ اِلَىَّ                                                      تو بر من نوشته شده. بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست، و آنچه را برایم                                                                   ما رَضيتَ لى، وَ يَسِّرْ لى ما اَحْلَلْتَ بى، وَ طَهِّرْنى مِنْ دَنَسِ                                                      پسندیده‏اى درنظرم محبوب ساز، وتحمل آنچه را برمن وارد نموده‏اى‏آسان ساز، و مرا از آلودگى اعمال                                                                   ما اَسْلَفْتُ، وَامْحُ عَنّى شَرَّ ما قَدَّمْتُ، وَاَوْجِدْنى حَلاوَةَ                                                      گذشته پاک کن، و شرّ اعمال گذشته‏ام را از من بزداى، و از لذّت عافیت کامیابم                                                                   الْعافِيَةِ، وَاَذِقْنى بَرْدَ السَّلامَةِ، وَاجْعَلْ مَخْرَجى عَنْ عِلَّتى                                                      فرما، و گوارایى تندرستى را به من بچشان، و لطفى کن که از بستر این مرض به سوى عفو و بخشایش                                                                    اِلى‏ عَفْوِكَ، وَمُتَحَوَّلى عَنْ صَرْعَتى اِلى‏ تَجاوُزِكَ، وَ خَلاصى                                                      تو راه خلاص یابم، و از این زمینگیرى به گذشت تو انتقال یافته، و از این اندوه و گرفتارى                                                                    مِنْ كَرْبى اِلى‏ رَوْحِكَ، وَ سَلامَتى مِنْ هذِهِ الشِّدَّةِ اِلى‏                                                      به راحت تو خلاص یابم، و از این دشوارى به فرج و گشایش تو                                                                   فَرَجِكَ، اِنَّكَ الْمُتَفَضِّلُ بِالاِْحْسانِ، الْمُتَطَوِّلُ بِالْاِمْتِنانِ،                                                      سلامت یابم، که همانا تو بى‏استحقاق ما احسان روا مى‏دارى، و نعمت بى‏دریغ نثار مى‏کنى،                                                                    الْوَهّابُ الْكَريمُ، ذُوالْجَلالِ وَالْاِكْرامِ.                                                      و بخشنده‏اى کریمى که عطایت را پایانى نیست، و داراى جلال و اکرامى.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 1 تا 18"
    },
    {
        "title": "دعای  16 - دعاي آنحضرت در طلب بخشش و آمرزش گناهان",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَكانَ مِنْ دُعائِهِ عليه‏السلام اِذَا اسْتَقال مِن ذُنوبِهِ، اَوْتَضَرَّعَ فى طَلَبِ الْعَفْوِ عَنْ عُيوبِهِ‏                                                      « آمرزش‏خواهى از گناهان»                                                                   اَللَّهُمَّ يا مَنْ بِرَحْمَتِهِ يَسْتَغيثُ الْمُذْنِبُونَ، وَ يا مَنْ اِلى‏                                                      بارخدایا، اى که گناهکاران به رحمتت فریارسى مى‏کنند، و اى که بیچارگان                                                                   ذِكْرِ اِحْسانِهِ يَفْزَعُ الْمُضْطَرُّونَ، وَ يا مَنْ لِخيفَتِهِ يَنْتَحِبُ                                                      به یادآورى احسانت پناه مى‏برند، اى که خطاکاران از بیم تو به شدت                                                                   الْخاطِئُونَ، يا اُنْسَ كُلِّ مُسْتَوْحِشٍ غَريبٍ، وَ يا فَرَجَ كُلِّ                                                      گریه مى‏کنند، اى همدم هر وحشت‏زده دور از وطن، اى گشایش هر                                                                   مَكْرُوبٍ كَئيبٍ، وَ يا غَوْثَ كُلِّ مَخْذُولٍ فَريدٍ، وَ يا عَضُدَ                                                      اندوهگین دل‏شکسته، اى فریادرس هر درمانده تنها، اى مددکار                                                                   كُلِّ مُحْتاجٍ طَريدٍ، اَنْتَ الَّذى وَسِعْتَ كُلَّ شَىْ‏ءٍ رَحْمَةً                                                      هر محتاج رانده شده، تویى که رحمت و دانشت همه چیز را فرا                                                                   وَعِلْماً، وَاَنْتَ الَّذى جَعَلْتَ لِكُلِّ مَخْلُوقٍ فى نِعَمِكَ سَهْماً،                                                      گرفته، تویى که هر آفریده را از نعمتهایت بهره‏اى مقرر فرموده‏اى،                                                                   وَ اَنْتَ الَّذى عَفْوُهُ اَعْلى‏ مِنْ عِقابِهِ، وَ اَنْتَ الَّذى تَسْعى‏                                                      تویى که عفوت بر عقابت غلبه دارد، و تویى که مهرت پیشاپیش                                                                   رَحْمَتُهُ اَمامَ غَضَبِهِ، وَ اَنْتَ الَّذى عَطآؤُهُ اَكْثَرُ مِنْ مَنْعِهِ،                                                      غضبت در حرکت است، و تویى که عطایت از منعت بیشتر است،                                                                   وَ اَنْتَ الَّذِى اتَّسَعَ الْخَلآئِقُ كُلُّهُمْ فى وُسْعِهِ، وَ اَنْتَ الَّذى                                                      و تویى که پهنه رحمت و مهرت همه آفریدگان را فراگرفته، و تویى که چون                                                                   لايَرْغَبُ فى جَزآءِ مَنْ اَعْطاهُ، وَاَنْتَ الَّذى لايُفْرِطُ فى عِقابِ                                                      نعمت به کسى مرحمت کنى چشم پاداش از او ندارى، و تویى که در کیفر عاصیان                                                                   مَنْ عَصاهُ، وَ اَنَا يا اِلهى، عَبْدُكَ الَّذى اَمَرْتَهُ بِالدُّعآءِ فَقالَ:                                                      از اندازه نمى‏گذرى، و من، اى خداى من، آن بنده توام که او را به دعا فرمان دادى پس                                                                   لَبَّيْكَ وَ سَعْدَيْكَ، ها اَنَاذا، يارَبِّ مَطْرُوحٌ بَيْنَ يَدَيْكَ،                                                      لبّیک و سَعْدَیْکَ گفت و فرمانت را بجاى آورد، اینک منم اى پروردگار من که در پیشگاهت به خاکسارى درافتاده‏ام،                                                                   اَنَا الَّذى اَوْقَرَتِ الْخَطايا ظَهْرَهُ، وَاَنَا الَّذى اَفْنَتِ الذُّنُوبُ                                                      منم که خطاها پشتم را گرانبار کرده، و منم که گناهان عمرم را به تباهى                                                                   عُمُرَهُ، وَاَنَا الَّذى بِجَهْلِهِ عَصاكَ وَلَمْ تَكُنْ اَهْلاً مِنْهُ لِذاكَ.                                                      برده، و منم که از سر جهالت تو را نافرمانى کرده‏ام در صورتى که تو شایسته این نبودى‏که من چنین کنم.                                                                   هَلْ اَنْتَ يااِلهى، راحِمٌ مَنْ دَعاكَ فَاُبْلِغَ فِى‏الدُّعآءِ؟ اَمْ اَنْتَ                                                      اى خداى من، آیا اگر کسى تو را بخواند بر او رحمت مى‏آورى تا در دعا بکوشم؟ یا کسى را که                                                                   غافِرٌ لِمَنْ بَكاكَ فَاُسْرِعَ فِى الْبُكآءِ؟ اَمْ اَنْتَ مُتَجاوِزٌ عَمَّنْ عَفَّرَ                                                      به درگاهت بنالد مى‏آمرزى تا در گریه شتاب نمایم؟ یا از کسى که از سرِ فروتنى صورت به خاک درگاهت                                                                   لَكَ وَجْهَهُ تَذَلُّلاً؟ اَمْ اَنْتَ مُغْنٍ مَنْ شَكا اِلَيْكَ فَقْرَهُ تَوَكُّلاً؟                                                      بساید درمى‏گذرى؟ یا کسى را که به پیشگاهت از سرِاعتماد از فقر و ندارى خود شکوه کند بى‏نیاز مى‏گردانى؟                                                                   اِلهى لاتُخَيِّبْ مَنْ لايَجِدُ مُعْطِياً غَيْرَكَ، وَلاتَخْذُلْ مَنْ                                                      اى خداى من، آن را که جز تو عطا کننده‏اى نمى‏یابد ناامید مکن، و کسى را که از                                                                   لايَسْتَغْنى عَنْكَ‏بِاَحَدٍ دُونَكَ. اِلهى فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ،                                                      تو به غیر تو بى‏نیاز نمى‏شود بى‏یارى مگذار. خداى من، پس بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَ لاتُعْرِضْ عَنّى وَ قَدْ اَقْبَلْتُ عَلَيْكَ، وَ لاتَحْرِمْنى وَ قَدْ رَغِبْتُ                                                      و اکنون که به تو روى آورده‏ام از من روى مگردان، و در حالى که دل به تو داده‏ام محرومم                                                                   اِلَيْكَ، وَلاتَجْبَهْنى بِالرَّدِّ وَقَدِ انْتَصَبْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ، اَنْتَ                                                      منما، و اکنون که در درگاهت به پاى ایستاده‏ام دست رد به سینه‏ام مزن. تویى                                                                   الَّذى وَصَفْتَ نَفْسَكَ بِالرَّحْمَةِ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ،                                                      که ذات خود را به رحمت و مهر توصیف کرده‏اى، پس بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَارْحَمْنى، وَاَنْتَ الَّذى سَمَّيْتَ نَفْسَكَ بِالْعَفْوِ، فَاعْفُ                                                      و بر من رحمت آور، و تویى آن که خود را خطابخش نامیده‏اى، پس مرا عفو                                                                   عَنّى. قَدْ تَرى‏، يا اِلهى، فَيْضَ دَمْعى مِنْ خيفَتِكَ، وَ وَجيبَ                                                      کن، بى‏شک مى‏نگرى اى خداى من، از خوفت جریان اشکم را، و از ترست                                                                   قَلْبى مِنْ خَشْيَتِكَ، وَانْتِقاضَ جَوارِحى مِنْ هَيْبَتِكَ، كُلُّ                                                      پریشانى دلم را، و از هیبتت لرزش اعضایم را، این همه                                                                   ذلِكَ حَيآءٌ مِنْكَ لِسُوءِ عَمَلى، وَ لِذاكَ خَمَدَ صَوْتى عَنِ                                                      از شرمسارى من به خاطر سوء رفتار من است، و به همین خاطر از شدّت زارى به درگاهت صدایم                                                                   الْجَأْرِ اِلَيْكَ، وَكَلَّ لِسانى عَنْ مُناجاتِكَ. يااِلهى، فَلَكَ‏الْحَمْدُ،                                                      فرو خفته، و زبانم از راز و نیاز با تو بازمانده. اى خداى من، سپاس تو را،                                                                   فَكَمْ مِنْ عآئِبَةٍ سَتَرْتَها عَلَىَّ فَلَمْ تَفْضَحْنى، وَكَمْ مِنْ ذَنْبٍ                                                      چه بسا عیبها که بر من پوشاندى و مرا به میدان افتضاح و رسوایى نکشاندى، و بسا گناهان مرا که                                                                   غَطَّيْتَهُ عَلَىَّ فَلَمْ تَشْهَرْنى، وَكَمْ مِنْ شآئِبَةٍ اَلْمَمْتُ بِها                                                      مستور داشتى و به آنم مشهور ننمودى، و بسا بدیها و پلیدیهاى من که                                                                   فَلَمْ تَهْتِكْ عَنّى سِتْرَها، وَلَمْ تُقَلِّدْنى مَكْرُوهَ شَنارِها، وَلَمْ تُبْدِ                                                      پرده آنها ندریدى، و حلقه ننگ آن زشتى‏ها بر گردنم نیفکندى، و زشتى‏هاى                                                                   سَوْ اتِها لِمَنْ يَلْتَمِسُ مَعآئِبى مِنْ‏جيرَتى، وَ حَسَدَةِ نِعْمَتِكَ عِنْدى،                                                      گناهم را نزد همسایگانى که درپى عیوب منند، و حسودانى که خواهان زوال نعمتت ازمنند آشکار ننمودى،                                                                   ثُمَّ لَمْ يَنْهَنى ذلِكَ عَنْ اَنْ جَرَيْتُ اِلى‏ سُوءِ ما عَهِدْتَ مِنّى!! فَمَنْ                                                      ولى این الطاف تو مرا از گرایش به بدیهایى که از من سراغ دارى باز نداشت!! پس اى خداى من،                                                                   اَجْهَلُ مِنّى، يا اِلهى، بِرُشْدِهِ؟ وَمَنْ اَغْفَلُ مِنّى عَنْ حَظِّهِ؟ وَمَنْ                                                      نادان‏تر از من به صلاح کار خود کیست؟ و غافل‏تر از من به نصیب و حظّ خویش کدام انسان است؟ و چه کسى                                                                   اَبْعَدُ مِنّى مِنِ‏اسْتِصْلاحِ نَفْسِهِ حينَ اُنْفِقُ ما اَجْرَيْتَ عَلَىَّ مِنْ                                                      از من از اصلاح نفس خویش دورتر است آنگاه که تمام نعمت‏هائى را که به من لطف                                                                   رِزْقِكَ فيما نَهَيْتَنى عَنْهُ مِنْ مَعْصِيَتِكَ؟ وَمَنْ اَبْعَدُ غَوْراً فِى الْباطِلِ،                                                      مى‏کنى در امورى که مرا از آن نهى فرموده‏اى صرف مى‏کنم؟ و چه کسى بیش از من در غرقاب باطل فرو رفته،                                                                   وَاَشَدُّ اِقْداماً عَلَى السُّوءِ مِنّى حينَ اَقِفُ بَيْنَ دَعْوَتِكَ وَ دَعْوَةِ                                                      و بر اقدام به گناه پیشتاز شده آنگاه که میان دعوت تو و دعوت شیطان                                                                   الشَّيْطانِ فَاَتَّبِعُ دَعْوَتَهُ عَلى‏ غَيْرِ عَمىً مِنّى فى مَعْرِفَةٍ بِهِ، وَلانِسْيانٍ                                                      توقف مى‏کنم و با آنکه او را بخوبى مى‏شناسم و وضع او از یاد من نرفته دعوت او را                                                                   مِنْ حِفْظى لَهُ؟ وَاَنَا حينَئِذٍ مُوقِنٌ بِاَنَّ مُنْتَهى‏ دَعْوَتِكَ اِلَى الْجَنَّةِ،                                                      پیروى مى‏کنم؟ در صورتى که مى‏دانم عاقبت دعوت تو به سوى بهشت،                                                                   وَمُنْتَهى‏ دَعْوَتِهِ اِلَى النّارِ. سُبْحانَكَ ما اَعْجَبَ ما اَشْهَدُ بِهِ عَلى‏                                                      و سرانجام دعوت او به سوى آتش جهنم است، اى پاک خداى من، چه شگفت‏انگیز است که به زیان خود                                                                   نَفْسى! وَاُعَدِّدُهُ مِنْ مَكْتُومِ اَمْرى! وَاَعْجَبُ مِنْ ذلِكَ                                                      شهادت مى‏دهم! و امور نهان خود را شماره مى‏نمایم! و شگفت‏آورتر از آن                                                                   اَناتُكَ عَنّى، وَاِبْطآؤُكَ عَنْ مُعاجَلَتى، وَ لَيْسَ ذلِكَ مِنْ                                                      بردبارى تو از من، و درنگت از مؤاخذه سریع من است، و علّتش این نیست که من در آستان تو                                                                   كَرَمى عَلَيْكَ، بَلْ تَاَنِّياً مِنْكَ لى، وَ تَفَضُّلاً مِنْكَ عَلَىَّ لِأَنْ                                                      انسانى بزرگوارم، بلکه از روى مداراى تو با من و تفضّل تو بر من است، تا مگر از                                                                   اَرْتَدِعَ عَنْ مَعْصِيَتِكَ الْمُسْخِطَةِ، وَاُقْلِعَ عَنْ سَيِّئاتِىَ                                                      نافرمانى تو که خشم‏انگیز است باز ایستم، و خود را از گناهانى که                                                                   الْمُخْلِقَةِ، وَ لِأَنَّ عَفْوَكَ عَنّى اَحَبُّ اِلَيْكَ مِنْ عُقُوبَتى، بَلْ                                                      آبرویم را مى‏برد بازدارم، و از آن روست که گذشتت را از من بیش از کیفرم دوست دارى، وگرنه                                                                   اَنَا، يااِلهى، اَكْثَرُ ذُنُوباً، وَاَقْبَحُ اثاراً، وَاَشْنَعُ اَفْعالاً، وَاَشَدُّ                                                      اى خداى من، گناهانم فراوان‏تر، و آثارم زشت‏تر، و کردارم شنیع‏تر، و گستاخیم                                                                   فِى الْباطِلِ تَهَوُّراً، وَاَضْعَفُ عِنْدَ طاعَتِكَ تَيَقُّظاً، وَاَقَلُّ                                                      در باطل شدیدتر، و بیداریم براى طاعتت بسیار ضعیف‏تر، و هشیارى                                                                   لِوَعيدِكَ انْتِباهاً وَارْتِقاباً مِنْ اَنْ اُحْصِىَ لَكَ عُيُوبى، اَوْ                                                      و مراقبتم در مقابل تهدیدت ناچیزتر از آن است که بتوانم عیوبم را در پیشگاهت شماره کنم، یا                                                                   اَقْدِرَ عَلى‏ ذِكْرِ ذُنُوبى، وَ اِنَّما اُوَبِّخُ بِهذا نَفْسى طَمَعاً فى                                                      قدرت یاد کردن گناهانم را داشته باشم، و خود را به این صورت نکوهش مى‏کنم زیرا که به                                                                   رَأْفَتِكَ الَّتى بِها صَلاحُ اَمْرِ الْمُذْنِبينَ، وَ رَجآءً لِرَحْمَتِكَ                                                      مهرت چشم طمع دارم که اصلاح کار گنهکاران وابسته به مِهر توست، و هم از باب امید به رحمت توست                                                                   الَّتى بِها فَكاكُ رِقابِ الْخاطِئينَ. اَللَّهُمَّ وَهذِهِ رَقَبَتى قَدْ                                                      که آزادى خطاکاران در گرو آن است. خداى من، این گردن من است که                                                                   اَرَقَّتْهَا الذُّنُوبُ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاَعْتِقْها بِعَفْوِكَ،                                                      گناهان آن را در بند کرده، پس بر محمد و آلش درود فرست، و آن را به عفوت از عذاب بِرَهان،                                                                   وَهذا ظَهْرى قَدْ اَثْقَلَتْهُ الْخَطايا، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ،                                                      و این پشت من است که بار خطاها آن را سنگین نموده، پس بر محمد و آلش درود فرست،                                                                   وَخَفِّفْ عَنْهُ بِمَنِّكَ. يااِلهى، لَوْ بَكَيْتُ اِلَيْكَ حَتّى‏ تَسْقُطَ                                                      و به بخششت آن را سبک فرما. اى خداى من، اگر به درگاهت آنقدر زارى کنم که                                                                   اَشْفارُ عَيْنَىَّ، وَانْتَحَبْتُ حَتّى‏ يَنْقَطِعَ صَوْتى، وَ قُمْتُ لَكَ                                                      پلک چشمانم برهم اوفتد، و چندان به گریه و ناله صدا بلند کنم که صدایم قطع گردد، و چندان به پیشگاهت                                                                   حَتّى‏ تَتَنَشَّرَ قَدَماىَ، وَ رَكَعْتُ لَكَ حَتّى‏ يَنْخَلِعَ صُلْبى،                                                      برپاى ایستم که پایم ورم کند، و آنقدر برایت رکوع نمایم که استخوانهاى پشتم از هم بپاشد،                                                                   وَ سَجَدْتُ لَكَ حَتّى‏ تَتَفَقَّاَ حَدَقَتاىَ، وَاَكَلْتُ تُرابَ الْأرْضِ                                                      و چندان سجده کنم که چشمهایم از کاسه درآید، و در همه عمرم خاک زمین                                                                   طُولَ عُمْرى، وَ شَرِبْتُ مآءَ الرَّمادِ اخِرَ دَهْرى، وَذَكَرْتُكَ                                                      خورم، و تا زنده‏ام آب آلوده به خاکستر بنوشم، و در اثناى این احوال                                                                   فى خِلالِ ذلِكَ حَتّى‏ يَكِلَّ لِسانى، ثُمَّ لَمْ اَرْفَعْ طَرْفى اِلى‏                                                      چندان ذکر تو گویم که زبانم از کار بماند، آنگاه از روى شرمسارى چشم به                                                                   افاقِ السَّمآءِ اسْتِحْيآءً مِنْكَ، مَا اسْتَوْجَبْتُ بِذلِكَ مَحْوَ                                                      آفاق آسمان باز نکنم، با این همه مستحق محو                                                                   سَيِّئَةٍ واحِدَةٍ مِنْ سَيِّئاتى. وَ اِنْ كُنْتَ تَغْفِرُ لى حينَ اَسْتَوْجِبُ                                                      یکى از گناهانم نخواهم بود، و اگر به وقتى که سزاوار آمرزشت شوم مرا                                                                   مَغْفِرَتَكَ، وَ تَعْفُو عَنّى حينَ اَسْتَحِقُّ عَفْوَكَ فَاِنَّ ذلِكَ غَيْرُ                                                      بیامرزى، و در آن زمان که مستحق عفوت شوم از من بگذرى، همانا این آمرزش و بخشش                                                                   وَاجِبٍ لى بِاسْتِحْقاقٍ، وَلا اَنَا اَهْلٌ لَهُ بِاسْتيجابٍ، اِذْ كانَ                                                      به خاطر استحقاق من نیست، و من این شایستگى را ندارم، زیرا                                                                   جَزآئى مِنْكَ فى اَوَّلِ ما عَصَيْتُكَ النّارَ، فَاِنْ تُعَذِّبْنى فَاَنْتَ                                                      جزاى من در نخستین گناه آتش جهنم بود، پس اگر مرا به عذاب مبتلا کنى                                                                   غَيْرُ ظالِمٍ لى. اِلهى، فَاِذْ قَدْ تَغَمَّدْتَنى بِسِتْرِكَ فَلَمْ تَفْضَحْنى،                                                      بر من ستم نکرده‏اى. اى خداى من، اکنون که مرا به پرده‏پوشیت در پوشیده و رسوایم نکرده‏اى،                                                                   وَ تَاَنَّيْتَنى بِكَرَمِكَ فَلَمْ تُعاجِلْنى، وَ حَلُمْتَ عَنّى بِتَفَضُّلِكَ                                                      و به بزرگواریت با من مدارا نموده‏اى و به کیفرم عجله نکرده‏اى، و از سرِ فضلت بردبارى ورزیده‏اى                                                                   فَلَمْ تُغَيِّرْ نِعْمَتَكَ عَلَىَّ، وَلَمْ تُكَدِّرْ مَعْرُوفَكَ عِنْدى،                                                      و نعمتت را از من زایل نساخته‏اى، و احسانت را بر من تیره ننموده‏اى،                                                                   فَارْحَمْ طُولَ تَضَرُّعى، وَ شِدَّةَ مَسْكَنَتى، وَ - سُوءَ مَوْقِفى. اَللَّهُمَّ                                                      پس بر طول زاریم، و سختى زمینگیریم، و بدى حالم رحمت آر. بارخدایا،                                                                   صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ قِنى مِنَ الْمَعاصى، وَ اسْتَعْمِلْنى                                                      بر محمد و آلش درود فرست، و مرا از گناهان حفظ کن، و به                                                                   بِالطّاعَةِ، وَ ارْزُقْنى حُسْنَ الْاِنابَةِ، وَ طَهِّرْنى بِالتَّوْبَةِ، وَ                                                      طاعتم وادار، و حُسن بازگشت قلبى را روزیم فرما، و از لوث گناه به توفیق توبه پاکم کن،                                                                   اَيِّدْنى بِالْعِصْمَةِ، وَ اسْتَصْلِحْنى بِالْعافِيَةِ، وَ اَذِقْنى                                                      و به موهبت عصمت تأییدم نما، و امر حیات و زندگیم را با عافیت به صلاح آر، و                                                                   حَلاوَةَ الْمَغْفِرَةِ، وَ اجْعَلْنى طَليقَ عَفْوِكَ وَعَتيقَ رَحْمَتِكَ،                                                      شیرینى عفوت را به من بچشان، و مرا رها شده عفو و آزاد گشته رحمتت قرار ده،                                                                   وَ اكْتُبْ لى اَماناً مِنْ سُخْطِكَ، وَ بَشِّرْنى بِذلِكَ فِى الْعاجِلِ                                                      و از خشم خود خطّ امانم ده، و هم اکنون نه در آینده به مژده آن خوشحالم کن،                                                                   دُونَ الْاجِلِ، بُشْرى‏ اَعْرِفُها، وَ عَرِّفْنى فيهِ عَلامَةً اَتَبَيَّنُها،                                                      مژده‏اى که آن را بشناسم، و با نشانه‏اى که آن را آشکار ببینم آگاهم فرما،                                                                   اِنَّ ذلِكَ لايَضيقُ عَلَيْكَ فى وُسْعِكَ، وَلايَتَكَاَّدُكَ فى‏قُدْرَتِكَ،                                                      که این کار از توان تو بیرون نیست، و از قدرتت بر تو دشوار نباشد،                                                                   وَ لايَتَصَعَّدُكَ فى اَناتِكَ، وَ لايَؤُودُكَ فى جَزيلِ هِباتِكَ الَّتى                                                      و با توجه به حلمت بر تو سخت نیست، و در قبال بخششهاى فراوانت که                                                                   دَلَّتْ عَلَيْها اياتُكَ، اِنَّكَ تَفْعَلُ ما تَشآءُ، وَتَحْكُمُ ما                                                      آیات تو گواه آنهاست بر تو سنگین نیاید، که همانا تو هر چه خواهى کنى، و به هر چه اراده‏ات                                                                   تُريدُ، اِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَديرٌ.                                                      تعلق گیرد فرمان دهى، که تو بر هر کار و همه چیز توانایى.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 1 تا 18"
    },
    {
        "title": "دعای  17 - دعاي آنحضرت چون نام شيطان برده مي شد",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَ كان مِن دُعائِهِ عليه‏السلام اِذا ذُكِرَ الشَّيطانُ‏ فَاسْتَعاذَ مِنه وَ مِنْ عَداوَتِهِ وَ كَيْدِهِ‏                                                      « هنگامى که از شیطان یاد مى‏شد»                                                                   اَللَّهُمَّ اِنّا نَعُوذُ بِكَ مِنْ نَزَغاتِ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ وَكَيْدِهِ وَ                                                      بارخدایا، به تو پناه مى‏بریم از فتنه‏انگیزیهاى شیطان رانده شده، و از حیله و                                                                   مَكآئِدِهِ، وَمِنَ الثِّقَةِ بِاَمانِيِّهِ وَمَواعيدِهِ وَ غُرُورِهِ وَمَصآئِدِهِ،                                                      مکرهاى گوناگونش، و از تکیه کردن به آرزوها و وعده‏ها و فریب او و درافتادن به دامهایش،                                                                   وَاَنْ يُطْمِعَ نَفْسَهُ فى اِضْلالِنا عَنْ طاعَتِكَ، وَامْتِهانِنا                                                      و از طمع بستن او به گمراه کردن ما از راه بندگیت، و خوار ساختن ما به عصیان و                                                                   بِمَعْصِيَتِكَ، اَوْ اَنْ يَحْسُنَ عِنْدَنا ما حَسَّنَ لَنا، اَوْ اَنْ يَثْقُلَ                                                      نافرمانیت، یا خوب دانستن چیزى که آن را در نظرمان نیکو جلوه داده، یا گران دانستن                                                                   عَلَيْنا ما كَرَّهَ اِلَيْنا. اَللَّهُمَّ اخْسَأْهُ عَنّا بِعِبادَتِكَ، وَاكْبِتْهُ                                                      چیزى که نزد ما زشت نشان داده. بارخدایا به قدرت عبادتت او را از میدان زندگى ما بران، و به سبب                                                                   بِدُؤُوبِنا فى مَحَبَّتِكَ، وَاجْعَلْ بَيْنَنا وَبَيْنَهُ سِتْراً لايَهْتِكُهُ،                                                      کوششمان در راه محبتت دماغش را به‏خاک بمال، و بین ما و او پرده‏اى افکن که آن را ندرد،                                                                   وَ رَدْماً مُصْمَتاً لايَفْتُقُهُ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ،                                                      و حجابى ضخیم که آن را نشکافد. بارخدایا برمحمد و آلش درود فرست،                                                                   وَاشْغَلْهُ عَنّا بِبَعْضِ اَعْدآئِكَ، وَ اعْصِمْنا مِنْهُ بِحُسْنِ                                                      و شیطان را با سرگرم شدن به برخى دشمنانت از ما منصرف کن، و ما را به حسن رعایت خود                                                                   رِعايَتِكَ، وَ اكْفِنا خَتْرَهُ، وَ وَلِّنا ظَهْرَهُ، وَاقْطَعْ عَنّا اِثْرَهُ.                                                      از او حفظ فرما، و از حیله‏اش کفایت کن، و چنان کن که از ما بگریزد، و نشان پائى از او براى ما نماند.                                                                   اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ اَمْتِعْنا مِنَ الْهُدى‏ بِمِثْلِ                                                      بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از هدایتى که در دوام و پابرجایى مانند گمراهى او باشد                                                                   ضَلالَتِهِ، وَ زَوِّدْنا مِنَ التَّقوى‏ ضِدَّ غَوايَتِهِ، وَاسْلُكْ بِنا مِنَ                                                      بهره‏مند ساز، و در برابر تباهى او به ما توشه تقوا کرامت فرما، و خلاف راه هلاکت‏بار او ما را به                                                                   التُّقى‏ خِلافَ سَبيلِهِ مِنَ الرَّدى‏. اَللَّهُمَّ لاتَجْعَلْ لَهُ فى قُلُوبِنا                                                      راه تقوا رهنمون شو. الهى در قلب ما براى او راهى                                                                   مَدْخَلاً، وَلاتُوطِنَنَّ لَهُ فيما لَدَيْنا مَنْزِلاً. اَللَّهُمَّ وَما سَوَّلَ لَنا                                                      قرار مده، و براى وى در شئون زندگى ما منزلى فراهم نیاور. بارخدایا ما را به هر                                                                   مِنْ باطِلٍ فَعَرِّفْناهُ، وَ اِذا عَرَّفْتَناهُ فَقِناهُ، وَبَصِّرْنا ما نُكائِدُهُ                                                      باطل که در نظرمان بیاراید آگاه کن، و - چون آگاهمان کردى ما را از آن حفظ کن، و به راه و روش جنگ با او بینایى                                                                   بِهِ، وَاَلْهِمْنا ما نُعِدُّهُ لَهُ، وَاَيْقِظْنا عَنْ سِنَةِ الْغَفْلَةِ بِالرُّكُونِ                                                      ده، و ما را ملهم ساز که براى نبرد با او چه باید آماده کرد، و از خواب غفلتى که سبب گرایش به اوست                                                                   اِلَيْهِ، وَاَحْسِنْ بِتَوْفيقِكَ عَوْنَنا عَلَيْهِ. اَللَّهُمَّ وَاَشْرِبْ قُلُوبَنا                                                      بیدار کن، و به توفیق خود ما را در مسیر مبارزه با او یارى ده. بارخدایا، قلوبمان را از                                                                   اِنْكارَ عَمَلِهِ، وَالْطُفْ لَنا فى نَقْضِ حِيَلِهِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏                                                      انکار کارهاى شیطان سرشار ساز، و براى درهم شکستن حیله‏هایش ما را چاره بیاموز. بارخدایا بر محمد و آلش                                                                   مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَحَوِّلْ سُلْطانَهُ عَنّا، وَاقْطَعْ رَجآئَهُ مِنّا،                                                      درود فرست، و سلطه شیطان را از ما بگردان، و امیدش را از ما قطع کن،                                                                   وَادْرَأْهُ عَنِ‏الْوُلُوعِ‏بِنا.اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاجْعَلْ                                                      و وى را از حرص ورزیدن به گمراهى ما دفع فرما. بارخدایا، بر محمد و آلش درود فرست، و                                                                   ابآئَنا وَاُمَّهاتِنا وَاَوْلادَنا وَاَهالِيَنا وَذَوى اَرْحامِنا وَقَراباتِنا                                                      پدران و مادران و فرزندان و اهل ما و خویشان و نزدیکان                                                                   وَجيرانَنا مِنَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنْهُ فى حِرْزٍ حارِزٍ،                                                      و همسایگان ما را از زن و مرد مؤمن، از شرّ او در جایگاهى محکم،                                                                   وَحِصْنٍ حافِظٍ، وَكَهْفٍ مانِعٍ، وَاَلْبِسْهُمْ مِنْهُ جُنَناً واقِيَةً،                                                      و دژى حفظ کننده، و پناهگاهى امن قرار ده، و آنان را براى دفع ضرر او زره‏هاى نگهدارنده بپوشان، و                                                                   وَاَعْطِهِمْ عَلَيْهِ اَسْلِحَةً ماضِيَةً. اَللَّهُمَّ وَاعْمُمْ بِذلِكَ مَنْ                                                      آنان را اسلحه بُرّا بر ضدّ او عطا کن. بارخدایا، و مشمول این دعا فرما هر کس را                                                                   شَهِدَ لَكَ بِالرُّبُوبِيَّةِ، وَاَخْلَصَ لَكَ بِالْوَحْدانِيَّةِ، وَعاداهُ                                                      که به پروردگاریت گواهى داده، و به توحیدت اخلاص ورزیده، و از باب                                                                   لَكَ بِحَقيقَةِ الْعُبُودِيَّةِ، وَاسْتَظْهَرَ بِكَ عَلَيْهِ فى مَعْرِفَةِ                                                      حقیقت بندگى با شیطان دشمنى نموده، و براى دریافت علوم ربّانى از سوى تو بر                                                                   الْعُلُومِ الرَّبّانِيَّةِ. اَللَّهُمَّ احْلُلْ ما عَقَدَ، وَافْتُقْ ما رَتَقَ،                                                      علیه او یارى جسته است. خداوندا آنچه گره زده بگشاى، و هر راه که باز کرده ببند،                                                                   وَافْسَخْ ما دَبَّرَ، وَ ثَبِّطْهُ اِذا عَزَمَ، وَ انْقُضْ ما اَبْرَمَ. اَللَّهُمَّ                                                      و هر تدبیرى که اندیشیده درهم شکن، و از هر کار که قصد مى‏کند بازش دار، و هرچه را محکم نموده سست کن. بارخدایا،                                                                   وَ اهْزِمْ جُنْدَهُ، وَاَبْطِلْ كَيْدَهُ، وَاهْدِمْ كَهْفَهُ، وَاَرْغِمْ                                                      سپاهش را بشکن، و مکرش را باطل ساز، و پناهگاهش را ویران کن، و بینیش را                                                                   اَنْفَهُ. اَللَّهُمَّ اجْعَلْنا فى نَظْمِ اَعْدآئِهِ، وَ اعْزِلْنا عَنْ عِدادِ                                                      به خاک بمال. الهى ما را در سلک دشمنانش قرار ده، و از شمار دوستانش                                                                   اَوْلِيآئِهِ، لانُطيعُ لَهُ اِذَا اسْتَهْوانا، وَ لانَسْتَجيبُ لَهُ اِذا                                                      برکنار کن، تا چون ما را بفریبد او را پیروى نکنیم، و چون ما را بخواند از اجابتش                                                                   دَعانا، نَأْمُرُ بِمُناواتِهِ مَنْ اَطاعَ اَمْرَنا، وَ نَعِظُ عَنْ مُتابَعَتِهِ                                                      سرباز زنیم، و هرکه را که پیرو فرمان ماست به دشمنى با او فرمان دهیم، و هرکه را که پیرو نهى ماست                                                                   مَنِ اتَّبَعَ زَجْرَنا. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِيّينَ،                                                      از اطاعت او بازداریم. بارخدایا بر محمد آخرین پیامبر،                                                                   وَ سَيِّدِ الْمُرْسَلينَ، وَ عَلى‏ اَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ،                                                      و آقاى فرستادگانت، و بر اهل‏بیت پاک و پاکیزه او درود فرست،                                                                   وَاَعِذْنا وَاَهالِيَنا وَاِخْوانَنا وَ جَميعَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِمَّا                                                      و ما و اهل ما و برادران ما و همه اهل ایمان از زن و مرد را از چیزى که از آن پناه مى‏بریم                                                                   اسْتَعَذْنا مِنْهُ، وَ اَجِرْنا مِمَّا اسْتَجَرْنا بِكَ مِنْ خَوْفِهِ، وَاسْمَعْ                                                      پناه ده، و از آنچه که از بیم آن از تو ایمنى خواستیم ایمنى بخش، و دعاى                                                                   لَنا ما دَعَوْنا بِهِ، وَاَعْطِنا ما اَغْفَلْناهُ، وَاحْفَظْ لَنا ما                                                      ما را بشنو، و آنچه را از ذکرش غفلت کردیم به ما عطا کن، و آنچه را فراموش نمودیم براى ما                                                                   نَسيناهُ، وَصَيِّرْنا بِذلِكَ فى دَرَجاتِ الصّالِحينَ، وَ مَراتِبِ                                                      محفوظ دار، و ما را بدین سبب به درجات شایستگان، و مقام گرویدگان                                                                   الْمُؤْمِنينَ، امينَ رَبَّ الْعالَمينَ.                                                      انتقال ده، اى پروردگار جهانیان دعاى ما را اجابت فرما.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 1 تا 18"
    },
    {
        "title": "دعای  18 - دعاي آنحضرت در دفع بلاها و سختي ها",
        "language": "ar",
        "type": 4,
        "issued": "1397",
        "abstract": "وَكانَ مِنْ دُعائِهِ عليه‏السلام اِذا دُفِعَ عَنهُ ما يَحْذَرُ وْ عُجِّلَ لَهُ مَطْلَبُهُ‏                                                      « ‏وقتى‏که خطرى از او مى‏گذشت»                                                                   اَللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى‏ حُسْنِ قَضآئِكِ، وَ بِما صَرَفْتَ عَنّى                                                      بارخدایا، تو را سپاس بر خوبى سرنوشتى که مقدّر فرموده‏اى، و بر بلایى که از من                                                                   مِنْ بَلآئِكَ، فَلاتَجْعَلْ حَظّى مِنْ رَحْمَتِكَ ما عَجَّلْتَ لى                                                      گرداندى، پس نصیبم را از رحمتت در این عافیت دنیایى که به من ارزانى داشتى                                                                   مِنْ عافِيَتِكَ، فَاَكُونَ قَدْ شَقِيتُ بِما اَحْبَبْتُ، وَ سَعِدَ غَيْرى بِما                                                      منحصر مکن، که به سبب آنچه دوست دارم بدبخت شوم، و دیگرى به‏خاطر آنچه ناپسند من است                                                                   كَرِهْتُ. وَ اِنْ يَكُنْ ما ظَلِلْتُ فيهِ، اَوْ بِتُّ فيهِ مِنْ هذِهِ الْعافِيَةِ                                                      خوشبخت گردد، و اگر آن عافیت که روز را در آن به‏شب رسانده، یا شب را در آن به روز آورده‏ام                                                                   بَيْنَ يَدَىْ بَلآءٍ لايَنْقَطِعُ، وَ وِزْرٍ لايَرْتَفِعُ، فَقَدِّمْ لى ما                                                      مقدمه بلایى همیشگى، و وبالى دائم باشد پس آنچه را برایم به تأخیر انداخته‏اى                                                                   اَخَّرْتَ، وَ اَخِّرْ عَنّى ما قَدَّمْتَ، فَغَيْرُ كَثيرٍ ما عاقِبَتُهُ الْفَنآءُ،                                                      پیش انداز، و آنچه را که پیش انداخته‏اى به تأخیر افکن، زیرا چیزى که پایانش نیستى است بسیار نیست،                                                                   وَ غَيْرُ قَليلٍ ما عاقِبَتُهُ الْبَقآءُ، وَ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ.                                                      و آنچه عاقبتش همیشگى و جاودانى است اندک نباشد، و بر محمد و آلش درود فرست.",
        "publisher": "دارالعرفان",
        "publisher-place": "قم",
        "collection-title": "دعای 1 تا 18"
    }
]
